از آنجاییکه وقت خواننده کم است و می بایست کوتاه نوشت، به خلاصه پاسخ به سوال را عرض می کنم: «من و شما باعث شدیم رضا پهلوی یکهویی رضا شاه شود وشعار فاشیستی جاوید شاه در ایران و دیگر کشورهای مختلف جار زده شود».

چرا؟ پاسخش کوتاه نیست، اما تیتروار عرض می کنم، بخاطر اینکه:

  • وقتی چریکها در کردستان و گنبد برای حقوق خلق ها سنگر گرفته بودند، «من» و «شما» (از این به بعد ما) به دنبال این بودیم که از دوغ بنی صدر چند من کره می شود گرفت.
  • وقتی گفته می شد که از خمینی و قوم معمم، آزادی و دموکراسی سر نمی زند، ما خمینی ای امام می خواندیم.
  • وقتی در 30 خرداد 1360 و سپس در 5 مهر شعار «مرگ بر خمینی» شعار میدانی شد، خیلی از ما گیج و ویج بهانه می آوردیم که «زود شروع شد، ما هنوز آماده نبودیم»
  • وووووووو
  • وقتی شورای ملی مقاومت ایران طرح «صلح» با ارتش عراق را روی میز گذاشت، خیلی از ما، شروع کردیم به برچسب زدن که مگر میشود با دشمن صلح کرد و خواسته و ناخواسته شعار جنگ جنگ تا پیروزی سر می دادیم.
  • ووووووو
  • تا به امروز رسید، که خیلی از ما سرنگونی طلبان دچار گیجی شده ایم، که بالاخره موافق این جنگ هستیم یا مخالفش.
  • گیج هستیم که موضع ما در برابر آنها که می گویند «نه به جنگ» چه باید باشد.
  • گیج هستیم که اگر تظاهرات ضدجنگی به راه افتاده در آن شرکت کنیم یا نه، از ترس اینکه مبادا به جیب جمهوری اسلامی بریزد.
  • گیج هستیم که اگر نمی خواهیم در آن تظاهرات ضد جنگ شرکت کنیم، وظیفه «جنگ ستیزی» ما چه می تواند، و باید باشد؟
  • به گیجی ادامه می دهیم، و شاهد ویرانی ایران به صحنه تلویزیون خیره می شویم، و با نفرت آنرا خاموش می کنیم چرا که دل دیدن ویرانی وطن را نداریم، اما حرکتی از ما سر نمی زند.
  • نمی رویم یک گروه 20 نفره ضد جنگ تشکیل بدهیم، و تظاهرات کنیم.
  • در گروه های 20 نفره ضد جنگ شرکت نمی کنیم چون کسر شأن است، از 100هزار کمتر قبول نیست.
  • نمی رویم وکیل مجلس در کشور میزبانمان را علیه جنگ لابی کنیم.
  • آنقدر سکوت می کنیم، و به دیگران که ضد جنگ موضع می گیرند غُر می زنیم تا عراقچی و قالیباف و ترامپ و نتانیاهو پشت پرده کثیف سیاست به توافق برسند.
  • و….. همانطور که رضا پهلوی یکهو رضاشاه شد، این اراذل جانی یکهو فرشتگان صلح می شوند. و ما جماعت بی حرکت و ساکت که نمی خواهیم تنمان نجس شود، مُهر جنگ طلب بر پیشانیمان می خورد.

به همان نسبت، روزی که روزش بود و لازم بود، ما (جماعت بی حرکت و غُرغُرو) بر تشکیل جبهه همبستگی کلیه سرنگونی طلبان اصرار نورزیدیم. آنقدر ساکت نشستیم تا آمدند و رضا پهلوی را رضاشاه کردند، همانطور که آمدند و خمینی را پدر کردند. حال رضا پهلوی را می خواهند پدر ما بکنند.

خظابم به همه آنهایی است که نمی فهمند ناخواسته از ادامه جنگ حمایت می کنند.

پایان جنگ، به ما سرنگونی طلبان زمان و امکان می دهد تا کنترل سرنگونی را خودمان در دست داشته باشیم. در زیر ضربات سنگین بمباران و ضربات سنگین و انحرافی رسانه های وابسته، این جنگ حتما به نفع جهانخواران و ایادیشان تمام خواهد شد.

خیلی وقت پیش نوشته بودم که ما باید پرچم صلحدوستی و صلح خواهی را بلند کنیم و هویت سرنگونی طلبان را با این پرچم مشخص کنیم.

الان، همین امروز که همه در ج.ا. به جان هم افتاده اند و عراقچی را کله پا می کنند و بقایی خودش را خفه می کند که توضیح بدهد تا شاید جماعت مهدویون خفقان بگیرند، در این برهه از تاریخ ما باید پرچم صلح را بیفرازیم.

همین الان! تا دیر نشده و اپورتونیستها آنرا علم نکرده اند.

هرکس زیر پرچم صلح بیاید سرنگونی طلب است، دیدگاه و وابستگی سیاسی او مطرح نیست. این پرچم حتما و می بایست در دست فرزندان خلق افراشته شود، در غیر اینصورت رضاشاه دوم اگر شانس موفقیت پیدا نکند، بازماندگان خمینی و خامنه ای ج.ا. مارک2 را پایه ریزی خواهند کرد.

علی ناظر
26 فروردین 1405
17 آوریل 2026