فشار کاری شدید، سوءاستفاده از رزیدنت‌ها، حقوق پایین، و عدم رعایت حداقل استانداردهای بین‌المللی، امروز جان و سلامت روانی دانشجویان پزشکی، رزیدنت‌ها، پرستاران و پزشکان در ایران را تهدید می‌کند.

مطابق استانداردهای سازمان جهانی بهداشت (WHO) و سازمان بین‌المللی کار (ILO)، سلامت شغلی نیروهای درمانی، بخشی از حق سلامت عمومی به شمار می‌رود. این استانداردها تأکید دارند که ساعات کار باید محدود، حقوق متناسب با مسئولیت تعیین شده، و حمایت روانی و اجتماعی تضمین شود.

اعلامیه جهانی حقوق بشر (۱۹۴۸) و میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی (۱۹۶۶) نیز، بر حق هر انسان به شرایط کاری منصفانه و سلامت تأکید دارند؛ کنوانسیون‌هایی که جمهوری اسلامی ایران نیز به آن‌ها پیوسته است.

با وجود این تعهدات، در سال‌های اخیر شاهد فرسودگی گسترده، افزایش آمار انصراف، فرار از کشور و رشد نگران‌کننده خودکشی در میان رزیدنت‌ها و نیروهای درمانی در ایران بوده‌ایم. نام‌هایی چون نرگس محمدپور و حامد بیات، تنها نمونه‌هایی از قربانیان این بحران هستند

بررسی تطبیقی نشان می‌دهد که از نظر تعداد تخت بیمارستانی، پزشک و پرستار، فاصله چشمگیری میان ایران و میانگین جهانی وجود ندارد.

با این حال، تفاوت فاحش در میزان دستمزدها، شرایط کاری، نبود حمایت‌های روانی، و عدم وجود مکانیسم‌های دفاع از حقوق شغلی باعث شده که نیروهای درمانی در ایران با فشار مضاعفی روبرو باشند که در بسیاری از کشورهای پیشرفته کنترل شده است.

در آلمان، فرانسه، بریتانیا و کانادا،

  • ساعات کار رزیدنت‌ها به طور قانونی محدود شده،
  • دستمزدها متناسب با مسئولیت و فشار شغلی تعیین می‌شود،
  • مشاوره‌های روانی و حمایت‌های اجتماعی به عنوان بخشی از خدمات اجباری در اختیار آن‌ها قرار دارد،
  • و مکانیسم‌های شکایت و احقاق حق به طور مؤثر عمل می‌کنند.

 

در مقابل، در ایران سیستم اتندینگ- رزیدنت به ابزاری برای استثمار بدل شده است. نبود نظارت مؤثر بر ساعات کار، سوءاستفاده‌های آموزشی و درمانی، و فاصله زیاد میان بار مسئولیت و حقوق پرداختی، شرایط را به سطحی از بحران رسانده که سلامت روانی و جسمی درمانگران به طور جدی به خطر افتاده است.

دفاع از حقوق دانشجویان پزشکی، رزیدنت‌ها، پرستاران و پزشکان، نه یک مطالبه صنفی، بلکه بخشی جدایی‌ناپذیر از حق سلامت جامعه است.

تا زمانی که درمانگران خود قربانی سیستم معیوب باشند، نمی‌توان انتظار داشت سلامت عمومی در جامعه تأمین شود.

تغییر شرایط کار، بهبود دستمزد، کاهش ساعات کار مطابق استانداردهای بین‌المللی، تضمین حمایت‌های روانی، و بازتعریف رابطه آموزشی و درمانی میان اتندینگ‌ها و رزیدنت‌ها، ضرورت‌های فوری برای بازگرداندن سلامت به سیستم درمانی کشور است.

ناصر کمالی

۷.۴.۲۰۲۵