علی ناظر: گاهی از اوقات آدمها به برخی از موضوعات، بیماریها، و یا رسوم زندگی عادت کرده و این عادت تبدیل به ملکه ذهن می شود. مهم نیست که خداپرور هستیم یا نه، اما به هنگام بدرود بنا به آنچه در ما «ملکه» شده، می گوییم «خداحافظ».
این «عادت» متاسفانه برای آدمهایی مثل این قلم که دائما در معرض «خبر» و «تحلیل» و «داده های واقعی» سیاست هستند، بگونه ای «نهادینه» می شود. بقولی «پوست کلفت» می شود. اگر چند هفته و ماه پیش، از کشته شدن یک کودک، شب به خواب نمی رفت، اما امروز و پس از نزدیک به 2 سال کشتار کودکان در غزه، «خبر» کشته شدن 20، 30، 40 کودک طی چند روز می شود یک «داده»، یک شماره، یک آمار، دیروز بود 75 کودک، امروز شده 175 کودک. در این «آمار سرسام آور» دیگر به واژه توجه نمی شود. دیگر «ذهن» به همان شدت روز اول، نمی خواهد آتش بگیرد. چرا که دیگر «کودک» واژه کلیدی نیست، بلکه «175»، عدد، آمار، «کلیدواژه» شده است. در چنین حالتی، «انسانیت» در «خبرنگار»، «ژورنالیست» مرده است. دیگر از «آدم بودن» دور شده، و به مجری یک «فونکسیون»، و «انجام وظیفه» تبدیل شده است.

امروز در اخبار خواندم که در این 12 روز جنگ در ایران «300» کادر پزشکی دچار «شوک انفجار» (موجی) شده اند. خیلی وقت پیش، خیلی خیلی وقت پیش، وقتی رزمندگان فروغ جاویدان به میدان وارد شدند، از یکی از بازماندگان شنیدم که «فلانی» (با احترام به آن دختری که فقط برای آزادی به عملیات پیوسته بود) بر اثر انفجاری در نزدیکی اش، «موجی» شده بود و «گیجو ویج» به اینطرف و آنطرف می رفت تا عاقبت مورد اصابت گلوله دشمن قرار گرفت.

«موجی» یعنی اینکه صدایی نمی شنوی که همراه سوت نباشد. صدای صفیر گلوله، و اگر انفجار پر قدرت تر از انفجار یک گلوله باشد، «صدای انفجار» دائما در سر و گوش و مغزت می پیچد. با هر صدایی وحشت تمام وجودت را می گیرد. مخصوصا اگر شاهد متلاشی شدن بدنی و یا بدنهایی در اطرافت باشی (مثلا میدان تجریش). تروما، نه تنها فیزیکی بلکه روحی هم خواهد بود. صدا چیزی نیست که پس از مدتی تو را رها کند. در اکثر اوقات دائم العمر است. از کار کردن می افتی. دائما توی گوشَت صدای سوت می شنوی. صدایی که نمی گذارد بخوابی.

در این 12 روز جنگ، تعداد کثیری، از جمله 300 کادر پزشکی، قربانی «موج» انفجار شده اند.

این «آمار» تنها پس از 12 روز بوجود آمده است. حال، این آمار را 60 برابر کنیم تا تعداد «موجی» ها در غزه، و البته لبنان و سوریه و یمن و… برایمان ملموس شود.

از 23 خرداد، 300 پرستار، یا دیگر کادر پزشکی، دیگر نمی تواند برای خانواده اش «نان آور» باشد. این فاجعه زمانی معنای مشخصی می گیرد که به «مردمی نبودن» حکومت توجه شود. در آمریکا، پس از جنگ ویتنام، به علت بی توجهی دولت و حکومت، تعداد زیادی از «موجی» ها کارتون خواب شدند. تعدادی خودکشی کردند. تاکنون بیش از 46 سرباز اسرائیلی خودکشی کرده است.

شاید، در دور بعدی تهاجم به ایران، ما، «ژورنالیست»ها، دیگر برایمان عادی شود وقتی از تعداد «موجی»ها حرف می زنیم. برای بسیاری از ما، «ژورنالیسم» یک فونکسیون است، یک «سرگرمی» که بویی از انسانیت نبرده باشد.

البته هستند «ژورنالیست»هایی که در برابر موجی از رگبار گلوله سربازان اسرائیلی در غزه قرار گرفته و پیش از آنکه «عادت» کنند، جان می بازند.

دردآورتر اینکه، هستند نهادهایی در میان اپوزیسیون که هنوز که هنوز است تهاجم اسرائیل و آمریکا به ایران را محکوم نکرده اند، گویی در انتظار آن هستند تا مشمول گذشت زمان شود و آدمها یادشان برود که «این»ها سکوت کردند – گویی که دشمن زبانشان را گاز گرفته باشد. آیا حافظه تاریخی اینقدر کوتاه عمر می کند؟

هم میهن: « محمدرضا پس از چندروز از بیمارستان مرخص شد، اما آن‌قدر درهم‌شکسته، عصبی و غیرقابل ‌مهار که خانواده‌اش او را به بیمارستان اعصاب و روان «فارابی» کرمانشاه منتقل کردند؛ همان بیمارستانی که خودش از آسیب موشک‌ها در امان نماند و آنطور که «علیرضا ابراهیمی»، سرپرست این بیمارستان به «هم‌میهن» می‌گوید، ۳۰۰ نفر از ۶۰۰ پرسنل آن، بعد از انفجار 26 خردادماه، دچار علائم موج‌‌گرفتگی شده‌اند و حال عده‌ای‌شان بد است. آن‌روز 150 نفر از بیماران را از این بیمارستان به بیمارستان امام رضا کرمانشاه منتقل کردند و خانواده‌های بیشترشان آمدند و آنها را بردند، اما آنطور که سرپرست بیمارستان فارابی می‌گوید، 20 نفر از بیماران، کسی را نداشتند که دنبال‌شان بیاید و حالا به تنها بیمارستان اعصاب و روان کرمانشاه، فارابی، بازگشته‌اند؛ با روان‌هایی زخمی‌تر از همیشه.»

