خلیفه سوم نظام که رسانه های حکومتی او را «آیتالله [یک شَبه] سیدمجتبی حسینی خامنهای» معرفی می کنند در نقش سرکرده کل قوا، با صدور احکام جداگانه مسئولیتها و ماموریتهای شش تن از سرکردگان و کارگزاران رده اول نیروهای مسلح را ابلاغ کرد.
بر اساس این احکام، پاسدار علی عبداللهی به عنوان سرکرده ستاد کل نیروهای مسلح و پاسدار کیومرث حیدری به عنوان جانشین سرکرده ستاد کل نیروهای مسلح، پاسدار احمد وحیدی سرکرده کل سپاه پاسداران، پاسدار مصطفی ایزدی جانشین سرکرده کل سپاه، آخوند حسین طائب سرکرده سازمان بسیج مستضعفین و پاسدار علی عظمایی سرکرده نیروی دریایی سپاه.
پیش از این، پاسدار محسن (سبزوار) رضایی میرقائد، پس از استعفای محمدباقر ذوالقدر، از جانب ولی فقیه به عنوان نماینده اش در شورای عالی امنیت رژیم و از جانب پزشکیان به عنوان دبیر همین نهاد برگمار شد. همزمان پاسدار محمدباقر ذوالقدر، که به احتمال زیاد مجبور به استعفا شده، از جانب ولی فقیه به عنوان مشاور سیاسی اش برگمار شد.
پیرامون این برگماریها تفسیر و تحلیلهای گوناگونی منتشر شده است. از نگاه تحلیلگران وابسته به نهادهای امنیتی ولایت خامنه ای و البته برخی کارشناسان ظاهربین، این برگماریها، پس از ضرباتی که بر بخش بالایی هرم قدرت وارد شده یک پدیده طبیعی بوده و هیچ رمز و رازی پیرامون آن وجود ندارد.
برخی از مفسران و کارشناسان این پدیده را برای درمان حفره های امنیتی نظام ارزیابی می کنند. این گروه از کارشناسان طرح وجود «حفره امنیتی» در کشور از جانب عباس عراقچی، وزیر خارجه رژیم، دلیل درستی ارزیابی خود می دانند.
شمار دیگری با توجه به وظیفه مهمی که به عهده پاسدار علی عبداللهی گذاشته شده و تاکید بر بازگشت یک تبهکار کهنه کار در منصب سرکرده بسیج و برگماری محسن رضایی در منصب دبیر شعام، تحلیلهای ساده اندیشانه را به حاشیه رانده و مساله را بر بستر بحران و شرایط انقلابی ارزیابی می کنند.
مجتبی خامنه ای در حکم برگماری پاسدار علی عبداللهی وظیفه «تکمیل روند ادغام ستاد کل نیروهای مسلح و قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء» را به عهده او گذاشته است.
طرح ادغام دو نهاد نظامی در جمهوری اسلامی از طرف علی خامنه ای مطرح شد و سرکرده آن در شرایط کنونی سرکرده ستاد کل نیروهای مسلح یعنی پاسدار علی عبداللهی است. در حقیقت مسئولیت طراحی، هماهنگی و نظارت عملیاتی با مسئولیت هماهنگی میان نیروهای مسلح (ارتش، سپاه و نیروی انتظامی) در هم ادغام می شود. این ادغام راندمان «هماهنگی» را به طور کیفی افزایش داده و در حقیقت در واکُنش به رویدادها قابلیت بیشتری خواهد داشت. به این تدبیر علی خامنه ای، راهکار آقازاده او برای به میدان آوردن حسین طائب و محسن رضایی را اضافه کنیم، یک بلوک متمرکز پیرامون ولی فقیه برای برخورد موثر با هر بحرانی به وجود می آید. یادآوری می شود که حسین طائب همان آخوند تبهکاری است که به فرموده علی خامنه ای و زیر نظر مجتبی خامنه ای، کشتار پس از انتخابات سال هشتاد و هشت و دستگیری برخی از اصلاح طلبان حکومتی را طراحی و اجرا کردند.
