روز جمعه۲۰ ژوئن ، در خیابانی نزدیک به سفارت جمهوری اسلامی در لندن، شش نفر توسط پلیس بریتانیا به ظن درگیری فیزیکی و وارد آوردن جراحات شدید بازداشت شدند.
طبق گزارش پلیس و رسانههای محلی، در جریان این اعتراضات دو نفر به بیمارستان منتقل شدهاند؛ قربانیانی که طبق شواهد، از جمله افرادی بودهاند که علیه جنگ و سرکوب در منطقه اعتراض داشتهاند.
این اولین بار نیست. در خیزش در سال ۱۴۰۱ نیز نیروهای موسوم به سلطنتطلب، با حمله به معترضان خیابانی، سعی در مصادرهی جنبش، تخریب صدای مستقل مردم، و سوق دادن حرکت به سمت راست کردند.
امروز، با تشدید فضای جنگی در منطقه و حمایت آشکار آنها از بمبارانها و سیاستهای جنگطلبانه، این جریان بیش از پیش چهرهی واقعیاش را نشان داده است.
و هارتر از همیشه شده اند .
فاشیسمِ پنهان شده پشت تاج و پرچم!
آنها نه تنها اپوزیسیون نیستند، بلکه بازوی سرکوباند؛ درست مانند توابانی که تنها ارباب عوض کردهاند، اما هنوز همان زبان خشونت را سخن میگویند.
اکنون زمان آن فرا رسیده که بیتعارف، بیتزلزل، و بیتساهل، این نیروی خطرناک را افشا و طرد کنیم.
نه به جمهوری اسلامی، نه به فاشیسم سلطنتی!
یادآوری یک الگوی تکرارشونده در تاریخ: نقش لمپنها در سرکوب
در تمام حکومتهای استبدادی و جریانهای اقتدارطلب، لمپنپرولتاریای سیاسی – یعنی گروههایی از حاشیهنشینان بدون اینکه نقشی در تولید داشته باشند، سرخورده یا فرصتطلب – به ابزار سرکوب بدل میشوند.
در دوران پهلوی اول و دوم، چاقوکشان میدانها، داشمشدیهای اجارهای، و شعبان بیمخها برای سرکوب جنبش ملی، از جمله در کودتای ۲۸ مرداد، به کار گرفته شدند.
در جمهوری اسلامی نیز «لباسشخصیها» از دل همین نیروها سربرآوردند تا هر صدای مخالفی را در نطفه خفه کنند.
امروز، سلطنتطلبان لمپنمسلک در خارج کشور، همان سنت را با چهرهای بزککرده بازتولید میکنند:
خشونت به جای اندیشه، عربده به جای استدلال، و چماق به جای گفتوگو.
مارکس در هجدهم برومر لویی بناپارت، لمپنپرولناریا را «تفالههای همهی طبقات» مینامد که در بزنگاههای بحرانی، به خدمت نیروهای ارتجاعی درمیآیند، زیرا ایدئولوژی ندارند، اما مشت و عربدهشان به اجاره درمیآید.
خشونت سلطنتطلبان در لندن، ادامهی همان سنت است؛
ناصر کمالی
۲۰ ژوئن ۲۰۲۵ لندن
