دکتر علیرضا معشوری
در مواجهه با دشمن، دو تفکر متفاوت درباره مقاومت و امتیازدهی وجود دارد؛ تفکری که بر مدار مقاومت و ایستادگی حرکت می‌کند و تفکر دیگری که به شکلی نگران‌کننده و با پوششی از واقع‌گرایی، بر مدارِ امتیازدهی و واگذاشتگی می‌چرخد. آنچه امروز در میان برخی افراد و جریان‌های فکری مشاهده می‌شود چیزی جز بیماری سندرم امتیازدهی نیست؛ تفکری که ریشه در بی‌اعتمادی به توانمندی‌های ملی، شیفتگی به غرب و هراس از رویارویی با قدرت‌های بزرگ دارد. این افراد با نوعی نگاه مخدوش به معادلات جهانی مدعی هستند که تنها راه پایان دادن به تنش‌ها و جلوگیری از وقوع جنگ، دادن امتیازات بی‌قید و شرط به آمریکا است. این جریان مقاومت‌گریز همواره راه‌حل هر بحرانی را فقط در مذاکره از موضع ضعف و امتیازدهی برای خریدن آرامش می‌داند. وقتی این افراد از ترکمنچای سخن می‌گویند تناقض عجیبی در کلام آنها وجود دارد؛ اگر آنها می‌دانند که معاهده ترکمنچای بر اساس امتیازدهی و به دلیل ضعف در میدان نظامی بوده و منجر به واگذاری بخش‌های وسیعی از خاک، هویت و سرزمین ایران شده، پس بر چه اساسی و از چه دیدگاه علمی انتظار دارند که جمهوری اسلامی ایران این بار در برابر آمریکا، امتیازات مشابه یا حتی سنگین‌تر را به عنوان ابزار صلح ارائه دهد؟
آیا آنها تصور می‌کنند که قدرت‌های استکباری به امتیاز داده شده بسنده کرده و رضایت می‌دهند؟ امتیازدهی به آمریکا هرگز به پایان جنگ یا تنش منجر نمی‌شود و فقط باعث هموار کردن مسیر رسیدن آمریکا به مطالبات بعدی‌اش می‌شود. این افراد با انکار اصل مقاومت، درک نمی‌کنند که اگر امروز و بر اساس تفکر آنها بخشی از حاکمیت یا بخشی از اراده ملی را به عنوان قربانی مذاکره تقدیم کنیم، در آینده با چه قدرتی باید در برابرِ خواسته‌های بیشترِ دشمن ایستادگی کنیم؟ اگر آمریکا خواسته‌های بیشتری داشت چه؟ اگر اولین و اصلی‌ترین و بهترین کار از نظر این جریان این است که هر چه طرف مقابل خواست به او بدهیم پس معنای حاکمیت چیست؟ معنای استقلال چیست؟ و مهم‌تر از همه معنای مقاومت چیست؟ این افراد در حالی که از تاریخ تلخ خود درس نمی‌گیرند تلاش می‌کنند تا با بازسازی ترکمنچای در قالب دیپلماسی امتیازدهی، ایران را به یک کشور بی‌اراده در معادلات جهانی تبدیل کنند. آنها نمی‌توانند درک کنند که مقاومت، یک انتخاب نیست و تنها راه موجود برای حفظ عزت در برابر قدرتی است که تنها زبان زور را می‌فهمد.
چگونه می‌توان پس از عملکرد شگفت‌انگیز و مقتدرانه نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران که در برابرِ تمامی توطئه‌ها و تهدیدهای دشمن ایستادگی کرده و در نهایت، دشمن را در رسیدن به اهدافش شکست داده است، دوباره سیاست امتیازدهی را مطرح کرد؟ عملکرد فوق‌العاده و مقتدرانه ارتش و سپاه دقیقا خلاف ادعاهای این افراد است؛ نیروهای مسلح ما نشان داده‌اند که ایران یک کشور مقتدر است که می‌تواند هزینه هرگونه تجاوز را برای دشمن به شکلی غیرقابل‌تحمل افزایش دهد. اینکه بخواهیم پس از این پیروزی‌های استراتژیک و این نمایش قدرت واقعی، ناگهان به سمت امتیازدهی و واگذاری حرکت کنیم، یک خیانت بزرگ به ارزش‌های مقاومت و دستاوردهای نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در میدان نبرد است.
عزت که از ارکان اصلی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است، یک مفهوم انتزاعی نیست، این مفهوم نتیجه مستقیم همین ایستادگی و مقاومت است. اما طرفداران امتیازدهی با ترویج این نگاه در حال فرسایش عزت ملی هستند و می‌خواهند در ذهن مردم این تصور را ایجاد کنند که ایستادگی بی‌فایده است و فقط با دادن امتیاز می‌توان زندگی کرد. این یک دروغ بزرگ است که هدفش خنثی‌سازی قدرت مقاومت است. نه بازدارندگی و نه موازنه قدرت از طریق امتیازدهی ایجاد نمی‌شوند؛ بازدارندگی از طریق ایجاد هزینه بالا برای متجاوز حاصل می‌شود. زمانی که ایران با داشتن توان دفاعی خود، دشمن را از رسیدن به اهدافش بازمی‌دارد در حقیقت یک بازدارندگی واقعی ایجاد کرده است؛ اما این جریان امتیازده می‌خواهند این بازدارندگی را به وسیله کمرنگ کردن ارزش مقاومت در میان مردم از بین ببرد.
طرفداران امتیازدهی با نادیده گرفتن واقعیت میدانی و با تمرکز بر سناریوهای خیالی «صلح از طریق واگذاری توانمندی‌ها» در حال به وجود آوردن یک فاجعه بزرگ هستند؛ و این دقیقا همان مسیری است که تاریخ جهان بارها نشان داده است که نتیجه‌اش جز حرکت به سمت یک سقوط بزرگ نیست. مقاومت هم در میدان جنگ و هم در میدان گفتمان و تحلیل ضرورت دارد؛ ما باید با تکیه بر واقعیت‌های موجود، این روایت غلط که امتیازدهی را تنها راه نجات کشور می‌داند از میان برداریم. برخلاف انتظار دشمنان، جمهوری اسلامی ایران پس از سال‌ها تحریم به جای آنکه در وضعیت نیاز به معامله باشد در وضعیت تحمیل شرایط به دشمن قرار دارد؛ چرا که قدرت بازدارندگی ما به قدری بالا رفته است که دیگر نیازی به خریدن آرامش آن هم به قیمت فروختن عزت ملی نداریم. طرفداران امتیازدهی باید بدانند که مردمی که با مقاومت، عزت خود را حفظ کرده‌اند هرگز به دلیل ترس از جنگ، پشت میز ترکمنچای جدید نخواهند نشست. ما باید با نگاهی به آینده بر این باور پافشاری کنیم که هرگونه مذاکره باید از موضع قدرت و عزت باشد، نه از موضع ترس و امتیازدهی. این تنها راهی است که می‌توانیم از تکرار فجایع تاریخی جلوگیری کنیم و از دستاوردها و پیروزی‌های مقتدرانه نیروهای مسلح، برای تثبیت جایگاه جمهوری اسلامی ایران در جهان استفاده کنیم. مقاومت تنها واقعیت موجود در برابر استکبار است؛ و هر کسی که بخواهد این واقعیت را با شعار معامله و امتیازدهی جایگزین کند در حال بازی کردن با حیات ملی و بقا‌ی حاکمیت جمهوری اسلامی ایران است.