نابودی سلطه امپریالیسم، ضامن یک صلح پایدار و دمکراتیک

سرانجام چهل روز پس از آغاز جنگ ویرانگر امپریالیستی که با تجاوز ارتش آمریکا و رژیم سرسپرده‌اش اسرائیل به ایران کلید خورد و شعله‌های خانمان‌سوز آن با آتش بیاری رژیم مزدور و سرکوبگر جمهوری اسلامی در سطح منطقه گسترده شد، طرفین با یک آتش بس دو هفته‌ای و آغاز مذاکرات برای “صلح” موافقت کردند. این اعلام آتش بس در شرایطی‌ست که در جبهه دیگری از این جنگ، بمباران‌های فاجعه بار وحملات نابودکننده ارتش صهیونیستی به جان و مال توده‌های تحت ستم در لبنان نه تنها قطع نشده بلکه با اعلام آتش بس با جمهوری اسلامی هر چه شدیدتر و مرگ‌بارتر ادامه یافته و تداوم وضع نه جنگ نه صلح فعلی را نیز در ابهام فرو برده است.

اکنون با توجه به گذشت ۲۴ ساعت از اعلام این آتش بس شکننده هنوز هیچ‌کس جز برپا کنندگان و مجریان آن نمی‌دانند که گام بعدی در این بحران چه خواهد بود؛ آیا این جنگ که وسیع‌ترین نفرت عمومی کم‌سابقه در سراسر جهان علیه امپریالیسم آمریکا را دامن زد پس از یک وقفه کوتاه ادامه خواهد یافت و یا با توافقات سازمان‌دهندگان جنگ، موازنه جدیدی در ترکیب و آرایش امپریالیست‌ها و نوکرانشان در سطح منطقه رقم خواهد خورد. به رغم این ناروشنی اما، هر دو طرف جنگ یعنی دولت آمریکا و اسراییل از یک سو و رژیم وابسته به امپریالیسم جمهوری اسلامی از سوی دیگر از همین الان نیز فریادهای “پیروزی” در این جنگ سرداده‌اند. اجزای مختلف رسانه‌های امپریالیستی نیز بسته به قدرت‌هایی که به آنها وابسته هستند و در پرتو تضادهای امپریالیستی هر یک به فراخور حال، در اثبات “پیروزی” و “شکست” یکی از طرفین این جنگ ارتجاعی داستان‌سرایی می‌کنند. البته هیچ‌یک از آنها کمترین توجهی به قربانیان این جنگ نداشته و از بازماندگان یعنی ده‌ها میلیون تن از توده‌های تحت ستم ایران که نابودی حیات و هستی و سرکوب جنبش انقلابی آنها یکی از اهداف اصلی این جنگ جنایتکارانه بود، سخنی نمی‌گویند.

بدون شک فارغ از پیشگویی در مورد روند تحولات آتی، نفس قطع بمباران‌ها و موشک‌باران‌ها، توقف کشتار مردم و انهدام زیر ساخت‌ها به عنوان تجلیات دردناک این جنگ و بحران افروزی نمی‌تواند با خوشحالی مردمی که چهل روز زیر بمباران بودند، مواجه نگردد. تنها در این میان فاشیست‌ترین جناح‌های امپریالیستی- صهیونیستی و جیره خوارانشان یعنی مزدوران سلطنت‌طلب و امثالهم، این دشمنان قسم خورده مردم هستند که از قطع این جنگ و بمباران‌ها و کشتار مردم بی‌گناه احساس “دلسردی” و  خشم می‌کنند.

آتش بس صورت گرفته در حالی است که هیچ یک از اهداف ادعا شده برای ضرورت آغاز آن از سوی آمریکا نظیر نابودی برنامه هسته‌ای و موشکی، تغییر رژیم و یا از طرف جمهوری اسلامی تضمین حق غنی سازی بالا و لغو تحریم‌ها و خروج نیروهای آمریکایی از منطقه و … برآورده نشده است. از طرف دیگر این جنگ ظاهراً علیه جمهوری اسلامی درست در میانه “مذاکراتی” آغاز شد که گفته می‌شد بسیار “خوب” هم پیش می‌رفت. اینها همه معیارهایی هستند که هر نیروی واقع بین می تواند با اتکا به آنها متوجه شود که هدف‌های این جنگ و منافع حاصل از آن همانی نیستند که طرفین درگیر مدعی آن می‌باشند و در نتیجه باید بر خلاف تبلیغات جاری سعی کرد به ماهیت این جنگ پی برده و منافع و انگیزه‌های واقعی آن برای امپریالیسم آمریکا به مثابه برپا کننده آن را تشخیص داد.