پاسدار محمدرضا نقدی، مشاور سرکرده کل سپاه پاسداران، پیرامون این رویدادگفت: «تصمیم برای حرکت از دکترین دفاعی به تهاجمی گرفته و اکنون شرایط برای آن مهیا شده است.» (تابناک، چهارشنبه ۲۱ مرداد ۱۴۰۵)
پرسش مربوط به ضرورت این گونه برگماری را به این صورت تکمیل می کنیم که این کدام کُنش بحرانی است که به چنین تمرکزی نیاز دارد؟ آیا واکُنش تهاجمی در برابر جنگ خارجی و یا بحران داخلی؟
برای پاسخ به این پرسش در ابتدا از گفته ها و نوشته های کارگزاران نظام در چند هفته گذشته کمک می گیریم.
تضادهای درون ولایت، موریانه به جان نطام
-پزشکیان رئیس جمهور رژیم: «میدانند که ما مشکل داریم یکی از مشکلات اساسی همین اختلافاتی است که ممکن است ما با همدیگر داشته باشیم… همان آدمهایی که در حقیقت مقابل ما عقده دارند نگران هستند ما وظیفه داریم آنها را ببینیم اینها مردم این مملکت هستند… تا دل تان بخواهد حرف است ما مشکل داریم… ما قبلا با کشتی میآوردیم حالا کلی مسیر عبور میکند میآید قیمت تمامشده رفته بالا درآمد مان هم کم شده نفت میفروختیم حالا نمیتوانیم بفروشیم زدند یک سری از کارخانهها را خراب کردند مالیات هم نمیتوانیم به آن شکل بگیریم نه تنها نمیتوانیم بگیریم باید به آنها پول هم بدهیم که سر پا بایستند…. معضل ما چندین برابر شده…» (تلویزیون حکومتی شبکه خبر،شنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۵)
-قالیباف سرکرده اشغالگران بهارستان: «من اشهد بالله به خون شهدا به خون امام شهید باورم این هست که برای من هیچ فرقی بین امام کبیرمون و بین امام شهیدمون و امروز با رهبر معظم انقلاب اسلامی هیچ فرقی برای من نداره حکم حکم ولایت است،حکم حکم رهبری ست.» (تلویزیون حکومتی شبکه خبر،شنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۵)
-آخوند حسینی همدانی، نماینده ولی فقیه در استان البرز می گوید: «… هرچی دل شان می خواهد می گویند بعد می گویند حیف که بحث وحدت است نمی توانم چیزی بگویم …گفتند کشور را با امر و نهی نمی شود جامعه را اداره کرد…» (ایرنا، جمعه ۲۳ مرداد ۱۴۰۵)
-آخوند حسین محمدی، روضه خوان نمایش جمعه در اصفهان می گوید: «دو گفتمان در کشور ما چند وقتی است در حوزه رسانهای و سیاسی ایجاد شده در کنار اون گفتمان اصلی انقلاب گفتمان انقلاب ناب گفتمانی که امام شهیدمون داشتند امام راحل مون داشتند امام حی مون دارند و این دو گفتمان هر دو خطرناک است، یک گفتمان گفتمان وادادگی است و گفتمان دوم خطرناک گفتمان بازندگی است یعنی چی؟ یه گفتمان اینه بعضی ها وادادهاند همه چی را میگویند بدهیم بره برای اینکه راحت باشیم راحتترین کار بهترین سادهترین اش اینه که بگیم بدهیم برود…» (تلویزیون حکومتی شبکه خبر،شنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۵)
حرفهای پزشکیان در روز جمعه ۳۰ مرداد وضعیت رژیم را نشان می دهد. او با خالی بندی مدعی شد که: «تمام دنیا به پیروزی ایران اذعان دارند» و نتیجه گرفت که به همین دلیل بهتر است «امروز جنگ را پایان دهیم». پزشکیان برای این که بهانه به دست باندهای مخالف ندهد گفت: «ما به هیچ عنوان در برابر قُلدُری سر خم نخواهیم کرد و هیچ تردیدی در آن وجود ندارد».(رادیو فردا) پزشکیان خطاب به کسانی که «خارج از گود نشسته اند» و «نمیدانند دولت در چه شرایطی است، مجلس در چه شرایطی است و فرماندهان در چه شرایطی هستند، بیمحابا اظهارنظر و تحلیل میکنند، هیچ رنج و سختی هم به آنها نرسیده و بعد هم دم از گرانی می زنند»، از مذاکره با آمریکا دفاع کرد. پزشکیان «چشم بسته غیب می گوید» زیرا همگان می دانند تمام شاکله قدرت به درماندگی رسیده و همزمان جامعه را به فلاکت سوق داده است.
