این متن طولانی است.

پیرامون شایعه تغییر نام خلیج فارس به خلیج عرب، امروز سخنگوی مجاهدین پیرامون تغییر نام خلیج فارس موضع گرفته است، که در دو سایت بحران و دیدگاه بازتکثیر شده است. (لینک «سخنگوی مجاهدین: نقاب ایران دوستی و وطن پرستی»)

چندی پیش (26 فوریه 2025 در «زوزه وحوش») به احتمال این تغییر نام و آنچه «ما» و اپوزیسیون می باید انجام دهد اشارات کوتاهی داشتم که بخشی از آن در زیر بازنوشته می شود:

«…اگر در اوکراین صلح در قبال بهره برداری از معادن است، پس از حمله به ایران، ژتون روی میز برای صلحی پایدار، اشغال جزایر در خلیج فارس خواهد بود. و اگر گوگل نام «خلیج مکزیک» را بفرموده، به «خلیج آمیریکا» تغییر می دهد، بدون شک، پس از شکست نظامی ج.ا. نام «خلیج فارس» هم تغییر پیدا خواهد کرد. مگر اینکه امروز ، «سرنگونی طلبان»، علیه «جنگ» موضعی قاطع گرفته، و خود را برای خیزش های اجتماعی در آینده ای نه چندان دور آماده کنند.

با توجه به زیاده خواهی فاشیزم و هژمونی طلبان، راهبرد «مراودات سیاسی/دیپلماتیک» در ایران پس از سرنگونی، می بایست برای «ملت شریف ایران» امروز مشخص و تبیین شود.

به هر روی، آینده تاریکی در انتظار ایران است، بخصوص اگر تمام هزینه «ایستادن» علیه ج.ا. فقط از یک «جیب» پرداخت شود.»

در ماهنامه دیدگاه سوم، 2014 در پاسخ به سوال « ماهنامه دیدگاه سوم: آیا جمهوری اسلامی “حق مسلم” را فدای بقا خواهد کرد؟» نوشته بودم:

«همانطور که در نوشتارهای پیشین بارها نوشته ام، رژیم به دنبال بقای نظام، تضمین این بقا از سوی جهانخواران، و سهم خواهی از سفره به یغما رفته خاورمیانه است. حق مسلم اتمی، به رسمیت شناختن اسرائیل، و معامله بر سر سوریه و عراق و یمن، ژتون های رژیم برای ادامه این بازی است. جهانخواران به این بازی آشنا هستند، تا به آن حد که وقعی به گزارش گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران نمی گذارند. بنا بر گزارش احمد شهید، “از اول ژوییه 2013 تا آخر ژوئن 2014 10 تیر 1392 تا 9 تیر 1393)، تعداد اعدام شدگان در ایران به رقم کم سابقه 852 نفر رسیده است.” اما “جهان خبردار نشد”. آیا سرکوب شهروندان ترکمن و کُرد، و قتل و کشتار بین 1357-67 جهان را برانگیخت؟  آیا کشتار 1367 تأثیری در روند مماشات با رژیم آخوندی گذاشت؟ آیا جنایت انسانی در کهریزک، جهانخواران را از همسویی با رژیم بازداشت؟ آیا کشتار در اشرف و یا حمله موشکی به لیبرتی، جهانخواران را از همسفره ای با رژیم بازداشت؟ اگر پاسخ به این سوال و نمونه ها منفی است، و رژیم می داند که پاسخ منفی است، این بازی و استفاده ابزاری از مذاکرات هسته ای، و حتی نوشیدن جام زهر اتمی، آنچنان برنامه ریزی می شود که منافع ملی و حق مسلم مردم ایران، بطور حتم، پایمال شود.»

اکتبر 2024 – در «معنی این سکوت چیست؟» نوشتم «سالهاست که امارت ادعا می کند و سالهاست که از اپوزیسیون می پرسم «چرا سکوت»؟ بالاخره در 26 مهرماه 1403، سخنگوی مجاهدین به ناگاه و در مطلبی «فوری» علیه موضعگیری مشترک اتحادیه اروپا و کشورهای حوزه خلیج فارس که جزایر سه گانه را به امارات بخشیده اند، موضعی قاطع و درخور گرفته است.

به نظر من، یکی از دلایل رسیدن امارات به این حد از گستاخی، عدم موضعگیری اپوزیسیون، بخصوص مجاهدین و شورا، بوده است. اپوزیسیون، همانموقع که امارات و چین، و سپس امارات و روسیه چنین غلطی کردند می بایست موضع می گرفت، و چون این اجانب متوجه شدند که جمهوری اسلامی ضعیف است و از پایگاه مردمی هم بی بهره، و نمایندگان واقعی مردم ایران (اپوزیسیون سرنگونی طلب) ساکت نشسته اند، کودکانه نتیجه گرفته که بایستی از موقعیت سود جسته و از آب گل آلود خلیج همیشه فارس ماهی بگیرد.

خوشبختانه سخنگوی مجاهدین در چند خط توپ سیاسی را به زمین اروپا و امارات پرتاب کرد. اما، این کافی نیست، بقیه سازمانها و نهادهای سرنگونی طلب هم می بایست خط خود را از سلطنت طلبان و رضا پهلوی در تمام موارد، از جمله این دسیسه، جدا کرده و بر تمامیت ارضی ایران که شامل جزایر سه گانه و دیگر جزایر ایران در خلیج فارس می شود، تأکید کنند.

