یادداشت سیاسی نبردخلق شماره ۵۰۱ اول اردیبهشت ۱۴۰۵
روز شنبه نهم اسفند ۱۴۰۴، به عنوان یک روز مهم در رویدادهای تاریخی ایران زمین، نوشته خواهد شد. در این روز جنگ دوم آمریکا و اسرائیل با تجاوز به سرزمین ایران آغاز و از آن مهمتر این که ولی فقیه دوم، علی حسینی خامنه ای، در ۸۷ سالگی کشته شد. علی خامنه ای از کارگزاران رده اول نظام ولایت فقیه بود که پس از مرگ خمینی در سال ۱۳۶۸، در یک جلسه پُرتلاطم خبرگان به عنوان دومین ولی فقیه انتخاب شد. گرچه قبای ولی فقیه که در اندازه خمینی دوخته شده بود، برای علی خامنه ای گُشاد بود، اما او به تدریج و با شیوه های سخت و نرم افزاری، در مقام یک حاکم مقتدر، جنایتکار، چپاولگر، ضد مردم، بیرَحم، فریبکار و تا بُن استخوان مرتجع، خود را به جامعه و مردم تَحمیل کرد.
آخرین جنایت کلان او، کُشتار هزاران شهروند ایران زمین به شمول تعداد زیادی از کودکان بود که در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی ماه سال گذشته صورت گرفت. او فرمان داد که «اغتشاشگران» باید سر «جایشان نشانده شوند». در روز شنبه ۲۷ دی ۱۴۰۴، هم به کشتار «چند هزار نفر» اعتراف کرد و گفت: «فتنه را خاموش» کردیم.
پیرامون دوران سیاه حُکمرانی او بسیار نوشته و گفته شده و بازهم تکرار خواهد شد. «بیانیه گام دوم انقلاب» برنامه او برای چِهل سالِ دوم نظام ولایت فقیه است که بر اساس آن باید «تمدن اسلامی» بنیانگذاری شود. اما اَجل به سید علی امان نداد و چرخ گردون به شکلی رَقم خورد که در روز شنبه نهم اسفند ۱۴۰۴ آن را دیدیم.
به دنبال هلاکت خلیفه دوم، موضوع انتخاب ولی فقیه سوم به مساله حاد به ویژه در شرایط جنگی تبدیل شد و سرانجام با تصمیمی که چگونگی آن هنوز غیر شفاف است، مجلس خبرگان در روز ۱۷ اسفند ۱۴۰۴ اعلام کرد که «پس از بررسیهای دقیق و گسترده و استفاده از ظرفیت اصل ۱۰۸ قانون اساسی، مطابق وظیفه شرعی و اعتقاد به حضور در محضر خداوند متعال، در اجلاسیه فوقالعاده امروز آیت الله سیدمجتبی حسینی خامنه ای (حفظه الله) را بر اساس رٱی قاطع نمایندگان محترم مجلس خبرگان رهبری به عنوان سومین رهبر نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، تعیین و معرفی مینماید.»
در این متن باید به کلمه «تعیین و معرفی» که در برابر کلمه «انتخاب» به کار برده شده دقت کرد. حسین شریعتمداری، آیت اللهِ یکشَبِه ی مجتبی خامنه ای را برگزیده و انتخاب شده امام دوازدهم شیعیان اعلام کرد و نوشت: «با جرات میتوان گفت حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای حفظه الله تعالی نیز برگزیده و انتخاب شده حضرت صاحب الزمان هستند که در میدان کشف خبرگان عزیز قرار گرفته و معرفی شده اند و از این روی، اطاعت از ایشان همان اطاعت از حضرت صاحب الزمان است.
