پس از انتشار مقاله « ولی فقیه سوم “لُخت” نیست!» شماری از خوانندگان ماهنامه نبردخلق این پُرسِش را مطرح کردند که؛ بر اساس کدام اطلاعات نتیجه گیری شده که ولی فقیه سوم وجود دارد و یا اگر وجود دارد نقش واقعی در قدرت دارد؟ پاسخ من به عنوان نویسنده آن مقاله بر بنیاد تحلیل و نه اطلاعات مشخص بود. اگر نظام «ولایت مطلقه فقیه» واقعیت داشته باشد، نمی تواند بدون «ولی امر» به موجودیتش ادامه دهد. این که کارگزاران حکومت از بالا تا پائین دروغگو هستند، تردید ناپذیر است. اما در مورد راس هرم قدرت نمی توان با دروغ، مساله مهم ولی فقیه را به ویژه در شرایط بحران همه جانبه، لاپوشانی کرد. در حقیقت نقش ولی فقیه آنگونه که در قانون اساسی جمهوری اسلامی تعیین شده، بسیار گسترده تر از آن است که به توان آن را با ظاهرسازی بی محتوا، کاهش داد.

راست این است که سپاه پاسداران نقش مهمی در ساختار نظام دارد، اما این نقش با کشته شدن ولی فقیه دوم آفریده نشده و از دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی در عرصه اقتصادی شروع و در دوران احمدی نژاد از نقطه عطف عبور کرد و با به قدرت رسیدن رئیسی به اوج رسید. در تمامی این دورانها، ولی فقیه نقش سرکردگی در شاکله قدرت داشت و مهمتر این که ولی فقیه کنونی در آن شرایط نقش همآهنگ کننده ارگانهای نطامی و امنیتی در نهاد ولایت فقیه داشته است. بنابرین ولی فقیه سوم گرچه یکشَبِه درجه «آیت الله» را کَسب کرد و گرچه گفته شده که مجروح و در حال مداوا است، ولی افسار قدرت را در دست دارد و در سه حوزه مناسبات با مردم، با کشورهای دیگر و با کُنشهای داخل هرم قدرت نقش تنظیم کننده و تصمیم گیرنده نهایی دارد. پیرامون انتخاب ولی فقیه سوم، آخوند محسن اراکی، عضو مجلس خبرگان نظام، آن را «یک معجزه الهی» اعلام کرد و اضافه نمود که «ما در متن فرآیند انتخاب، دست هدایت امام زمان(عج) را به ‌وضوح مشاهده کردیم.» (رسانه حکومتی مهر، دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵)

وی در باره «اجماع لازم» برای این انتخاب گفت: «ایشان با اکثریت قاطع آرای مجلس خبرگان انتخاب شدند؛ در حالی که شخصیتهای برجسته و مهم دیگری نیز مطرح بودند… و… عمر کسانی که در داخل کشور در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی و رسانه‌ای با دشمن همراهی می‌کنند نیز به پایان رسیده است.» (همان جا)

روز یکشنبه ۲۰ اردیبهشت رسانه حکومتی تسنیم، وابسته به نیروی تروریستی قدس از «شرفیابی» سرلشکر پاسدار علی عبداللهی، سرکرده قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا «به‌ محضر» سرکرده کل قوای (مجتبی خامنه ای) خبر داد. در این دیدار پاسدار عبداللهی «تبعیت کامل از فرامین» ولی فقیه سوم «تا پای جان و تا آخرین نفس» را به اطلاع مجتبی خامنه ای رساند.

روایت شاهدان

یکی از مهمترین نقشهای «عمود» خیمهِ نظام، تنظیم مسالمت آمیز مناسبات میان دسته بندیها و باندهای تشکیل دهنده هِرَم قدرت و پیرامون آن است. اگر امروز تضادها و چالشهای درونی هرم قدرت به شکل مسالمت آمیز کنترل می شود، به خاطر وجود یک «تیرک»، هرچند ضعیف و صدمه دیده، است. وقتی شبها گردهمآئیهای حکومتی، مداحان شعار «هرجا ترامپ تِر می زنه، ظریف میاد زِر می زنه» و یا شعار علیه پزشگیان و قالیباف سر می دهند، این ولی فقیه است که می تواند به مداحان پوزه بند بزند.

مرور گوشه ای از آن چه در درون شاکله قدرت می گذرد، این ادعا را ثایت می کند.

*روز یکشنبه ۶ اردیبهشت ۱۴۰۵، رسانه حکومتی آرمان ملی نوشت: «برخی افراد و جریاناتی که در حالت عادی حرف و سخن شان خریدار ندارد، به دنبال فضایی هستند تا از آن فضا برای طرح اهداف و منویات خود استفاده کنند… اظهارات اختلاف ‌افکن و تضعیف و تخریب مسئولان و شخصیتها در برخی تجمعات شبانه به حدی بوده که برخی چهره‌ های سیاسی و مداحان نیز به آن واکنش نشان دادند.»

*روز چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵، آخوند محمد باقر خرازی، دبیرکل حزب ‌الله ایران و مدیرمسئول روزنامه حکومتی حزب ‌الله، در پیامی در شبکه اجتماعی ویراستی، نوشت

«خیلی صریح و بدون رودربایستی نسبت به آقای عراقچی کاملاً مشکوک هستیم. به‌ خصوص نه تنها به جهت این‌که پس از ملاقات ایشان با رهبر شهید، مکان رهبری بمباران شد و نه ‌تنها به ‌دلیل اصرار شدید اخیراً ایشان جهت ملاقات با رهبر کنونی که علیرغم اصرار ایشان رهبری اجازه ملاقات به ایشان را نداده است، که نسبت به تلاشهای نوشتاری و رفتار ایشان در جدا کردن ترامپ قاتل و جانی از اسراییل و بی ‌توجهی به جنگ و درگیریها، اگر مذاکرات کنونی به وادادگی همانند برجام تبدیل شود، در ایجاد اعتراضات خیابانی و ویران کردن وزارت‌ خارجه و دولت پزشکیان لحظه‌ای تردید نخواهیم کرد.» این گفته آخوند خرازی آن چنان رسوا کننده بود که خبرگزاری سپاه پاسداران آن را از صفحه خود حذف کرد.

