در تاریخ معاصر ایران، اعدام و کشتار، همیشه ابزاری برای سرکوب و حفظ سلطه بوده است.

در دوران پهلوی، ساواک به فرماندهی پرویز ثابتی، مخالفان را نه تنها زندانی می‌کرد، بلکه فراتر از احکام قضایی، آنان را به قتل می‌رساند. یکی از آشکارترین نمونه‌های این جنایت، قتل گروهی از زندانیان سیاسی در تپه‌های اوین بود؛ کسانی که پس از محاکمه و محکومیت به زندان‌های طولانی، و در حالی که بسیاری از آنان چیزی به پایان دوره‌ی محکومیت‌شان نمانده بود، بدون هیچ روند قضایی، به دستور مستقیم ساواک، از بند بیرون کشیده شدند و به ضرب گلوله به قتل رسیدند.

 

در این جنایت، بیژن جزنی، حسن ضیاظریفی، احمد جلیلی افشار، سعید کلانتری (مشعوف)، عزیز سرمدی، محمد چوپان‌زاده و عباس سورکی، از گروه جزنی/فدایی، و مصطفی جوان‌خوشدل و سید کاظم ذوالانواری، از اعضای سازمان مجاهدین خلق، به قتل رسیدند..این کشتار هدفمند، نه اعدام رسمی، که حذف فیزیکی رهبران فکری و عملی جنبش آزادی‌خواهانه بود.

با سقوط سلطنت، ماشین مرگ متوقف نشد. جمهوری اسلامی، با همان خشونت، اعدام را به سیاست رسمی تبدیل کرد. از دادگاه‌های چند دقیقه‌ای سال‌های نخست انقلاب تا کشتار هزاران زندانی سیاسی در تابستان ۱۳۶۷، چوبه‌های دار همچنان برافراشته ماند. جمهوری اسلامی، همچون سلطنت پیشین، جان انسان‌ها را برای حفظ قدرت قربانی کرد.

اعدام و کشتار، همیشه نقض آشکار عدالت و حقوق انسانی است .هیچ نظامی با چوبه‌ی دار عدالت برقرار نکرده است؛ اعدام تنها مرگی سازمان‌یافته در خدمت سرکوب بوده است.

 

تاریخ خونین اعدام در ایران، امروز نیز ادامه دارد. در ماه‌های اخیر، بار دیگر جوانانی به جرم اعتراض و حق‌طلبی به دار آویخته شدند. این اعدام‌های جدید، امتداد همان زنجیره‌ی سیاهی است که از دهه‌های گذشته تا امروز، بهای آزادی‌خواهی را با خون جوانان مطالبه کرده است.

در برابر این تاریخ خونین، جنبش‌هایی چون «نه به اعدام، نه به شکنجه» قد برافراشته‌اند. صدایی از دل رنج و خاطره‌ی مقاومت، که می‌گوید: زندگی را باید پاس داشت و چوبه‌های دار را شکست.

 

امروز، تلاش برای محاکمه‌ی پرویز ثابتی در آمریکا، شکافی است در دیوار فراموشی. پیروزی احتمالی این دادگاه تنها مجازات یک فرد نیست؛ طنین حقی است که جنایت‌های سازمان‌یافته را به میز قضاوت جهانی می‌کشاند. این پیوند جنبش دادخواهی با کارزار جهانی علیه اعدام و شکنجه، نه تنها زخمی را بازگو می‌کند، بلکه اراده‌ای برای پایان دادن به چرخه‌ی خون است.

ما فراموش نمی‌کنیم.

ما نمی‌بخشیم.

ما برای جهانی بدون اعدام و بدون شکنجه ایستاده‌ایم.

ناصر کمالی

۱۰/۴/۲۰۲۵