ناگفته روشن است که چنین اقدامی نمی تواند و نبایستی اپوزیسیون را از مسیر اصلی خود – سرنگونی، تمامیت نظامی فاشیستی-مذهبی جمهوری اسلامی، و در مقطع کنونی علیه جنگ بین دو نظام افراطی، منحرف کرده و ما را به لبه پرتگاه پوپولیستی و شووینیستی هُل دهد.»

اکتبر 2024 در «چند خط دوستانه به شاهزاده رضا پهلوی» خطاب به اعلیحضرت رضاشاه دوم نوشتم «همچون پدرتاجدارتان که بحرین را به «انگلیسیا» بخشید، شما هم می توانید جزایر سه گانه را به آمریکا ببخشید تا شاید آمریکا زمینه های کودتای 28 مرداد دیگری را برنامه ریزی کند.»

اگر کاربران علاقه به خواندن بقیه هشدارنامه هائی که طی چندین دهه گذشته خطاب به اپوزیسیون نوشتم، دارد، لطف کرده ایمیل کند تا لیست را ارسال کنم.

به امروز بازگردیم.

از قدیم گفته اند که دیر بهتر از هرگز است. در عین حال گفته اند که نوشدارو پس از مرگ سهراب بی فایده است. مجاهدین خلق که «بزرگترین نیروی اپوزیسیون سازمانیافته» است، می بایست این قبیل موضع گیری ها را دهه ها پیش می گرفت تا پرچم وطن پرستی و ایران دوستی به دست وطن فروشان عمامه به سر و شاه الهی ها نیفتد.

بی انصافی نباشد. شورای ملی مقاومت ایران  در برنامه خود، روی «تمامیت ارضی» ایران تأکید داشته است. یاران شورا هم برای خلیج فارس ترانه-سرود «خلیج همیشه فارس» را اجرا کرده اند. ساده اینکه، تا به این حد می توانستند  که انجام داده اند.

این یک نگاه است.

نگاه و طریق بسی سخت تر در عالم دیپلماسی این بود که بجای جمع کردن دیپلمات های مختلف گرد برنامه 10 ماده ای خانم رجوی، اول و پیش از هر اقدامی، از همه می خواست که در یک بیانیه مشترک روی واژه «خلیج فارس» موضع بگیرند. به نظر من این حضرات هیچکدام اینقدر جرات ندارند که منافع ملی کشورشان را فدای حمایت از مجاهدین بکنند.

لابی های اعراب پولدار و البته صهیونیسم دائما بر این هدف استراتژیک پای فشرده اند که هویت «ایران» و «ایرانی» باید از این ملت گرفته شود. اولین گام «تغییر نام خلیج فارس» است.

برخی از اپوزیسیون «چپ» گامی فراتر گذاشته و اصولا مخالف این هستند که پیرامون این قبیل «اسامی» که بوی متعفن شووینیستی از آن بیرون می زند انرژی صرف کنند. باری دیگر از آنها می پرسم «چرا این سکوت»؟ چرا برایشان نام خلیج فارس اهمیت ندارد؟

یکی از ویژگیهای رسیدن به پایان خط، رو شدن مطالبی است که پیش از آن، به علت درگیری رودررو، نادیده گرفته شده است. «سرنگونی و مبارزه» اجازه نمی داده آن مطالب روی میز گذاشته شود. تقریبا در حال نزدیک شدن به آخر خط هستیم. سوال ساده از همه «چپ» ها اینست: آیا نام این جند قطره آب در جنوب ایران «خلیج فارس» است یا «خلیج عرب» و یا «خلیج» و یا بقول ترامپ «خلیج ترامپ»؟ زمان سکوت گذشته، دوران رویاروئی با فاشیسم که شمشیر را از رو بسته است، رسیده است. همه اپوزیسیون در پیشگاه خلق ایران پاسخگو است. موضع رک و راست و بدون پیچاندن آن چیست؟

مجاهدین خلق هم بجای اینکه آمریکا و ترامپ را در این مورد خطاب قرار دهد، موضوع را دور زده و یقه رژیم را گرفته است. البته تا حدود زیادی حق با سخنگوی مجاهدین است، چرا که جمهوری اسلامی باعث و بانی بسیاری از رویدادهاست. در عین حال، اصل مطلب نادیده گرفته شده است. موضع باید خطاب به ترامپ و اعراب باشد. باید رک وو راست گفت «خلیج همیشه فارس». البته روش پیشنهادی این قلم هرچند «اصولی» است اما هزینه دیپلماتیک خواهد داشت.

پس از جنگ روسیه و اکراین، جنگ بین پاکستان و هند بر سر «کشمیر» آغاز شده و ممکن است حاد شود. ظاهرا، جنگ دیگری برنامه ریزی شده، جنگ «عرب و عجم» که با تغییر نام خلیج فارس کلید می خورد. بیهوده نیست که کشتی جنگی پرنس ویلز بریتانیا در راه است. («آرایش جنگی؟» 4 مه 2025). جنگ بعدی می تواند بین چین و تایوان باشد.

به این می گویند «عمق استراتژیک» و «صدور بحران» که جهان سرمایه داری به آن مشغول است.