صبح امروز دوشنبه ۱۴ اردیبهشت 1405-4 مه 2026، آمریکا در قالب طرحی به نام «پروژه آزادی» و اقدامی که «بشردوستانه» خوانده، برای عبور کشتی‌هایی که در پشت تنگه هرمز گیر افتاده‌اند اقدام کند. ترامپ هشدار داد هرگونه مداخله در اين روند بشردوستانه «با پاسخ قاطع» مواجه خواهد شد.

علی عبداللهی، فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا، تهدید کرد: «هر نیروی مسلح بیگانه، به‌خصوص ارتش متجاوز آمریکا، چنان‌چه قصد نزدیک شدن و ورود به تنگه هرمز را داشته باشند، مورد تهاجم قرار خواهند گرفت.»

سنتکام اعلام کرده است از دوشنبه ۱۴ اردیبهشت- ۴ مه، از «پروژه آزادی» حمايت خواهد کرد تا آزادی ناوبری برای کشتی‌های تجاری در تنگه هرمز احيا شود.

ترامپ گفت: «پیشنهاد جمهوری اسلامی را بررسی کردیم، برای ما قابل قبول نیست.» بقائی، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی روز یک‌شنبه 13 اردیبهشت اعلام کرد.«نظر آمریکا» درباره پیشنهاد رژیم از طریق پاکستان به دست جمهوری اسلامی رسیده است. واو گفت پیشنهاد ۱۴ بندی رژیم که به آمریکا ارسال شده شامل پرونده هسته‌ای ایران نیست و مدعی شد که نظر واشینگتن درباره این طرح به دست ایران رسیده است.

الجزیره به نقل از منابعی نوشت که پیشنهاد جمهوری اسلامی شامل سه مرحله اصلی است و مرحله اول آن شامل موارد زیر است:

*تبدیل آتش‌بس به پایان کامل جنگ ظرف «سی روز»

*ایجاد یک نهاد بین‌المللی برای تضمین عدم بازگشت به جنگ

*پایان جنگ در سراسر منطقه و تعهد متقابل جمهوری اسلامی و آمریکا برای حمله نکردن به یکدیگر

این تعهد به عدم تعرض شامل متحدان جمهوری اسلامیدر منطقه و هم‌چنین اسرائیل می‌شود.

بازگشایی تدریجی تنگه هرمز، جمهوری اسلامی مسئولیت پاکسازی مین‌ها را بر عهده می‌گیرد و با کمک آمریکا در این کار مخالفت نکند

رفع تدریجی محاصره بنادر جمهوری اسلامی به شیوه‌ای سازگار با بازگشایی تنگه هرمز و خروج نیروهای آمریکایی از سواحل ایران و پایان آرایش رزمی

در پیشنهاد جمهوری اسلامی مذاکرات هسته‌ای به مرحله دوم موکول شده که شامل موارد زیر است:

*توقف کامل غنی‌سازی اورانیوم برای حداکثر ۱۵ سال و بعد امکان غنی‌سازی ۳/۶ درصدی بدون ذخیره‌سازی

*رد هرگونه برچیدن زیرساخت‌ها یا تخریب تأسیسات هسته‌ای ایران

به گزارش الجزیره، پیشنهاد جمهوری اسلامی درباره ذخایر اورانیوم با غنای بالا گزینه‌هایی مانند ارسال آن به خارج از کشور یا کاهش سطح غنا را در نظر می‌گیرد. بر لزوم سازوکاری روشن برای لغو تحریم‌ها در ازای اقدامات هسته‌ای هم تاکید شده است. منابع به الجزیره گفتند که طبق پیشنهاد جمهوری اسلامی، لغو تحریم‌ها و آزادسازی تدریجی دارایی‌های مسدود طبق یک جدول زمانی مشخص می‌شود.

در مرحله سوم توافق، جمهوری اسلامی پیشنهاد می‌کند که برای ایجاد یک نظام امنیتی که کل منطقه را در بر بگیرد، وارد گفت‌وگوی استراتژیک با کشورهای عرب و منطقه‌ شود.

 

ترامپ: آمریکا از دوشنبه خارج کردن امن کشتی‌ها از تنگه هرمز را آغاز می‌کند

رییس‌جمهور ایالات متحده شامگاه یکشنبه ۱۳ اردیبهشت اعلام کرد که آمریکا از بامداد دوشنبه به وقت خاورمیانه، «پروژه آزادی» را برای «خارج کردن امن» کشتی‌های و خدمه آن‌ها که متعلق به کشورهای غیردرگیر در مناقشه خاورمیانه هستند، از تنگه هرمز آغاز خواهد کرد.

او با بیان این‌که این کشورها «صرفا ناظران بی‌طرف و بی‌گناه هستند!» افزوده است: «ما برای خیر ایران، خاورمیانه و ایالات متحده، به این کشورها اعلام کرده‌ایم که کشتی‌هایشان را به‌طور ایمن از این آبراه‌های محدود هدایت خواهیم کرد تا بتوانند آزادانه و به‌خوبی به فعالیت‌های خود ادامه دهند.»

ترامپ بدون اشاره به نام کشورهایی که قرار است کشتی‌ها و خدمه‌شان از تنگه هرمز عبور داده شوند، تاکید کرده که «این کشتی‌ها متعلق به مناطقی از جهان هستند که به هیچ وجه در رویدادهای جاری خاورمیانه دخیل نیستند.»

به گفته رییس‌جمهور آمریکا، این روند با عنوان «پروژه آزادی» از صبح دوشنبه به وقت خاورمیانه آغاز خواهد شد. «من کاملا آگاه هستم که نمایندگانم در حال انجام گفت‌وگوهای بسیار مثبتی با کشور ایران هستند و این گفت‌وگوها می‌تواند به نتایج بسیار مثبتی برای همه منجر شود.»

او افزود: «حرکت این کشتی‌ها صرفا با هدف رهایی افراد، شرکت‌ها و کشورهایی است که هیچ کار نادرستی انجام نداده‌اند. آن‌ها قربانی شرایط هستند. این یک اقدام بشردوستانه از سوی ایالات متحده و کشورهای خاورمیانه، و به‌ویژه کشور ایران است.»

پست ترامپ در شرایطی منتشر شده است که طرفین در حال ردوبدل کردن طرح‌های خود برای پایان جنگی هستند که از ۹ اسفند پارسال آغاز شد و پس از ۴۰ روز درگیری به آتش‌بس شکننده میان طرفین منجر شد. ایران در این مدت تنگه هرمز را عملا مسدود کرد و ایالات متحده هم پس از آغاز آتش‌بس، طرح محاصره دریایی بنادر ایران را به اجرا در آورد.

ایران روز جمعه طرحی را برای پایان محاصره دریایی بنادر خود از سوی نیروی دریایی آمریکا و هم‌زمان بازگشایی تنگه هرمز ارائه داده است، و اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، روز یک‌شنبه 3 مه، اعلام کرد که تهران پاسخ ایالات متحده را دریافت کرده و قرار است آن را بررسی کند.

ترامپ در عین حال تهدید کرده است که «اگر به هر نحوی در این روند بشردوستانه دخالت شود، متأسفانه با آن دخالت به‌طور قاطع برخورد خواهد شد.»

به‌نظر می‌رسد اشاره او به تهدیدهای سپاه پاسداران باشد که اعلام کرده هیچ کشتی یا شناوری بدون اجازه آن نمی‌تواند از تنگه هرمز عبور کند و با واکنش شدید این نیرو روبه‌رو خواهد شد.

متن کامل پیام دونالد ترامپ:

«کشورهایی از سراسر جهان که تقریبا همه آن‌ها در مناقشه خاورمیانه که به‌طور آشکار و خشونت‌آمیز در جریان است دخالتی ندارند، از ایالات متحده درخواست کرده‌اند که آیا می‌توانیم به آزادسازی کشتی‌هایشان که در تنگه هرمز گرفتار شده‌اند کمک کنیم؛ موضوعی که آن‌ها هیچ ارتباطی با آن ندارند. آن‌ها صرفا ناظران بی‌طرف و بی‌گناه هستند! به‌خاطر ایران، خاورمیانه و ایالات متحده، به این کشورها گفته‌ایم که کشتی‌هایشان را به‌طور ایمن از این آبراه‌های محدودشده هدایت خواهیم کرد تا بتوانند آزادانه و به‌درستی به کار خود ادامه دهند. بار دیگر تأکید می‌کنم، این‌ها کشتی‌هایی از مناطقی از جهان هستند که به هیچ‌وجه در آنچه اکنون در خاورمیانه در حال وقوع است دخالتی ندارند.

به نمایندگانم گفته‌ام به آن‌ها اطلاع دهند که تمام تلاش خود را برای خارج کردن امن کشتی‌ها و خدمه‌شان از تنگه به کار خواهیم گرفت. در همه موارد، آن‌ها گفته‌اند تا زمانی که منطقه برای کشتیرانی و سایر امور ایمن نشود، بازنخواهند گشت. این روند، «پروژه آزادی»، از بامداد دوشنبه به وقت خاورمیانه آغاز خواهد شد. کاملا آگاه هستم که نمایندگانم در حال انجام گفت‌وگوهای بسیار مثبتی با کشور ایران هستند و این گفت‌وگوها می‌تواند به نتایج بسیار مثبتی برای همه منجر شود. جابه‌جایی کشتی‌ها صرفا با هدف آزادسازی افراد، شرکت‌ها و کشورهایی است که مطلقا هیچ خطایی مرتکب نشده‌اند؛ آن‌ها قربانی شرایط هستند. این یک اقدام بشردوستانه از سوی ایالات متحده، کشورهای خاورمیانه و به‌ویژه کشور ایران است. بسیاری از این کشتی‌ها با کمبود غذا و سایر ملزومات ضروری برای حفظ شرایط سالم و بهداشتی خدمه‌های بزرگ مواجه شده‌اند.

به‌نظر من، این اقدام می‌تواند تا حد زیادی نشانه حسن نیت از سوی همه کسانی باشد که در ماه‌های اخیر به‌شدت طرف این درگیری‌ها بوده‌اند. اگر به هر شکلی در این روند بشردوستانه اخلال ایجاد شود، متأسفانه با آن برخورد قاطعانه خواهد شد.»

 

دونالد ترامپ، روز یک‌شنبه نیز گفته بود که پیشنهاد ایران برای پایان جنگ را بررسی کرده و آن را غیرقابل قبول یافته است. ترامپ به شبکه خبری کان اسرائيل گفت: «این برای من قابل قبول نیست. من آن را بررسی کرده‌ام، همه چیز را بررسی کرده‌ام – قابل قبول نیست.»

ترامپ گفت: «ایرانی‌ها می‌خواهند به توافق برسند، اما من از آن‌چه آن‌ها پیشنهاد داده‌اند راضی نیستم… چیزهایی هست که نمی‌توانم با آن‌ها موافقت کنم.»

این اظهارات پس از پست ترامپ در پلتفرم اجتماعی خود، تروث سوشال، در روز شنبه منتشر شد که در آن گفته بود به زودی طرح ایران را بررسی خواهد کرد اما در مورد آن ابراز تردید کرد. او گفت که تهران «هنوز بهای کافی برای آنچه که در ۴۷ سال گذشته با بشریت و جهان انجام داده‌اند، نپرداخته است.»

 

سنتکام: ۱۵ هزار نیروی آمریکایی در «پروژه آزادی» تنگه هرمز شرکت می‌کنند

سنتکام، ستاد فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا، خبر داد که در جریان ماموریت موسوم به «پروژه آزادی» که از روز دوشنبه در تنگه هرمز آغاز می‌شود، ۱۵ هزار نیروی نظامی آمریکا شرکت خواهند داشت.

دونالد ترامپ، اعلام کرده است که واشینگتن از بامداد دوشنبه به وقت خاورمیانه عملیات «پروژه آزادی» را برای خارج کردن امن کشتی‌ها و خدمه کشورهای غیردرگیر از تنگه هرمز آغاز می‌کند.

سنتکام در پیام تازه‌ای نوشته است که «پشتیبانی نظامی ایالات متحده از پروژه آزادی شامل ناوشکن‌های مجهز به موشک هدایت‌شونده، بیش از ۱۰۰ فروند هواگرد دریاپایه و زمین‌پایه، سکوهای بدون سرنشین چندحوزه‌ای و ۱۵ هزار نیروی نظامی خواهد بود.»

سنتکام در پیام خود در شبکه ایکس افزود: «این ماموریت که به دستور رییس‌جمهور هدایت می‌شود، از کشتی‌های تجاری که خواهان عبور آزادانه از این گذرگاه حیاتی تجارت بین‌المللی هستند، پشتیبانی خواهد کرد.»

در مورد چندوچون این ماموریت، سایت خبری «اکسیوس» روز دوشنبه ۱۴ اردیبهشت از قول دو مقام آمریکایی نوشت که کشتی‌های نیروی دریایی آمریکا «در نزدیکی» خواهند بود تا در صورت نیاز، از حمله نیروهای نظامی ایران به کشتی‌های تجاری در حال عبور از تنگه جلوگیری کنند.

این مقام‌ها گفتند نیروی دریایی آمریکا قرار است اطلاعات لازم را درباره بهترین مسیرهای دریایی در تنگه در اختیار کشتی‌های تجاری بگذارد، به‌ویژه درباره استفاده از مسیرهایی که ایران آن‌ها را مین‌گذاری نکرده است.

روزنامه وال‌استریت جورنال هم از قول «دو مقام ارشد آمریکایی» نوشته است سازوکار تازه‌ای که دونالد ترامپ آن را «پروژه آزادی» نامیده، عملا یک هسته هماهنگی برای عبور دادن تردد دریایی از تنگه هرمز است و کشورها، شرکت‌های بیمه و سازمان‌های کشتیرانی را دربر می‌گیرد.

این مقام‌ها به وال‌استریت جورنال گفته‌اند «این سازوکار در حال حاضر شامل همراهی کشتی‌ها از سوی ناوهای جنگی نیروی دریایی آمریکا برای عبور از تنگه نیست.»

این تحولات در حالی صورت می‌گیرد که ایران طرحی برای بازگشایی تنگه هرمز و پایان محاصره دریایی بنادر خود ارائه کرده و تهران می‌گوید پاسخ آمریکا را دریافت کرده و در حال بررسی آن است.

 

بقائی: پاسخ آمریکا به طرح پیشنهادی ۱۴ بندی را دریافت کردیم؛ پیشنهاد ایران شامل برنامه هسته‌ای نیست

اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی روز یک‌شنبه اعلام کرد پیشنهاد ۱۴ بندی ایران که به آمریکا ارسال شده شامل پرونده هسته‌ای ایران نیست و مدعی شد که نظر واشینگتن درباره این طرح به دست ایران رسیده است. این در حالی است که مقام‌های آمریکایی و پاکستانی درباره ارائه پاسخ دولت دونالد ترامپ به طرح ایران اظهارنظری نکرده‌اند.

اسماعیل بقائی در گفت‌وگو با تلویزیون حکومتی ایران گفت که «نظر آمریکا» درباره پیشنهاد تهران «از طریق پاکستان به دست ایران رسیده است.» او افزود: «ما این نظرات را بررسی می‌کنیم و واکنش لازم را اتخاذ می‌کنیم.»

سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران، هم‌چنین گزارش شبکه الجزیره درباره پیشنهاد تهران را رد کرد و گفت: « طرح پیشنهادی ۱۴ بندی ایران منحصرا متمرکز بر پایان جنگ است. جزئیات موضوع هسته‌ای مطلقا در این بندها جایی ندارد.»

الجزیره ساعاتی پیش گزارش داده بود که طرح ایران شامل «سه مرحله» است که در مرحله دوم آن موضوع هسته‌ای ایران گنجانده شده است. بر اساس این گزارش، جمهوری اسلامی حاضر است در یک بازه زمانی «حداکثر ۱۵ ساله» غنی‌سازی اورانیوم را «به طور کامل» متوقف کند و پس از این بازه، غنی‌سازی ۳.۶ درصدی انجام دهد. به ادعای الجزیره، ایران در پیشنهاد خود برچیدن یا تخریب زیرساخت‌های هسته‌ای را رد کرده است.

این در حالی است که رییس‌جمهور آمریکا به دفعات خواستار آن شده که ایران ذخایر اورانیوم غنی‌شده خود را تحویل دهد و غنی‌سازی اورانیوم را به شکل کامل متوقف کند.

 

قرارگاه خاتم‌الانبیا: اجازه تردد در تنگه‌هرمز فقط با سپاه پاسداران است

«علی عبدالهی»، فرمانده قرارگاه مرکزی «خاتم‌الانبیا» سپاه پاسداران، ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵، با تاکید بر این‌که امنیت تنگه هرمز در اختیار نیروهای مسلح جمهوری اسلامی است، اعلام کرد هرگونه تردد در این گذرگاه راهبردی باید با هماهنگی این نیروها انجام شود.

او با اشاره به آن‌چه «اقدامات تجاوزکارانه» ایالات متحده در آب‌های بین‌المللی خواند، گفت نیروهای آمریکایی با «دزدی دریایی» و تهدید امنیت تجارت جهانی، شرایط منطقه را با خطر مواجه کرده‌اند. به گفته او، جمهوری اسلامی و نیروهای مسلح آن بارها نشان داده‌اند که در برابر هرگونه تهدید یا تجاوز، «پاسخی سخت و پشیمان‌کننده» خواهند داد.

فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا، هم‌چنین خطاب به کشتی‌های تجاری و نفتکش‌ها تاکید کرد که از هرگونه تردد بدون هماهنگی با نیروهای مستقر در تنگه هرمز خودداری کنند، زیرا در غیر این صورت امنیت آن‌ها به خطر خواهد افتاد. او گفت نیروهای مسلح ایران «با تمام توان» امنیت این مسیر حیاتی را مدیریت خواهند کرد.

پیش از بیانیه قرارگاه خاتم‌الانبیا، ابراهیم عزیزی، رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی هم در پیامی در شبکه ایکس نوشته بود که «هرگونه مداخله آمریکایی‌ها در روند نظام جدید دریایی تنگه هرمز به منزله نقض آتش‌بس خواهد بود.»

 

تهدیدهای جمهوری اسلامی علیه کشورهای خلیج فارس

مقامات جمهوری اسلامی می‌گویند کشورهایی که در تجاوز به ایران مشارکت کرده یا اجازه استفاده از پایگاه‌ها، حریم هوایی، آب‌ها و خاک خود را برای این حملات داده‌اند، مسوول هستند و باید پاسخگو باشند. در همین راستا، نماینده دایم ایران در سازمان ملل گفته است: «ما خواستار آن هستیم که کشورهای قطر، بحرین، عربستان، امارات، کویت و اردن مسوولیت جبران کامل خسارات وارده به ایران را بر عهده گیرند.» او پیش‌تر هم در نامه‌ای به دبیرکل این سازمان گفته بود این ۶ کشور باید «اصول حسن همجواری را رعایت و از تداوم بهره‌برداری از قلمرو خود علیه جمهوری اسلامی ایران جلوگیری کنند.»

تهران که پیش از آغاز جنگ، بارها به همسایگان خود درباره پیامدهای همکاریشان با «دشمنان» هشدار داده بود، در طول درگیری‌ها بسیاری از این تهدیدات را در میدان عمل پیاده کرد. اما حالا که آتش‌بسی شکننده در جریان است و احتمال وقوع جنگ دیگری وجود دارد، مقامات حکومتی بار دیگر صدای تهدید خود را خطاب به این کشورها بلند کرده‌اند. سطح این هشدارها اکنون از تهدید صرف به حملات تلافی‌جویانه فراتر رفته و به زمزمه‌هایی برای تصرف خاک این کشورها و سلب حاکمیت از آن‌ها تبدیل شده است.

تهدید کشورهای منطقه و بحرین

جمهوری اسلامی از زمان آغاز جنگ در ۹ اسفند، کشورهای منطقه و به‌ویژه کشورهای عربی حاشیه خلیج‌فارس را هدف تهدیدهای خود قرار داده است. تهران که پیش از شروع درگیری‌ها هشدار داده بود جنگ را منطقه‌ای خواهد کرد، در طول نبرد راهبرد «قصاص» را در پیش گرفت؛ بدین معنا که تلاش کرد هر ضربه‌ای به زیرساخت‌های ایران را با پاسخی معادل در اسراییل یا کشورهای حاشیه خلیج‌فارس تلافی کند. در عین حال که مدام به این کشورها خط و نشان کشید.

مقامات حتی در آخرین لحظات پیش از آتش‌بس، این کشورها را به نابودی و خاموشی تهدید کردند. «محمد مرندی»، عضو تیم مذاکره کننده و تحلیل‌گر سیاسی در واکنش به تهدیدی که «دونالد ترامپ» رییس‌جمهور آمریکا علیه زیرساخت‌های ایران، پیش از آتش بس انجام داده بود نوشت: «امارات متحده عربی، بحرین، عربستان سعودی، قطر و کویت را فوراً ترک کنید. ایران تلافی خواهد کرد و همه چیز را نابود خواهد کرد این رژیم‌ها شریکان مقصر در ائتلاف نسل‌کشی اپستین هستند و بخشیده نخواهند شد. افزایش دما در خلیج فارس به‌زودی این مناطق را غیرقابل سکونت خواهد کرد.»

به جز تهدیدهای سخنگوی قرارگاه خاتم، رسانه‌های جمهوری اسلامی محلی برای بیان این هشدارها بودند و حتی روزنامه‌نگاران وابسته به حکومت نیز این تهدیدها را به صورت علنی بیان می‌کردند. از جمله «حسین پاک»، خبرنگار حوزه محور مقاومت، که در شبکه سوم صدا و سیما کشورهای منطقه را «کشورک‌های بی‌غیرت» نامید. وی گفت: «کشورک‌های منطقه شاید صبح بلند شوند و ببینند پرچم دیگری بالای سرشان است.» او به ویژه کشور  کویت را «مزدور» خوانده و از احتمال «اتفاق» و تغییر در این کشور حرف زد و گفت «قوانین بین‌المللی» جلوی متحدان ایران را نخواهد گرفت و آن را «اراجیف» ‌خواند.

تهدیدهای بسیار کشورهای منطقه در این دوره از سوی نمایندگان مجلس نیز انجام شد. اما به نوعی چهره اصلی تهدید کننده از سوی مجلس را می‌توان «محمود نبویان» دانست. او در ۱۲ اردیبهشت در تهدید کشورهای منطقه می‌گوید: «دشمن ممکن است جنگی را آغاز کند. دشمن باید بداند اگر هرگونه تعرضی به بزرگان ما انجام شود، هیچ یک از پادشاهان کشورهای عربی و کاخشان در منطقه سالم نخواهد ماند و همه به درک واصل خواهند شد.» او از کشورهای منطقه خواست که این تهدید را جدی بگیرند و سپس ادامه داد: «حاکمان کشورهای منطقه باید جلو تعرض به ایران از پایگاه‌هایی را که به آمریکا داده اند، بگیرند وگرنه دیگر زنده نخواهند بود.»

او پیش از این نیز، کشورهای منطقه را تهدید کرده بود. در ۲۹ فروردین ماه او در یکی از تجمعات خیابانی گفت: «اگر ملت ایران امنیتش سلب شود هیچ کشوری در منطقه امنیت نخواهد داشت. عربستانی که پیغام میدهی ما را نزنید و عربستان را بزنید. گوش بده؛ اگر زیرساخت‌های ملت ایران برقش قطع بشود تمام کشورهای منطقه در تاریکی مطلق فرو خواهد رفت.»

یکی از پربسامدترین تهدیدات مقامات تهران سوی کشور بحرین بوده است. «منوچهر متکی»، نماینده مجلس و وزیر پیشین امور خارجه، از خاطرات خود از اجلاس اتحادیه بین‌المجالس جهانی در استانبول می‌گوید جایی که سخنانش علیه نماینده بحرین بسیار خبرساز شده و با لحنی خشمگین پس از سخنان نماینده بحرین در جلسه خواستار «حق پاسخ» شده بود و در آنجا «بحرین را شریک تجاوز» خوانده بود. او در مصاحبه اخیر می‌گوید در آن‌جا بحرین را به عنوان «شهر کوچک بحرین» مورد خطاب قرار داده است. او توضیح می‌دهد اگر آمریکا یک بار دیگر جنگ را علیه ایران آغاز کند و بحرین باردیگر امکاناتی را در اختیار آمریکا قرار دهد، «به قوت رزمندگان و ملت ایران، کاری می‌کنیم که نامتان را فراموش کنید و خشمگینانه خاک بحرین را در توبره خواهیم کرد.»

این نگاه تحقیرآمیز به بحرین در جمهوری اسلامی، ریشه در جدایی این کشور از ایران دارد که مقامات فعلی آن را به ناتوانی نظام سیاسی قبل نسبت داده‌اند. اما عجیب اینجاست که برخی فکر می‌کنند هنوز هم بحرین بخشی از خاک ایران است. مانند «حسن شریعتمداری» دبیر روزنامه کیهان که می‌گوید: « بحرین متعلق به ایران است و مردم آن سامان خودشان را ایرانی می‌دانند. به زبان فارسی حرف می‌زنند و خواستار الحاق به وطن اصلی خود هستند.» او بر اساس این باور تاکید می‌کند: «حاکمان دست‌نشانده بحرین، خاک این جزیره ایرانی را برای حمله نظامی به ایران در اختیار آمریکا و رژیم صهیونیستی گذاشته‌اند. بنابراین، علاوه‌ بر خلع ید، باید محاکمه و مجازات هم بشوند.»

«لازم باشد ابوظبی را اشغال می‌کنیم»

در میان کشورهای منطقه، جمهوری اسلامی بیش‌تر از همه امارات را تهدید کرده و در دوره جنگ نیز بیش‌ترین برخورد را با آن داشت. در ۹ اردیبهشت روزنامه «وال‌استریت ژورنال»، گزاترشی در مورد نظم جدید خاورمیانه و رابطه امارات و ایران منتشر کرد. این گزارش توضیح می‌دهد که تنش‌ها میان ایران و امارات به سطحی بی‌سابقه رسیده است؛ در حالی که پیش از آغاز درگیری‌ها، ایران از طریق مقامات عربستان و عمان پیام‌های تهدیدآمیزی ارسال کرده بود که در صورت حمله آمریکا، امارات را هدف قرار می‌دهد، این تهدیدها در طول جنگ با شلیک حدود ۲۸۰۰ پهپاد و موشک به واقعیت پیوست. حجم این حملات که حتی از حملات علیه اسراییل نیز فراتر رفت، بنادر و هتل‌های لوکس امارات را هدف قرار داد و فعالیت فرودگاه دبی را برای هفته‌ها مختل کرد. در پاسخ، امارات با تعطیلی نهادهای ایرانی، لغو ویزای برخی از ساکنان و تهدید به مسدود کردن دارایی‌های ایران، واکنش تندی نشان داد و برخلاف عربستان و عمان که به دنبال دیپلماسی بودند، خواستار اقدام نظامی سخت‌گیرانه‌تر شد.

ایران اکنون امارات را یکی هم‌پیمان اسراییل و ادامه آن می‌داند. «مالک شریعتی» نماینده مجلس، به تازگی این کشور را «پادگان اقتصادی صهیونیسم» خوانده است. متکی، همین رویکرد را ادامه داده و می‌گوید: «امارات بداند که ما حلقه پنهان صهیونیست‌ها در این کشور را می‌شناسیم.» او اضافه می‌کند: «امارات یکی از لانه‌های صهیونیست‌ها در منطقه است و خبیث‌ترین خبیثانه ترین برخورد را در این جنگ با ما داشته است.» او توضیح می‌دهد که این کشور پهپادهایی را در جنگ علیه ایران استفاده کرده است که در منطقه فقط عربستان و امارات آن‌ها را دارا بودند. متکی تاکید می‌کند: «اگر جنگ دوباره از سر گرفته شود و شما امکانات را در اختیار آمریکا بگذارید، بدانید که تمام آن عناصر و افراد و سرمایه‌دارانی که توسط صهیونیست ها در آن‌جا لانه کردند و بعضی ها تبعیت اماراتی گرفتند و به صورت ناشناس و ناپیدا در آنجا حضور دارند، مورد هدف قرار خواهند گرفت.»

تهران همچنین بعد از این تنش‌ها معتقد شده است که امارات دیگر مکانی امن برای سرمایه‌گذاری ایرانیان محسوب نمی‌شود. «ابوالفضل خاکی»، عضو اتاق بازرگانی کشور، اعلام کرد که امارات با نشان دادن «نهایت دشمنی» در جنگ اخیر و توقیف چندین هزار کانتینر کالای ایرانی در بنادر خود، عملا به پایگاهی ناامن برای دارایی‌های ایران تبدیل شده است؛ وی تاکید دارد که تجار باید هرچه سریع‌تر سرمایه‌های خود را از این کشور خارج و به داخل ایران منتقل کنند تا از ریسک‌های جدی مصون بمانند.

در راستای تلاش برای جدا شدن اقتصادی از امارات «محمدرضا یزدی‌زاده»، کارشناس اقتصادی نیز توضیح می‌دهد که آمریکا و اسراییل در یک برنامه‌ریزی ایران را به امارات در حوزه اقتصادی متکی کردند چرا که  به واسطه آن واشنگتن می‌توانست از همه تراکنش‌های طرف ایرانی باخبر شود. او تاکید کرد: «کل تجارت ایران تحویل سیستم بانکی امارات شده است.» او به بازرگانان توصیه می‌کند: «اگر کاری می‌توانید در امارات انجام دهید قطعا می‌تواند در مابقی جهان هم انجام دهید.»

حالا مقاماتی در ایران عملا امارات را تهدید می‌کنند. «علی خضریان»، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، امارات را «اصلی‌ترین شریک» آمریکا و اسراییل در حمله می‌داند و در بخشی از گفتگوی خود با شبکه سه سیما به مهاجران در امارات توصیه می‌کند هر چه زودتر این کشور را ترک کنند. وی می‌افزاید در صورت وقوع جنگ دوباره: «حتما امارات به شرایطی برمی‌گردد که در آن تکنولوژی پیدا نخواهد شد.»