پزشکیان روز شنبه ۳۱ مرداد بر ضرورت پایان دادن به وضعیت «نه جنگ نه صلح» تاکید کرده و اضافه کرد که علی خامنه ای «علناً اعلام کرده بود که باید از این وضعیت نه جنگ نه صلح خارج شویم.» راست یا دروغ نظر خامنه ای در آینده روشن خواهد شد. اما آن چه مهم است نه نظر ولی فقیه دوم که حرف کنونی پزشکیان است.
در همین روز، این شرایط را محمدباقر قالیباف با هشدار چنین تفسیر می کند: «ما هر چقدر قدرت نظامی داشته باشیم ولی اگر مردم گُرسنه باشند و گردش مالی، رشد اقتصادی و تولید ملی نداشته باشیم، دوام نمیآوریم». (رسانه حکومتی عصر ایران)
به دنبال رسانه ای شدن گسترده حرفهای قالیباف، مرکز رسانه و اطلاعرسانی مجلس در بیانیه ای حرفهای او درباره «گرسنگی مردم و دوام نظام» را «تقطیع و تحریفشده» خواند.
این گفته ها ابعاد عمق و وسعت تضاد در درون هِرَم قدرت را روشن می کند. به آن اضافه کنیم آن چه در روز مرده گردانی خامنه ای اتفاق افتاد. روز جمعه ۱۹ تیر ۱۴۰۵ رسانه های حکومتی خبر دادند که؛ جمعی شعار می دادند: «قالیباف، عراقچی، پس خون رهبرم چی؟/ حرف ما یک کلام انتقام انتقام/ لبیک یا سید مجتبی.». در همین روز سعید جلیلی در نمازجمعه مشهد خطاب به پزشکیان و قالیباف گفت: «این انتقام چیست؟ چرا این فریاد بزرگ رو ملت ما بیان میکنه؟ اگر شما میگویید ما باید فلان حقوق مان را فلان اموال مان را آزاد کنیم، بزرگترین دارایی ملت ما [بخوانید وابستگان به نظام] رهبری عزیزش بود، امروز حق این ملت دفاع از این جایگاه از این سرمایه بزرگ با انتقام است، و وظیفه مسئولین پیگیری اینه، انتقام حق ملت و وظیفه مسئولین است، باید این رو پیگیری کنن.» (انتخاب)
تداوم کُنش توده ای، نمود جامعه انفجاری
نباید فکر کرد که این تضادها نمایشی و برنامه ریزی شده است. فقدان علی خامنه ای و جنگ چهل روزه گرچه در شاخصهای اصلی نطام ولایت فقیه تغییری صورت نداده، اما کیفیت حکمرانی و مناسبات بین باندهای درونی نظام تغییراتی صورت گرفته که کنترل آن تنها با حربه «قهر» میسر است. استفاده از قهر در مورد جامعه، از ابتدای به قدرت رسیدن خمینی و تشکیل نظام ولایت فقیه وجود داشته و در ابعاد متفاوت عملی شده است. برخلاف دیدگاههای ساده اندیشانه اعمال قهر بی سابقه در جنبش انقلابی دی ماه سال پیش، جامعه را به تسلیم نکشانده است. دستگیریهای گسترده، شکنجه های وحشیانه و اعدامهای روزمره نشان از ترس حکومت از برآمد توده است. روز دوشنبه ۲۶ مرداد، علی صالحی بیدادستان تهران، برای واکُنش در برابر حجاب اختیاری و کنترل کافه ها و رستورانها خبر تشکیل «یک دادسرای ویژه امنیت اخلاقی» در شهر تهران با ۱۲ قاضی را رسانه ای کرد.
