بلاگر خوش سلیقه، دختر جوان، سیران عربی طنز جالبی را در موردنحوه خوانندگی “محمد ماملی” آواز خوان شناخته شده در کردستان بیان کرده است. بساط معرکه گیری ناسیونالیسم عقب مانده کرد زیر نام “توهین به خواننده کرد و مقدسات ملی” راه افتاد.جمهوری اسلامی و پلیس “فتا” فضا را آماده دیدند و سیران عربی را دستگیر و تا لحظه نوشتن این یادداشت آزاد نشده است. این واقعه بازتاب وسیعی داشت. در سطح قابل توجهی از خلاقیت و طنزشیرین سیران مبتکردفاع شده است.ترفند “مقدسات” و در این مورد عقب ماندگی ناسیونالیسم کرد افشاتر شده است. بلاگرجوان از حق طبیعی و اولیه ابراز وجود خود استفاده کرده و لازمست جمهوری اسلامی را تحت فشار قرار داد و خواست “آزادی فوری سیران عربی” بر جمهوری اسلامی را تحمیل کرد. “خرافه مقدسات” ویژه کردستان و ایران نیست، پدیده ای جهانی و مورد نیاز نظم سرمایه  و حکومتها و جریانات ارتجاعی ملی و مذهبی در جهت سلب اراده شهروندان جامعه است. لذا جا دارد، مستدل و شفاف ترفند “مقدسات و پرستش آن” را بیش از پیش به نقد کشید. بازتکثیر مطلب قبلأ نوشته شده ام را در این راستا ضروری میدانم.

خرافه مقدسات!    

نه تنها در حاکمیت سیاه جمهوری اسلامی بلکه در دنیای تحت سیطره نظم وارونه سرمایه داری “مقدسات” و”احترام به مقدسات” ابزاری علیه ابراز وجود آزادانه انسانها در ظرفیت فردی و جمعی است. “مقدسات تراشی” نه صرفا زاده “ایدئولوژی و عقاید آسمانی یا زمینی” بلکه متکی به منفعت زمینی طبقات استثمارگر در هر مقطع تاریخی و در دنیای معاصر در خدمت منفعت کاپیتالیسم که اساسا متکی به هویت سازی وارونه و جعلی مذهبی، ملی، نژادی، جنسی و عشیره ای دست ساز است. نظم حاکم سرمایه داری به تفرقه در صفوف طبقه کارگر و صفوف مردم آزادیخواه نیازمند است. ابزار ایجاد این تفرقه ها در تمام دنیا بیش از هر عامل دیگری، ابتدا تفرقه مذهبی و تفرقه ملی و قومی و جنسیتی است. نظم حاکم به ویژه هویت مذهبی و هویت قومی را ساخته و می تراشند و آنرا به خورد مردم می دهند که زمینه ای برای پراکندگی و دشمنی ایجاد کنند. هیچ یک از شهروندان جامعه با هویت ملی و مذهبی و نژادی و عشیره ای به دنیا نیامده اند. از قبل ملزم به تبعیت از”نهادها، حکومتها، اشخاص ومراجع و رهبران و امامان و سلبریتیهای مقدس نامیده شده ساختگی” نیستند.  ما به عنوان انسان و موجود انسانی به دور از هر قید و بندی پا به زندگی و حیات میگذاریم. به طورطبیعی در سرآغاز زندگی چیزی از “مقدسات” هویتهای کاذبی که بعدأ ساخته و پرداخته میشود و به گردنمان آویزان میکنند، نمیدانیم. اگر در محیط آزاد و انسانی بزرگ شویم و مقدسات و هویتهای کاذب را به تک تک ما انسانها تحمیل نکنند، با همان هویت مشترک انسانی و به دور از تعصب، حیات اجتماعی و سیاسی و آموزشی و تفریحی را طی میکنیم و سعی میکنیم سرنوشت خود را در دست بگیریم. اما جامعه طبقاتی و منفعتهای طبقه حاکمه نمیگذارند این روند طبیعی طی شود. از سن معین و جایی معین، از محیط خانواده تا مدرسه و جامعه در همه کشورها و در ایران هم، عمدتا هویت ملی و یا مذهبی را به انسان عرضه می کنند و به او می آموزند که تو “روسی” یا “آمریکایی و چینی” شما “فارسی” یا “کردی” و “ترکی” و یا “شیعه” و “سنی” و “کاتولیک” هستی! از تکلم به زبانهای مختلف آلمانی و فرانسوی و انگلیسی و اسپانیایی و فارسی و یا کردی و ترکی و عربی و …. ، پرچم سیاسی میسازند. ازنشانه های خاص و فرهنگ و ادبیات و شعرو افراد و اماکن و آواز و لباس  متعلق و یا منتسب به بخشهایی از مردم تقدس میسازند. در مقابل این “تقدس تراشی” بی پایه و هویت سازی دست ساز و دلبخواهی بحث ما کمونیست ها این است که اشاعه هویتهای مذهبی و قومی و جعلی یک معضل اساسی و بیگانگی و دوری انسانها را از هم شکل میدهد. این مفاهیم را بعنوان “مقدسات” به جامعه ارائه می کنند، تا مشکلات اجتماعی و سیاسی جدی بر جوامع فراموش شود. انسانیت بیدار شده و آگاه مبتکرانه و با ابتکار انقلابی لازمست به این روند خرافی ارتجاعی پایان دهد.

