رژیم ولایت فقیه با اتکا به سه عامل و یا ابزار توانسته تا امروز قدرت خود را حفظ کند. سرکوب بی محابا و از جمله اعدام، جنگ‌طلبیِ جاه‌طلبانه و چپاول و غارت ثروت مردم از طریق تحمیل فقر و گرسنگی.

شمار اعدام زندانیان سیاسی در فاصله‌ای کوتاه، از دی‌ماه ۱۴۰۴ تا امروز، و همچنین موج گسترده دستگیریها و پرونده‌سازیها، ابعادی بی‌سابقه یافته است.

در گزارش سالانه عفو بین‌الملل که روز دوشنبه ۲۸ اردیبهشت منتشر شد، شمار اعدامهای ثبت‌شده در ایران «سرسام‌آور» توصیف شده است. بر اساس این گزارش، در سال ۲۰۲۵ دست‌کم ۲۱۵۹ نفر در ایران اعدام شده‌اند؛ آماری که به گفته این سازمان بیش از دو برابر سال ۲۰۲۴ است.

همچنین بنا به گزارش مجموعه فعالان حقوق بشر (هرانا)، در فاصله ۹ اسفند ۱۴۰۴ تا ۱۹ فروردین ۱۴۰۵ (۲۸ فوریه تا ۸ آوریل ۲۰۲۶)، دست‌کم ۴۰۲۳ نفر با اتهامات مرتبط با امنیت ملی یا جنگ بازداشت شده‌اند. در همین بازه زمانی، ۵۰ مورد اعدام ثبت شده که ۳۲ مورد آن با اتهامات سیاسی و امنیتی مرتبط بوده است.

از سوی دیگر، سرکرده کل نیروی انتظامی، پاسدار احمدرضا رادان، اعلام کرده است که از آغاز جنگ تاکنون بیش از ۶۵۰۰ نفر با اتهاماتی از جمله «جاسوسی» در کشور بازداشت شده‌اند. او همچنین بخشی از این بازداشتها را با عنوان «نفاق، اشرار و گروههای ضدانقلاب» تأیید کرده است.

رژیم با بهره‌گیری از فضای جنگی و دامن‌زدن به تنش و ناامنی، سرکوب و اعدامها را تشدید کرده است؛ تا جایی که شرکت در اعتراضات، خبررسانی شهروندخبرنگاران، ارسال عکس و فیلم، استفاده از اینترنت استارلینک و ارتباط با گروههای مخالف حکومت، به بخشی از اتهامات زندانیان تبدیل شده است.

هم‌زمان، غارت اموال مخالفان و زندانیان سیاسی نیز به ابزاری برای درآمدزایی و همچنین افزایش هزینه مخالفت با حکومت تبدیل شده است؛ در حالی که فشار اقتصادی بر مردم روزبه‌روز افزایش می‌یابد.

در حال حاضر بیش از ۸۰ روز است که مردم از دسترسی پایدار به اینترنت محروم هستند. در سایه این «تاریکی دیجیتال»، بازداشتهای گسترده، اعتراف‌گیری تحت شکنجه، و وضعیت نامعلوم برخی بازداشت‌شدگان ادامه دارد؛ موضوعی که نگرانی خانواده‌ها از سرنوشت فرزندانشان و عدم تحویل پیکر جان‌باختگان را تشدید کرده است.

هزینه جنگ‌طلبی رژیم طی ۴۷ سال گذشته، تحت عنوان «اقتصاد مقاومتی»، بر دوش مردم تحمیل شده است. اکنون نیز سیاست «نه جنگ و نه صلح»، عملاً به تداوم فضای جنگی و خالی شدن سفره مردم منجر شده است؛ بدون آنکه مردم نقشی در ایجاد این وضعیت داشته باشند.

نایب‌رئیس اتحادیه زنان کارگر نیز درباره گسترش فقر و گرسنگی گفته است: «مردم برای خرید نان هم دچار مشکل شده‌اند.» وقتی تأمین ابتدایی‌ترین نیاز یعنی نان با بحران مواجه است، می‌توان تصور کرد که مردم با چه فاجعه‌ای در حوزه مسکن، درمان و سایر نیازهای اساسی روبه‌رو هستند.

آنچه امروز در ایران جریان دارد، بهای حفظ قدرتی است که از زندگی روزمره مردم گرفته می‌شود؛ در تلاقیِ سرکوب، فروپاشی معیشت و دامن‌زدن به فضای جنگ.

برای تغییر این وضعیت به سود مردم و در جهت صلح، این ساختار تنها از طریق اراده و کنش مردم و با به زیر کشیدن نظام می‌تواند دگرگون شود.

فراسوی خبر … سه شنبه ۲۹ اردیبهشت

 

زینت میرهاشمی