تلاش سناتور آمریکایی برای به‌کشتن دادن هزاران سرباز آمریکایی

لیندزی گراهام اخیراً مدعی شده که حمله به خارگ شبیه به عملیات ایوو جیما است؛ مارجری گرین، نماینده سابق مجلس نمایندگان آمریکا با اشاره به این واقعیت که عملیات ایوو جیما یکی از پرتلفات‌ترین عملیات‌های آمریکا در تمام ادوار جنگی این کشور است، توضیح می‌دهد که لیندزی گراهام با این مقایسه، ثابت کرد هیچ ارزشی برای جان جوانان آمریکایی و خانواده‌هایشان قائل نیست.
گروه تحلیل بین‌الملل: مارجری تیلور گرین، نماینده جمهوری‌خواه ایالت جورجیا در مجلس نمایندگان آمریکا‌ست که در روزهای نخست 2026 در اعتراض به سیاست‌های دولت ترامپ از کرسی خود کناره‌گیری کرد. او به شدت به لیندزی گراهام حمله کرده و اظهارات اخیر او را اقدامی در جهت عادی‌سازی تلفات سنگین آمریکا در این جنگ توصیف کرد.لیندزی گراهام، سناتور صهیونیست آمریکایی اخیراً دولت ترامپ را به حمله زمینی و تصرف جزیره خارگ تشویق و آن را به حمله آمریکا به جزیره ایوو جیما تشبیه کرد؛ این ‌درحالی است که در آن نبرد، بیش از 7000 سرباز آمریکایی کشته شد و هنوز هم مقامات نظامی آمریکایی از آن ماجرا به عنوان یک شکست خونبار برای آمریکا یاد می‌کنند. خانم گرین با اشاره به جزئیات و ضمن مرور تصمیمات غلط دولت ترامپ، اظهارات لیندزی گراهام را در این رابطه، به باد انتقاد می‌گیرد.حمله به خارگ، ایده‌ای مرگبار و تلاشی برای ساده‌سازی جنگ در افکار عمومی آمریکاستمارجری گرین در ابتدا به شدت با طرح حمله به «جزیره خارگ» مخالفت کرده و آن را یک ایده مرگبار توصیف می‌کند. او تأکید می‌کند که پیشنهاد لیندزی گراهام برای تصرف یا محاصره این جزیره، در واقع به‌معنای ورود مستقیم به یک درگیری تمام‌عیار با ایران است؛ درگیری‌ای که از همان ابتدا با سطح بالایی از تلفات و پیچیدگی همراه خواهد بود. گرین با اشاره به موقعیت راهبردی این جزیره هشدار می‌دهد که هرگونه اقدام نظامی علیه آن، با واکنش شدید و چندلایه ایران مواجه خواهد شد.
او این ایده را نمونه آشکار و خطرناک «ساده‌سازی جنگ» معرفی می‌کند و هشدار می‌دهد که چنین ایده‌هایی در فضای رسانه‌ای به‌صورت یک اقدام سریع و قاطع جلوه داده می‌شوند، اما در واقعیت می‌توانند به یک جنگ فرسایشی و پرهزینه تبدیل شوند. گرین تأکید دارد که نیروهای آمریکایی در صورت اعزام به چنین مأموریتی، با تهدیدات متنوعی از جمله حملات موشکی، پهپادی و مشکلات لجستیکی مواجه خواهند شد و امکان پشتیبانی مؤثر از آن‌ها بسیار محدود خواهد بود. از نگاه او، مطرح کردن چنین سناریویی بدون در نظر گرفتن این واقعیت‌ها، به‌نوعی نادیده گرفتن جان نیروهای نظامی و تبدیل آن‌ها به ابزار تحقق اهداف سیاسی است.گراهام می‌خواهد تلفات سنگین آمریکایی را عادی‌سازی کنداساس صحبت‌های خانم گرین حول بهره‌برداری خطرناک لیندزی گراهام از نبرد ایوو جیما قرار می‌گیرد. او توضیح می‌دهد که گراهام برای توجیه طرح حمله به «جزیره خارگ» مدعی شده است: «همانطور که عملیات ایوو جیما را انجام دادیم، این عملیات را هم می‌توانیم انجام دهیم». از نگاه مارجری گرین، همین مقایسه به‌تنهایی نشان می‌دهد که سناریوی پیشنهادی نه یک عملیات محدود و سریع، بلکه یک نبرد بسیار خونین و پرهزینه خواهد بود. او تأکید می‌کند که ایوو جیما عملیاتی مرگبار و خونین بود نه یک الگوی قابل تکرار برای عملیات‌های جدید و استفاده از آن به‌عنوان یک تشبیه عملیاتی، به‌معنای عادی‌سازی تلفات سنگین انسانی است.