«مهدی خراتیان» مدیر اندیشکده احیای سیاست، در یک مصاحبه ویدیویی می‌گوید ضربات ایران برای اماراتی‌ها سو برآورد ایجاد کرده است و معتقد است باید جدی‌تر برای این کشور وارد درگیری شد. او می‌گوید اگر جنگ بعدی در بگیرد «قطعا امارات را باید به عهد شترسواری بر‌‌گردانیم.» او تاکید می‌کند «لازم باشد ابوظبی را اشغال می‌کنیم.» خراتیان می‌گوید امارات به‌همراه اسراییل اکنون واشنگتن را برای آغاز جنگ دیگر تحریک می‌کنند. او معتقد است خاندان آل‌نهیان حاکمان امارات را «باید سرنگون کنیم.»

به نظر می‌رسد که طرف اماراتی تهدیدات جمهوری اسلامی را جدی گرفته است؛ چرا که طبق گزارش‌های منتشر شده در ۱۰اردیبهشت ۱۴۰۵، این کشور مرزهای همکاری نظامی خود با اسراییل را به شکلی بی‌سابقه گسترش داده است. اسراییل، پیشرفته‌ترین فناوری‌های خود از جمله سامانه لیزری «پرتو آهن» و سیستم نظارتی «اسپکترو» را برای رهگیری پهپادهای شاهد ایران، در اختیار ابوظبی قرار داده و حتی ده‌ها نیروی نظامی خود را برای هدایت سامانه گنبد آهنین در خاک این کشور مستقر کرده است. این سطح از همکاری که با اشتراک‌گذاری اطلاعات لحظه‌ای از تحرکات موشکی در غرب ایران همراه بوده، نشان می‌دهد امارات برای مقابله با تهدیدات تهران، به جای تکیه بر ساختارهای سنتی عربی، به پیوند امنیتی عمیق با اسراییل و بهره‌گیری از تسلیحات نوین روی آورده است.

 

آماده‌باش در تهران

رویداد۲۴، روز شنبه دوازدهم اردیبهشت‌ماه، نوشته است که اگر در خیابان قدم زده باشید، از خلوتی شهر تعجب کردید. تهران نه شبیه به اولین روز هفته بود و نه شباهتی به یک روز عادی کاری داشت. سکوتی که بر خیابان‌های اصلی حکم‌فرما بود، بیش از آنکه نشان از آرامش داشته باشد، رنگ و بوی «انتظار برای یک واقعه» را می‌داد.

آماده‌باش در لایه‌های پنهان پایتخت

بر اساس اخبار رسیده به خبرنگار رویداد۲۴، روز شنبه فضای بسیاری از ادارات و ارگان‌های دولتی تحت تأثیر دستورالعمل‌های رسمی و غیررسمی، اما جدی قرار داشت. طبق اطلاعات واصله، روز شنبه به بسیاری از نیرو‌های ستادی و عملیاتی دستور آماده‌باش کامل داده شده بود. منابع آگاه در سازمان صداوسیما تایید کرده‌اند که به کارمندان این مجموعه بزرگ هشدار داده شده بود که لوازم شخصی و ضروری خود را جمع‌آوری کرده و آمادگی کامل برای تخلیه احتمالی ساختمان در صورت اعلام وضعیت اضطراری را داشته باشند.

شهرداری تهران؛ جزیره‌ای خودمختار در قلب بحران

اما در میان تمامی ارگان‌ها، شهرداری تهران، اقدام عجیبی کرد. روز گذشته تمامی ادارات شهرداری اعم از ساختمان‌های اصلی، شهرداری نواحی و مناطق تعطیل بودند و اگر کسی به طور اتفاقی کار اداری با این واحدها داشت، به در بسته برخورد می کرد. بر اساس گزارش‌های دریافتی، جمعه‌شب بخشنامه‌ای فوری به تمامی بخش‌ها و مناطق ۲۲گانه تهران صادر شد که طی آن، کارمندان به دلیل آنچه «نگرانی‌های امنیتی» خوانده بودند، ملزم به دورکاری شدند. اما آنچه تعجب‌برانگیز بود، تغییر رویه برای امروز‌(یک‌شنبه) بود؛ جایی که تصمیم‌گیری به مدیران میانی سپرده شد و در نهایت، بخش بزرگی از بدنه اداری به محل کار فراخوانده شدند.

این رفتار شهرداری تهران بار دیگر انتقاد‌ها را نسبت به اقدامات خودسرانه علیرضا زاکانی برانگیخته است. شهرداری که باید بازوی اجرایی دولت در پایتخت باشد، در سال‌های اخیر به جزیره‌ای خودمختار بدل شده که خود را ملزم به رعایت بخشنامه‌های کلان نمی‌بیند و در مواردی دست به عملیات‌های رعب‌آوری چون عملیات روز شنبه می‌زند.

بررسی‌های ما، نشان می‌دهد مدیریت فعلی شهری حتی در موارد حیاتی مانند تعطیلی‌ ادارات به دلیل آلودگی هوا یا بحران کاهش مصرف انرژی، با سپردن تصمیم به مدیران میانی، عملا بخشنامه‌های حاکمیتی و دولتی را وتو یا بی‌اثر می‌کند. یادمان نرفته که در روز‌های ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، توقف ناگهانی فعاالیت اتوبوسرانی چگونه رگ‌های حیاتی شهر را بست و آشفتگی را به اوج رساند؛ اقدامی که حتی صدای شورای عالی امنیت ملی را هم در آن مقطع درآورد و منجر به صدور اخطار برای این نهاد شد. حالا بار دیگر به نظر می رسد شهردار تهران به صورت آتش به اختیار دست به اقدامی زده که کشور را دچار آشوب کرده است.

پیشینه تنش؛ صدای پدافند در تهران

در روز‌های اخیر و بعد چالش‌هایی که در مسیر دیپلماسی ایجاد شده، صدای طبل‌های تنش بلندتر از هر زمان دیگری به گوش می‌رسد. از یک سو دونالد ترامپ با ادبیاتی تهاجمی از «محاصره دریایی طولانی‌مدت» می‌گوید و از سوی دیگر در تهران، مقامات نظامی و سیاسی از احتمال از سرگیری جنگ خبر داده اند. همین دیروز محمدجعفر اسدی، معاون بازرسی قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا، با صراحت اعلام کرد که درگیری مجدد میان جمهوری اسلامی و آمریکا «محتمل» است و تاکید کرد که نیرو‌های مسلح برای مقابله با هرگونه ماجراجویی در آمادگی کامل به سر می‌برند.

شنیده شدن صدای پدافند در نقاطی از تهران -‌روز دهم اردیبهشت‌- و اظهارات علی خضریان نماینده تهران که تایید کرد این سامانه‌های پدافندی به دنبال حضور ریزپرنده‌های دشمن برای ارزیابی نقاط حساس، فعال شده‌ بودند، سطح هشدارها را بالا برد. یوسف پزشکیان، فرزند رییس‌جمهور هم روز جمعه از ضرورت برنامه‌ریزی برای «بدترین سناریو» حرف زد. تهدید منوچهر متکی درباره اقدام نظامی برای شکستن محاصره نفتی و هشدار‌های تند چهره‌هایی، چون محمود نبویان و رحیم‌پور ازغدی خطاب به متحدان منطقه‌ای آمریکا، همگی تکه‌های یک پازل هستند که تصویر نهایی آن، خروج تنش از کنترل است.

مجموعه این تحولات به روز شنبه و تعطیلی ناگهانی شهرداری پایتخت رسید. هشدار نمی‌توانست از این بالاتر برود! خلوتی عجیب و غیرمعمول تهران در روز شنبه ناشی از انتشار همین اخبار و شایعات نشان می داد مردم نیز بوی تند باروت را در لابلای اخبار شنیده‌اند.

واکنش بازار به شرایط غیرعادی

بخشنامه‌های دورکاری و آماده‌باش نهادهایی، چون شهرداری و صداوسیما اثر خود را بر بازار‌های مالی هم گذاشت و این بازارها با صدایی بلندتر از پدافند، به این وضعیت غیرعادی واکنش نشان دادند. ثبت قیمت ۱۸۴،۱۸۰ تومان برای دلار و جهش خیره‌کننده سکه امامی به کانال ۲۰۴ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان، تنها یک نوسان ساده نبود؛ بلکه نشانه‌ای از تغییر جهت انتظارات تورمی در بدنه جامعه بود. هجوم بی‌سابقه 8/7 هزار میلیارد تومان پول حقیقی به صندوق‌های طلا و خروج همزمان نقدینگی از صندوق‌های درآمد ثابت، حکایت از آن دارد که شهروندان در مواجهه با وضعیت هشدار نارنجی پایتخت، پناهگاهی جز دارایی‌های امن نمی‌بینند.

حالا باید دید اقدام علیرضا زاکانی در تعطیلی خودسرانه شهرداری چه واکنشی از سوی شورای عالی امنیت ملی در پی خواهد داشت. آیا قرار است شهردار تهران به روش معمول خود، پایتخت را اداره کند و کشور را به آشوب بکشاند؟

 

نتانیاهو: ترامپ بر فشار علیه ایران با هدف امتیازگیری تکیه کرده است

رسانه‌های اسرائیلی به نقل از بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، گزارش دادند دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، معتقد است فشار اقتصادی بر ایران می‌تواند به «استخراج مواد هسته‌ای» از این کشور منجر شد.

بر اساس این گزارش، نتانیاهو گفته ترامپ تحریم‌ها و محاصره اقتصادی را ابزار مؤثری برای تغییر رفتار ایران می‌داند و بر این باور است که می‌توان بدون ورود به رویارویی نظامی مستقیم، تهران را تحت فشار قرار داد.

نتانیاهو همچنین مدعی شد ایران پس از تحولات اخیر «ضعیف‌تر از هر زمان» شده است. او ضمن اذعان به وجود چالش‌های آینده، مدعی شد اسرائیل «قوی‌تر از گذشته» است.

ناظران می‌گویند طرح موضوع «استخراج مواد هسته‌ای» نشان‌دهنده رویکرد آمریکا برای استفاده از فشار اقتصادی به‌عنوان جایگزین گزینه نظامی است. با این وجود، گزینه نظامی همچنان در صورت شکست مسیر دیپلماتیک روی میز است.

در مقابل، ایران نسبت به ادامه این فشارها هشدار داده و اعلام کرده هرگونه تشدید تنش می‌تواند به واکنش‌های غیرقابل پیش‌بینی در منطقه منجر شود.

این مواضع نشان می‌دهد آمریکا و اسرائیل در برخورد با پرونده ایران محاسبات مشترکی دارند. در این شرایط، فشار اقتصادی به‌عنوان ابزار اصلی مطرح است. با این حال، با ادامه رکود در تلاش‌ها برای پایان پایدار جنگ، هنوز مشخص نیست این رویکرد به توافق، یا به مرحله جدیدی از تنش منجر خواهد شد.

 

کاتز: اسرائیل ممکن است به‌زودی دوباره علیه ایران اقدام کند

«شبکه12» اسرائیل: آمریکا در صورت شکست مذاکرات، احتمالا به اسرائیل اجازه خواهد داد تا تاسیسات انرژی ایران را هدف قرار دهد

وزیر دفاع اسرائیل هشدار داد که تل‌آویو ممکن است به‌زودی برای جلوگیری از تهدید دوباره ایران، دست به اقدام نظامی تازه‌ای بزند. هم‌زمان، او از ادامه عملیات اسرائیل علیه حزب‌الله در لبنان خبر داد و گفت زیرساخت‌های این گروه در «منطقه امنیتی» هدف قرار می‌گیرد.

یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، عصر پنج‌شنبه 10 اردیبهشت، در بیانیه‌ای اعلام کرد اسرائیل از تلاش‌های آمریکا برای مهار ایران پشتیبانی می‌کند، اما ممکن است برای تضمین تحقق این هدف، ناچار به اقدام مستقیم شود.

او گفت دونالد ترامپ، رئیس‌ جمهوری آمریکا، با هماهنگی بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، تلاش‌هایی را دنبال می‌کند تا ایران در آینده تهدیدی برای اسرائیل، آمریکا و «جهان آزاد» نباشد.

کاتز، به نقل از خبرگزاری فرانسه، افزود: «ما از این تلاش حمایت می‌کنیم و کمک‌های لازم را ارائه می‌دهیم، اما ممکن است به‌زودی ناچار شویم بار دیگر اقدام کنیم تا این اهداف محقق شود.»

در همین راستا «شبکه12» اسرائیل نیز گزارش داد که آمریکا در صورت شکست مذاکرات، احتمالا به اسرائیل اجازه خواهد داد تا تاسیسات انرژی ایران را هدف قرار دهد.

تهدید به گسترش عملیات در لبنان

وزیر دفاع اسرائیل در بخش دیگری از سخنان خود گفت عملیات اسرائیل علیه حزب‌الله در لبنان ادامه دارد.

او حزب‌الله را گروهی «مورد حمایت ایران» خواند که به گفته او، هدفش تهدید ساکنان شمال اسرائیل، آسیب زدن به آن‌ها و نابودی اسرائیل است.

کاتز گفت حزب‌الله در دو سال و نیم گذشته «ضربات بسیار سنگینی» خورده است، اما اسرائیل باید این ماموریت را کامل کند. او افزود هدف، رفع تهدید از ساکنان شمال اسرائیل است.

کاتز، هم‌چنین گفت نیروی هوایی اسرائیل در کنار نیروهای زمینی نقش تعیین‌کننده‌ای خواهد داشت. به گفته او، اسرائیل همه زیرساخت‌های حزب‌الله را چه روی زمین و چه زیر زمین در «منطقه امنیتی» تا «خط زرد» هدف قرار می‌دهد.

او گفت: «همان‌طور که در غزه عمل کردیم، تهدیدها علیه ساکنان الجلیل را از بین می‌بریم و توان حزب‌الله را در سراسر لبنان درهم می‌کوبیم.» وزیر دفاع اسرائیل در پایان اظهارات خود گفت اسرائیل امنیت ساکنان شمال را تضمین می‌کند و به این مسیر ادامه خواهد داد.

 

خروج امارات از اوپک

امارات متحده عربی در ۲۸ آوریل ۲۰۲۶-۸ اردیبهشت ۱۴۰۵، رسما اعلام کرد که از سازمان کشورهای صادرکننده نفت‌(اوپک) و ائتلاف اوپک‌پلاس خارج می‌شود. این تصمیم از ۱ مه ۲۰۲۶-۱۱ اردیبهشت، به اجرا درآمد. امارات که حدود ۵۹ سال عضو اوپک بود بزرگ‌ترین تولیدکننده نفت است که تاکنون این سازمان را ترک کرده است. با خروج این کشور، اوپک اکنون ۱۱ عضو فعال دارد.

دلایل این تصمیم عمدتاً شامل نارضایتی از سهمیه‌های تولید اوپک است؛ امارات سال‌ها از محدودیت حدود ۳٫۲ تا ۳٫۶ میلیون بشکه در روز شکایت داشت، در حالی که ظرفیت واقعی آن 8/4 میلیون بشکه و برنامه افزایش به ۵ میلیون بشکه را دارد. وزیر انرژی امارات، سهیل المزروعی، این اقدام را «هماهنگ با چشم‌انداز بلندمدت استراتژیک و اقتصادی» خوانده و بر نیاز جهان به انرژی بیشتر تاکید کرده است. هم‌چنین تنش‌های ژئوپلیتیک‌(از جمله بحران ناشی از جنگ ایران و بسته شدن تنگه هرمز) و اختلافات با عربستان سعودی بر سر سیاست‌های تولید و مسائل منطقه‌ای مانند یمن، نقش مهمی در این تصمیم داشته‌اند.

