نگاهی کوتاه بر جنگطلبی و فرصتطلبی مزدوران خارجنشین
در حالی که کارگران، معلمان، کامیونداران، بازنشستگان و پرستاران با دستانی خالی و صدایی بلند، ستونهای پوسیدهی جمهوری اسلامی را به لرزه درآوردهاند، ناگهان با حملات مرموز و فاجعهبار اسرائیل روبهرو میشویم؛ حملاتی که نه بوی آزادی میدهند، نه نفعی برای مردم دارند.
این حملات، همانطور که انتظار میرفت، بهانهای شدهاند برای سرکوب سراسری. جمهوری اسلامی با چهرهای خونخواه و زبان اتهام به «جاسوسی»، در پی راهاندازی موجی از اعدامها و ارعاب عمومیست. و در این میان، بلندگوهای خارجنشینِ جنگطلب، بر طبل حمله میکوبند و آتش را شعلهورتر میکنند.
رضا پهلوی، که سالهاست نه مشروعیتی دارد و نه برنامهای جز پناه بردن به آغوش سرمایهداری جهانی، امروز در کنار فاشیستهای اسرائیلی ایستاده است.
یاسمین پهلوی، بیشرمانه از اسرائیل میخواهد که ایران را بیشتر بمباران کند.
هواداران سلطنتطلب، همپیمانان ترامپ، و نوچههای تلویزیونهای وابسته چون منوتو و ایران اینترنشنال، تنها برای رسیدن به قدرت، آرزوی خون و ویرانی در سر دارند.
آنها نه از رنج مردم میگویند، نه از اعتصابات کارگری، بلکه تنها به «تغییر رژیم» با بمب و تحریم تبلیغ میکنند.
اما تاریخ بارها نشان داده است که جنگ، نه به نفع مردم، بلکه ابزاری برای بقای حکومتها و فرصتی برای ظهور لاشخورهای سیاسیست.
چند نمونهی تاریخی روشن:
۱. جنگ ایران و عراق (۱۹۸۰–۱۹۸۸):
جنگی که با چراغ سبز غرب و با حملهی صدام آغاز شد، برای جمهوری اسلامی یک «نعمت» بود؛ فرصتی برای سرکوب داخلی، حذف نیروهای انقلابی، و تقویت ماشین سرکوب. در سایهی این جنگ، خاورانها پر شدند، دههی شصت سیاه شد، و خون هزاران مبارز و بیگناه بر زمین ریخت.
۲. جنگ جهانی اول (۱۹۱۴–۱۹۱۸):
کشورهای بحرانزدهای چون آلمان و اتریش-مجارستان با استفاده از جنگ، خشم تودهها را به سمت دشمن خارجی منحرف کردند. اما پایان کار چیزی نبود جز فروپاشی امپراتوریها و زایش فاشیسم از دل شکست و فقر.
۳. حملهی آمریکا به عراق (۲۰۰۳):
حملهای به نام «حقوق بشر» و «سلاحهای کشتار جمعی»، اما در واقع برای نفت، نفوذ و بازسازی نظم نئولیبرالی. نتیجه: بیش از یک میلیون کشته، نابودی زیرساختها، و گسترش تروریسم منطقهای.
امروز همان سناریو در حال تکرار است: تحریم، تهدید، حمله، و دروغهایی با لبخند.
آنان که امروز پرچم جنگ را بلند کردهاند، نه از دل رنج مردم برخاستهاند و نه جزو صفوف کارگران و معلمان بودهاند.
اینها فرزندان سفرههای پهن و استودیوهای امناند؛
کسانی که با اسرائیلِ نژادپرست و سیاستهای فاشیستی ترامپ همپیالهاند، نمیتوانند دم از آزادی بزنند.
تلویزیونهای آنها نه بازتاب درد مردم، که تریبون کودتا و چنگ هستند ؛ نه جایی برای عدالت، که جایگاه تطهیر سلطنت و فرش قرمزی برای سرمایهداری جهانی.
در حالی که رژیم اسلامی به جای پاسخگویی به مطالبات معیشتی و مدنی، آمادهی سرکوب است، این جنگطلبان خارجنشین در حال فراهمسازی مقدمات فاجعهای بزرگتر هستند. فاجعهای که باز هم هزینهاش را مردم خواهند پرداخت.
اما!!!!
پادشاهی برای همیشه در تاریخ دفن شده است.
تاجی اگر بر سر «بچهشاه» خواهد بود، تنها در خوابهایش خواهد درخشید.
و مردم، این وارثان رنج و امید، نمیگذارند بار دیگر ملتی به دست خونخواهان تبعیدی قربانی شود.
نه به جنگ – آری به صلحی به نفع مردم
نه به سلطنت – آری به دموکراسی و حاکمیت مردمی
نه به فاشیسم، در هر لباس و رنگی
صلح، نان، آزادی، و عدالت اجتماعی
ناصر کمالی
۱۶ ژوئن ۲۰۲۵
