چهار نعل بسوی از هم پاشیدگی…..
جناح های متعدد چند نفره و کمی بزرگتر، ظاهرا بوی کباب به مشامشان خورده، و متوجه شده اند که همین روزها توافق با آمریکا به امضا رسیده، و خروارها دلار بسوی جیب گشاد آخوندها سرازیر می شود.
انتخابات ریاست مجلس بهترین فرصت برای به دست گرفتن سکان بذل و بخشش ها و زیر میزی گرفتن ها است. به همین خاطر قالیباف که تا چندی پیش یکه تاز کرسی ریاست مجلس بود، اینروزها با موجی از دست اندازهایی که «اصولگرایان بیشتر ذوب شده» جلوی پای او می اندازند روبرو شده است.
برخی از تندروها مرتضی آقاتهرانی را جلو انداخته اند تا بخشی از آرا که می توانست در نبود رقیب به نفع قالیباف رقم بخورد، به نام آقاتهرانی ثبت شود تا در آینده مشخص شود که قالیباف از رای حداکثری مجلس برخوردار نبوده و می شود زیر پای او پوست موز انداخت.
از سوی دیگر نقدعلی نماینده خمینی شهر بعنوان نامزد سر زبان ها جاری شده است. در اینجا یک واقعیت دائما به چشم می زند، و اینکه حتی اصولگرایان هم در میان خود نمی توانند به یک اجماع مشخص رسیده و فردی را نامزد ریاست کنند که از حمایت اکثریت تندروهای دو آتشه برخوردار باشد.
البته چندپاره شدن آرا در انتخاب هیئت رئیسه مجلس ج.ا. یک منفعت درازمدت دارد. با چند پاره شدن آرا نامزدهایی که به حد نصاب نمی رسند، از آراء آنهایی که می توانستند با حداقل حد نصاب راه به بالا ببرند، و با قالیباف ائتلاف ایجاد کنند، پیشگیری می شود.
آیا مجلس در کنار کلیت نظام، به همراه جامعه ئی که دیگر نمی تواند تحمل کند، در مسیر از هم پاشیدگی از درون است، و یا اینکه عدم انسجام در نظام، به اپوزیسیون وابسته به اجنبی یاری می رساند تا زیرخم نظام را گرفته و از گود خارجش کند؟ رضا پهلوی ظاهرا کارت سوخته است.
هرچه شود، امسال برای ایران، اگر این توافقنامه به امضا برسد، پرتلاطم خواهد بود.
ترامپ بلندگوی پزشکیان…..
ترامپ در تروث مدعی می شود «مذاکرات بهطور منظم و سازنده در حال پیشرفت است و من به نمایندگانم اعلام کردهام که عجله نکنند، زیرا زمان به نفع ماست…. محاصره تا زمان حصول توافق، تایید و امضای آن، به قوت خود باقی خواهد ماند. هر دو طرف باید وقت بگذارند و کار را درست انجام دهند. هیچ جایی برای اشتباه وجود ندارد!…. رابطه ما با ایران در حال تبدیل شدن به رابطهای بسیار حرفهایتر و پربارتر است. با این حال، آنها باید درک کنند که نمیتوانند سلاح یا بمب هستهای توسعه دهند یا تهیه کنند.» پزشکیان روز یکشنبه با اشاره به مذاکرات اخیر میان تهران و واشنگتن، تأکید می کند «آمادگی داریم به جهان اطمینان دهیم که به دنبال سلاح هستهای نیستیم، ایران به دنبال ناآرامی در منطقه نیست». ترامپ هم، بدون اینکه مشخص شود تضمین پزشکیان برای این تعهدش چیست، ذوق زده این سخنان را در تروث بازتکثیر می کند.
متکی دنبال کدخدا می گشت…..
سران ج.ا. در تکاپو برای رسیدن به توافق برای خاتمه درگیری هستند، اما متکی، وزیر خارجه معزول، به فرماندهان در میدان خط می دهد و سعی می کند همچون نتانیاهو میز آتش بس را بهم بریزد «آمریکا هرگز دوست ملت ایران نمیتواند باشد….. آمریکاییها سه بار چوپان دروغگو بودند. بار چهارم باید خیلی گوش به زنگ باشید. دیپلماتهای ما قدرند، اما طرف دنبال طراحی خودش است. دوره حساسی را میگذرانیم. …. اگر آمریکا دست از پا خطا کرد و دوباره گلولهای به سوی ایران شلیک کرد، رزمندگان ما جنگ زمینی را آغاز کنند. »
جنگ تمام شد؟ اما بحران ادامه دارد….
اگر، و وقتی (تعهد موقت) صلح به توافق برسد، ج.ا. پس از «جنگ» که به ویرانی برای ایران و تضعیف توان نظامی و دفاعی خودش ختم شد، برای ادامه ارعاب و اختناق بجز اعدام متهمین به جاسوسی، به خودی هایی که دائما از کوتاه آمدن و قبول آتش بس دائم صحبت می کردند، خواهد پرداخت.
علی باقری، دبیرکل حزب عهد ایران در واکنش به سکوت یا عدم حضور برخی چهرههای سیاسی، هنرمندان و سلبریتیها در جریان تحولات اخیر و آغاز جنگ به فارس می گوید«کسانی که به «دریای زلال ملی» نپیوستند، فرصتی تاریخی برای نمایش وطندوستی خود را از دست دادهاند [یعنی خائن هستند]….. جامعه [ذوب شدگان حاضر در صحنه] به طور طبیعی نوع تعاملش را با کسانی که در روز عسرت، فشار، شهادت و پرداخت هزینه در کنارشان نبودند، نشان خواهد داد. ما نیازی به اقدام خاصی از سوی حاکمیت نداریم.»
ایلنا از زاویه دیگر به بحران درونی می پردازد. « شت شیشههای براق و لابی شلوغ هتل لاله، کارگرانی ایستادهاند که نه سهمی از سود میلیاردی این بنگاه دارند، نه امنیت شغلی و نه حتی امید به فردا. همانها که روزهای جنگ ماندند و آوارگان را پناه دادند….. چرا کارگرانِ هتلی با این قدمت و درآمد، باید در چنین شرایط معیشتی سختی روزگار بگذرانند و نگران نان شب باشند؟…. فضای اعتراض فراهم نیست. وقتی اکثراً قرارداد موقت هستند، ترس از اخراج مانع اعتراض میشود. البته مقاومتهایی هم بوده؛ مثلاً بازنشستگان دوران کرونا که سنواتشان را نمیدادند، جلوی هتل تجمع کردند، اما مدیریت به جای جواب دادن، تهدید کرد که هرکس در تجمع بوده سنواتش دیرتر پرداخت میشود. خود ما کارگران هم در دوران کرونا که چند ماه حقوق نگرفته بودیم، جلوی شرکت توسعه گردشگری کارگران هتل تجمع کردند، اما برخوردها بعضاً قهرآمیز بود و مدیریت و حراست فقط لیست جمع میکردند تا ببینند چه کسانی هستند که قراردادشان را تمدید نکنند….. حرف مدیران این است که ما هم حقوق نگرفتهایم. خب مدیری که اسفند ۸۰ تا ۱۲۰ میلیون تومان گرفته، زندگی را میچرخاند؛ اما کارگری که در این تورم حداقلبگیر است، با حقوق ناقص، توان اداره حداقلهای زندگی را از دست میدهد.»
