در روزهایی که شایعات درباره‌ی مذاکرات غیرعلنی میان ایران و آمریکا داغ شده، بسیاری با امید یا بیم به آینده می‌نگرند. از آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده گرفته تا احتمال کاهش تحریم‌ها، تحلیلگران سناریوهای گوناگونی را ترسیم می‌کنند.

اما ورای این اخبار دیپلماتیک، باید پرسید: این مذاکرات چه معنایی برای مردم ایران و جنبش‌های آزادیخواهی منطقه دارد؟ برای کارگران، بیکاران، زنان، جوانان، معلمان و تمام فرودستانی که از ساختارهای فاسد و سرکوبگر آسیب دیده‌اند

مذاکرات و تثبیت نظم طبقاتی و منطقه‌ای.

تجربه‌ی تاریخی نشان داده است که هرگاه پای میزهایی گشوده می‌شود که مردم در آن نماینده‌ای ندارند، حاصل کار چیزی جز تثبیت نظم طبقاتی و منطقه‌ای موجود نیست.

مذاکرات پشت پرده، خواه درباره‌ی برنامه‌ی هسته‌ای باشد، خواه آزادسازی منابع اقتصادی، در نهایت به تقویت طبقات حاکم، دستگاه‌های امنیتی و سیاست‌های سرکوب داخلی و منطقه‌ای منجر خواهد شد .

 

از توافق الجزایر (۱۹۸۱) که پایه‌های نظام امنیتی جمهوری اسلامی را محکم‌تر کرد، تا برجام (۲۰۱۵) که دستاوردی جز تقویت نخبگان اقتصادی و امنیتی نداشت، تجربه نشان داده است که توده‌های مردم همیشه بازنده‌ی این معاملات بوده‌اند.

امروز نیز همزمان با داغ شدن این مذاکرات، نشانه‌های روشن پروژه‌ی منطقه‌ای سرکوب به چشم می‌خورد:

 

اعتراضات کارگری و دانشجویی در ترکیه زیر ضرب سرکوب قرار گرفته؛ بمباران‌های وحشیانه بر سر مردم غزه بی‌وقفه ادامه دارد؛ و در سوریه، با فروپاشایی دولت اسد و عقب نشینی کنیروهای نیابتی جمهوری اسلامی، خلا قدرتی به وجود آمده که گروه‌های شبه‌داعشی و ارتجاعی آن را پر کرده‌اند ـ گروه‌هایی که پروژه‌ی ضدآزادی و استبداد مذهبی را در ابعادی تازه پیش می‌برند

این مذاکرات تنها بر سر میز دیپلمات‌ها انجام نمی‌شود؛ بلکه روی پیکر بی‌جان مردم منطقه نوشته می‌شود.

جنگ طبقاتی و منطقه‌ای در دل مذاکرات!

در شرایطی که شکاف طبقاتی در ایران ژرف‌ تر شده، دستمزدها فرسنگ‌ها زیر خط فقر سقوط کرده و آزادی‌های سیاسی خفه شده‌اند، مذاکرات محرمانه‌ی ایران و آمریکا چیزی جز معامله‌ای برای مهار جنبش‌های آزادیخواهی نیست.

این «صلح»، صلح دیکتاتورهاست؛ صلحی برای تثبیت نظم جهانی موجود، بر ویرانه‌های خواست مردم برای آزادی و عدالت اجتماعی!

در غزه، کشتار و محاصره ادامه دارد؛ در ترکیه، سرکوب کارگران و دانشجویان شدت یافته؛ و در سوریه، جای نیروهای جمهوری اسلامی را گروه‌هایی گرفته‌اند که با پرچم جدیدی، همان پروژه‌ی ارتجاع و سرکوب را پیش می‌برند.

 

مذاکرات امروز نه برای صلح مردم، که برای نظم حاکمان و ادامه‌ی غارت و سرکوب طراحی شده است.حال

آنان که خواهان آزادی، عدالت اجتماعی و رهایی واقعی‌اند، باید ماهیت طبقاتی و منطقه‌ای این مذاکرات را افشا کنند.

سازماندهی مستقل، تقویت کمیته‌های مردمی، همبستگی با جنبش‌های مقاومت در فلسطین، ترکیه و سوریه، و تکیه بر خودسازمانی کارگران، زنان و جوانان، تنها راه نجات از این دور باطل است.

نه تنها در ایران، بلکه در سراسر منطقه، تاریخ نشان داده است که صلح میان طبقات و قدرت‌های حاکم، همواره به استثمار، فقر و سرکوب بیشتر انجامیده است.

صلح واقعی تنها زمانی ممکن است که مردم خود قدرت چانه ‌زنی و تغییر را به دست گیرند.

از همین رو، فریاد باید بلندتر شود:

نه به صلح طبقاتی از بالا، آری به جنگ طبقاتی و آزادی از پایین!

 

 

ناصر کمالی

آوریل ۲۰۲۵