بنا به گزارش رسانه‌های متعدد، از جمله، بی‌بی‌سی دولت فخیمۀ انگلیس، روز گذشته (٣١ اردیبهشت- ثور) دو تن از کارمندان سفارت اسرائیل در واشنگتن در مقابل «موزۀ یهودیان» کشته شد.

دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، اولین دولت صهیونیستی در جهان این اقدام را «یهودی‌ستیزی» (آنتی سمیتیزم) نامید.

دونالد ترامپ که مانند رونالد ریگان سابقۀ بازیگری دارد، بر من معلوم نیست که در فیلم‌ها مانند زلنسکی نقش دلقک را بازی کرده یا نه، اما تمام حرکات و صحبت‌هایش به یک دلقک احمق و فرمانبر شباهت دارد و گرنه ارزیابی قتل به حق یا ناحق دو نفر بعنوان «یهودی‌ستیزی» کمال حماقت است. ترامپ بطور کلی، ترّه می‌بافند و چرند می‌گوید؛ آنچه امروز بر زبان می‌آورد، فردا، خلافش را می‌گوید. بعنوان مثال: بدنبال اعلام بیرون راندن مردم غزه و ساخت «ریویرای شگفت‌انگیز» در آنجا، گفت: کسی نمی‌خواهد مردم غزه را اخراج کند.

ناگفته نماند که ترامپ همچو «شکری» را در بارۀ تبعیض نژادی علیه سفیدپوستان در جمهوری آفریقای جنوبی که تا چهل پیش در زیر مهمیز نژادپرستی رژیم یان اسمیت در حال جان بود، در دیدار با سیریل رامافوسا، رئیس جمهور این کشور در کاخ سفید (٣١ اردیبهشت- ثور) نوش جان کرد که با پاسخ تمسخرآمیز رامافوسا مواجه شد.

اگر قرار است قتل دو نفر «یهودی‌ستیزی» نامید شود، در این صورت قتل و کشتار، نسل‌کشی و بیرون راندن میلیون‌ها‌ فلسطینی در طول بیش از یک صد سال بدست آدم‌کشان قوم یهود را چه باید نامید؟ قتل عمد بیش ۵٣ هزار زن و کودک، پیر و جوان فلسطینی در مدت ٢٠ ماه اخیر، قطع آب و غذا به روی مردم غزه بدست نیروهای قوم یهود چه نام دارد؟ در این باره، موضع ترامپ چه در قدرت و چه پیش از آن، و بطور کلی، دولت آمریکا چه بوده و چه هست؟ آیا غیر از تأمین مالی، تجهیزاتی، اطلاعاتی، پشتیبانی رسانه‌ای و مشارکت در جنایات دولت اسرائیل، کاری در جهت توقف نسل‌کشی در غزه انجام داده است؟ البته که پاسخ، یک نه بزرگ، یک نه قاطع است.

طبیعی است چنین دلقک‌بازی ترامپ برای کسانی که نه تنها از جنایات صهیونیزم و بطور کلی، مجوع دنیای غرب در طول تاریخ و نه از تاریخچۀ «آنتی سمیتیزم» و حتی «هولوکاست» خبر ندارند یا منشاء و منبع دانسته‌هایش منابع غربی است، خوشایند باشد. اما واقعیت چیز دیگریست.

آیا برای کسی این سؤال مطرح شده که چرا دولت‌های غربی «یهودی‌ستیزی» را جرم‌انگاری کرده و مطالعه و پژوهش در مورد «هولوکاست» را ممنوع کرده‌اند! آیا کسی از خود پرسیده، هدف از این‌ها چیست! آیا کسی به این واقعیت فکر کرده که چرا غربی‌ها شوروی- روس‌ستیزی را که کوتوله‌های سیاسی حاکم بر غرب از بام تا شام بر طبل آن می‌کوبند، جرم‌انگاری نکرده است؟ در بارۀ چین‌ستیزی، ایران‌ستیزی و ستیز غربی‌ها با اکثر ملت‌ها و خلق‌های جهان چطور؟

حالا توضیحات مختصر در بارۀ موارد فوق‌الذکر.

