«آرمان امروز» گزارش می‌دهد؛
  •  تاریخ و زمان ارسال: 5 اردیبهشت 1404 ساعت 23:59
  •  نویسنده: روزنامه آرمان امروز
آرمان امروز- عرفان بیوک‌نژاد: پس از سال‌ها نوسان پرهزینه در سیاست خارجی، دور تازه‌ای از گفت‌وگوها میان ایران و ایالات متحده کلید خورده است؛ فرآیندی که اگرچه با تهدیدها و محدودیت‌های فراوان همراه است، اما نشانه‌هایی از واقع‌گرایی و آینده‌نگری را در تصمیم‌سازی کلان کشور بر جای گذاشته است. در این وضعیت، گروه‌هایی که پیش‌تر با فریادهای بلند مخالفت، هر طرح گفت‌وگو را «خیانت» می‌دانستند، اکنون چهره‌ای متفاوت به خود گرفته‌اند؛ از یک‌سو در ظاهر لب به تمکین گشوده، ولی از سوی دیگر با هجمه‌های رسانه‌ای، فشارهای سیاسی و پرونده‌سازی، دستگاه اجرایی را در پیشبرد مذاکرات تحت‌فشار قرار می‌دهند.

در پیمایش‌های انتخاباتی اخیر، محبوبیت جریان تندرو با افت قابل‌توجهی مواجه شده است. مردم در صندوق‌های رأی بارها به اصلاح‌طلبان و میانه‌روها تمایل نشان داده‌اند و واژه‌هایی چون «غرب‌زده» و «وابسته» نیز کارکرد خود را از دست داده‌اند. از این رو، گفتمان تندروانه دیگر جذابیتی برای افکار عمومی ندارد و گام هم‌راستا با مذاکرات می‌تواند در نگاه عمومی به مثابه برگ برنده‌ای در رقابت با جناح مقابل تلقی شود. این ابزار سیاسی، بیش از هر چیز، در خدمت بازی شطرنج قدرت داخلی است.
فشار تحریم‌ها و مشکلات اقتصادی باعث شده است آنان برای کاهش رنج مردم و حفظ مشروعیت نظام در ظاهر همراهی کنند. افت محبوبیت تندروها و تمایل رأی‌دهندگان به جریان‌های گفت‌وگو محور انگیزه سیاسی دیگری برای تغییر مواضع آنها بوده است. تحولات منطقه‌ای و نیاز به تعامل دیپلماتیک مصالحه‌ای را که مصلحت ملی و امنیت کشور را تضمین می‌کند، ضروری ساخته است. حمایت منطقی نخبگان و شفاف‌سازی اهداف ملی می‌تواند رفتار دورویانه تندروها را خنثی کند.
هادی اعلمی فریمان، کارشناس سیاسی به روزنامه آرمان امروز گفت: در خصوص مسئله تندروها، چند نکته وجود دارد که به نظر می‌رسد موجب شده است این گروه‌ها از مخالفت‌های پیشین خود دست بردارند. نخستین نکته آن است که با توجه به اینکه خط‌مشی مذاکره با ایالات متحده آمریکا، در مجموع با موافقت نظام سیاسی کشور اتخاذ شده و حاکمیت، نهایتاً در نهادهای بالادستی نظیر شورای عالی امنیت ملی، شورای امنیت کشور و همچنین نهادهایی همچون شورای روابط خارجی، پس از اخذ نظر کارشناسان و اندیشکده‌ها، به این جمع‌بندی رسیده است که مذاکره با آمریکا به‌صورت قطعی آغاز و وارد فاز تعامل و صلح شود.
وی ادامه داد: بنابراین گروه‌های تندرو و چهره‌های شاخص آنان نیز ناگزیر به تبعیت از این تصمیم نظام شده‌اند. به گونه‌ای که اگر این گروه‌ها در شرایط حاضر همچنان بر مخالفت خود اصرار ورزند، این مخالفت، در واقع به‌نوعی مخالفت با کل نظام سیاسی تلقی خواهد شد. به نظر می‌رسد این مهم‌ترین دلیل عقب‌نشینی آنان از مواضع پیشین باشد. دومین نکته، فشار اقتصادی است. فشارهای اقتصادی شدید می‌تواند در هر کشوری منجر به شکل‌گیری بحران‌های سیاسی شود. به نظر می‌رسد تندروها به این نتیجه رسیده‌اند که چنین بحرانی، به‌ویژه اگر ناشی از استمرار تحریم‌ها باشد، می‌تواند مستقیماً نظام سیاسی را تحت تأثیر قرار دهد. از همین رو، این گروه‌ها به‌منظور کاهش فشار اقتصادی و رفع تحریم‌ها، به مذاکرات تن داده و از مخالفت‌های پیشین خود صرف‌نظر کرده‌اند.
این کارشناس سیاسی متذکر شد: سومین مسئله، محاسبه‌ای سیاسی است؛ برخی از تندروها ممکن است به این نتیجه رسیده باشند که این‌بار، برخلاف گذشته، همراهی با روند مذاکرات می‌تواند موقعیت سیاسی آنان را در رقابت با جناح مقابل تقویت کند. در واقع، آنان ممکن است مذاکره را به ابزاری برای حفظ توازن قوا در عرصه داخلی تبدیل کرده باشند. با توجه به بیزاری عمومی از جریان تندرو در میان افکار عمومی و فاصله‌گیری مکرر مردم از این جریان در صندوق‌های رأی، همراهی با مذاکرات ممکن است به کسب محبوبیت بیشتر در میان مردم و بهبود جایگاه این گروه در رقابت‌های سیاسی کمک کند. به‌ویژه آنکه جناح اصلاح‌طلب، به طور سنتی، رویکردی مذاکره‌محور داشته و از این منظر در افکار عمومی از محبوبیت بیشتری برخوردار
است.
وی ادامه داد: چهارمین نکته، تغییر در سیاست‌های بین‌المللی و تحولات منطقه‌ای است. در سال‌های اخیر، تحولات مهمی در کشورهایی مانند عراق، لبنان و سوریه رخ داده است. این تغییرات، لزوم بازنگری در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و حرکت به سمت تعامل و مذاکره را بیش از پیش آشکار کرده‌اند. کاهش یا تضعیف اهرم‌های فشار ایران در منطقه نیز ممکن است یکی دیگر از دلایلی باشد که تندروها را به پذیرش اصل مذاکره واداشته است.
اعلمی فریمان در نهایت خاطر نشان کرد: احتمال هرچند ضعیفی نیز وجود دارد که برخی از این افراد به این جمع‌بندی رسیده باشند که حفظ منافع ملی و امنیت کشور، در شرایط فعلی، ایجاب می‌کند که مسیر مذاکره و تعامل با دیگر کشورها در پیش گرفته شود.