در ایران طی حاکمیت سیاه جمهوری اسلامی شاهد تشدید انواع “تقدس تراشی عصر حجری” و دسته بندی مذهبی وملی وقومی بوده ایم و شکاف بین آنها تشدید شده است. در این دسته بندی ها تلاش دارند تفرقه و کینه و نفرت را در بین انسانها نهادینه کنند. به خوبی بیاد دارم در مقطع سرنگونی حکومت سلطنتی و انقلاب ۵۷ هویت قومی و هویت ملی و مذهبی و “تقدسات” برگرفته از آنها به اندازه حال حاضر برجسته نبود. مردم خود را بیشتر هم سرنوشت و همگرا و نزدیک به هم می دانستند. در چهار دهه اخیر این شکافها را تشدید کردند و این هویت ها را گسترش دادند و بر گردن مردم آویختند و این چاشنی کشمکش و مطرح کردن شعارهای ارتجاعی در مقابل هم است. طنز تلخ قضیه این است که این هویتهای کاذب را به عنوان “مقدسات” به خورد جامعه می دهند. یکی هویت مذهبی برایش “مقدس” و دیگری هویت ملی و خاک و سرزمین و محدوده جغرافیایی که در آن زندگی می کند و محدود نگرانه تر عده ای  شهرشان برایش “مقدس” می شود. در چهارچوب این هویتها و دسته بندی های جعلی و”مقدسات” ساخته شده نمی توان قدم برداشت. هر حرکتی را “برخی” به عنوان توهین به دیگری حساب میکنند و مبنای کشمکش و جدال و خونریزی می شود و شده است. دنیا را نگاه کنید و در همین اروپا و در این فضای نسبتا آزادتر، کاریکاتوری از محمد رهبر مسلمانان کشیدند، بعد انواع تهدیدها و کشمکشها در این کشورها، به بهانه “توهین به مقدسات مسلمانان” در دانمارک و هلند پیش آمد و جریانات اسلامی به میدان آمدند و شاخ و شانه کشیدند. چند سال قبل تروریستهای اسلامی با بهانه مشابه به دفتر تحریریه شارلی ابدو حمله کردند و متاسفانه دوازده نفر از کارکنان آنرا کشتند. در این شرایط در مورد هر مسأله ای صحبت کنیم به “مقدسات” عده ای توهین شده است. کاریکاتور پیامبر کشیدن توهین به “مقدسات” عده ای است. طنز و نقد شاهان ستمگر ایران توهین به “مقدسات”ناسیونالیسم ایرانی است. صحبت درباره بند و بست سران ناسیونالیسم کرد توهین به “کردها” است. طنز ترکی گفتن توهین به “ترک”هاست. در این دنیای “مقدسات” چیزی که اسارت پیدا می کند تحرک و تپش جامعه و انسان است. در این فضای مسموم، نقد و کاریکاتور کشیدن، جوک گفتن، طنز، تئاتر و فیلم و نقد و هجو کردن سمبلهای مختلف موجود در جوامع به فاجعه تبدیل می شود. در جامعه هارمونیک و نرمال و آزاد، زمانی که این “هویتهای کاذب مقدس” وجود نداشته باشد همه خود را براساس هویت انسانی تعریف می کنند. در این شرایط طنز، کاریکاتور و نقد و هجو و غیره بعنوان تفریحات شنیده می شود و جامعه هم این را می پذیرد. در نتیجه هویت ملی و قومی و مذهبی، هویتهای کاذب و جعلی است که آنها را ساخته اند و به “مقدسات” تبدیل کرده اند تا تفرقه را بین مردم گسترش بدهند.

باید اعلام کرد “مقدسات” نداریم. جامعه ای میتواند آزاد و ایمن باشد که اعلام کند “مقدسات” ندارد. داده های اجتماع را اعم از واقعی یا غیر واقعی در هاله ای از تقدس نپیچد و دور آنها خط قرمز نکشد. هر پدیده اجتماعی و فرهنگی و مذهبی و سیاسی را قابل نقد، طنز، هجو و جوک بداند. حول کدها و سمبلهای ظاهرأ “مقدس” خط قرمزی وجود ندارد و با رساترین شیوه باید مورد نقد و هجو و طنز قرار بگیرند و طبعا مدافعین این خرافه ها به جای نفرت پراکنی و ایجاد تفرقه و تهدید فردی و جمعی در همان ظرفیت سیاسی و فرهنگی و گفتاری و نوشتاری پاسخ دهند. جامعه آزاد جامعه ایست که تحمل شنیعترین حرفها و پاسخ به آن را به دور از تهدید فیزیکی و ایجاد نفرت داشته باشد. پیش شرط اینکار منسوخ اعلام کردن “مقدسات” و مذموم اعلام شدن هرنوع نفرت پراکنی، تهدیدات فیزیکی به بهانه “مقدسات” است.

نکته آخر مرز بین افترا را با طنزوهجو و نقد و کاریکاتورو …  در باره  “مقدسات” باید شناخت و به درستی از هم تشخیص داد. افترا به فرد حقیقی و حقوقی ممنوع است و هر قانون نسبتا پیشرو در دفاع از حرمت شهروندان آنرا ممنوع و قابل تعقیب میداند. اما به بهانه توهین نمیتوان و نباید دامنه ابراز وجود اجتماعی و سیاسی انسانها را قالب زد و محدود کرد. اگر داعیه “مقدسات” و سپس توهین را با روایت مذهبیون و ملی گرایان و ناسیونالیستها بپذیریم، آنوقت باید دهن همه مردم را ببندیم. چون به زعم آنها هر نقد و طنز و حرف و اظهار نظر کسی میتواند توهین به “مقدسات” دیگری تلقی شود. این رفتار و نگرش را نیروهای پیشرو اجتماعی و کمونیستها باید به خودآگاهی توده وسیع شهروندان جامعه تبدیل کنند، نه اینکه خود به توجیه گر “مقدسات و هویتهای کاذب و توهین به آنها” تبدیل شوند.

٢٨ اوت ٢٠٢٦

رحمان حسین زاده

***