همان‌طور که چریکهای فدایی خلق ایران در تحلیل ماهیت این جنگ از همان ابتدا اعلام کردند، ماهیت این جنگ مانند هر جنگ دیگری می‌بایست با توجه به دورانی که در آن اتفاق افتاده، یعنی عصر امپریالیسم و شناخت طبقاتی که منافع حاصل از این جنگ به جیب آنها سرازیر شده، فهمیده شود و برعکس باید دانست که تحلیل‌های ژورنالیستی و ظاهری‌ای که پوشاندن علل واقعی این جنگ اساس تولید و ترویجشان قرار گرفته و می‌گیرد، نمی‌تواند معیاری برای تشخیص ماهیت و منافع طبقاتی حاصل از آن گردند. اکنون در فرصت پیش آمده از آتش بس لازم است یک بار دیگر نشان داده شود که سود این جنگ جیب کدام انحصارات امپریالیستی را پر کرد و چرا این یک جنگ مهندسی شده توسط امپریالیسم آمریکا بود. واقعیت این است که چگونگی آغاز و تداوم و آتش بس در این جنگ، دست‌های آشکار و پنهان در آن، ادعاهای ارائه شده برای دلایل آغاز و ختم این جنگ و بالاخره توجه به منافع سرشار این جنگ برای امپریالیسم آمریکا و انحصارات امپریالیستی، بیانگر آنند که این جنگ حاصل یک بحران سازی مهندسی شده از سوی امپریالیسم آمریکا برای تحقق اهداف ضد مردمی‌ای بود که با نقش آفرینی دو رژیم سرسپرده یعنی رژیم اسراییل و جمهوری اسلامی به مرحله اجرا درآمد و منطقه و جهان را در یک آشوب و ناامنی بزرگ فرو برد.

جنگ اخیر در شرایطی اتفاق افتاد و تمامی رویدادها در سطح بین‌المللی را زیر سایه برد که نظام امپریالیستی و در راس آن امپریالیسم آمریکا در یک بحران مداوم و دائم‌التزاید اقتصادی قرار داشت. این تجربه ثابت شده‌ای است که در شرایط رکود اقتصادی و افول بازارها، کاهش رشد اقتصادی و در نتیجه رشد بیکاری و گرانی و تورم در جامعه، جنگ همواره یکی از ابزارهای تردیدناپذیر امپریالیست‌ها برای مقابله با این بحران و سرریز کردن بار آن بر دوش طبقه کارگر و خلق‌های تحت ستم به ویژه در کشورهای تحت سلطه می‌باشد. شرایط بحرانی موجود در سیستم جهانی امپریالیستی که از مدت‌ها قبل از شروع جنگ با جمهوری اسلامی، در سطح جهانی متبارز شده دلیل پایه‌ای نیاز به راه انداختن جنگ‌های بی‌پایان برای سرمایه‌داران زالو صفت و قدرت‌های امپریالیستی‌ست.