خروج امارات ضربه سنگینی به نفوذ اوپک وارد می‌کند، زیرا این کشور حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد ظرفیت اوپک را داشت و برخی تحلیلگران آن را «شروع پایان اوپک» می‌دانند. در بازار نفت، در کوتاه‌مدت ممکن است عرضه افزایش یابد و سبب شود که قیمت‌ها کاهش پیدا کند. دونالد ترامپ این اقدام را «بسیار هوشمندانه» خواند و گفت ممکن است قیمت بنزین را کاهش دهد. امارات می‌تواند تولید خود را افزایش دهد و به شرکای واردکننده مانند چین نزدیک‌تر شود.

کشوری مانند امارات، یکی از بازیگران مهم نفتی از اوپک خارج است. آن‌چه که در حال شکل‌گیری است، یک نظم جدید نفتی است که در آن اتحاد جای خود را به رقابت می‌دهد و آسیا به میدان اصلی بازی انرژی بین‌المللی تبدیل می‌شود.

 

 

ایران به دنبال استفاده از دلفین‌ها در تقابل با ناوهای آمریکا

روزنامه وال‌استریت ژورنال، گزارش داد که ایران در واکنش به فشارهای نظامی آمریکا در تنگه هرمز، گزینه‌های غیرمعمولی مانند بهره‌گیری از دلفین‌های مین‌بر را بررسی می‌کند. این اقدام می‌تواند سطح تنش‌ها در منطقه را به مرحله‌ای خطرناک‌تر برساند.

به گزارش وال‌استریت ژورنال، جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با حضور گسترده نیروهای آمریکایی در اطراف تنگه هرمز، در حال بررسی راهکارهایی متفاوت برای مقابله با ناوهای ایالات متحده است. یکی از این گزینه‌ها، استفاده از دلفین‌هایی است که توانایی حمل مین‌های دریایی دارند.

این روزنامه آمریکایی می‌نویسد که برخی جریان‌های تندرو در ایران شرایط موجود را به مثابه یک جنگ تمام‌عیار تلقی کرده و علاوه بر طرح استفاده از دلفین‌ها، پیشنهادهایی هم‌چون بهره‌گیری از زیردریایی‌ها و تهدید زیرساخت‌های ارتباطی دریایی نیز مطرح شده است.

کارشناسان معتقدند در صورت عملی شدن چنین طرح‌هایی، وضعیت امنیتی در تنگه هرمز وارد مرحله‌ای پیچیده‌تر خواهد شد و خطر درگیری مستقیم میان ایران و آمریکا افزایش می‌یابد. این موضوع می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای برای امنیت انرژی و تجارت جهانی و هم‌چنین زیست محیطی منطقه به‌همراه داشته باشد.

 

دستگاه قضایی از اعدام سه تن دیگر در ارتباط با اعتراض‌های دی‌ماه خبر داد

دستگاه قضایی جمهوری اسلامی می‌گوید سه زندانی دیگر را در ارتباط با اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، این بار در مشهد اعدام کرده است. بر اساس این اعلام، مهدی رسولی، و محمدرضا میری به اتهام ادعایی «نقش مستقیم» در کشته شدن حمیدرضا یوسفی‌نژاد، که از او به‌عنوان «نیروی حافظ امنیت» نام برده شده، اعدام شده‌اند.

قوه قضاییه این دو نفر را «از عناصر موساد‌» در مشهد معرفی کرده است، اما مرضیه محبی، وکیل آن‌ها می‌گوید که هر دوی آن‌ها کارگر ۲۵ و ۲۱ ساله بوده‌اند که حکم‌شان بدون اطلاع قبلی به خانواده اجرا شده و جسدشان در ساعت ۱۰ صبح روز یک‌شنبه در گورستان به خانواده‌ها تحویل شده است.

دستگاه قضایی، هم‌چنین از اعدام ابراهیم دولت‌آبادی در مشهد خبر داده و او را «از لیدرهای اصلی اغتشاشات منطقه طبرسی» معرفی کرده است. در این اعلام ادعا شده که اعتراض‌ها در منطقه طبرسی به کشته شدن «تعدادی از نیروهای حافظ امنیت» انجامیده است.

با اجرای این احکام، قوه قضاییه جمهوری اسلامی از ابتدای جنگ اخیر تاکنون دست‌کم ۳۰ زندانی را که یا در گروه‌های مخالف حکومت عضویت داشته‌اند، یا در اعتراضات بازداشت شده‌اند، یا با اتهام‌های ادعایی مانند «جاسوسی» روبه‌رو بوده‌اند، اعدام کرده است.

اجرای این احکام در ادامه موج تازه اعدام‌ها در ایران انجام شده؛ موجی که نهادهای حقوق بشری آن را بخشی از تلاش حکومت برای ایجاد رعب عمومی پس از اعتراضات و در میانه فضای جنگی توصیف می‌کنند.

 

احتمال جنگ دوباره!

دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری ایالات متحده، بار دیگر ایران را هدف قرار داد و در پیامی در شبکه «تروث سوشال» نوشت که تهران باید هرچه سریع‌تر «عاقلانه» رفتار کند. او مدعی شد ایران توانایی سامان‌دهی امور داخلی و رسیدن به توافق‌های غیرهسته‌ای را ندارد.

ترامپ در این پیام، تصویری از خود منتشر کرد که به‌نظر می‌رسد ساختگی باشد. در این تصویر او در حالی دیده می‌شود که یک سلاح آمریکایی «ام۴» در دست دارد و بالای تصویر جمله‌ای درج شده که نشان می‌دهد قصد ندارد بیش از این مدارا کند. این اقدام ترامپ واکنش‌های گسترده‌ای در فضای رسانه‌ای و شبکه‌های مجازی برانگیخته و بسیاری آن را نشانه‌ای از تشدید لحن او در قبال ایران دانسته‌اند.

 

 

دونالد ترامپ، به اکسیوس گفت که قصد دارد ایران را تحت یک محاصره دریایی نگه دارد تا زمانی که حکومت ایران با توافقی موافقت کند که نگرانی‌های آمریکا درباره برنامه هسته‌ای‌اش را برطرف کند.

منابع آمریکایی گفته‌اند که مقا‌م‌های ارشد نظامی ایالات متحده پنجشنبه ۳۰ آوریل-۱۰ اردیبهشت در جلسه‌ای با دونالد ترامپ، طرح‌هایی تازه برای گزینه‌ها و اقدام‌های نظامی احتمالی علیه جمهوری اسلامی را به رئیس جمهور آمریکا ارائه کرده‌اند.

باراک راوید، خبرنگار اکسیوس، با انتشار پستی در شبکه ایکس‌(توئیتر سابق) در این رابطه نوشت، دو مقام آمریکایی اعلام کردند که برد کوپر، فرمانده سنتکام و دن کین، رییس ستاد مشترک نیروهای مسلح ایالات متحده در جلسه‌ای ۴۵ دقیقه‌ای، دونالد ترامپ را در جریان برنامه‌هایی تازه برای اقدام نظامی احتمالی علیه جمهوری اسلامی  قرار داده‌اند.

 

پیام مجتبی خامنه‌ای: جای بیگانگانی که در خلیج فارس شرارت می‌کنند در قعرِ آب‌ها است

در پیام مکتوبی که به نام مجتبی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی در رسانه‌های دولتی ایران منتشر شده، آمده است که با گذشت دو ماه از آغاز جنگ و «شکست مفتضحانه‌» آمریکا، «فصل نوین خلیج فارس و تنگه هرمز در حال رقم خوردن است.»

او ضمن ابراز امیدواری به اینکه آینده‌ منطقه‌ خلیج فارس، «آینده‌ای بدون آمریکا» باشد، هشدار می‌دهد: «ما با همسایگان‌مان در پهنه‌ آبی خلیج فارس و دریای عمان هم‌سرنوشت هستیم و بیگانگانی که از هزاران کیلومتر دورتر، طمع‌کارانه در آن شرارت می‌کنند، جایی در آن ندارند مگر در قعرِ آب‌هایش.»

 

 

هفتاد و شش سال جنگ‌های آمریکا چه چیزی به جهان داده است، جز مرگ، بدهی، و زخم‌هایی بی‌پایان

پرسش اصلی گزارش الجزیره نیز همین است: هفتاد و شش سال جنگ‌های آمریکا چه چیزی به جهان داده است، جز مرگ، بدهی، و زخم‌هایی که پایان جنگ نیز آن‌ها را درمان نمی‌کند؟

جنگ تازه آمریکا و اسرائیل علیه ایران، بار دیگر این پرسش را پیش کشیده است که جنگ‌های پیاپی واشنگتن در هفت دهه گذشته چه بهایی برای مردم جهان، برای سربازان آمریکایی و برای شهروندان خود آمریکا داشته‌اند. گزارش تازه‌ای که الجزیره بر پایه داده‌های پروژه «هزینه‌های جنگ» در دانشگاه براون، آمارهای پنتاگون و گفت‌وگو با سربازان پیشین و شهروندان آمریکایی منتشر کرده، نشان می‌دهد که از جنگ کره تا جنگ ویتنام، از عراق و افغانستان تا جنگ کنونی علیه ایران، هزینه انسانی و مالی مداخلات نظامی آمریکا نه فقط در میدان‌های نبرد، بلکه در زندگی روزمره میلیون‌ها انسان ادامه یافته است.

در این گزارش، جفری کمپ، نظامی بازنشسته ۶۱ ساله آمریکایی که در سال‌های ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ در میدان‌شهر افغانستان خدمت کرده، از گرد و خاک ریزی سخن می‌گوید که سربازان آن را «غبار ماه» می‌نامیدند؛ ذراتی که به خودروها، تجهیزات و ریه‌ها نفوذ می‌کرد. او یکی از ۸۳۲ هزار نظامی آمریکایی است که در فاصله سال‌های ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۱ به افغانستان اعزام شدند؛ جنگی که طولانی‌ترین جنگ تاریخ آمریکا شد. در آن جنگ، ۲۴۶۱ نظامی آمریکایی کشته و دست‌کم ۲۰ هزار تن زخمی شدند. کمپ می‌گوید از عراق و افغانستان با درکی عمیق از هزینه انسانی جنگ بازگشته است؛ نه فقط برای نظامیان آمریکایی، بلکه برای مردم کشورهایی که جنگ در آن‌ها جریان داشت. به گفته او، جنگ «پاکیزه» نیست و طولانی‌ترین بار آن را معمولا کسانی به دوش می‌کشند که هیچ نقشی در تصمیم‌گیری برای آغاز آن نداشته‌اند.

جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، اکنون وارد سومین ماه خود شده است. از ۲۸ فوریه، بنا بر آمار وزارت بهداشت ایران که در گزارش الجزیره آمده، حملات آمریکا و اسرائیل به ایران دست‌کم ۳۳۷۵ کشته برجای گذاشته است. ارتش آمریکا نیز کشته شدن ۱۳ نظامی خود را در درگیری‌های مرتبط با جنگ در منطقه تایید کرده و از زخمی شدن بیش از ۲۰۰ نفر خبر داده است. اما این ارقام تنها گوشه‌ای از هزینه انسانی جنگی است که به‌سرعت از مرزهای ایران فراتر رفته و بازار انرژی، اقتصاد جهانی، زندگی روزمره مردم آمریکا و آینده سیاسی دولت ترامپ را تحت تاثیر قرار داده است.

بر پایه تحلیل پروژه «هزینه‌های جنگ» در دانشگاه براون، جنگ‌های تحت رهبری آمریکا پس از سال ۲۰۰۱ به‌طور مستقیم موجب مرگ حدود ۹۴۰ هزار نفر در افغانستان، پاکستان، عراق، سوریه، یمن و دیگر مناطق درگیر جنگ‌های پس از یازده سپتامبر شده‌اند. این رقم تنها مرگ‌های مستقیم را در بر می‌گیرد؛ در حالی که پیامدهای غیرمستقیم جنگ، از فروپاشی زیرساخت‌ها و نظام‌های درمانی تا آوارگی، گرسنگی، بیماری، فقر و فروپاشی روانی جوامع، بسیار گسترده‌تر و دیرپاتر است.

جنگ ایران از نظر هزینه روزانه نیز در میان پرهزینه‌ترین جنگ‌های معاصر آمریکا قرار گرفته است. بنا بر اعلام پنتاگون، دولت ترامپ تنها در شش روز نخست جنگ، ۱۱ میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار برای مهمات هزینه کرده است. پس از آن نیز تا آتش‌بس ۸ آوریل، برآورد شده که روزانه حدود یک میلیارد دلار برای جنگ خرج شده باشد. مارک کانسیان، مشاور ارشد مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی، این رقم روزانه را اندکی بالا می‌داند، اما تأکید می‌کند که جنگ در روزهای نخست به دلیل استفاده از مهمات دوربرد بسیار گران، از جمله موشک‌های تاماهاوک، هزینه‌ای سنگین داشته است. هر موشک تاماهاوک حدود دو میلیون و ۵۰۰ هزار دلار قیمت دارد و ارتش آمریکا صدها فروند از آن‌ها را به کار برده است.

برآورد کانسیان این است که اگر افزون بر ۱۱ میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار هزینه مهمات، خسارات رزمی، آسیب به زیرساخت‌ها و هزینه‌های پشتیبانی نیز محاسبه شود، هزینه شش روز نخست جنگ به حدود ۱۲ میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلار می‌رسد. او می‌گوید پس از هفته نخست حملات هوایی، هزینه روزانه جنگ حدود نیم میلیارد دلار بوده و اکنون در دوره آتش‌بس، چون آمریکا مهمات مصرف نمی‌کند، این رقم احتمالا به کمتر از ۱۰۰ میلیون دلار در روز کاهش یافته است. با این حال، حتی همین سطح از هزینه نیز نشان می‌دهد جنگ ایران، در مقیاس روزانه، در کنار جنگ عراق و افغانستان، یکی از پرخرج‌ترین جنگ‌های دوره معاصر آمریکا است.

برای مقایسه، جنگ بیست‌ساله افغانستان حدود دو تریلیون و ۳۰۰ میلیارد دلار هزینه داشت؛ یعنی به‌طور متوسط بیش از ۳۰۰ میلیون دلار در روز. جنگ عراق که در سال ۲۰۰۳ آغاز شد و هشت سال ادامه یافت، حدود دو تریلیون دلار هزینه برداشت؛ معادل حدود ۶۸۴ میلیون دلار در روز. اکنون جنگ علیه ایران، هرچند هنوز از نظر مدت با آن جنگ‌ها قابل مقایسه نیست، اما در هفته‌های نخست از نظر هزینه روزانه به سطحی رسیده که نشان‌دهنده شدت و ابعاد مالی مداخله نظامی تازه واشنگتن است.