البته تشکیل این «بیدادسرا» هم نمی تواند شهروندان را از کُنش اعتراضی بازدارد و برای همین علاوه بر ابزار سرکوب، حکومت بر آتش جنگ می دمد.
همزمان با فروکِش نسبی جنگ، شاهد برآمدهای اعتراضی هستیم که گام به گام به پیش می رود و تکامل می یابد. مزار شهیدان انقلاب شاهد خروش زنان و مردان دلیری است که شاکله نظام جهل و جنایت را نشانه می گیرند.
گسترش نافرمانی
همزمان شاهد نافرمانیهای گسترده ای هستیم که بنیادهای استبداد مذهبی را به سُخره می گیرد. شماری از این کُنشها در پنج هفته پیش از شروع ماه شهریور، که در رسانه ها پوشش داشته به قرار زیر است:
*کافه «ژوان» در مینودشت از توابع استان گلستان به دلیل عدم رعایت حجاب اجباری ، توسط اداره نظارت بر اماکن این شهرستان پلمب شد.
*پلمپ ۱۵ کافه و قلیانسرا در درفول به دلیل عدم رعایت حجاب اجباری.
*پلمپ کافه رستوران کاسپین در تنکابن، پس از انتشار ویدئویی از مراسم تماشای دیدار پایانی جام جهانی فوتبال.
*سه کافه در مشهد، بجنورد و بیرجند پلمب شدند. پلمپ برخی از این کافه ها به دلیل عدم رعایت حجاب اجباری صورت گرفته است.
*بیدادستانی استان مرکزی از بازداشت یک زن به دلیل انتشار مطالبی «اهانت آمیز» درباره راهپیمایی اربعین در فضای مجازی، خبر داد.
*کافه رستوران «بُل» در منطقه ولنجک تهران توسط نهادهای سرکوبگر پلمب شد.
*معاون بیدادستان اردبیل از پلمب سه کافیشاپ در این شهر به دلیل هنجارشکنی عنوان کرده. به گفته وی، در این راستا ۱۶ نفر نیز بازداشت شدند.
*بیدادستان عمومی و انقلاب شهرستان قائنات از پلمب یک واحد صنفی به دلیل عدم رعایت حجاب توسط مشتری و کارکنان خبر داد.
* کافه «یین یانگ» در خمین و فروشگاه لباس زنانه «مزون شبنم» در کرمان، به دلیل عدم رعایت حجاب پلمب شدند.
آذر یاهو، زن ۳۹ ساله محبوس در زندان وکیل آباد مشهد، توسط شعبه چهارم دادگاه انقلاب این شهر به دلیل یک کامنت در صفحه نتانیاهو به یک سال حبس تعزیری و ۲ سال حبس تعلیقی محکوم شد.
*سرکرده انتظامی شهرستان گناوه از پلمب دو واحد صنفی به دلیل «عدم رعایت ضوابط عفاف و حجاب» خبر داد. در ادامه عنوان کرد که ۱۲ واحد صنفی دیگر نیز به دلیل تخلفات صنفی ابلاغیه پلمپ دریافت کردند.
*یک زن بلاگر در پی انتشار ویدیویی در فضای مجازی و به دلیل آنچه «توهین به مقدسات» عنوان شده، بازداشت و علیه وی پرونده قضایی تشکیل شد.
*سرکرده انتظامی شهرستان گَالیکِش از پلمب پنج آرایشگاه زنانه و بازداشت متصدیان آنها در این شهرستان به دلیل آنچه «انتشار تصاویر غیراخلاقی در فضای مجازی» عنوان کرده، خبر داد.
