هم‌میهنانم،

ایران، هویت، تاریخ و شرف هر ایرانی است. امروز برخی از هواداران استبداد پهلوی برای توجیه همراهی با متجاوزان به ایران می‌گویند: «ایرانیان چیزی ندارند که بخواهند حفظ کنند.»

اما حقیقت روشن است: ایرانیان میهن دارند؛ همان میهنی که ریشه هویت، تاریخ و شرف یک ملت است. برای ما، میهن همه‌چیز است.

از همین رو، در برابر هر متجاوز ـ و نیز هر کس که تجاوز را توجیه یا حمایت کند ـ سکوت نخواهیم کرد و از دفاع از آن عقب نخواهیم نشست.

 

بحران اعتبار حقوق بین‌الملل

وقتی بنیامین نتانیاهو و دونالد ترامپ، با زیر پا گذاشتن آشکار اصول حقوق بین‌الملل و بر پایه ادعایی دروغ و اثبات‌نشده درباره «قصد حمله ایران»، به خاک کشورمان تجاوز نظامی کردند، پرسشی جدی بار دیگر مطرح شد:

آیا هنوز می‌توان از حقوق بشر و حقوق بین‌الملل سخن گفت و از آن دفاع کرد؟

در همان روز نخست، بر اثر شلیک یک موشک آمریکایی به مدرسه‌ای در شهر میناب، ۱۶۸ دختر دانش‌آموز جان باختند و صدها ایرانی دیگر در سرزمین خود کشته شدند.

با این حال، واکنش جامعه جهانی بسیار محدود بود. تنها دولت اسپانیا و چند کشور دیگر ـ نه برای حمایت از ایران، بلکه برای دفاع از اصول حقوق بشر و حقوق بین‌الملل ـ به این اقدام اعتراض کردند.
در مقابل، بسیاری از دولت‌ها برای دفاع از سیاست‌های نتانیاهو چشم خود را بر این نقض آشکار حقوق بین‌الملل بستند.

 

استانداردهای دوگانه

این رفتار پیش از این نیز بارها مشاهده شده است.
پس از امضای آتش‌بس میان لبنان و اسرائیل، گزارش‌های متعددی از نقض مکرر این آتش‌بس توسط دولت نتانیاهو منتشر شد؛ گفته می‌شود بیش از ۱۸۰۰ مورد تخلف ثبت شده است.

همچنین در برابر گزارش‌های مربوط به شکنجه فلسطینیان و نقض آتش‌بس در غزه، واکنش جدی و مؤثری از سوی جامعه جهانی دیده نشد.
اما به محض شلیک یک راکت از سوی لبنان، ناگهان موجی از محکومیت‌ها به راه افتاد و کشتار لبنانی‌ها توجیه شد.

چنین رفتارهایی این پرسش را تقویت می‌کند که آیا حقوق بین‌الملل به مجموعه‌ای از اصول جهان‌شمول تبدیل شده است، یا ابزاری سیاسی در دست قدرت‌ها؟

 

سوءاستفاده از رنج مردم

در این میان، برخی از حامیان استبداد پهلوی برای پوشاندن تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، از رقم «چهل هزار کشته در دو روز» توسط حکومت حاکم سخن گفتند.

اما این عدد بر اساس کدام تحقیق مستقل و مستند مطرح شده است؟ واقعیت آن است که هزاران نفر کشته شدند، اما رقم دقیق قربانیان هنوز مشخص نیست.

در چنین شرایطی، نقش رضا پهلوی و حامیانش، بزرگ‌نمایی با انتشار آمارهای اثبات‌نشده بود؛ تا هم مانع روشن شدن حقیقت شوند و هم آن را به ابزاری در جنگ تبلیغاتی و توجیه دعوت قدرت‌های خارجی برای دخالت نظامی در ایران تبدیل کنند.

 

مسئولیت سیاسی و اخلاقی

با آغاز اعتراضات، حمایت آشکار نتانیاهو و ترامپ از معترضان، بهانه‌ای در اختیار حکومت قرار داد تا آنان را وابسته به قدرت‌های خارجی معرفی کند.

در چنین وضعیتی، رضا پهلوی مدعی شد که معترضان نه برای حقوق خود بلکه برای بازگشت استبداد وابسته پهلوی به خیابان‌ها آمده‌اند و این روایت، زمینه سرکوب خونین معترضان را فراهم ساخت.

نتیجه آن شد که سرکوب شدیدتر و کشتار بیشتر ادامه یافت.
به این ترتیب، فضایی شکل گرفت که دست نتانیاهو برای تشویق ترامپ به تجاوز نظامی علیه ایران بازتر شد. از این منظر، این افراد نیز در کنار علی خامنه‌ای و مسئولان حکومت، در قبال این فاجعه مسئول دانسته می‌شوند.

 

حق تعیین سرنوشت ملت ایران

ملت ایران ذلیل نیست که نتانیاهو یا ترامپ درباره سرنوشت آن تصمیم بگیرند. تنها ملت ایران است که حق تعیین سرنوشت کشور خود را دارد.

از همین رو باید به صراحت گفت:
دست از این «جنایت‌های به‌اصطلاح بشردوستانه» بردارید.

 

یادآوری یک سخن تاریخی

در پایان، یادآور می‌شوم قهرمان ملی ایران، ستارخان، که گفت:
«خاک می‌خوریم، اما خاک نمی‌دهیم.»

اگر ایران هنوز برای ایرانیان باقی مانده است، از همت و غیرت وطن‌دوستانی است که هرگز اجازه نداده‌اند قدرت‌های بیگانه چشم طمع به خاک آن بدوزند و آن را به اشغال و تجاوز بسپارند.

شرمتان باد، ای کسانی که نام وطن را فراموش کرده‌اید و به دفاع از استبداد پهلوی برمی‌خیزید.

آری، ما در بند استبدادی تلخ گرفتاریم؛ اما برخلاف پندار شما، آن‌چنان فرو نریخته‌ایم که برای رهایی از استبداد، دست در دست بیگانگان بگذاریم و وطن خود را به بهای رهایی ظاهری از کف بدهیم.

ایران، پیش از هر چیز، خانه ماست؛ و هیچ ایرانی آزاده‌ای خانه‌اش را معامله نمی‌کند. شاد باشید. حمید رفیع