این واقعیت که مافیای جهود تمام نظام مالی- پولی و بانکداری جهان را در کنترل خود دارد و با در اختیار گرفتن حق چاپ و نشر دلار در سال ١٩١٣، آن را بعنوان ذخیرۀ ارزی به جهانی تحمیل کرد. بابا روچیلد بی‌جا نگفت: «حق چاپ پول را به من بدهید، خودتان هر قانونی می‌خواهید بنویسید». بر این مبنا، مافیای جهود تمامی جرایم و جنایات، جنگ‌ها و مداخلات نظامی- تروریستی امپریالیست‌ها علیه بشریت را برنامه‌ریزی می‌کند؛ سازمان می‌دهد؛ با دلار تأمین مالی می‌کند. به حساب دلارهای بی‌پشتوانه، سیاست کشورهای امپریالیستی را طراحی و تنظیم می‌کند؛ از قدرت دولتی آن‌ها بعنوان دست‌افزار خود استفاده می‌کند؛ کشورهای نامطلوب را گرفتار آشوب و هرج و مرج می‌سازد؛ بحران‌های اقتصادی می‌آفریند، به فقر و گرسنگی، بی‌کاری و خانه‌بدوشی عمومی دامن می‌زند؛ در میان ملل و خلق‌های ‌مختلف آتش‌ قومی- قبیله‌ای، دینی‌-مذهبی می‌افروزد؛ اعتیاد به مواد افیونی، روسپیگری و هر پدیدۀ ضد اخلاق و فرهنگ بشری را رواج می‌دهد؛ بطور کلی، امروز مافیای جهود بر جهان فرمان می‌راند و الی‌آخر.

بنابراین، طبیعی بود دسیسه‌گران زشت‌اندیش مافیای جهود از ابتدا «به فکر فردای زمستانشان» باشند. آن‌ها برای دفع «بلا» تنها یک راه‌کار بسیار ساده و عوامفریبانه اندیشیدند: مظلوم نمایی قوم یهود! این در حالی است که در میان این قوم «مظلوم» حتی یک فقیر، یک گدا، یک خانه‌بدوش، یک کودک کار که تا کمر به سطل زباله خم شود، در هیچ کجای جهان وجود ندارد.

روشن است که همۀ نوطئه‌ها و دسایس مافیای جهود از دین و اعتقاد ضد بشری آن‌ها، از این اعتقاد سخیف که «قوم برگزیده» هستند و سایر انسان‌ها، اگر انسان بشمارند، برای خدمت به این «قوم برگزیده» آفریده شده است، نشأت می‌گیرد. منشاء و ریشۀ «آنتی سمیتیزم» و «هولوکاست» نیز بر اساس همین اعتقاد برای بستن زبان و قلم جویندگان حقیقت طراحی و جرم‌انگاری شده است.

رسانه‌ها و دولت‌های غربی اساسا «آزار و اذیت یهودیان» در سال‌های دهۀ ١٩٣٠ در آلمان و موضوع «هولوکاست» در جریان جنگ جهانی دوم را مبنایی برای ذکر «مصیبت قوم برگزیدۀ یهود» قرار می‌دهند. اما تاریخ گواه است که «آزار و اذیت یهودیان» در آلمان یک صحنه‌سازی بود که انجمن صهیونیستی انگلیس به رهبری خاندان روچیلد با موافقت هیتلر آن را طراحی کرد، سازمان داد، اجرا کرد و هزینۀ صحنه‌پردازی را پرداخت. در مورد «هولوکاست»، یادآوری دو نکته کافیست: اول- مجموع کل قوم یهود در سال‌های جنگ، حداقل در اروپا، شش میلیون نفر نبود؛ دوم- تا سال‌های دهۀ ١٩۶٠، هیچ سند تاریخی جنگ با عنوان «هولوکاست» وجود ندارد. این اصطلاح در جریان جنگ ١٩۶٧ بین اسرائیل و اعراب برای صورت قانونی بخشیدن به کشتار مردم فلسطین و تصرف اراضی آن‌ها ابداع شد. این قصه سر دراز دارد و ما از دیر باز شاهد انسان‌ستیزی، هولوکاست و مظلومیت واقعی انسان و انسانیت در فلسطین، در عراق، لیبی، سوریه، یمن و بطور کلی، در گوشه- گوشۀ جهان هستیم. بنابراین، ترامپ، این پادشاه یهودیان «شکر» بسیار بزرگ‌تر از دهانش خورد که قتل دو نفر را یهودی‌ستیزی قلمداد کرد.

در پایان مقال لازم به تأکید موکد است که بیان واقعیت‌های فوق، به هیچ وجه بمعنی ضدیت با کل «قوم برگزیده» نیست. چه که از میان این قوم انسان‌هایی مانند کارل مارکس، آلبرت انشتین، ژورس آلفیوروف و تعداد پر شمار دیگر برخاسته‌‌اند که گل‌های سرسبد انسانیت هستند و مثل ستارگان در آسمان انسانیت می‌درخشند و تا ابد نیز خواهند درخشید. منتها، این موارد نادر، قاعده نیستند، بلکه، استثنائاتی از قاعده هستند. استثناء  در هر زمان در هر شرایطی ممکن است مانند وجود یک گل زیبا و عطرآگین در خارستان یا یک شئی ذی‌قیمت در میان انبوه زباله!

٢ خرداد- جوزا ١۴٠۴