در حالی که خروش زنان و مردان ایران زمین برای رهایی بارها حماسه های شگفت انگیز آفریده، اما روزهایی وجود دارد که پیرامون آن باید با دقت کَنکاش کرد. دو روز از ماه شهریور امسال (۱۴۰۵) از جمله چنین روزهایی است.

در حالی که مزدورانِ تا دندان مُسلَح ولایت خامنه ای در هر کوی و برزن و در هر شهر و روستا، با «سرنیزه های آجین به خون» جولان می دهند و «برای طناب دارشان دنبال گردن می‌گردند»*، روز چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵، چهار سال پس از شروع جنبش انقلابی  ۱۴۰۱، شهروندان کردستان با اعتصاب همگانی چهره روشنی از خروش توده ای علیه نظام ولایت فقیه را به نمایش گذاشتند. در این روز کسبه و اصناف درشهرهای مهاباد، بوکان، سقز، مریوان، بانه، سنندج، میاندوآب، بناب، کرمانشاه، اُشنویه، کامیاران، پیرانشهر، دیواندره به فراخوان ائتلاف سیاسی احزاب کُردستان ایران برای اعتصاب پاسُخ مُثبت دادند. نیروهای امنیتی با حضور گسترده در سطح شهر سقز، فضای امنیتی ایجاد کرده و با بستن مسیرهای اصلی و فرعی منتهی به آرامستان آیچی این شهرستان، از حضور خانواده امینی و دیگر شهروندان بر سر مزار مهسا ژینا امینی ممانعت به عمل آوردند.

شگفتی ۲۵ شهریور در شهرهای کردستان به شکلی در تهران و در یک رویداد ورزشی تکرار شد. این رویداد به دو دلیل قابل تعمق است. اول آن که در ابعاد کلان حجاب اجباری در کُنش جمعی به سخره گرفته شد و دوم آن که در همین روز حکومت با اردوکشی با عنوان رزمایش جان فدایان ایران [بخوانید ولایت]» با شرکت نیروهای بسیج سپاه و بسیج سرکوبگر و مداخله قابل توجه مداحها، گُنده لاتها، باج گیران، لوتیها و البته وجود شمار اندکی از زنان شُل حجاب، تلاش کرد مانور «النصر بالرعب» را در برابر کُنش توده ای نشان دهد که در عمل در یک کُنش جمعی بی معنی و ورشکسته شد.

بامداد جمعه ۲۷ شهریور، کُنشی جسورانه در مارتونی ده کیلومتری که از «بوستان ولایت» شروع شد، همگان را متحیر و این سوال را برجسته کرد؛ در ولایتی که بوستانها به ویرانه تبدیل شده چه می گذرد که با وجود مانور سرکوبگرانه حکومت هزاران زن بدون حجاب اجباری خیابانهای تهران را طی ده کیلومتر طی می کنند؟

مجوز این دومیدانی یک ماه پیش از اجرا به درخواست اداره کل ورزش و جوانان استان تهران و با تایید استانداری صادر شده بود، «تهران کلاب» و «هیات دوومیدانی استان تهران» به عنوان برگزارکنندگان معرفی شدند.

این مارش پُرشکوه و به خصوص همزمانی آن با رزمایش ولایی، برای کارگزاران حکومت قابل تصور نبود. زنان شجاع ایران زمین بدون زمینه چینی از پیش، اما هوشمندانه و غافلگیرکننده آرایش حکومت را به هم ریختند. سخنگوی وزارت کشور، همزمانی این دو رویداد را اشتباه خواند.

پیش از این هم باندهای درون حکومت پیرامون برآمدهای اعتراضی و موضوع «حجاب» سخن گفته و هشدار داده بودند.

سازمان اطلاعات سپاه در بیانیه ‌ای که روز پنجشنبه ۵ شهریور منتشر شد، از احتمال شکل ‌گیری دور تازه ‌ای از اعتراضها خبر داد. این نهاد امنیتی در پایان بیانیه خود به راهکار همیشگی «مقابله با هرگونه اقدام برهم زننده آرامش» تاکید کرده است. (ایسنا)

به گزارش فرارو، روز شنبه ۲۱ شهریور، سرکردگان ارشد ارتش و سپاه پاسداران نشست مشترکی برگزار کردند. آنان در این دیدار از «سپر آهنین» در برابر «توطئه ‌های دشمنان» سخن راندند و کیست که نداند این «دشمنان» کسانی به جز مردم ایران و به خصوص زنان و جوانان نیستند.