حال باید منافعی را برشمرد که جنگ چهل روزه اخیر نصیب امپریالیسم آمریکا کرده است که یکی از آنها سود رسانی به کارتل‌های نظامی آمریکا می‌باشد. امروز شاهدیم که از قِبَلِ این جنگ امکان تزریق صدها میلیارد دلاری بودجه به بخش نظامی و رونق دادن به تولید سلاح‌ها و ادوات نظامی به عنوان یک کاتالیزور اقتصادی در آمریکا مهیا گشته است. در سایه جنگ کنونی و به اصطلاح خنثی کردن خطر یک “جمهوری اسلامی اتمی”ست که دولت ترامپ می‌تواند بدون هیچ مانع جدی‌ای تنها در یک قلم ۲۰۰ میلیارد دلار بودجه اضافی برای ماشین جنگی آمریکا درخواست کند تا تولیدات نظامی و به تبع آن شغل‌های موجود در این رشته حفظ گردد. با اتکا به فرصت پیدا شده از این جنگهاست که بودجه بی‌سابقه یک و نیم تریلیون دلاری دولت ترامپ برای تصویب مجلسین سنا و کنگره ارائه شده که در صورت تصویب چشم انداز رونق بخش‌های نظامی نظیر کارتل‌های صنایع نظامی را تقویت کرده و صدها میلیارد دلار را به جیب انحصارات نظامی بین‌المللی که بزرگترین آنها آمریکایی هستند، سرازیر می‌کند. تقویت و رشد بی‌سابقه بودجه‌های نظامی در آمریکا برای تجهیز ماشین نظامی و ارتش این کشور در شرایط بحران و تشدید تضادهای غارتگرانه آمریکا با سایر قدرت‌های امپریالیستی نظیر چین و روسیه و اتحادیه اروپا آن میدانی‌ست که می‌توان بخشا فهمید چرا در شرایطی که اهداف ادعایی جنگ کنونی با جمهوری اسلامی به راحتی می‌توانست از طریق اعمال زور غیرنظامی بر این رژیم وابسته از کانال‌های دیپلماتیک انجام شود، صورت نگرفت و در نتیجه نیازی به چنین جنگ پرهزینه‌ برای مالیات دهندگان آمریکایی و… نبود.

جنگ چهل روزه اخیر میلیاردها دلار ادوات نظامی و تاسیسات گازی و پالایشگاه‌های نفت را نابود کرد که به تعمیر و جایگزینی و بازسازی نیازمندند. این جنگ زمینه انعقاد قراردادهای نظامی و تسلیحاتی فزاینده از سوی آمریکا، انگلیس و … با نوکران ثروتمند امپریالیست‌ها در خلیج فارس به ویژه در مورد فروش سامانه‌های ضد هوایی و ضد پهپادی علیه جمهوری اسلامی را ضروری و عملی ساخت که تنها یک مورد آن انعقاد یک قرارداد جدید ۱۵۰ میلیارد دلاری توسط آمریکا با امارات متحده عربی برای تامین سیستم ضد هوایی‌ست که پیش از این جنگ اساسا توجیهی برای آن وجود نداشت.

علاوه بر این مطابق گزارشات منتشره در بعد نظامی این جنگ، تاجران خون یعنی کارتل‌هایی نظیر لاکهید مارتین و بویینگ در نتیجه افزایش سرسام آور سفارشات جنگی سودهای غیر قابل تصوری را به جیب زده‌اند. در حقیقت با این جنگ و نقش‌آفرینی جمهوری اسلامی راه انتقال و در واقع غارت صدها میلیارد دلار ثروت‌های نفتی انباشته شده در امارات و بحرین و کویت و ابوظبی و عربستان و … به جیب آمریکا و انحصارات آمریکایی و سایر قدرت‌های امپریالیستی تسهیل شد.

علاوه بر  قراردادهای کلان و بودجه‌های نظامی، این جنگ با بستن تنگه هرمز توسط جمهوری اسلامی و زدن کشتی‌ها در این تنگه استراتژیک و گلوگاهی که محل انتقال ۲۰ درصد از کل نفت جهان است اخلالی بزرگ در امر انتقال نفت ایجاد شد و تقریبا اکثر کشورهای وارد کننده نفت و به ویژه امپریالیسم چین را هرچه بیشتر تحت فشار قرار داد. این جنگ چهل روزه قیمت نفت را در مدت کوتاهی به دوبرابر رساند. اگر هر “بحران”، در عین‌حال یک “فرصت” است، بحران نفتی به وجود آمده در اثر جنگ کنونی فرصت طلایی‌ای برای آمریکا به وجود آورد تا از زبان ترامپ ضمن مقصر نشان دادن نوکران خود در بستن تنگه هرمز و ایجاد بحران نفتی، با بی‌شرمی تمام به رقبای خویش اعلام کند که “ما نفت زیادی داریم، حالا بیایید از آمریکا بخرید!” .