کم‌ارزش بودن جان سربازان آمریکایی در محاسبات لیندزی گراهام مارجری گرین سپس وارد جزئیات آن نبرد می‌شود تا عمق فاجعه را یادآوری کند؛ این نبرد در فوریه و مارس ۱۹۴۵ و طی ۳۶ روز رخ داد؛ حدود ۷۰۰۰ نظامی آمریکایی کشته شدند، بیش از ۱۹۰۰۰ نفر زخمی شدند و مجموع تلفات آمریکا از ۲۶۰۰۰ نفر فراتر رفت. او تأکید می‌کند که این تنها نبرد در جبهه اقیانوس آرام بود که در آن تلفات آمریکایی‌ها از ژاپنی‌ها بیشتر شد و حتی برخی یگان‌های تفنگداران دریایی تا ۸۰ درصد تلفات دادند. از نگاه او، وقتی یک سناتور آمریکایی چنین نبردی را به‌عنوان «الگوی الهام‌بخش» برای عملیات جدید مطرح می‌کند، در واقع به‌طور ضمنی می‌گوید که چنین سطحی از تلفات قابل قبول است. مارجری گرین این رویکرد را به‌شدت محکوم می‌کند و می‌گوید این نوع مقایسه، جان سربازان را به یک «عدد در محاسبات سیاسی» تقلیل می‌دهد.
جان فرزندان آمریکایی، هزینه جنگ‌طلبی‌های لیندزی گراهامگرین «فرستادن فرزندان دیگران به جنگ» را یکی از تاریک‌ترین ابعاد سیاست‌گذاری جنگی در واشنگتن توصیف می‌کند. او سپس به نقد مستقیم شخصیت و کارنامه سیاسی لیندزی گراهام می‌پردازد؛ او تصریح می‌کند گراهام «هرگز در هیچ جنگی حضور نداشته» و تأکید می‌کند که طی دو دهه گذشته، او از تقریباً تمام مداخلات نظامی آمریکا حمایت کرده است: از عراق و افغانستان گرفته تا لیبی، سوریه و اکنون ایران. از نگاه مارجری گرین، الگوی رفتاری گراهام این است که در هر مورد با قطعیت از جنگ دفاع کرده، اما در نهایت نتایج این جنگ‌ها یا شکست بوده یا هزینه‌های سنگین انسانی و مالی به‌جا گذاشته است. او با لحنی انتقادی می‌گوید: «هر بار مطمئن بود، هر بار اشتباه کرد و هر بار این فرزندان دیگران بودند که هزینه‌اش را پرداختند».این نماینده سابق مجلس نمایندگان آمریکا، سپس به سابقه نظامی گراهام اشاره می‌کند و یادآوری می‌کند که گراهام به‌عنوان وکیل نظامی خدمت کرده و هرگز در خط مقدم جنگ و مأموریت‌های میدانی سخت حضور نداشته است؛ به این ترتیب او تجربه مستقیم میدان نبرد را ندارد، اما به‌راحتی درباره اعزام نیروها تصمیم‌گیری می‌کند. از نگاه مارجری گرین، این فاصله میان تجربه واقعی جنگ و تصمیم‌سازی سیاسی، یکی از ریشه‌های اصلی سیاست‌های پرهزینه و نادرست آمریکاست.
دولت آمریکا و ناکامی آشکار در تأمین نیازهای اساسی مردم خود خانم گرین سپس به وضعیت نابسامان مردم آمریکا می‌پردازد و استدلال می‌کند که اولویت‌های حاکمیتی به‌شدت دچار انحراف شده‌اند. او توضیح می‌دهد مردم آمریکا با مشکلات ملموس و فوری مانند افزایش هزینه‌های زندگی، فشارهای اقتصادی، ناتوانی در تأمین بیمه درمانی، و اختلال در خدمات عمومی مواجه‌اند؛ این نماینده سپس به صف‌های طولانی در فرودگاه‌ها به‌دلیل کمبود نیرو، مشکلات بودجه‌ای در نهادهای داخلی و نگرانی درباره آینده سیستم‌هایی مانند تأمین اجتماعی اشاره می‌کند و در نهایت هشدار می‌دهد حکومتی که در مدیریت امور پایه داخلی ناتوان است، نباید منابع و توجه خود را صرف جنگ‌های خارجی جدید کند، به‌ویژه جنگ‌هایی که تجربه نشان داده قطعاً به شکست منتهی می‌شوند.