نویید شاه، مدیر سیاسی سازمان «دفاع مشترک»، که تشکلی متکی بر کهنه‌سربازان آمریکایی است، می‌گوید آمریکا حق دارد از منافع ملی خود دفاع کند و در بازدارندگی در برابر تهدیدها نقش داشته باشد، اما بارها با جنگ‌های انتخابی و بی‌پایان از این چارچوب فراتر رفته و مشکلاتی بزرگ‌تر از آن‌چه مدعی حل آن بوده، ایجاد کرده است. او که از سال ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰ در عراق خدمت کرده، معتقد است جنگ کنونی با ایران همان خطاهایی را تکرار می‌کند که آمریکا را دو دهه در عراق و افغانستان گرفتار کرد: شواهد متزلزل، تغییر پی‌درپی هدف‌ها و ادبیاتی خطرناک که می‌تواند کشور را به جنگی طولانی دیگر بکشاند.

نویید شاه، به نکته‌ای اشاره می‌کند که در داخل آمریکا اکنون به یکی از محورهای اصلی نارضایتی تبدیل شده است: دولت در حالی نیرو به خارج اعزام می‌کند و میلیاردها دلار برای جنگ می‌پردازد که هم‌زمان می‌کوشد از خدمات و مراقبت‌هایی که به کهنه‌سربازان وعده داده شده، بکاهد. او می‌گوید هزینه واقعی جنگ بسیار فراتر از میدان نبرد است؛ این هزینه دهه‌ها در بدن و ذهن سربازان و در زندگی خانواده‌های آنان باقی می‌ماند. برای خانواده‌هایی که سربازان‌شان بازنمی‌گردند، جنگ به صندلی خالی بر سر میز شام و زخمی همیشگی در قلب تبدیل می‌شود. بر پایه برآورد پروژه «هزینه‌های جنگ»، آمریکا در سی سال آینده دست‌کم دو تریلیون و ۲۰۰ میلیارد دلار برای تعهدات مربوط به درمان و مراقبت از کهنه‌سربازان هزینه خواهد کرد.

اما جنگ ایران نه فقط در میان کهنه‌سربازان، بلکه در افکار عمومی آمریکا نیز با مخالفتی کم‌سابقه روبه‌رو است. بنا بر نظرسنجی رویترز/ایپسوس در ۱۲ آوریل، ۶۰ درصد آمریکایی‌ها با حملات نظامی آمریکا به ایران مخالف‌اند؛ در حالی که در آغاز جنگ، میزان مخالفت ۴۳ درصد بود. این روند، با الگوی معمول جنگ‌های آمریکا تفاوت دارد. در بسیاری از جنگ‌های پیشین، دولت‌ها در آغاز جنگ از اثر موسوم به «گرد آمدن زیر پرچم» بهره‌مند می‌شدند و مخالفت عمومی در ابتدا پایین بود. اما جنگ ایران از همان آغاز با بدبینی گسترده روبه‌رو شده و با طولانی‌تر شدن بحران، مخالفت‌ها افزایش یافته است.

یکی از دلایل مهم این نارضایتی، انتقال مستقیم هزینه جنگ به زندگی روزمره مردم آمریکا است. بسته شدن تنگه هرمز، افزایش قیمت نفت و جهش بهای سوخت، فشار تازه‌ای بر خانوارهای آمریکایی وارد کرده است. بر پایه برآورد آزمایشگاه راه‌حل‌های اقلیمی در دانشگاه براون، بار مستقیم افزایش قیمت بنزین و گازوئیل بر مصرف‌کنندگان آمریکایی در نتیجه جنگ علیه ایران، حدود ۲۷ میلیارد و ۸۰۰ میلیون دلار است؛ یعنی تقریبا ۲۰۰ دلار برای هر خانوار. میانگین قیمت بنزین در آمریکا از ۲ دلار و ۹۰ سنت برای هر گالن پیش از جنگ، با افزایشی نزدیک به ۴۰ درصد، به حدود ۴ دلار و ۱۰ سنت رسیده است.

در گزارش الجزیره، زنی ۴۰ ساله از ایالت اوکلاهما که نامش برای حفظ هویت او تغییر داده شده، می‌گوید هزینه‌های شخصی‌اش در دو ماه گذشته بیش از ۳۵ درصد افزایش یافته است. او که با چند بیماری پرهزینه زندگی می‌کند، می‌گوید اکنون برای داروهای ضروری و آزمایش‌های دوره‌ای بیش از هر زمان دیگری می‌پردازد و به دلیل هزینه‌های سرسام‌آور درمان در آمریکا، ناچار شده از درمان‌های دیگر صرف‌نظر کند و هزینه خوراک و هر چیز غیرضروری را کاهش دهد. او می‌پرسد چگونه ممکن است مالیات شهروندان برای جنگ و دولت‌های خارجی هزینه شود، اما به مردم گفته شود کشور توان تأمین درمان همگانی را ندارد.

زن دیگری در اوکلاهما که به دلیل شغلش در دولت ایالتی خواسته نامش فاش نشود، می‌گوید جنگ ایران و هزینه‌های آن او را در همه جا تحت فشار گذاشته است: در پمپ بنزین، در مطب پزشک و دندان‌پزشک، در بانک و در فروشگاه مواد غذایی. او می‌گوید احساس می‌کند از او دزدیده‌اند و به او دروغ گفته‌اند و دیگر کافی است. این صداها نشان می‌دهد جنگ، برای بسیاری از آمریکایی‌ها دیگر موضوعی دور در خاورمیانه نیست؛ به قبض بنزین، هزینه درمان، قیمت غذا و اضطراب اقتصادی روزانه تبدیل شده است.

گزارش الجزیره تصویری گسترده‌تر از چرخه‌ای ارائه می‌دهد که در آن جنگ‌های آمریکا، یکی پس از دیگری، با وعده امنیت، بازدارندگی یا دفاع از منافع ملی آغاز شده‌اند، اما در پایان، میراثی از کشته‌ها، معلولان، آوارگان، بدهی‌های سنگین، کهنه‌سربازان آسیب‌دیده و جوامعی ویران برجای گذاشته‌اند. از کره و ویتنام تا عراق و افغانستان، و اکنون ایران، تصمیم‌هایی که در واشنگتن گرفته می‌شود، نسل‌ها در خاورمیانه، آسیا و حتی در خود آمریکا ادامه می‌یابد.

جنگ ایران، در این چارچوب، فقط بحران تازه‌ای در خاورمیانه نیست؛ حلقه دیگری از زنجیره طولانی جنگ‌هایی است که هزینه آن را نه فقط قربانیان بمباران‌ها و مردم کشورهای هدف، بلکه سربازان اعزام‌شده، خانواده‌های آنان و شهروندان عادی آمریکا نیز می‌پردازند. در حالی که میلیاردها دلار در چند روز برای موشک‌ها و عملیات نظامی هزینه می‌شود، مردم عادی با افزایش قیمت سوخت، کاهش قدرت خرید، ناامنی درمانی و ترس از جنگی طولانی‌تر روبه‌رو هستند. پرسش اصلی گزارش الجزیره نیز همین است: هفتاد و شش سال جنگ‌های آمریکا چه چیزی به جهان داده است، جز مرگ، بدهی، و زخم‌هایی که پایان جنگ نیز آن‌ها را درمان نمی‌کند؟

 

کسب‌وکارها تعطیل، بیکاری در اوج

جنگ هزینه سنگینی بر اقتصاد ایران تحمیل کرده است: بیش از یک میلیون نفر شغل خود را از دست داده‌اند، قیمت مواد غذایی به‌شدت افزایش یافته و قطع طولانی‌مدت اینترنت به کسب‌وکارهای آنلاین ضربه سختی زده است.

پرسش این است که رهبران ایران تا چه میزان درد و فشار بیشتری را حاضرند تحمل کنند، در حالی که تلاش می‌کنند به پایانی مطلوب برای جنگ از طریق مذاکره دست یابند.

گفت‌وگوها میان آمریکا و ایران متوقف شده است. مقام‌های آمریکایی بر این باورند که ایران به‌زودی به‌دلیل تعمیق بحران اقتصادی تسلیم خواهد شد. در مقابل، ایران شرط‌بندی کرده که آمریکا زودتر عقب‌نشینی می‌کند و برای آرام کردن بازارهای جهانی و کاهش قیمت بنزین در داخل، محاصره بنادر ایران را پایان خواهد داد.

برای مهار پیامدهای اقتصادی، دولت ایران دستمزدها را افزایش داده، کالاهای اساسی را یارانه‌ای کرده و به اقشار فقیر کمک‌های نقدی پرداخت کرده است. با این حال، به گفته ساکنان، مقامات با سطحی از سختی و تنگنا روبه‌رو هستند که در دهه‌های اخیر بی‌سابقه بوده است.

در مرکز این منازعه، تداوم بسته ماندن تنگه هرمز قرار دارد؛ گذرگاهی که حدود یک‌پنجم نفت و گاز طبیعی مایع جهان از آن عبور می‌کند.

ایران در ابتدای درگیری این تنگه را بست و عملا از این آبراه به‌عنوان ابزاری برای گروگان‌گیری اقتصاد جهانی استفاده کرد. آمریکا نیز در پاسخ، محاصره دریایی خود را اعمال کرد و ضربه‌ای ویرانگر به اقتصادی وارد آورد که پیش‌تر نیز آسیب‌دیده بود.

چالش‌های روزمره

درآمدهای دولت درست در زمانی خشک شده که نیازهای جمعیت در حال افزایش است.

طبق اعلام معاون وزیر کار، جنگ ۴۰ روزه منجر به بیکاری ۲ میلیون نفر در ایران شده است، اما حمید حاج‌اسماعیلی، فعال کارگری، در گفت‌و‌گو با اقتصاد ۲۴ تاکید می‌کند که با احتساب پلتفرم‌ها، فضای مجازی و بازار غیررسمی، تعداد واقعی بیکاران به ۳ تا ۴ میلیون نفر می‌رسد و دولت تاکنون برای این گروه‌ها برنامه حمایتی نداشته است.

مردم ایران در فاصله پس از جنگ ۴۰ روزه زندگی خود را به نیاز‌های اساسی محدود کرده‌اند. به گزارش رویترز، قیمت‌ها از زمان آغاز جنگ ۴۰ درصد افزایش یافته و مردم مسافرت، رستوران رفتن و خرید‌های غیرضروری یا کمتر ضروری را به شدت کاهش داده‌اند. شواهد در شبکه‌های اجتماعی حاکی از کاهش مسافران مترو، خالی شدن پارکینگ ادارات و کاهش یک‌ساعته ترافیک سنگین تهران از 5/1 ساعت به ۳۰ دقیقه است، موضوعی که به افزایش بیکاری و تعویق دستمزد‌های فروردین ماه و کاهش قدرت خرید مردم نسبت داده شده است.

اقتصاد 24 گزارش می‌دهد: قاسم محمدی، معاون وزیر کار ایران، اخیرا اعلام کرد که ۲ میلیون نفر در اثر جنگ بیکار شده‌اند. پیش‌تر او تأیید کرده بود که بیش از یک میلیون شغل از دست رفته است. احمد میدری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی نیز آمار ثبت‌نام‌کنندگان بیمه بیکاری را ۱۴۷ هزار نفر اعلام کرده که نسبت به سال قبل ۵۰ هزار نفر افزایش را نشان می‌دهد. هادی کهال‌زاده، اقتصاددان، نیز هشدار داده که ۱۰ تا ۱۲ میلیون شغل که معادل حدود ۵۰ درصد نیروی کار است، در معرض خطر مستقیم و غیرمستقیم شرایط جنگی قرار دارند.

اوضاع صنایع بمباران شده نیز وخیم ارزیابی شده؛ به طوریکه صنایع پتروشیمی با اخراج بیش از ۳۰ هزار کارگر در ماهشهر و عسلویه مواجه شده و زنجیره تأمین خودروسازی که یک میلیون شغل مستقیم و غیرمستقیم را پوشش می‌داد، مختل شده است. در بخش صنعت ساختمان نیز، ۸۰ تا ۹۰ درصد کارگران عملاً بیکار شده‌اند و شرکت‌های بزرگ بیش از ۶۰ درصد نیرو‌های خود را تعدیل یا در مرخصی اجباری بدون حقوق قرار داده‌اند.

قطعی اینترنت مشکلات جنگ را بیش‌تر هم کرده است؛ به گونه‌ای که خاموشی به مدت ۵۲ روز منجر به خسارت بیش از ۱۸ میلیارد دلار شده است. زنان شاغل در اینستاگرام نیز به شدت آسیب دیده‌اند. حمید حاج‌اسماعیلی، فعال کارگری و کارشناس بازار کار و اشتغال در گفت‌و‌گو با اقتصاد ۲۴ جزئیات این فاجعه اجتماعی و اقتصادی را تشریح کرده است.

هزینه‌های زندگی به‌شدت افزایش یافته و نرخ تورم سالانه تا اواسط آوریل نسبت به مدت مشابه سال قبل به ۶۷ درصد رسیده است، بر اساس آمار بانک مرکزی ایران. قیمت یارانه‌ای گوشت قرمز -‌که عمدتا از طریق مسیرهای دریایی وارد می‌شد‌- به حدود ۳.۶۰ دلار برای هر پوند رسیده است.

به گفته ساکنان، کسب‌وکارها در سراسر کشور -‌از تولیدکنندگان تا خرده‌فروشان‌- در حال تعطیلی هستند. کمبود فولاد و سایر مواد اولیه تولید در صنایع مختلف را مختل کرده است. کالاهای الکترونیکی که عمدتا وارداتی هستند نیز کمیاب و گران شده‌اند.

 

 

کارخانه نساجی بروجرد

 

از ۸۰۰ کارگر کارخانه نساجی بروجرد، ۷۰۰ نفر از کار بیکار شدند

خبرگزاری کار ایران، ایلنا، به نقل از یک منبع کارگری در کارخانه نساجی بروجرد، گزارش داده است که از ۸۰۰ کارگر مشغول به کار در این کارخانه که در سه واحد ریسندگی، بافندگی و دوزندگی مشغول بوده‌اند، قرارداد دست‌کم ۷۰۰ نفر در سال جدید تمدید نشده و آنان از کار بیکار شده‌اند. در عین حال، پرداخت برخی از مطالبات سال گذشته آنان نیز انجام نشده است.

ایلنا به نقل از این منبع کارگری آورده است که این کارگران، به‌طور میانگین بین پنج تا ٢٠ سال سابقه کار دارند، و دلیل تمدیدنشدن قرارداد و برکناری آنان از کار، کمبود مواد اولیه در این کارخانه، اعلام شده است. صرفا شمار کمی از کارگران که نگهبان و نیروی کار خدماتی هستند در کارخانه باقی مانده‌اند و مابقی برای دریافت بیمه بیکاری به اداره کار معرفی شده‌اند. هم‌چنین، این منبع به ایلنا گفته است که برخی مسئولان، وعده بازگشایی کارخانه و بازگشت به کار کارگران تعدیلی را تا سه ماه آینده‌ داده‌اند، اما به نظر می‌رسد این کارخانه فعلا توان تهیه مواد اولیه را ندارد و فقط مقدار کمی نخ پلی‌استر در انبار ذخیره دارد که با این مقدار می‌توان تنها یک خط تولید محصولات مصنوعی، آن هم برای حدود دو ماه راه‌اندازی کرد.