اعتماد: به عوارض سطحي و ماندگار براي مجروحان جنگ 12روزه می پردازد. « آسيب‌هاي جسمي و رواني ناشي از موج انفجار، زخم و پارگي و بريدگي، انواع شكستگي‌ها، قطع عضو، ضايعات نخاعي، آسيب شنوايي و بينايي و سوختگي از خفيف تا شديد و در حد معلوليت براي 5750 مجروح جنگي ايجاد شده است. آسيب‌هاي شديد چشمي در 12 مجروحي كه در بيمارستان فارابي جراحي شدند. سوختگي‌هاي عميق در مجروحاني كه در بيمارستان شهيد مطهري جراحي شدند . افزايش 20 درصدي تماس تهراني‌ها با اورژانس اجتماعي در جنگ 12 روزه . آسيب به گوش داخلي بر اثر صدا و موج انفجار، بهبودي ندارد»

اعتماد به تفکیک مصدومان و جراحات می پردازد.از جمله « آسيب‌هاي جسمي و رواني ناشي از موج انفجار، زخم و پارگي و بريدگي، آسيب‌هاي شديد به احشاي داخلي، آسيب مغزي، آسيب‌تنفسي و ريوي، شكستگي قفسه سينه و لگن و سر و ستون فقرات و دست و پا و جمجمه و گردن، قطع عضو، ضايعات نخاعي، آسيب شنوايي، آسيب بينايي و سوختگي، انواع صدماتي است كه با طيف خفيف تا شديد و گاه تا حد معلوليت و ناتواني دايمي، اين افراد را درگير كرده است. » حسين كرمانپور؛ رييس مركز اطلاع‌رساني وزارت بهداشت، با ریز شدن به شکل و درصد مصدومیت و تفکیک آنها، از مصدومین «موجی هم خبر می دهد « آسيب‌هاي ناشي از آتش‌سوزي و سوختگي، موج انفجار، آسيب تنفسي، مصدوميت تشعشعات (پرتوي)، آسيب ناشي از حبس شدن زير آوار يا اصابت اجسام سخت و آسيب‌هاي رواني، در فصل جداگانه‌اي با عنوان « حوادث » تجميع شده كه طبق نتايج اوليه اين تفكيك تجميعي و بر مبناي پرونده‌هاي ثبت شده 1403 مجروح جنگي، حدود 40 درصدشان، آسيب و مصدوميت و جراحت ناشي از حوادث داشته‌اند، حدود 500 نفر، دچار عوارض ناشي از موج انفجار شده‌اند و مصدوميت تشعشعات هم، صفر بوده است. »

خبرگزاری دانشجو: « آمادگی ۲۸۴ مرکز غیردولتی برای ارائه خدمات رایگان به آسیب دیدگان جنگ. سرپرست دفتر مشاوره و امور روانشناختی سازمان بهزیستی کشور گفت: اگر شهروند آسیب دیده از جنگ به مشاوره‌های طولانی مدت و حضوری نیاز داشته باشد به مراکز مشاوره ارجاع می‌شود. غفاری با اشاره به اینکه بهزیستی برای همکاری داوطلبانه مراکز غیردولتی برای ارائه رایگان خدمات مشاوره در استان‌های مختلف، فراخوان صادر کرده است، افزود: تاکنون ۲۸۴ مرکز در این رابطه اعلام آمادگی کرده‌اند که به صورت رایگان خدمات ارائه دهند و تا زمان حاضر ۹۵۰ نفر به این مراکز مراجعه داشتند. وی یادآور شد: پس از دوران جنگ، برخی افراد دچار ترس، ترومای ناشی از جنگ و اختلال اضطراب یا استرس پس از سانحه یا PTSD می‌شوند؛ بنابراین خدمات شناسایی، ارائه مشاوره از سوی تیم‌های محب و در صورت نیاز خدمات ارجاع به مراکز مشاوره حضوری برای این افراد صورت می‌گیرد.»

ابراهیم غفاری سرپرست دفتر مشاوره و امور روانشناختی سازمان بهزیستی کشور از حدود سه هزار روانشناس و مددکار در قالب ۸۲۲ تیم مداخلات حمایتی، روانی اجتماعی موسوم به تیم‌های محب، خدمات تخصصی به شهروندان در معرض آسیب جنگ خبر می دهد. غفاری اضافه می کند « در دوران جنگ، ۷۰ هزار تماس با صدای مشاور با شماره تلفن ۱۴۸۰ داشتیم که بیش از سه هزار تماس مرتبط با عوارض ناشی از جنگ بود…. بیشترین تماس‌ها با صدای مشاور با شماره تلفن ۱۴۸۰ در دوره جنگ ۱۲ روزه مربوط به استان‌های تهران، البرز، اصفهان، فارس، سیستان و بلوچستان و ایلام بوده است.»