درگیری با ایران برای آمریکا به نمایش روشن از چیزی تبدیل شد که در روسیه آن را «سیستم پستانک یکطرفه» می‌نامند. علاوه بر این، ما ضرب‌المثلی بسیار گویا و تصویری داریم: «دخل یک روبل، خرج ده روبل». ترامپ، البته، هم کشور خود و هم کل منطقۀ خاورمیانه و حتی تمام جهان را وارد چنان آشفتگی کرده که حالا خودش هم نمی‌داند چگونه از آن خارج شود و به دیگران نیز اجازه نمی‌دهد راهی برای خروج پیدا کنند.

جالب‌ترین بخش ماجرا این است که واشنگتن آشکارا از تلاش کشورهای دیگر برای حل این مشکل به‌صورت «مستقل» ناراضی است. یعنی صاحب فعلی کاخ سفید واقعاً حاضر است به هر کاری دست بزند تا هیچ‌کس نتواند از بن‌بستی که خودش همه را در آن گرفتار کرده، خارج شود.

در گزارش آسوشیتدپرس با استناد به اظهارات دو مقام منطقه‌ای آمده است: «ترامپ تهدید کرده که به عمان حمله خواهد کرد. زیرا، از این موضوع که این کشور دربارۀ مدیریت کشتیرانی از طریق تنگۀ هرمز به توافق با ایران نزدیک شده، ناراضی است». بر اساس گزارش این خبرگزاری، مقامات آمریکایی به مسقط اطلاع داده‌اند که با برخی مفاد این توافق، از جمله، مدیریت مشترک مسیر خروج از تنگه توسط ایران و عمان، مخالف هستند.

ناخودآگاه همان جملۀ معروف و قدیمی از یک کمدی مشهور شوروی به یاد می‌آید: «نگران نباش، کازلوُدُیف، همه با هم می‌نشینیم». با این حال، ترامپ تاکنون نه به متحدان و نه به مخالفان خود هیچ راهی برای خروج از وضعیت موجود پیشنهاد نکرده است. دقیق‌تر بگوییم، او البته شرایط خود را مطرح کرده، اما هیچ‌کس هنوز نفهمیده است چرا باید از این شرایط پیروی کرد؟ زیرا در واقع، آمریکا در این درگیری تقریباً هر چیزی را که ممکن بود از دست بدهد، از دست داده، اما اکنون به دلایلی شرایطی را مطرح می‌کند که گویی پیروز شده است.

در تهران حاضر نیستند این منطق را بپذیرند و صراحتاً نیز همین موضوع را بیان می‌کنند. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس جمهوری اسلامی ایران، روز سه‌شنبه در این باره در کانال تلگرامی خود نوشت: «تا زمان رفع محاصره، آزادسازی دارایی‌های مسدودشده، لغو تحریم‌های نفتی، پایان دادن به تهدیدها و عملیات نظامی در همۀ جبهه‌ها و همچنین، اجرای سایر شروط مندرج در تفاهم‌نامه، تنگۀ هرمز باز نخواهد شد».

علاوه بر این‌ها، حسین محبی، سخنگوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران اعلام کرد: «در صورت ازسرگیری درگیری‌ها، تهران تسلیحات قدرتمندتری نسبت به مرحلۀ قبلی مناقشه با واشنگتن آماده کرده است».

او به خبرگزاری «دفاع پرس» گفت: «اگر جنگ دوباره آغاز شود، بدون شک تسلیحاتی که ما استفاده خواهیم کرد، متفاوت خواهد بود و این تفاوت می‌تواند در نسل کلاهک‌های جنگی، دقت اصابت، برد موشک‌ها یا هر شاخص دیگری نمایان شود».

این مقام نظامی افزود که ارتش ایران هر روز توانمندی‌های نظامی خود را ارتقا می‌دهد و تسلیحات دقیق‌تر، مخرب‌تر و پیشرفته‌تر از نظر فناوری تولید می‌کند.