کارگران این کارخانه، در سال‌های گذشته نیز با اعتراض، اعتصاب و تجمع، به نداشتن امنیت شغلی و قراردادهای کوتاه مدت اعتراض کرده بودند.

 

خسارات جنگ

فروپاشی اقتصادی ایران پیش از جنگ آغاز شده بود و سال‌ها تحریم‌های آمریکا و جامعه بین‌المللی آن را فلج کرده بود. سقوط ارزش پول ملی و افزایش سریع قیمت‌ها در ابتدای سال به اعتراضات گسترده ضدحکومتی منجر شد. حکومت این اعتراضات را با خشونت مرگبار سرکوب کرد. مشکلات اقتصادی که زمینه‌ساز آن اعتراضات بود، از زمان آغاز جنگ بدتر شده و احتمال شعله‌ور شدن دوباره ناآرامی‌ها را افزایش داده است.

حملات بمبارانی اسرائیل و آمریکا خسارات فیزیکی گسترده‌ای به جاده‌ها، بنادر و ساختمان‌های مسکونی وارد کرده است. همچنین صنایع حیاتی از جمله کارخانه‌های اصلی فولادسازی و پتروشیمی کشور را هدف قرار داده است. رسانه‌های دولتی ایران برآورد کرده‌اند که بازسازی پس از جنگ ممکن است حدود ۲۷۰ میلیارد دلار هزینه داشته باشد؛ رقمی فلج‌کننده برای کشوری که تولید ناخالص داخلی آن در سال گذشته ۳۴۱ میلیارد دلار بوده است.

پیش از محاصره، بیشتر صادرات نفت ایران و بخش عمده واردات آن -‌از مواد غذایی و دارو گرفته تا مواد اولیه‌- از طریق تنگه هرمز انجام می‌شد. اکنون، بر اساس سوابق حمل‌ونقل، ایران برای ارسال نفت و سایر کالاهایی که بخش عمده درآمدش را تشکیل می‌دهند، با مشکل مواجه است. تا همین اواخر، در ماه مارس، ایران روزانه ۱.۸۵ میلیون بشکه نفت خام صادر می‌کرد که با قیمت‌های بین‌المللی حدود ۱۹۱ میلیون دلار ارزش داشت.

ایران برای بازگشایی سریع تنگه هرمز فشار وارد می‌کند که نشان‌دهنده اهمیت حیاتی آن برای اقتصاد کشور است. به گزارش وال‌استریت ژورنال، تهران به میانجی‌های منطقه‌ای پیشنهادی ارائه داده که بر اساس آن، در ازای پایان کامل جنگ و لغو محاصره بنادر ایران توسط آمریکا، حملات خود در این تنگه را متوقف خواهد کرد. ایران هم‌چنین خواهان به تعویق انداختن مذاکرات درباره برنامه هسته‌ای خود است.

سازوکارهای تطبیق

دولت از ایرانیان خواسته با کاهش مصرف آب، برق و گاز، سهم خود را در مدیریت بحران ایفا کنند. از ساکنان تهران نیز خواسته شده کم‌تر از خودرو استفاده کرده و به حمل‌ونقل عمومی روی بیاورند.

ایران در تلاش است با تکیه بر مسیرهای تجاری جایگزین، محاصره آمریکا را دور بزند. ابراهیم نجفی، نماینده مجلس ایران، اخیرا اعلام کرده که کشور از خطوط ریلی با ترکیه، ارمنستان و آذربایجان و نیز مسیر دریای خزر برای واردات کالا استفاده می‌کند.

بر اساس داده‌های کلپر، از زمان آغاز محاصره آمریکا دست‌کم ۱۱ کشتی حامل غلات، ذرت و روغن آفتابگردان وارد بنادر خزر ایران شده‌اند. این کشتی‌ها از روسیه، قزاقستان و ترکمنستان حرکت کرده بودند.

در پایان هفته، پاکستان اعلام کرد شش مسیر -‌شامل بنادر و مرزهای زمینی‌- را تعیین کرده که از طریق آن‌ها کالاهای ایرانی می‌توانند بدون محدودیت ترانزیت شوند. این مسیرها، هم‌چنین برای واردات برنج و گوشت مورد استفاده قرار خواهند گرفت.

خسارات جنگ به زیرساخت‌های درمانی کشور

عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی با تشریح آخرین برآوردها از آسیب‌های واردشده به بخش سلامت در جریان جنگ آمريکا و اسرائيل عليه ايران، از جان باختن ۲۶ نفر از کادر درمان و وارد آمدن حدود 8/1 همت خسارت به زیرساخت‌های درمانی کشور خبر داد و بر ضرورت حمایت فوری دولت برای جبران این خسارات تاکید کرد. یک «همت» در اصطلاح اقتصادی ایران، مخفف عبارت «هزار میلیارد تومان» است.

سیدمحمد جمالیان گفت: برآوردهای اولیه دفتر فنی وزارت بهداشت نشان می‌دهد مجموع آسیب‌های وارد شده به مراکز ساختمانی درمانی کشور حدود 8/1 همت بوده است؛ رقمی که جبران آن نیازمند تخصیص فوری منابع از سوی دولت است تا روند بازسازی و بازگشت کامل مراکز به چرخه خدمت تسریع شود.

وی تصریح کرد: اگرچه وزارت بهداشت با استفاده از منابع داخلی و درآمدهای اختصاصی خود، بخش قابل توجهی از مراکز آسیب‌دیده به‌ویژه موارد با خسارات جزئی را ترمیم کرده و به مدار خدمت بازگردانده است، اما هم‌چنان تعدادی از مراکز دولتی به‌طور کامل فعال نشده‌اند و نیازمند حمایت مالی مضاعف هستند. به‌عنوان نمونه، برخی مراکز به‌دلیل ملاحظات امنیتی هنوز امکان بازگشایی کامل نیافته‌اند.

وی با اشاره به وضعیت برخی بیمارستان‌ها گفت: بیمارستان‌هایی که آسیب جدی دیده بودند، از جمله در اهواز، تا حد زیادی بازسازی شده و بخش عمده‌ای از خدمات در آن‌ها از سر گرفته شده است، هرچند برخی بخش‌ها هنوز به‌طور کامل فعال نشده‌اند. در مقابل، معدودی از مراکز، هم‌چنان خارج از چرخه خدمت قرار دارند که بازگشت آن‌ها نیازمند تامین منابع و رفع موانع موجود است.

وی با تاکید بر اهمیت تامین مالی وزارت بهداشت خاطرنشان کرد: منابع این وزارتخانه باید در درجه اول صرف تامین دارو و تجهیزات شود، اما شرایط خاص ایجادشده موجب شده بخشی از این منابع به بازسازی اختصاص یابد؛ از این‌رو، حمایت دولت برای جبران این هزینه‌ها ضروری است تا اختلالی در ارائه خدمات درمانی ایجاد نشود.

بعد از «جنگ» قیمت دارو سه برابر شد!

ایلنا:کارگران از گرانی سه برابری دارو در روز‌های پس از جنگ روایت می‌کنند؛ یک کارگرِ خانم با درآمد حداقلی و مبتلا به بیماری قند می‌گوید: پول دارو‌های فشار و دیابت من هر ماه ۲ تا 5/2 میلیون تومان می‌شود. قبلا کم‌تر از یک میلیون تومان بود.در این رابطه ایلنا به چند کارگر و بازنشسته‌ی بیمار گفت‌و‌گو کرده است.

زهرا، کارگر شاغل بخش خدمات با حقوق حداقلی، سن ۴۵ سال، ساکن تهران با بیماری فشار خون و دیابت:

من برای بیماری دیابت، قرص متفورمین مصرف می‌کنم، قیمت هر جعبه قرص، قبل عید ۱۷۰ هزار تومان بود، اما هفته پیش، ۴۵۰ هزار تومان خریدم، تا امروز ممکن است به ۵۰۰ هزار تومان هم رسیده باشد، چون داروخانه‌ها می‌گفتند داروی جدید بیاید بازهم گران‌تر است.

من روزی ۲ تا متفورمین می‌خورم بنابراین یک جعبه ۳۰ تایی فقط برای ۱۵ روزم کفاف می‌دهد؛ در ماه باید دو جعبه متفورمین بخرم یعنی ماهی یک میلیون تومان. این دارو روز به روز گران‌تر می‌شود.

انسولین هم در بازار نیست؛ اگر آشنا داشته باشی و پیدا شود، قیمت‌ها خیلی عجیب و غریب است. داروی «کنکور» هم قبل عید ۲۰۰ هزار تومان بود الان ۴۸۰ هزار تومان شده.

علاوه بر این، من هر سه ماه باید پول ویزیت پزشک متخصص بدهم که حداقل ۵۰۰ هزار تومان است؛ برای آزمایش‌ها هم اگر بیمه تکمیلی نداشته باشی باید ۲ میلیون تومان یا بیش‌تر پول بدهی.درمجموع، پول دارو‌های فشار و دیابت من هر ماه ۲ تا ۲.۵ میلیون تومان می‌شود. قبلا کم‌تر از یک میلیون تومان بود…

اما سخت‌تر از گرانی، نگرانی بابت آینده است؛ من روز‌های جنگ مدام می‌ترسیدم که داروهایم پیدا نشود. هفته قبل، چندتا داروخانه رفتم تا قرص‌هایم را پیدا کنم، همه آن‌ها بلااستثنا گفتتند بیش‌تر دارو بخر شاید بعدا نایاب شود؛ باورتان می‌شود برای چند ماه ۱۳ میلیون یک‌جا پول دارو دادم؟! حقوق من ۲۰ میلیون تومان است، از همه زندگی‌ام زدم که دارو بخرم، چون دارو نباشد زنده نمی‌مانم. من ماهی ۱۰ میلیون کرایه خانه هم دارم، روزگارم یک جهنم واقعی‌ست…»

علی، کارگر حداقل‌بگیر بازنشسته بخش خدمات، ساکن رشت که به تازگی عمل قلب باز انجام داده:

«هزینه دارو‌های من، به شرطی که بی‌کیفیت‌ترین دارو‌ها را بخرم، ماهی ۳ میلیون تومان است؛ من باید روزانه قرص «پلاویکس» بخورم، اما آنقدر گران شده که چند ماهی‌ست این قرص را نمی‌توانم بخرم، حقوق من ۲۰ میلیون تومان هم نیست. اگر بخوام پلاویکس بخرم، هزینه داروهایم هر ماه ۶ میلیون تومان یا حتی بیش‌تر می‌شود. بیمه تامین اجتماعی هم هزینه این دارو‌ها را پوشش نمی‌دهد.

با پزشکم مشورت کردم، گفت پلاویکس خیلی واجب است، اما اگر واقعا نمی‌توانی به جایش «اُسویکس» بخر. بدبختی اینکه این قرص هم نایاب شده و خیلی سخت پیدا می‌شود؛ من چند داروخانه رشت را زیر پا گذاشتم، یک ورق پیدا نشد… بالاخره یک داروخانه آشنا برایم چند ورق گرفت.

من شدیدا مشکل مالی دارم. قاعدتاً باید هر دو ماه پیش پزشک متخصص بروم، ولی نمی‌توانم؛ هر ۴ یا پنج ماه یکبار ویزیت می‌شوم. ویزیت و آزمایش برای من قضیه مرگ و زندگی‌ست، اما زندگی من یک مرگ تدریجی‌ست…»

ژینا، معلم آزاد ۳۳ ساله، بیمه تامین اجتماعی، با درآمد ناچیز کلاس‌های خصوصی و مدارس غیرانتفاعی، ساکن سنندج با بیماری غده سرطانی تیروئید:

«ما معلم‌های آزاد، بعد از جنگ هیچ درآمدی نداشتیم، چون کلاس‌های مدارس تعطیل بود؛ این مدت درآمدم صفر بوده، اما زمان باز بودن مدارس هم درآمد چندانی ندارم، نهایت ماهی ۷ میلیون تومان. من این دو ماه، حق بیمه‌ام را خودم دادم و در این جنگ و ناامنی، غیر از بی‌پولی، نگران داروهایم بودم… اگر خانواده کمک نکنند، من جان سالم به در نمی‌برم.

قبل از جنگ، پول هر نسخه دو هفته‌ای من ۳۰۰ هزار تومان بود حالا شده ۹۰۰ هزار تومان یعنی ماهی ۱ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان، من هر ۴۵ روز آزمایش می‌دهم که ۳ میلیون تومان می‌شود؛ بیمه فقط حدود ۱۰ درصدش را می‌دهد. بیمه تکمیلی هم ندارم، چون پولش را ندارم.

خلاصه بگویم، هزینه‌های درمان من هر ۲ یا ۳ ماه، چیزی حدود ۱۰ میلیون تومان است؛ و اگر استرس داشته باشم و تغذیه‌ام خوب نباشد، بیماری‌ام عود می‌کند. اما چه‌طور آرام باشم؟ درآمد، صفر و پول دارو هر روز بیش‌تر از روز قبل؛ تغذیه‌ی خوب؟! نان خالی هم پول می‌خواهد که ما با مدرک فوق لیسانس نداریم، این زندگی حق ما نبود…»

مرکز آمار ایران

مهر به نقل از مرکز آمار نوشت: بر اساس گزارش مرکز آمار ایران نرخ تورم نقطه به نقطه اسفند ۱۴۰۴ نسبت به اسفند ۱۴۰۳ در ردیف خوراکی‌ها و آشامیدنی‌ها ۱۱۳.۸ درصد افزایش را نشان می‌دهد. این عدد برای خوراکی‌ها ۱۱۲.۵ درصد، نان و غلات ۱۴۰ درصد، روغن و چربی‌ها ۲۱۹ درصد، پنیر، شیر و تخم‌مرغ ۱۱۶.۸ درصد و… بوده است. این تورم ۳ رقمی بدون بروز پیامدهای جنگ و آسیب‌های آن به صنایع بالادستی، بوده و برای ۳ ماهه دوم سال ۱۴۰۵ نرخ تورم مواد غذایی قطعا عدد بزرگتری خواهد بود.

تخم‌مرغ در حالی که طی ۳ هفته اخیر دو برابر و از حدود ۳۰۰ هزار تومان در هر شانه تقریبا دو کیلوگرمی به حدود ۶۰۰ هزار تومان رسید .در این هفته ماکارونی هم شاهد جهش قیمتی بود و ۳۱ درصد گران شد. هر بسته ماکارونی با وزن ۵۰۰ گرم از ۵۴.۶۰۰ تومان به ۷۱.۸۰۰ تومان و هر بسته ماکارونی ۷۰۰ گرمی از ۵۷ هزار تومان به ۷۵ هزار تومان افزایش یافت.

گوشت گوساله طی چند هفته اخیر نوسانی نداشته و هر کیلوگرم گوشت گوساله بسته به نوع آن بین ۱.۶ تا ۱.۸ میلیون تومان متغیر بود.

آخرین افزایش قیمت در انواع روغن خوراکی ۱۲ فروردین ۱۴۰۵ با میانگین ۱۲ درصد انجام شد. روغن خوراکی طی ۲ سال اخیر نوسان بسیاری در قیمت داشت که با حذف ارز ترجیحی این امر تشدید شد.