بنابراین می‌توان دید که چه کسانی از این جنگ که به تلاطم بی‌سابقه بازارها انجامید، بازاری که چشم‌انداز آرامش و ثبات آن حتی به رغم توقف جنگ نیز هنوز واقعیت نیافته است، سود بردند؟ مطابق گزارشات منتشره و از جمله “صلح سبز” آلمان تنها در طول ماه مارچ در اروپا شرکت‌های نفتی یا “تولید کنندگان غیر منطقه‌ای” معادل۲ و نیم میلیارد یورو “سود عملیاتی اضافی” به جیب زدند. این در شرایطی بود که پالایشگاه‌ها و تاسیسات نفتی ایران توسط آمریکا و اسراییل و تاسیسات نفتی کشورهای حاشیه خلیج فارس توسط جمهوری اسلامی هر روز تخریب و یا منهدم می‌شد.

مطابق برخی دیگر از گزارشات، ارزش بازار سهام ۱۲۰ غول نفتی و گازی جهان که نیمی از آنها آمریکایی‌اند از آغاز سال ۲۰۲۶ و تنها در طول ۳ ماه، هزار میلیارد دلار (یک تریلیون دلار) جهش یافته که بیشتر جهش و سود بادآورده از زمان آغاز حمله آمریکا به ایران یعنی از ۲۸ فوریه رخ داده است. بنابراین آشکار است که جنگ ۴۰ روزه اخیر برای انحصارات نفتی و گازی که اکثرا آمریکایی هستند، یک نعمت بود. “پاتریک پویانه” مدیر عامل غول نفتی توتال فرانسه در تاریخ ۲۰ فوریه کمی پیش از آغاز حمله مهندسی شده به ایران در برابر خبرنگاران گفت: “ما بودجه‌مان را بر اساس هر بشکه ۶۰ دلار بسته‌ایم. اما من بدم نمی‌آید خلافش ثابت شود. اگر به ۱۱۰ دلار برسد طبعا خوشحال می‌شوم. اگر تنگه هرمز بسته شود قیمت نفت بالا می‌رود!” گرچه آمار و ارقام کارکرد این غول نفتی هنوز اعلام نشده است اما عواید این شرکت در تنها ماه مارس و در اوج جنگ به سطحی “بی‌سابقه” رسید. چرا که به برکت بستن تنگه هرمز و زدن تاسیسات نفتی کشورهای تولید کننده نفت، قیمت این سوخت حیاتی در اوج بحران به ۱۱۷ دلار در هر بشکه نیز رسید و ترامپ نیز تحریم خرید نفت جمهوری اسلامی به خاطر “بازار” را لغو کرد و اکسیژن بیشتری به این رژیم برای تداوم نقش خود در جنگ رساند. صعود چشمگیر قیمت نفت و خطرات ناشی از انتقال آن از مسیر خلیج فارس سودهای چشمگیری نیز برای کمپانی‌های بیمه امپریالیستی به بار آورد که چشم انداز بازگشت نرخ به دوران پیش از جنگ را حتی اگر از این آتش بس صلحی حاصل شود غیرممکن ساخته است.

در حالی‌که سودهای بی‌سابقه برشمرده در فوق بخشی از مواهب جنگ جنایتکارانه امپریالیستی اخیر آمریکا و اسراییل با جمهوری اسلامی را توضیح می‌دهند در سوی دیگر باید تأکید کرد که بمب‌های آمریکایی و اسراییلی در شرایطی تحت عنوان مقابله با جمهوری اسلامی و “کمک” به مردم ایران بر سر این مردم ریخته شد که پس از قتل‌عام دی‌ماه، توده‌های زخم خورده ولی مبارز و آگاه بار دیگر در چهلم شهدای خویش و در صحن دانشگاه‌ها در تدارک یک خیزش بزرگ دیگر برای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی بودند. اما این بمب‌ها و موشک‌ها در کنار دستگیری‌های وسیع در شهرها توسط رژیم زیر نام جاسوس خارجی بار دیگر حالت انفجاری جامعه و خیزش توده‌ها را –حداقل برای مدتی- به عقب راند و فضای تنفس دیگری برای رژیم ضدخلقی جمهوری اسلامی به وجود آورد. در واقع این جنگ با مختنق کردن و سرکوب انقلاب مردم آغاز شد و ادامه یافت. این جنگ ده‌ها هزار واحد مسکونی مردم غیر نظامی، کارخانه، زیرساخت‌های غیر نظامی و مدنی ویران شده بر جای گذارد و سه میلیون نفر را در داخل ایران آواره ساخت و جان هزاران نفر را گرفت.