غلامعلی حداد عادل، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، روز چهارشنبه ۱۸ شهریور در نشست اتحادیه انجمنهای اسلامی دانش‌آموزان گفت :«به دلیل شرایط جنگ فعلا نمی ‌توانیم آن ‌طور که باید وارد جبهه حجاب شویم… ببینید دشمن چگونه توانسته در جامعه ما سبک زندگی منحط غربی را ترویج کند… و آثار آن را می‌توان در مدارس ایران دید.» (ایرنا)

آخوند حسین طائب، سرکرده بسیج سپاه  می گوید: «ما با حفظ انسجام و وحدت داخلی باید با مسائلی مثل حجاب و سایر موضوعات فرهنگی مواجه شویم و اجازه ندهیم این مسائل انسجام داخلی را به هم بزند.» (ایرنا، جمعه۲۰ شهریور ۱۴۰۵)

آخوند خسروپناه، دبیر شورای عالی انقلاب [بخوانید ارتجاع] فرهنگی روز دوشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۵ گفت: «باید مرز روشنی میان سبک زندگی و برهنگی سازمان یافته ترسیم کنیم.» (جماران)

وی بیهوده تلاش می کند تا با تملق گویی از برخی از زنان به این نظریه دامن بزند که «قریب به اتفاق بانوانی که کشف حجاب کرده اند، هیچ لجاجتی با نظام و حاکمیت ندارند.» (همان جا) این درحالی است که خصلت مخالفت با حجاب اجباری و در بافت این پدیده، ستیز و نه مخالفت معمولی با بنیاد حکومت وجود دارد.

در حالی که کابوس کُنشهای مردمی، به ویژه زنان و جوانان، حکومت را رها نمی کند، کارگزاران امنیتی با ایجاد «سامانه جاسوسی “علاج”» به دنبال جاسوس پروری هستند. اما باید سخنان میرحسین موسوی، نخست وزیر هشت ساله ولایت خمینی را به یاد آورد که گفت: «مردم به چه زبانی بگویند که این نظام را نمی‌ خواهند و دروغهای‌تان را باور نمی‌کنند. دیگر بس است. بازی به پایان رسید.» (کلمه، پنجشنبه ۹ بهمن ۱۴۰۴)

برای جمعبندی

در جمعبندی دو رویدادی که در بالا به آن پرداخته شد، باید به این سوال پاسخ داد که تحت چه شرایطی جامعه چنین واکنشهایی نشان می دهد؟ به گُمان من تنها در شرایط انقلابی است که جامعه به میزانی، و نه در وزن قدرت دوگانه، آزاد می شود. کُنش زنان در مورد حجاب به علت چنین شرایط است که خود حاصل سالها پیکار برای رهایی است.

در مورد وجود شرایط انقلابی هم برخی آگاهانه و برخی دیگر ناآگاهانه واژه «به شکل گذشته» را از تعریف شرایط انقلابی پاک می کنند و نتیجه می گیرند که چنین شرایطی وجود ندارد. شرایطی که «بالائیها نمی توانند به شکل گذشته حکومت کنند و پائینیها نمی خواهند به شکل گذشته زندگی کنند» را شرایط انقلابی می گویند. با خط زدن «به شکل گذشته» از این جمله نتیجه گیریها در اساس تغییر خواهد کرد.

*از سخنان ماندگار کشتی‌گیر قهرمان و کارگر گَچکار، زنده یاد نوید افکاری، که در بامداد روز شنبه ۲۲ شهریور ۱۳۹۹ با طناب دار رژیم به شهادت رسید.

مهدی سامع

منبع: نبرد خلق شماره ۵۰۶، چهارشنبه ۱ مهر ۱۴۰۵ – ۲۳ سپتامبر ۲۰۲۶