*یک زن و یک مرد در پی انتشار ویدیویی که از سوی بیدادستان تهران «توهینآمیز نسبت به مراسم اربعین» توصیف شده است، بازداشت شدند. صفحات مجازی متعلق به این افراد نیز با دستور قضایی مسدود شد.
*شش واحد صنفی در شهرستانهای طبس و نیکشهر با دستور مراجع قضایی و انتظامی پلمب شدند.
*یک واحد صنفی در اصفهان به دلیل عرضه تیشرتهایی با تصاویر و طرحهایی که توسط پلیس «مغایر با ضوابط و مقررات صنفی» عنوان شده، پلمب شد.
*رستوران «هرموسو» در تهران و فروشگاه «ون وود» در بهبهان توسط نهادهای مربوط پلمب شدند. متصدی زن این فروشگاه نیز بازداشت شد.
*هیوا سیفیزاده، خواننده موسیقی سنتی ایرانی، از بابت اتهام «ترویج فساد و فحشا» به چهار سال حبس محکوم شد.
*سرکرده کل بیدادگستری آذربایجان غربی از صدور ۱۴ کیفرخواست با اتهاماتی تحت عناوین «ترویج فحشا و فساد سازمانیافته» خبر داد.
*مجموعه «شهر کتاب» در شهرستان بابل، با دستور قضایی و توسط اداره نظارت بر اماکن عمومی پلمب شد. شهر کتاب بابل در زمینه فروش کتاب و محصولات فرهنگی و نیز برگزاری رویدادها و فعالیتهای گروهی فرهنگی فعالیت داشته است.
*بیدادستانی تهران علیه شماری از شهروندان به دلیل مخالفت با اجرای احکام اعدام معترضان دی ماه ۱۴۰۴ و بازداشتشدگان مرتبط با درگیریهای نظامی، اعلام جرم کرد.
*کافه کتاب «ارغوان» در مشهد توسط نهادهای مربوطه پلمب شد.
*دو باشگاه ورزشی در شهرستان بروجرد به دلیل «اقدامات هنجارشکنانه» با دستور قضایی پلمب شدند.
*یک کاربر شبکههای اجتماعی در استان کهگیلویه و بویراحمد به اتهام انتشار «مطالبی توهینآمیز» درباره تجمعات شبانه طرفداران حکومت، بازداشت شد.
*بیدادستان اندیمشک، از بازداشت یک شهروند بلاگر در این شهرستان به دلیل آنچه «اهانت به مقدسات» عنوان کرده است، خبر داد.
*شماری از کافه رستورانهای واقع در خیابانهای سنایی و ایرانشهر تهران، توسط نهادهای سرکوبگر پلمب شدند.
*به دلیل عدم رعایت حجاب اجباری و پخش موسیقی؛ یک واحد گردشگری در بهبهان پلمب شد.
*جانشین سرکرده انتظامی استان کرمان از بازداشت ۹ شهروند در نقاط مختلف این استان به اتهام «تشویش اذهان عمومی در فضای مجازی» خبر داد.
یک گزارش کُهنه نشده از واتیکان آخوندها
روزنامه حکومتی اعتماد در شماره روز چهارشنبه ۲ مهر ۱۴۰۴ پیرامون رشد کافه های قم نوشت: «…از سوی دیگر قم در آن سالها سینمای خاصی نیز نداشت و چند سالن کوچک موجود، جوابگوی مردم نبود. در آن سالها جملهای که اکثر قمیها در مورد تفریح میگفتند، این بود: “قم جز خورد و خوراک، تفریح دیگری ندارد”.