*محمود واعظی، رییس دفتر سیاسی حزب اعتدال و توسعه پیرامون نقش مجتبی خامنه ای در مذاکرات با آمریکا می گوید: «تندروها با مذاکراتی که به تأیید رهبری رسیده مخالفت می‌کنند، به گمان من این واکنشهای سلبی پدیده تازه‌ای نیست و سابقه‌ ای طولانی در عرصه سیاسی کشور دارد.» (خبرآنلاین، دوشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵)

*آخوند مهدوی نژاد مسئول هیات انصار ولایت دارلعباده یزد به نقش تعیین کننده ولی فقیه سوم می پردازد و تاکید می کند که «هرگز رهبری اجازه نمی‌دادند برای مذاکرات آتش ‌بس.» (تلویزیون حکومتی شبکه سه، سه شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵)

وی بدون نام بردن از آخوند محمد باقر خرازی، به ادعاهای او این گونه پاسخ می دهد: «بعضیها می‌آیند از آن طرف بام می ‌افتند متهم کردن به خیانت مسئولین آن هم مسئولین درجه یک نظام فلانی خائن است فلانی خائن است فلانی خواسته برود راهش ندادند، پس خائن است فلانی آن روز از آنجا آمده بیرون بعد آنجا را زدند این نفوذی است.» (همان جا)

در همین مصاحبه تلویزیونی آخوند مهدوی نژاد از سخنانی که درون هرم قدرت تفرقه ایجاد می کند انتقاد کرده و می گوید: «بعضی از تحلیلگرها هم متأسفانه امروز دامن می‌زنند به شقاق بین مردم [بخوانید بسیجیها] با متهم کردن همدیگر و بی‌اعتماد کردن مردم [بخوانید بسیجیها] به ارکان بالاشان بی‌اعتماد کردن مردم نسبت به مسئولین… موضع غلط تحلیل غلط شعار غلط امروز آن چیزی است که ممکن است آب به آسیاب دشمن بریزد امروز خطرناک ‌ترین مساله برادران و خواهران ایجاد اختلاف بین مردم [بخوانید بسیجیها] و مردم [بخوانید بسیجیها] و مردم [بخوانید بسیجیها] و مسئولین با جنگ روانی که دشمن راه انداخته…یک عده این شرایط را با روایتهای غلط برعکس جلوه می‌ دهند جوری که رهبری مثلاً تحت فشار هستند برای مذاکره تحت فشار هستند برای آتش‌ بس این زیر سؤال بردن و تضعیف رهبری است پس متهم کردن به خیانت هم امروز یک شِق از آن اختلاف ‌افکنی است و جایز نیست و خلاف امر رهبری است…»

*روز چهار شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، رسانه حکومتی تابناک به نقل از رجانیوز متعلق به باند پایداری نوشت: «در تکراری تلخ از یک مسیر شکست‌خورده، مسعود پزشکیان بار دیگر با طرح سوال انحرافی “گفت‌وگو نکنیم؛ چه کنیم؟” به تریبون جریان غربگرا تبدیل شده است. این دقیقاً همان نسخه ‌ای است که پس از “دفاع مقدس دوم” و بمباران میز مذاکره توسط دشمن نیز از سوی وی تکرار و با استقبال روزنامه هم‌میهن مواجه شد؛ مذاکره ‌ای که انتهایش باز هم به حمله دشمن ختم گردید. این دور باطل “مذاکره-جنگ” و اصرار بر گفت ‌و گو با دشمنی که منطقی جز زور نمی ‌فهمد، نشان می‌دهد گویا نهیب موشکها هم برای بیدار کردن ذهنهای ساده ‌اندیشی که به لالایی مذاکره دل خوش کرده ‌اند، کافی نیست.»

*در همین روز خبرآنلاین به نقل از روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: «اینکه عده ‌ای چنان سخن بگویند که گویی تنها راه مواجهه با آمریکا، جنگ مستقیم و بی ‌پایان است و حتی شنیدن واژه “مذاکره” را هم تاب نیاورند، بیش از آنکه نشانه انقلابیگری باشد، علامت گرفتار شدن در نوعی رادیکالیسم بی ‌پشتوانه است.»

از این نمونه ها بسیار است و روزانه در رسانه های حکومتی پوشش داده می شود و واقعیتهای نظام ولایت فقیه را نشان می دهد. هم وجود تیرک نطام و هم چالشها و تضادهای درونی شاکله قدرت، واقعیت نظام ولایت فقیه است و در شرایط کنونی مجتبی خامنه ای قبای مندرس ولی فقیه را بر تن کرده است.

همین جا تاکید کنم که اگر این تحلیل اشتباه باشد و قدرت حاکم از نظام ولایت فقیه با حمله آمریکا و اسرائیل عبور کرده باشد، با فروکَش کردن فضای جنگی، اسرار ناگفته بسیار از درون حکومت تغییر یافته (چِنج رژیم) برملا خواهد شد که به گُمانم امر مبارکی خواهد بود.

*تصویر استفاده شده برای این یادداشت، از رادیو فردا است.

مهدی سامع

منبع: نبرد خلق شماره ۵۰۲ – آدینه ۱ خرداد ۱۴۰۵ – ۲۲ مه ۲۰۲۶