ابزارسازی چین در دعوای سیاسی داخلی، تکرار خطای راهبردی پسابرجام است؛ با این تفاوت که این بار تخته دومینو، «اعتماد پکن» است و هزینه‌اش را تمام ایران در میانه جنگ می‌پردازد.
گروه اقتصادی خبرگزاری فارس؛ تیزر یک گفت‌گو از آقای دبیرکل حزب کارگزاران، حسین مرعشی منتشر شد.او در این تیزر کوتاه گفت که چین سفر قالیباف به پکن را به باز کردن تنگه توسط ایران، دریافت نکردن عوارض، پایان دادن به اختلافات خود با عربستان و پایان دادن به اختلافات خود با آمریکا مشروط کرده است.باید به حسین مرعشی گوش‌زد کرد، سیاست خارجی، تاریخ دوّاری است که اگر از آن درس نگیریم، محکومیم آن را در قالبی جدید و خطرناک‌تر بازتولید کنیم. شما امروز چین را در «سیاست داخلی» ابزار کرده‌اید تا ایده نزدیک به جناح اصلاحات را اثبات کنید، ایده‌ای که تنها راه توسعه ایران را در گرو رابطه با آمریکا تصویر می‌کند اما این دقیقاً تکرار همان اشتباهی است که دولت روحانی در دهه ۹۰ با چین در «سیاست خارجی» مرتکب شد؛ با این تفاوت که این بار، تخته دومینو بسیار بزرگ‌تر است.مرور اشتباه اول؛ چین، پله موقت برجامسال‌های منتهی به برجام را به یاد آورید. در آن دوران، بسیاری از جریان اصلاح‌طلب، چین را نه به‌عنوان یک شریک راهبردی مستقل که به‌مثابه پلّه‌ای برای رسیدن به اتاق مذاکره با غرب دیدند. قراردادهای چین با ایران، پوششی شد تا به اروپا و آمریکا بگوییم، «ما گزینه‌های دیگری هم داریم» اما وقتی برجام امضا شد، چین در اولویت آخر قرار گرفت.سرمایه‌گذاری چین در ایران رها شد، پروژه‌ها به تعویق افتاد و تهران چشم به وعده‌های اروپایی و کریدورهای غربی دوخت. نتیجه؟ وقتی ترامپ برجام را پاره کرد، چین آزرده‌خاطر حاضر به همکاری نشد و اروپای وابسته به آمریکا هم این نقش را گردن نگرفت.ایران در پایان دهه ۹۰، در فشار حداکثری تنها ماند؛ چون شرق را پشت سر گذاشته بود و غرب هم به او پشت کرده بود.
اشتباه دوم؛ چین، تخته‌پاره‌ای برای دعوای جناحیحالا در ۱۴۰۵، شما دوباره سراغ چین می‌روید اما این بار نه برای عبور از تحریم، که برای اثبات ایده اصلاحطلبان در اداره ایران. می‌خواهید با القای این جمله که «چین شرط کرده با آمریکا آشتی کنید»، به رقیب سیاسی‌تان ثابت کنید که راه قوی شدن از داخل، بن‌بست است و راه نجات، همان مدارا با واشنگتن خواهد بود.یعنی چین را تبدیل کرده‌اید به «تخته‌پاره‌ای» که روی امواج اختلافات جناحی، شما را به ساحل گفتمان خودتان برساند.فرق این دو اشتباه در چیست؟در اشتباه اول (دهه ۹۰)، چین را رها کردید و هزینه‌اش را ملت پرداخت؛ فشار حداکثری نتیجه همان رویکرد بود اما در اشتباه دوم، چین را در دعوای داخلی به کار گرفته‌اید؛ هزینه این اشتباه، نه فقط متوجه شما یا رقیب سیاسی شما که متوجه «ایران» می‌شود.چین امروز حالا بزرگ‌ترین اقتصاد جهان و رقیب شماره یک آمریکاست.او قرارداد ۲۵ ساله را با ایران بسته تا از یک «شریک قابل اتکا» بهره ببرد، نه از یک کشور گرفتار دعوای «با آمریکا باشیم یا نباشیم». وقتی شما چین را به شطرنج داخلی می‌کشانید، در واقع به پکن می‌گویید: «ما ثبات تصمیم نداریم و ممکن است پروژه‌های چین را قربانی آشتی با آمریکا کنیم». این دقیقاً همان زنگ خطری است که باعث می‌شود چین سرمایه‌گذاری‌های کلان را به تعویق بیندازد و به جای قراردادهای بلندمدت، سراغ معاملات کوتاه‌مدت و محافظه‌کارانه برود.حسین مرعشی با این حرکت، نه‌تنها گفتمان رقیب سیاسی خود را تضعیف نمی‌کند، بلکه بزرگ‌ترین برگ برنده ملی ایران را در برابر غرب یعنی «اتصال به شرق مستقل» را به عرصه یک منازعه جناحی کوتاه‌مدت تقلیل می‌دهید.
در دهه ۹۰، چین را به‌خاطر برجام رها کردیم و تاوانش را دادیم، امروز اگر چین را به‌خاطر اثبات «راه آمریکا» ابزار کنیم، تاوانش را تمام ایران فردا خواهد داد.چین برای عبور از تنگه هرمز نیازی به اجازه واشنگتن ندارد اما برای عبور از «تنگه بی‌اعتمادی ناشی از سیاست‌زدگی ایرانی»، حتماً نیازی به «چانه‌زنی دوباره» با تهران خواهد داشت؛ و این بار، شاید قیمت این چانه‌زنی، بسیار بالاتر از برجام باشد.