در این فاصله آرام آرام کافه ها و بستنی فروشیها در قم در کنار پیتزا فروشیها روییدند و صاحبان کسب و کار که اقبال مردم را شاهد بودند، برای راهاندازی کافه ها از یکدیگر پیشی گرفتند. فلکه شهید دستغیب بورس بستنی فروشیهای شهر شد و اکنون بیش از آنکه به نام اصلی خود شناخته شود، بین مردم به فلکه بستنی شهرت دارد. فلکه شهید مفتح نیز ماجرای مشابهی دارد، نخست یک کافه در آن قرار داشت و سپس اندک اندک تمام دور فلکه به کافه تبدیل شد. کافههایی که هر یک برای جذب مشتری، دست به ابتکارات خود میزدند و در برخی از ساعات روز، جای نشستن در آنها یافت نمیشد و اکنون بیشتر به میدان کافهها شهرت دارد.
در این سالها واکنش متولیان فرهنگی شهر به رشد کافهها، در وهله اول محدود کردن بود. البته این واکنشی است که منحصر به قم نیست و در همه جا کم و بیش وجود دارد. در دهه ۸۰ پلمب کردن کافهها به سبب حضور دختران و پسران جوان، امری رایج بود تا جایی که برخی از کافهها یک طبقه را به دختران و خانوادهها و طبقه دیگر را به پسران اختصاص داده بودند.
آمارها نشان میدهد كه اكنون تراكم كافهها در قم از لندن و نیویورك نیز بیشتر است.
لندن با نزدیك به ۱۰ میلیون نفر جمعیت حدود ۳۷۰۰ كافه دارد یعنی به ازای هر صد هزار نفر، ۳۷ كافه در این كلانشهر وجود دارد. نیویورك نیز با حدود ۸ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر جمعیت، حدود ۴ هزار كافه دارد یعنی به ازای هر صد هزار نفر، ۴۷ كافه در نیویورك خدمات ارائه میكنند.
اگر تعداد كافههای قم را ۹۰۰ عدد در نظر بگیریم، با توجه به جمعیت ۱ میلیون و ۵۰۰ هزار نفری این شهر، به ازای هر صد هزار نفر، ۶۰ كافه در قم وجود دارد و قم را در این مقایسه بالاتر از لندن و نیویورك قرار میدهد.
تعداد كافههای قم به نسبت جمعیت از تهران نیز بیشتر است. جمعیت تهران بنا بر آمارها، ۱۳ میلیون نفر تخمین زده میشود و تعداد كافههای آن ۶ هزار كافه گفته شده است، یعنی به ازای هر صد هزار نفر، تهران ۴۶ كافه دارد.»
دنیا را چه دیدی؛ روزی فراخواهد رسید که در کنار مسجد جمکران، بزرگترین دیسکو در خاورمیانه رونمایی شود.
و در پایان، آن چه پایان نیافته!
پیش از این پاسدار سرلشگر محمد علی (عزیز) جعفری، سرکرده پیشین سپاه پاسداران که اکنون یکی از چهره های پشت پرده نزدیک به مجتبی خامنه ای است گفته بود: «در گام دوم انقلاب باید مدیریت جهادی از جنس اسلام ناب در مقابل مدیریت لیبرال قد علم کند.» (انصاف نیوز، سه شنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۸) وی همچنین مساله بی حجابی را تیشه به ریشه انقلاب اعلام کرد و گفت: «عدم رعایت حجاب میتواند تیشه به ریشهٔ انقلاب بزند». (رویداد ۲۴، جمعه ۴ آبان ۱۴۰۳) او مبتکر سپاه استانی و پس از آن نظریه پرداز کنترل بسیجی با سازماندهی «محله محور» بود. اکنون و بر اساس آن چه در بالا آمد؛ پاسخ به پرسش محوری این یادداشت و در حقیقت به چرایی «برگُماریها»، چنین است: بحران و شرایط انقلابی پس از سرکوب قیامهای شبانه در جنبش انقلابی دی ماه، به پایان نرسیده و چشم انداز جامعه انفجاری همچنان جنبش و قیام برای رهایی است و کانون ستیز آن همچنان رژیم استبدادی مذهبی ولایت فقیه است. تدبیر خلیفه سوم، سازماندهی نیروی نظامی امنیتی برای مهار خروش توده ای است.
منبع: نبرد خلق شماره ۵۰۵، یکشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۵ – ۲۳ اوت ۲۰۲۶