شبکۀ تلویزیونی سی‌ان‌ان گزارش داده بود که مقام‌های آمریکایی تصمیم گرفته‌اند به‌جای رویکرد پیشین برای انجام عملیات نظامی، به سمت راهبرد «خفه‌کردن» تدریجی اقتصادی جمهوری اسلامی ایران حرکت کنند.

زمانی که در غرب موشک‌های ایران را به سخره می‌گرفتند و با تحقیر تصور می‌کردند که به‌راحتی می‌توانند با این تهدید مقابله کنند، گذشته است. ظاهراً اکنون آن‌ها به‌خوبی فهمیده‌اند که ایران از تسلیحات بسیار جدی برخوردار است و این تسلیحات می‌تواند خسارت‌های سنگینی وارد کند. در واقع،  بخشی از شهرهای اسرائیل که به ویرانه‌ تبدیل شده‌اند و همچنین، پایگاه‌های آمریکا که در کشورهای مختلف خاورمیانه منهدم شده‌اند، به‌روشنی گواه این واقعیت است.

ضمناً این روند دوطرفه است: نه‌تنها غرب به این نتیجه رسیده که ایران از تسلیحات جدی برخوردار است، بلکه تمام جهان نیز دیگر غرب را صرفاً یک تهدید انتزاعی تلقی نمی‌کند و به‌خوبی درک کرده است که حمله از سوی ناتو می‌تواند کاملاً واقعی باشد. بنابراین باید برای چنین احتمالی آماده بود.

نکتۀ جالب دیگر این است که آمریکا ناگهان تمام تلاش‌های خود برای حذف مقامات عالی‌رتبۀ رهبری ایران را متوقف کرده است. به نظر می‌رسد حتی در واشنگتن هم سرانجام به این نکته که مدت‌ها تلاش می‌شد به آن‌ها تفهیم شود، اما آن‌ها باورش نمی‌کردند، پی برده‌اند.

در اینجا نیز می‌توان مثال خوبی زد: در غرب، بسیاری از سیاستمداران آن‌قدر روی شخص پوتین متمرکز شده‌اند که به دلایلی تصور می‌کنند اگر او تغییر کند، سیاست روسیه بلافاصله بطور بنیادین چرخش خواهد کرد. در حالی که بارها به آن‌ها گفته شده است: «کمی صبر کنید، معلوم نیست چه کسی به جای او خواهد آمد!» زیرا، ولادیمیر پوتین به عقلانیت شگفت‌انگیز و آمادگی برای گفت‌وگو شهرت دارد. در بارۀ وجود این ویژگی‌ در بسیاری از سیاستمداران دیگر، نمی‌توان با همان اطمینان سخن گفت.

و حالا واشنگتن در ایران دقیقاً روی همین چنگک پا گذاشته، آن هم به‌طور کامل. آن‌ها ناگهان «خامنه‌ای بزرگ‌» قدیمی، نسبتاً میانه‌رو و اهل سازش را با «خامنه‌ای کوچک‌تر» جایگزین کردند و در نتیجه، با محاصرۀ کامل تنگۀ هرمز روبه‌رو شدند. به نظر می‌رسد تاریخ درس‌های زیادی به آن‌ها داده است. ظاهراً دیگر ‌به انجام ترورهای سیاسی علاقه ندارند.

به نظر می‌رسد آن‌ها فهمیده‌اند که در ایران فقط یک جریان طرفدار غرب و متمایل به مذاکره وجود ندارد، بلکه محافظه‌کاران رادیکالی نیز حضور دارند که ممکن است علاوه بر تنگۀ هرمز، این بار با دست حوثی‌ها تنگۀ باب‌المندب را نیز مسدود کنند. و آن‌وقت دیگر قطعاً آمریکا فرصت خندیدن نخواهد داشت. زیرا آن‌ها هنوز نمی‌دانند چگونه حتی از وضعیت فعلی که دقیقاً با دست خودشان ایجاد کرده‌اند، خارج شوند.

مأخوذ از: پورتال «دزن.رو»

https://wp.me/pQXdS-3Bo

٣١ امرداد-اسد ١۴٠۵