و اما، در انتخاب ایشان نکته لطیف و ظریف دیگری نیز هست که از شباهتی روح نواز میان دو حقیقت سرنوشت ساز حکایت می کند و آن اینکه، اولین نماینده حضرت برای دوران غیبت صغری، شخصیت برجسته ای بنام عثمان بن سعید عمروی بود و حضرت صاحب الزمان، بعد از رحلت ایشان، محمد بن عثمان بن سعید، یعنی فرزند ایشان را به عنوان نماینده خود معرفی فرمودند/ دقیقاً نظیر انتخاب آیت الله سید مجتبی خامنهای بعد از شهادت امام خامنهای عزیز و…» (کیهان، یکشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۴)
یک عضو مجلس خبرگان گفت: الحمدالله بیش از دو سوم اعضای مجلس خبرگان جمع شدند و البته به خاطر شرایط امنیتی شاید به بعضیها هم خبر نرسید و با اینکه در قم بودند نتوانستند بیایند ولی اکثریت قریب به اتفاق بحمدالله شرکت کردند و بحث شد و گزینههایی مختلف مطرح شد و آیت الله سید مجتبی خامنهای [۵۶ ساله]با رای حدود ۸۵ درصد افراد حاضر در مجلس مورد انتخاب شد.» (دیده بان ایران، دوشنبه ۱۹ اسفند ۱۴۰۴)
با توجه به این که دو سوم از ۸۸ نفر عضو خبرگان یعنی ۵۸ نفر در این تصمیم گیری شرکت داشته اند، بر اساس گفته این عضو مجلس، مجتبی خامنه ای با ۴۹ رای مثبت، به عنوان ولی فقیه سوم انتخاب شده است.
ابوالفضل قدیانی، فعال سیاسی محبوس در زندان اوین، در این مورد نوشت: «خیمه شب بازی انتصاب مجتبی، فرزند دیکتاتور، توسط مجلس خبرگان فراری، از اساس رسوا و مضحک است. روشن نیست این نمایش چگونه و در حالی که آنان در حال فرار و در مخفیگاه بودند، انجام شده است… زشتترین جلوه این خیمه شب بازی برای بقا، موروثی کردن قدرت و تبدیل حکومت به سلطنت خانوادگی است؛ روندی که با توطئه و دسیسه، سرکوب مستمر و ایجاد خفقان توسط علی خامنه ای، خودکامه و خونریز ایران، پایه گذاری شد.»
یکی از آخرین اطلاعات پیرامون خلیفه سوم، از جانب سخنران تجمع فرمایشی شبانه در گرگان ، لابد از مقامهای نظامی امنیتی، مطرح شده است. او می گوید: بعضاً سؤال می کنند چرا فرمانده کل قوا ازشون صوت یا تصویر نمی دهید. جایگاه و شرایطی که ایشون درش مستقر هستند، تدبیر امنیتی بچههای ما اینه که هرگونه لوازم صوتی قطعات تصویری حتی در حد یه فلش، یه دیجیتال، هرچی که هست هیچ رکوردری ضبطی اطرافشون حتی یه کامپیوتر برای تایپ کردن هر چیزی که ممکنه فرکانس داشته باشه، موبایل با سیم بیسیم خط مستقیم خط غیرمستقیم، به هیچ وجه اطراف ایشون وجود نداره. ایشون بیانیه هایش را مکتوب می نویسه میاد تو صدا سیما تایپ می شه اعلام میکنن/ما اشراف فرمانده کل قوا به میدان رو کامل و یقیناً خبر داریم… این جملاتی که وای فرمانده کل قوا رو بهش تحمیل کردن و ایشون عقب نشینی کردن و این حرفا همه از گلوی دشمن میاد بیرون.» (تلویزیون حکومتی شبکه سبز، شنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۵)
پس از آن که نام مجتبی خامنه ای به عنوان ولی فقیه سوم پوشش رسانه ای پیدا کرد، حرف و حدیث گوناگونی در این باره منتشر شد که می توان آنها را به سه دسته تقسیم کرد.