 

اخطار تخلیه هتل به جنگ‌زدگان جنگ چهل‌روزه

تعدادی از شهروندان آسیب‌دیده از جنگ چهل روزه که به دلیل تخریب خانه‌هایشان در هتل‌ها ساکن هستند، به دنبال اخطار سازمان مدیریت بحران شهرداری تهران باید تا پایان این هفته هتل محل اقامت‌شان را تخلیه کنند در‌حالی که به دلیل ناامنی خانه‌هایشان، جایی برای زندگی ندارند‌.

روزنامه اعتماد نوشت الزام این شهروندان به تخلیه هتل در حالی بوده که ایشان، از اهالی منطقه ضرابخانه، رسالت و ونک بودند و به دنبال حمله به ساختمان کنار محل سکونت‌شان، خانه و وسایل زندگی‌شان، دچار تخریب گسترده و غیر قابل استفاده شده و هیچ کدام هم، توانی برای هزینه بازسازی منزل و خرید وسایل جدید ندارند ولی با این حال، این حکم شفاهی را گرفته‌اند که زمان مشخصی برای پرداخت کمک هزینه خرید وسایل منزل وجود ندارد و فعلا ودیعه و اجاره‌ای هم از طرف شهرداری برای مکان استیجاری پرداخت نخواهد شد.

بر اساس این گزارش، هم‌چنین تعدادی از شهروندانی هم بعد از بارها رفت و آمد به ادارات شهرداری مناطق و پیگیری دریافت کمک هزینه چهارصد میلیون تومانی برای خرید وسایل منزل، در نهایت این جواب را شنیده‌اند که باید از جیب خودشان هزینه کنند و فاکتور هزینه‌ها را به شهرداری تحویل بدهند تا شاید از ده ماه بعد، این کمک هزینه به حساب‌شان واریز شود.

عدم حمایت از شهروندانی که منازل مسکونی‌شان در جنگ چهل روزه آسیب دیده، به رغم وعده‌های پیشین مقام‌های حکومتی در شرایطی رسانه‌ای شده است که پیش‌تر تعدادی از شهروندان که به دلیل تخریب منزل مسکونی‌شان در جنگ ۱۲‌روزه، مشمول اسکان موقت در هتل‌ها شدند، گفتند که بعد از اجبار به تخلیه هتل‌ها، با مشکلات زیادی برای اقامت مواجه شده‌اند.

 

صادرات نفت ایران از ماه مارس گذشته بیش از ۸۰ درصد کاهش یافته است

خبرگزاری «رویترز» گزارش داد که صادرات نفت ایران از ماه مارس تاکنون بیش از ۸۰ درصد کاهش یافته است.

در حالی که ایالات متحده تحریم‌های خود را علیه صادرات نفت این کشور تشدید کرده است، شرکت تحلیل داده «ورتکسا» گزارش داد که ایران بین ۱۳ تا ۲۵ آوریل، تنها حدود ۴ میلیون بشکه نفت خام را به خارج از خلیج عمان صادر کرده است.

پیش از این، ارتش آمریکا اعلام کرده بود که محاصره بنادر ایران، به‌عنوان بخشی از تشدید فشارهای اقتصادی مرتبط با درگیری‌های جاری در منطقه، مانع از دریافت درآمدهای مالی بیش از ۶ میلیارد دلاری توسط رژیم ایران شده است.

در بیانیه‌ روز گذشته ارتش آمریکا آمده است که در حال حاضر ۴۱ نفتکش حامل حدود ۶۹ میلیون بشکه نفت خام وجود دارد که ایران به‌دلیل محدودیت‌های اعمال‌شده بر تردد آن‌ها، قادر به فروش محموله‌های نفتی آن نیست.

بر اساس برآوردهای خبرگزاری «رویترز» تا اواسط آوریل، خسارت‌های ناشی از کاهش عرضه نفت خام از زمان آغاز جنگ با ایران از ۵۰ میلیارد دلار فراتر رفته است.

ایران در بخش نفت خود با فشارهای فزاینده‌ای روبه‌روست؛ به‌طوری که حجم زیادی از نفت خام فروخته‌نشده انباشته شده و هم‌زمان محاصره آمریکا علیه بنادر این کشور ادامه دارد. این وضعیت ایران را به استفاده از روش‌های غیرمتعارف برای ذخیره‌سازی، از جمله بهره‌گیری از مخازن متروکه و مکان‌هایی موسوم به «انبارهای ضایعات»، واداشته تا از توقف کامل تولید نفت جلوگیری کند.

نشریه «وال‌استریت ژورنال» به نقل از شرکت داده‌پردازی «کپلر» گزارش داده است که محدودیت‌های اعمال‌شده بر صادرات نفت ایران، به‌ویژه از طریق تنگه هرمز، باعث کاهش شدید حجم نفت بارگیری‌شده در نفتکش‌ها شده و بحران ذخیره‌سازی در داخل کشور را تشدید کرده است.

بر اساس برآوردها، در صورت تداوم این محدودیت‌ها، تولید نفت خام ایران ممکن است به حدود ۱.۲ تا ۱.۳ میلیون بشکه در روز کاهش یابد و حتی در صورت ادامه شرایط فعلی تا اواسط ماه مه، به کم‌تر از نصف برسد.

 

هزینه جنگ آمریکا علیه ایران به ۲۵ میلیارد دلار رسید

پنتاگون برای نخستین بار رقم رسمی هزینه جنگ آمریکا علیه ایران را اعلام کرد: ۲۵ میلیارد دلار تا امروز. این رقم را جولز هرست، مقام ارشد مالی وزارت دفاع آمریکا، در جلسه کمیته نیروهای مسلح مجلس نمایندگان اعلام کرد و گفت بخش عمده این هزینه صرف مهمات شده است. او توضیح نداد این برآورد دقیقاً چه مواردی را در بر می‌گیرد و آیا هزینه بازسازی و تعمیر زیرساخت‌های نظامی آسیب‌دیده آمریکا در خاورمیانه نیز در آن محاسبه شده است یا نه. رقم اعلام‌شده تقریباً برابر با کل بودجه سالانه ناسا است.

این اعلام رسمی، در لحظه‌ای حساس برای دولت دونالد ترامپ منتشر شد؛ جنگی که از ۲۸ فوریه با حملات آمریکا به ایران آغاز شد، اکنون وارد سومین ماه خود شده و اگرچه آتش‌بسی شکننده برقرار است، اما واشنگتن ده‌ها هزار نیروی اضافی به خاورمیانه فرستاده و سه ناو هواپیمابر را در منطقه نگه داشته است. به گزارش رویترز، تاکنون ۱۳ نظامی آمریکایی در این جنگ کشته و صدها نفر زخمی شده‌اند.

پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، در نخستین حضور علنی خود در کنگره پس از آغاز جنگ، از هزینه ۲۵ میلیارد دلاری دفاع کرد و گفت هدف آمریکا جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای است. او در پاسخ به انتقادها پرسید: «برای اطمینان از این‌که ایران به بمب هسته‌ای نرسد، چه می‌پردازید؟» هگست هم‌چنین اتهام گرفتار شدن آمریکا در «باتلاقی» تازه در خاورمیانه را رد کرد و منتقدان دموکرات را «بی‌پروا، ناتوان و شکست‌طلب» خواند.

اما دموکرات‌ها می‌گویند دولت ترامپ هم هزینه واقعی جنگ را پنهان کرده و هم راهبرد روشنی برای پایان دادن به آن ندارد. آدام اسمیت، ارشدترین نماینده دموکرات در کمیته نیروهای مسلح، پس از اعلام رقم ۲۵ میلیارد دلار گفت کنگره مدت‌هاست در انتظار این عدد بوده و کسی حاضر به ارائه آن نمی‌شده است. نمایندگان دموکرات همچنین درباره پیامدهای اقتصادی جنگ، افزایش قیمت سوخت، هزینه‌های خانوارهای آمریکایی، تلفات غیرنظامیان در ایران و ادامه محاصره دریایی پرسش‌های تندی مطرح کردند.

جلسه کنگره به صحنه‌ای از شکاف عمیق سیاسی در واشنگتن تبدیل شد. به گزارش آسوشیتدپرس، هگست نزدیک به شش ساعت زیر فشار پرسش‌های نمایندگان قرار گرفت و از پاسخ روشن درباره این‌که جنگ چه مدت دیگر ادامه خواهد یافت و چه میزان هزینه تازه بر دوش مالیات‌دهندگان آمریکایی خواهد گذاشت، خودداری کرد. او گفت ارتش آمریکا هرگز زمان و دامنه تعهد خود را برای دشمن آشکار نمی‌کند.

افزایش هزینه‌ها، جمهوری‌خواهان را نیز نگران کرده است. تنها شش ماه تا انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا باقی مانده و دموکرات‌ها می‌کوشند جنگ نامحبوب ایران را به بحران معیشت و گرانی پیوند بزنند. تازه‌ترین نظرسنجی رویترز/ایپسوس نشان می‌دهد فقط ۳۴ درصد آمریکایی‌ها از درگیری آمریکا با ایران حمایت می‌کنند؛ رقمی که در اواسط آوریل ۳۶ درصد و در اواسط مارس ۳۸ درصد بود.

به گزارش گاردین، هگست در همین جلسه از بودجه نظامی تاریخی 5/1 تریلیون دلاری دولت ترامپ نیز دفاع کرد؛ بودجه‌ای که به گفته دولت، برای بازدارندگی، افزایش حقوق نیروهای نظامی و تقویت توان آمریکا در برابر رقبای جهانی ضروری است. اما منتقدان می‌گویند دولت در حالی خواستار جهش عظیم هزینه‌های نظامی شده که هنوز درباره راهبرد جنگ ایران، پایان آن و هزینه‌های انسانی و اقتصادی آن پاسخ روشنی نداده است.

در بیرون از سالن نیز نشانه‌های نارضایتی دیده می‌شد. گاردین گزارش داد معترضان در راهروهای کنگره هگست و ژنرال دن کین، رییس ستاد مشترک ارتش آمریکا، را «جنایت‌کار جنگی» خواندند. در خود جلسه نیز موضوع حمله به یک مدرسه در شهر میناب ایران بار دیگر مطرح شد؛ حمله‌ای که مقام‌های ایرانی می‌گویند دست‌کم ۱۶۵ نفر، از جمله شمار زیادی کودک، در آن کشته شدند. هگست گفت این حادثه همچنان در دست بررسی است.

به این ترتیب، رقم ۲۵ میلیارد دلار تنها یک عدد مالی نیست؛ نشانه‌ای است از گسترش بحران سیاسی، نظامی و اقتصادی جنگی که دولت ترامپ در آغاز آن را کوتاه و کنترل‌شده معرفی می‌کرد. اکنون، با تداوم محاصره، بسته ماندن مسیرهای حیاتی انرژی، افزایش فشار بر خانوارهای آمریکایی و سقوط حمایت افکار عمومی، جنگ ایران به یکی از سنگین‌ترین آزمون‌های داخلی و خارجی دولت ترامپ تبدیل شده است؛ جنگی که پنتاگون می‌گوید آماده است در صورت دستور رئیس‌جمهور، آن را دوباره از سر بگیرد.

 

بازگشت کارگران هندی؛ لرزه جنگ ایران بر اقتصاد خلیج فارس

جنگ ایران هزاران کارگر هندی را ناگزیر از ترک شغل‌های خود در کشورهای خلیج فارس و بازگشت به خانه کرده است. آینده آن‌ها هم‌چنان نامشخص است. اکنون خود هند نیز دارد پیامدهای اقتصادی این وضعیت را احساس می‌کند.

میرا کوریان، ۴۶ ساله، آن‌قدر در دبی کار کرده است که دیگر سال‌ها را نمی‌شمرد. اوایل ماه آوریل هتل محل کارش او را اخراج کرد. پس از آغاز جنگ ایران، میزان مراجعه به هتل به‌شدت کاهش یافته بود. او از این بابت خشمگین نیست و همین، بیش از هر چیز، حال‌وهوای کلی کارگران هندی بازگشته به کشور را نشان می‌دهد.

کوریان، از شهر بندری کوچی در جنوب هند، به دویچه وله می‌گوید: «همه در شرایط یکسانی هستند. نمی‌شود از یک جنگ عصبانی شد.»

در سراسر خلیج فارس، جنگ ایران باعث بسته شدن حریم‌های هوایی، اختلال در حمل‌ونقل دریایی و توقف پروژه‌ها شده و به ثبات و اعتمادی که عامل پویایی این منطقه بوده، آسیب زده است.

سفرها کاهش یافته، هتل‌ها در حال خالی شدن هستند، شرکت‌های هواپیمایی پروازها را کاهش داده‌اند و حتی قفسه‌های سوپرمارکت‌ها نیز خالی‌تر شده است.

کوریان می‌گوید: «وقتی مردم دیگر نمی‌آیند، اثرش همه جا را فرامی‌گیرد… خرده‌فروشی، لجستیک، همه چیز. دبی با بازدیدکنندگانش می‌چرخد. این را که بگیری، کل این ماشین کند می‌شود.»

نزدیک به یک میلیون هندی از خلیج فارس خارج شده‌اند. کوریان یکی از حدود ۹ میلیون شهروند هندی است که تا اوایل امسال در کشورهای حاشیه خلیج فارس شاغل بودند. هندی‌ها بزرگترین جامعه مهاجر در این منطقه را تشکیل می‌دهند.

آن‌ها در بخش‌هایی مانند ساخت‌وساز، هتل‌داری، لجستیک، خرده‌فروشی و خدمات کار می‌کنند و سالانه بیش از ۵۰ میلیارد دلار ارز به کشور خود می‌فرستند.

طبق اعلام وزارت امور خارجه هند، بین آغاز جنگ ایران در اواخر فوریه تا اواسط آوریل، حدود ۹۸۴ هزار شهروند هندی به کشور خود بازگشته‌اند. این رقم علاوه بر کارگران مهاجر، شامل دانشجویان و دیگر گروه‌های آسیب‌پذیر نیز می‌شود.

عاصم مهاجان، از مقام‌های ارشد این وزارتخانه، به خبرنگاران گفت: «تلاش‌های ما بر حفظ امنیت مردم متمرکز است و اتاق‌های کنترل اختصاصی، توصیه‌های به‌روزشده‌ای را‌حاوی اطلاعات مربوط به دستورالعمل‌های دولت محلی، وضعیت پروازها و شرایط سفر، منتشر می‌کنند.»

با این حال، بسیاری از کارگران هندی ترجیح داده‌اند در محل بمانند و شغل و زندگی‌ای را که طی سال‌ها ساخته‌اند رها نکنند. برای آن‌ها این تصمیم هم دردناک است و هم عملی. بازگشت یعنی از دست دادن هر چیزی که به دنبالش بوده‌اند، و ماندن یعنی زندگی در اقتصادی که آرام‌آرام در حال کوچک شدن است.

این انتظار، نامطمئن و بی‌پایان به نظر می‌رسد. اگر جنگ ادامه یابد، آن‌ها با اخراج یا مرخصی بدون حقوق روبه‌رو خواهند شد. کسانی هم که تصمیم به بازگشت می‌گیرند باید، هم‌زمان با مخاطرات شغلی، با هزینه‌های بالای بلیت هواپیما و جابه‌جایی دست‌وپنجه نرم کنند.

