سایت آفتاب، حدودا 19 اردیبهشت، یکماه پیش از تهاجم نظامی اسرائیل و آمریکا به ایران، نوشت «معاون سازمان انرژی اتمی ایران درخصوص اظهارات مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا که عنوان کرده ایران تنها کشوری است که سلاح هستهای ندارد اما از غنیسازی برخوردار است، گفت: ایران تنها کشوری نیست که غنیسازی میکند و در عین حال سلاح هستهای ندارد.»
سایت مجاهدین هم دیروز، 7 شهریور، چنین گزارش می کند «باربارا وودوارد، نماینده بریتانیا در شورای امنیت سازمان ملل، پس از نشست غیرعلنی این شورا درباره فعالسازی مکانیسم ماشه علیه رژیم ایران، هشدار داد که ایران تنها کشوری است که بدون داشتن سلاح هستهیی، اقدام به تولید اورانیوم با سطح غنای بالا کرده است. او تأکید کرد که رژیم ایران از سال ۲۰۱۹ میلادی تقریباً تمامی تعهدات خود در چارچوب برجام را کنار گذاشته است.»
البته بی بی سی در 18 مه 2025 (35 روز پیش از تهاجم نظامی اسرائیل و آمریکا به ایران) ادعای روبیو را راستی آزمایی کرده و لیستی از کشورهایی که غنی سازی می کنند اما سلاح هسته ای هم ندارند را ارائه می دهد و توضیح می دهد «گاهی به کشورهایی که در حال حاضر بدون داشتن برنامه ساخت سلاح، غنیسازی اورانیوم انجام میدهند نشان میدهد که اگرچه در بسیاری از این برنامهها شفافیت حرف اول را میزند، اما حتی پنهانکاری از آژانس و توسعه مخفیانه برنامه هستهای و غنیسازی اورانیوم (بدون برنامهای برای ساخت سلاح هستهای)، بیسابقه نیست. در عوض آنچه در تمامی این کشورها مشترک است، وضعیت رابطه آنها با غرب و به ویژه ایالات متحده است.
در حال حاضر، مهمترین نمونههای کشورهایی که تنها برای مصارف صلحآمیز دست به غنیسازی اورانیوم میزنند، کشورهایی هستند که در زمان توسعه برنامه هستهای، از دوستان آمریکا در سطح بینالمللی بودند و در مواردی حتی بدون امضای پیمان منع گسترش تسلیحات هستهای، از همکاریهای هستهای کشورهای غربی بهرهمند شدند.»
اما اینهمه هیاهو برای چیست؟ عضو ان پی تی می تواند غنی سازی کند و تسلیحات اتمی نداشته باشد، قید هم نشده تا چه خلوص و حدی می تواند غنی سازی کند.
همه اینها به عملیاتی شدن مکانیسم ماشه مرتبط می شود. اربابان بی مروت نمی خواهند برای بار دوم به ایران حمله کنند، اما می خواهند ج.ا. زیر بیرق آنها برود. پزشکیان، رئیس دولت اسلامی هم نمی خواهد جنگ دوباره آغاز شود، و حاضر است زیر بیرق اربابان برود، اما فورمول اینکار هنوز نوشته نشده است.
روسیه و چین این فورمول، که عمرش 6 ماه است، را قرار است ارائه دهند، که غیر مستقیم در آن به ج.ا. گوشزد می کنند که فقط 6 ماه وقت دارد، و بعد از آن حتی این دو یار راهبردی خائن به تعهد، از او حتی بصورت ضمنی هم حمایت نخواهند کرد.
برجام 2، پیشنهادی روسیه و چین چند منفعت دارد. از آنجا که برجام جدید است، آمریکا می تواند عضوی در آن باشد و خواست های خود را اینبار شدیدتر اعمال کند.
منفعت دیگر فعال شدن مکانیسم ماشه اینست که همه می توانند ج.ا. را دوباره به جمع خود راه داده و روند مماشات را آغاز کنند. بخصوص در این دوران که قرار است خلع سلاح در منطقه پرآشوب غرب آسیا کلید خورده و اوکراین و روسیه هم به توافقات صلح برسند تا اربابان بی مروت بتوانند از این سفره پهن شده «بازسازی زیر ساختار ها در کشورهای آسیب دیده در جنگ» برداشت کنند.
این هیاهو، اما به ریشه نمی پردازد، نمی خواهد بپردازد.
جنگ که برخی، در طیف اپوزیسیون، از آن حمایت کردند و یا در قبال آن سکوت اختیار کردند، اهرم قابل اعتمادی برای سرنگونی نبوده، نیست و نخواهد بود. در صورت نبود جنگ و بحران های حاد بین المللی، بدون شک، ج.ا. زیر ضرب اعتراضات مردمی خواهد رفت، و می تواند میز مماشات را بهم بریزد. بدین منظور همه در تلاشند تا با فورمول قابل هضمی ج.ا. مارک2، که بهترین گزینه است را بخورد مردم و افکار عمومی بدهند.
این ریشه تمام هیاهوهاست. این هیاهو را باید ریشه کن کرد و در دام این هیاهو نیفتاد.