سوای سرکوب انقلاب، جنگ چهل روزه آمریکا و اسرائیل علیه ایران ویرانی‌های وحشتناکی به بار آورده و صدها میلیارد دلار از زیر ساخت‌ها اقتصادی و نظامی و غیرنظامی در ایران و منطقه را منهدم ساخته است. شکی نیست که مخارج بازسازی این ویرانی‌ها نهایتا از سفره توده‌های فقیر و گرسنه به جیب همان امپریالیست‌ها و سرمایه‌داران وابسته عامل و مجری این جنگ سرازیر خواهد شد.

به طور خلاصه جنگ علیه جمهوری اسلامی نه به خاطر از بین بردن برنامه موشکی و هسته‌ای این حکومت و نه با هدف رژیم چنج و کمک به مردم ایران، بلکه نقطه عطفی در یک بحران مهندسی شده با هدف سرکوب انقلاب مردم ایران، تضمین بقای رژیم وابسته به امپریالیسم جمهوری اسلامی و در همان حال تحکیم سلطه آمریکا و نمایش قدرت در مقابل سایر رقبای امپریالیست آمریکا در شرایطی‌ست که دولت آمریکا در تمام عرصه‌ها می‌کوشد هژمونی خود بر جهان امپریالیستی را حفظ و پذیرفته شده بنمایاند. این جوهر آن سیاستی‌ست که این جنگ مهندسی شده را آغاز و در این مرحله به آتش بس در آن رضایت داد.

اعلام آتش بس در این جنگ و تضمین بقای جمهوری اسلامی تا این مرحله، به این تبلیغ کذب و فریبکارنه دامن زده است که می‌کوشد رژیم وابسته به امپریالیسم جمهوری اسلامی و پیشبرنده سیاست‌های ارتجاعی امپریالیسم آمریکا در ایران و منطقه را به عنوان رژیمی ضد امپریالیست در افکار عمومی توده‌های ستمدیده در سطح منطقه جا بزند، امری که تنها به کار انحراف هرچه بیشتر جنبش‌های دمکراتیک و ضد امپریالیستی در منطقه و کانالیزه کردن انرژی انقلابی طبقه کارگر و خلق‌های ستمدیده به زیر پرچم ارتجاعی جمهوری اسلامی به نفع امپریالیسم آمریکا می‌آید.

این که عاقبت آتش بس اعلام شده و مذاکرات پیشارو به آغاز دوباره جنگ و یا یک ثبات طولانی ختم گردد را سیر رویدادها نشان خواهند داد. اما تا آنجا که به منافع توده‌های تحت ستم ما بازمی‌گردد، باید گفت که با توجه به ماهیت ارتجاعی طرفین این جنگ، مردم ما نه تنها کوچکترین نفعی از تداوم آن نخواهند برد بلکه شدیداً از آن صدمه خواهند خورد. این یک واقعیت روشن است که تا زمانی که سلطه امپریالیسم و رژیم جمهوری اسلامی برقرار است مردم ما روی صلح و آرامش را نخواهند دید. آزادی و دمکراسی نه از بمب‌ها و موشک‌های پرتاب شده در این جنگ بلکه از یک انقلاب پیروزمند مردمی با رهبری انقلابی حاصل خواهد شد؛ و یک صلح دمکراتیک تنها بر بستر نابودی امپریالیسم و صهیونیسم و نوکران مرتجع و رنگارنگ آنها برای مردم ایران و منطقه به ارمغان خواهد آمد.

چریکهای فدایی خلق ایران
۲۰ فروردین ۱۴۰۵ برابر با ۹ آپریل ۲۰۲۶ر