گروهی بر این باورند که مجتبی هم در همان روز اول کشته شده و همه آن چه پیرامون تعیین او گفته شده، سناریوسازی است. صدا و سیمای رژیم مجتبی خامنه ای را «جانباز جنگ رمضان» اعلام کرده و عراقچی با ادبیات دیگر همین ادعا را مطرح کرده است.
شمار زیادی هم بر این باورند که گرچه مجتبی به عنوان ولی فقیه انتخاب شده، اما فاقد اختیار در این مسئولیت و دست پروده و دست آموز سپاه پاسداران است و همین نهاد اجازه نداده مجتبی خامنه ای قَبای ولایت فقیه را بر تن کند. این حرف ترامپ که «رژیم چنج» صورت گرفته هم یکی از دلایل این ارزیابی است.
این نظریه داستان زیبای «هانس کریستین اَندرسن» دربارهٔ «لباس جدید امپراتور» را به یاد می آورد. چند سال پیش، یکی از نظریه پردازان نظام در خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران مقاله علیه رسانه ها و فرهنگ غرب با استناد به این داستان نوشت. در مقدمه این مقاله می خوانیم: «هانس کریستیان آندرسن نویسنده مشهور دانمارکی قرن ۱۹ میلادی داستان معروفی را به نام «لباس جدید امپراتور» خلق کرد که در این داستان با فریبکاریِ خیاط حیلهگر، تنها حلالزادهها میتوانستند لباس پادشاهِ لُخت را ببینند و لاغیر! کار تا حدی پیش رفت که خود پادشاه نیز امر برایش مُشتبه شد و باآنکه حقیقت را میدانست، جرئت نداشت بگوید لخت است، مبادا که اطرافیانش وی را حرام زاده بخوانند! تا آنکه کودکی در میان جمعیتی که همگی لختی پادشاه را میدیدند اما آنان نیز جرئت ابراز این حقیقت را نداشتند، فریاد زد پادشاه لخت است و دست خیاطهای فریبکار رو شد.» (محمود محمدی کیان، فارس، شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۷)
اگر به جای خیاطها، سپاه را بگذاریم و به جای لباس، مقام ولایت فقیه را قرار دهیم، ویرایش جدیدی از این داستان، این بار واقعیت پیدا کرده است. بر اساس این نظریه، مجتبی خامنه ای گرچه قبا و عبا و عمامه آخوندی را دارد، اما در مَسنَد ولی فقیه لُخت است.
گروه سوم بر این تحلیل پافشاری می کنند که محتوای سیاسی نظام جمهوری اسلامی اصل «ولایت مطلقه فقیه» است که «قدرت حقیقی» حاکمیت است. شاکله نظامی که قدرت حقیقی آن بی اثر شده باشد، از درون پاشیده خواهد شد. این که رژیم حاکم توانسته در شرایط دشوار جنگی، انسجام درونی خود را، البته به طور نسبی، حفظ کند، فقط به خاطر سرنیزه و گلوله سپاه نیست. قبای ولایت فقیه گرچه بر مجتبی خامنه ای بسیار گشاد است، اما او در دوران ولایت پدرش، هماهنگی نهادهای امنیتی و نظامی را به عهده داشته است.
اصطلاح «عمود خیمه نظام» و یا «نخ تَسبیح نطام» در مورد موقعیت و نقش ولی فقیه، بیهوده به کار برده نشده است. البته سپاه پاسداران از شروع ولایت علی خامنه ای گام به گام بر ارگانها و نهادهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تسلط پیدا کرد، اما همواره تحت سرکردگی ولی فقیه. شاکله قانون اساسی جمهوری اسلامی و پایداری کلیه نهادهای نظامی، امنیتی و قضایی این نظام بر محور اصل ولایت فقیه است و سپاه پاسداران به هر میزانی که قدرت داشته باشد، در برابر نهاد ولایت فقیه رنگ می بازد.
مهدی سامع
منبع: نبرد خلق شماره ۵۰۱، سه شنبه یک اردیبهشت ۱۴۰۵ – ۲۱ آوریل ۲۰۲۶