احساس پیامدهای جنگ در بخش‌هایی از هند

کوریان به دویچه وله می‌گوید که هزینه ارسال بار از دبی به کوچی برای او ۳۰ درصد بیش از قبل هزینه داشته است. او می‌افزاید که با وجود بازگشت به کشورش، هنوز حس بازگشت به خانه را ندارد: «هیچ‌کس این را با صدای بلند نمی‌گوید، اما همه منتظرند..»

این اختلال اقتصادی به ایالت کرالا در هند نیز سرایت کرده است. این ایالت با حدود دو میلیون و ۲۰۰ هزار نفر از اهالی‌اش که در خارج از کشور کار می‌کنند، بزرگ‌ترین دریافت‌کننده حواله‌های ارزی در هند است. طبق برآوردهای مهاجرتی، نزدیک به ۹۰ درصد از این افراد در کشورهای حاشیه خلیج فارس هستند.

ونو راجامونی، دیپلمات پیشین اهل کرالا، به دویچه وله می‌گوید: «کاهش حواله‌ها بر مصرف داخلی و شرکت‌ها در مناطقی مانند کرالا تأثیر گذاشته و فروش آن‌ها، به‌ویژه در مناطقی که خانواده‌های مهاجران خلیج فارس در آن غالب هستند، کاهش یافته است.»

او می‌افزاید: «این روندها با گسترش بیشتر جنگ، تشدید خواهد شد. اعتماد به کشورهای حاشیه خلیج فارس به عنوان پناهگاهی امن، به خاطر جنگ به‌شدت تضعیف شده است.»

جنگ ایران و افزایش خطر «شوک نیروی کار» در هند

اگر جنگ ادامه یابد، به‌تدریج بر مصرف، بازار مسکن و بدهی خانوارها در هند تأثیر خواهد گذاشت و پیامدهای آن فراتر از خانواده‌های مستقیماً درگیر، باز هم گسترش خواهد یافت.

آنیل وادهوا، سفیر پیشین هند در عمان، به دویچه وله می‌گوید: «یک درگیری طولانی‌مدت مرتبط با ایران در غرب آسیا، به‌تدریج اقتصاد کشورهای حاشیه خلیج فارس و در نتیجه جامعه مهاجران هندی را تحت فشار قرار خواهد داد. در حالی که هنوز مهاجرت گسترده‌ای رخ نداده، اما جنگی طولانی می‌تواند باعث از دست رفتن مشاغل شود و بسیاری از هندی‌ها، به‌ویژه خانواده‌ها، را ناگزیر از بازگشت کند.»

او همچنین می‌گوید: «نقش خلیج فارس به‌عنوان «سوپاپ اطمینان» اشتغال برای هند، ممکن است در درازمدت تضعیف شود، زیرا درگیری و بازسازی پس از جنگ، امکانات در منطقه را دگرگون خواهد کرد.»

لخا چاکرابورتی، اقتصاددان مؤسسه ملی امور مالی و سیاست عمومی هند، نیز نسبت به خطر «شوک نیروی کار» هشدار می‌دهد. او به دویچه وله می‌گوید: «ظرف چند ماه، شوک نیروی کار ناشی از جنگ می‌تواند به تنش‌های گسترده‌تر منطقه‌ای سرایت کند و از جمله بدهی، اشتغال ناقص و فشار بر منابع مالی دولت‌ها را افزایش دهد.»

به گفته این اقتصاددان: «در این مرحله پیامدهای جنگ ایران دیگر به خلیج فارس محدود نخواهد بود و بر اقتصاد خود هند نیز تاثیر خواهد گذاشت.»

برای بیشتر مناطق هند، شوک اقتصادی ناشی از جنگ ایران هنوز در راه است. اما این شوک همین حالا به در خانه کوریان رسیده است. او می‌گوید: «ما آن‌جا زندگی داشتیم. حالا منتظریم ببینیم چه چیزی از آن باقی مانده است.»

 

اورانیوم با غنای ۶۰ درصد ایران

رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، در مصاحبه‌ای با خبرگزاری آسوشیتدپرس که امروز منتشر شد، گفت که دیدبان هسته‌ای سازمان ملل بر این باور است که «درصد زیادی» از اورانیوم غنی‌شده ایران که در زمان آغاز جنگ در ژوئن ۲۰۲۵ در تاسیسات هسته‌ای اصفهان ذخیره شده بوده، احتمالا هم‌چنان همان‌جا باقی مانده است. او البته تصریح کرد: «ما نتوانسته‌ایم وجود مواد و باقی ماندن مهر و موم‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را راستی‌آزمایی یا رد کنیم. امیدوارم بتوانیم این کار را انجام دهیم. بنابراین آنچه به شما می‌گویم بهترین تخمین ماست.»

بازرسی‌های آژانس در اصفهان، از ژوئن گذشته، با آغاز جنگ ۱۲روزه‌ای که با حمله اسرائیل شروع شد و طی آن آمریکا سه سایت هسته‌ای ایران را بمباران کرد، متوقف شده است. سایت هسته‌ای اصفهان در جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل با ایران نیز هدف قرار گرفت اما شدت حملات کمتر بود.

به گفته مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، این آژانس تصاویر ماهواره‌ای آثار و خسارات حملات اخیر آمریکا و اسرائیل را در اختیار دارد و همچنان در حال دریافت اطلاعات جدید است.

بر اساس تصاویر ماهواره‌ای شرکت ایرباس، در ۹ ژوئن ۲۰۲۵ و درست پیش از آغاز جنگ، کامیونی حامل ۱۸ بشکه آبی‌رنگ وارد تونلی در مرکز فناوری هسته‌ای اصفهان شده است؛ بشکه هایی که گمان می‌رود حاوی اورانیوم با غنای بالا باشند و احتمالا هنوز هم در همان محل قرار دارند.

به گفته مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، این نهاد هم‌چنین خواستار بازرسی از تاسیسات هسته‌ای ایران در نطنز و فردو است، که در آن‌ها نیز مواد هسته‌ای نگه‌داری می‌شود. وی یادآور شد که ایران یکی از اعضای پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) بوده و طبق این معاهده، موظف به همکاری با آژانس و فراهم کردن دسترسی برای بازرسی‌هاست.

بر اساس اعلام آژانس، ایران در حال حاضر حدود ۴۴۰,۹ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد در اختیار دارد؛ سطحی که فاصله کمی تا غنای ۹۰ درصدی مورد نیاز برای سلاح هسته‌ای دارد. آژانس بین‌المللی انرژی اتمی معتقد است که تقریبا ۲۰۰ کیلوگرم از این مواد احتمالا در تونل‌های سایت اصفهان نگه‌داری می‌شود.

رافائل گروسی سال گذشته هشدار داده بود که این میزان ذخایر می‌تواند در صورت تصمیم ایران برای نظامی‌سازی برنامه هسته‌ای، امکان ساخت تا ۱۰ سلاح هسته‌ای را فراهم کند. وی در پایان بار دیگر تصریح کرد که در هر توافق سیاسی، بازرسی‌های کامل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از تمامی تاسیسات هسته‌ای ایران ضروری خواهد بود.

جمع‌بندی

بحران تنگه هرمز روز دوشنبه ۴ مه ۲۰۲۶-۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵، وارد مرحله‌ای تازه و خطرناک شد. هم‌زمان با آغاز تلاش آمریکا برای باز کردن مسیر کشتی‌های گرفتار در خلیج فارس، امارات متحده عربی اعلام کرد پدافند هوایی این کشور با موشک‌ها و پهپادهای شلیک‌شده از سوی ایران درگیر شده و مقام‌های فجیره از وقوع آتش‌سوزی در یک تاسیسات نفتی خبر دادند.

وزارت دفاع امارات، اعلام کرد چهار موشک از ایران شلیک شده که سه فروند آن‌ها بر فراز آب‌های سرزمینی امارات رهگیری شده و موشک چهارم در دریا سقوط کرده است. مقام‌های فجیره نیز گفتند پس از حمله پهپادی منسوب به ایران، آتش‌سوزی بزرگی در یک سایت صنعتی نفتی این امارت رخ داده است. دفتر رسانه‌ای فجیره هم‌چنین از زخمی شدن سه شهروند هندی در این حمله خبر داد و حال آنان را «متوسط» توصیف کرد.

در همین حال، امارات ایران را به حمله به یک نفتکش وابسته به شرکت ملی نفت ابوظبی در تنگه هرمز متهم کرد. انور قرقاش، مشاور رییس دولت امارات، این حمله را «دزدی دریایی» خواند و گفت تهدید ایران علیه امنیت و ثبات منطقه هم‌چنان ادامه دارد. شورای همکاری خلیج فارس و قطر نیز حمله به نفتکش اماراتی را محکوم کردند. وزارت خارجه قطر اعلام کرد تنگه هرمز نباید به «برگ چانه‌زنی» تبدیل شود و آزادی کشتیرانی در این آبراه حیاتی باید بدون قید و شرط برقرار بماند.

فرماندهی مرکزی ایالات متحده‌‌(سنتکام) در بیانیه‌ای اعلام کرد که امروز دوشنبه 4 مه 2026، دو کشتی تجاری با پرچم آمریکا با کمک نیروی دریایی این کشور، از خلیج (فارس) از طریق تنگه هرمز عبور کردند.

این دو، نخستین کشتی‌هایی بودند که پس از آغاز عملیات نظامی آمریکا با عنوان «پروژه آزادی» در صبح روز دوشنبه، برای «هدایت» کشتی‌ها از تنگه، از این مسیر عبور کردند.

نیروهای مسلح ایران روز دوشنبه در بیانیه‌ای اعلام کردند «اقدامات تهاجمی آمریکا تنها وضعیت کنونی را پیچیده‌تر کرده» و امنیت کشتی‌ها در خلیج (فارس) را به‌خطر می‌اندازد.

در این بیانیه از تمامی کشتی‌های تجاری و نفتکش‌ها خواسته شد بدون هماهنگی با نیروهای نظامی ایران از تنگه عبور نکنند.

خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، مدعی شد دو موشک ایرانی به یک ناو نیروی دریایی آمریکا که روز دوشنبه قصد عبور از تنگه را داشت، اصابت کرده است.

پس از تکذیب این ادعا از سوی سنتکام، سپاه پاسداران اعلام کرد که «شلیک‌های هشداردهنده» به سمت ناو آمریکایی انجام داده است.

در چنین روندی، طی هفته‌های اخیر شهروندان ایرانی شاهد تورم فزاینده‌ای در کالاهای اساسی بوده‌اند؛ در یک نمونه گزارش‌ها حاکی از آن است که هر شانه تخم مرغ به حدود ۶۰۰ هزار تومان رسیده است که با این احتساب هر عدد تخم‌مرغ حدود ۲۰ هزار تومان است.

دنیای اقتصاد می‌گوید که تداوم «وضعیت نه جنگ نه صلح» یعنی وضعیتی مشابه پس از جنگ ۱۲ روزه تا پیش از حمله آمریکا و اسرائیل در اسفند ماه، به تورم ۶۷ درصدی می‌رسد و در صورتی هم که جنگ ادامه پیدا کند، اقتصاد ایران شاهد ابرتورم ۱۲۳ درصدی خواهد بود.

اکثریت شهروندان ایرانی این روزها از گرانی سرسام‌آور اقلام، نه لوکس، بلکه اقلام اساسی برای گذران زندگی رومزه می‌گویند که ادامه این روند معادل «قحطی مدرن» است به این تعبیر که در بازار اجناس موجودند اما قدرت خرید نیست.

البته تورم طی سال‌های اخیر به‌ویژه در اقلام خوراکی تشدید شده بود؛ به‌عنوان مثال کاهش سرانه مصرف گوشت در ایران محدود به ماه‌های اخیر نبوده است وفقط در این مدت بر شدت آن افزوده شده است.

بانک مرکزی ایران نرخ تورم دوازده ماه منتهی به فروردین ۱۴۰۵ را ۵۰/۶ درصد اعلام کرده است هر چند منابع مستقل این ارقام را بالاتر می‌دانند.

به همه این موارد باید تشدید سانسور و سرکوب، اعدام‌های روزانه، هم‌چنین قطعی تعمدی اینترنت را که موجب از دست رفتن شغل بسیاری شده و خواهد شد را هم اضافه کرد.

بر اساس برآورد کارشناسی اتاق بازرگانی ایران خسارت مستقیم قطع اینترنت در ایران ۳۰ تا ۴۰ میلیون دلار در روز است؛ که مجموع خسارت مستقیم و غیرمستقیم این محدودیت به ۷۰ تا۸۰ میلیون دلار در روز می‌رسد.

گزارش کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل حاکی از تشدید سرکوب، شکنجه، اعترافات اجباری و وخامت شرایط زندان‌ها هم‌زمان با گسترش بحران امنیتی در ایران است.

کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد (OHCHR)‌چهارشنبه ۹ اردیبهشت- ۲۹ آوریل، اعلام کرد که از زمان آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در اواخر فوریه‌ ۹ اسفند-۲۸ فوریه، دست‌کم ۹ نفر در ارتباط با اعتراضات گسترده ژانویه ۲۰۲۶-دی ۱۴۰۴ در ایران اعدام شده‌اند، ۱۰ نفر دیگر به اتهام عضویت در گروه‌های مخالف و دو نفر نیز با اتهام جاسوسی اعدام شده‌اند.

این نهاد افزود که در همین مدت، بیش از ۴ هزار نفر نیز به دلایل مرتبط با امنیت ملی بازداشت شده‌اند. فولکر تورک، هم‌چنین شرایط «وخیم» زندان‌های ایران را محکوم کرد؛ زندان‌هایی که در آن‌ها زندانیان با ازدحام شدید و کمبود حاد غذا، آب، لوازم بهداشتی، دارو و خدمات درمانی مواجه هستند.

بر اساس گزارش کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد، در زندان چابهار در ۱۸ مارس-۲۷ اسفند، زندانیانی که به تعلیق طولانی‌مدت توزیع غذا اعتراض کرده بودند، با خشونت مرگبار روبه‌رو شدند.

این نهاد اعلام کرد: نیروهای امنیتی پس از مقابله با معترضان، دست‌کم پنج نفر را کشتند و ۲۱ نفر دیگر را زخمی کردند.

در یک کلام این وضعیت، بحران انسانی و اقتصادی شکننده موجود در جامعه ایران را بیش از پیش تشدید کرده و اوضاع روز‌به‌روز وخیم‌تر می‌گردد.

در چنین شرایطی، فشار حداکثری اقتصادی که پیش از جنگ نیز در ایران وجود داشت، اکنون ابعاد گسترده‌تری یافته و حتی صحبت از تهیه غذایی است. هدف اصلی دولت ترامپ و نتان‌یاهو، تحمیل اراده‌شان بر ایران، تسلط بر منابع کشور و قرار دادن ایران در چارچوب نظم مورد نظر منطقه است. آن‌چه که در این میان بیش‌ترین آسیب‌ها را می‌بیند و بهای سنگینی می‌پردازد مزدبگیران و شهروندان عادی ایران است. امری که نه برای جمهوری اسلامی ایران و نه دولت‌ها آمریکا و اسرائیل و غیره، کم‌ترین اهمیتی ندارد.

بهرام رحمانی 

bahram.rehmani@gmail.com

 

دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1405-چهارم مه 2026