سرانجام، پس از سالها تقابل با آمریکا؛ از تسخیر سفارت تا انفجار مقر تفنگداران آمریکا در لبنان، از شعارهای تند علیه آمریکا و اسرائیل، تا سیاست «محو اسرائیل از صحنه روزگار»، تفاهمنامه ای میان نمایندگان رژیم ولایت فقیه و دولت ترامپ به صورت دیجیتالی امضا شد که قرار است در روز آدینه ۲۹ خرداد، در سوئیس، به صورت حضوری رسمیت پیدا کند.
تا کنون متن این تفاهمنامه علنی نشده است. سرنوشت این تفاهمنامه برای خاتمه جنگ، طی ۶۰ روز آینده مشخص خواهد شد. روایتهای کارگزاران جمهوری اسلامی از پیروزی در این نبرد، چیزی جز فروش رؤیاهای بربادرفته خامنهای به مخالفان مذاکره و توافق نیست.
مسعود پزشکیان، بر پایه تفاهمنامهای که هنوز نسیه است، گفته است: «اجرای کامل این تفاهمنامه میتواند بسیاری از مشکلات و مسائل کشور را برطرف کند و ما دنیای دیگری را در کشور خودمان و در منطقه خاورمیانه خلق خواهیم کرد.»
اما این پرسش همچنان مطرح است که چگونه رژیم بنیادگرای مذهبی، بدون تغییر ساختاری، میتواند به صلح و همزیستی پایدار با کشورهای همسایه برسد؛ رژیمی که تا امروز با تکیه بر شعار جنگ، دشمنی، صدور بحران و حمایت از تروریسم در منطقه دوام آورده است.
بار اصلی سیاستهای جنگطلبانه رژیم را مردم پرداختهاند؛ با تورم مزمن، کوچک شدن سفرهها، فرسایش اقتصادی، گسترش فقر و پیامدهای بحرانهای منطقهای.
اکنون، در برابر این چرخش، این پرسش اساسی همچنان پیش روی جامعه قرار دارد: تکلیف حکومتی که با سیاستهای خود این همه فقر و ویرانی را بر مردم تحمیل کرده است، چه خواهد شد و اگر سرانجام راهحل، تفاهم و مذاکره بوده است، پرسش این است که چرا مردم ایران باید بهای دههها تنش، دشمنتراشی، فقر و ویرانی را بپردازند؟ واقعیت این است که با وجود رژیم حاکم بر ایران، تغییر جدی به سود مردم ایران و مردم کل منطقه صورت نخواهد گرفت.
اگر چه امروز تفاهمنامه امضا شده است؛ اما بازپس گیری زیانهای ۴۷ سال دشمنتراشی، جنگافروزی، تورم و فقر و به زیر کشیدن عاملان آن همچنان مطالبه مردم ایران است.
فراسوی خبر … سه شنبه ۲۶ خرداد
زینت میرهاشمی
