حرکتهایی که ذوب‌شدگانِ راهِ به ‌تاج‌ و تخت ‌رساندنِ رضا پهلوی از خود نشان می‌دهند، از سلامهای هیتلری تا نمایش پرچمهای ساواک، تلاشی تازه برای خودنمایی پس از شکست پروژهٔ به‌قدرت‌رسیدن از مسیر جنگ و دخالت خارجی و آگاهی رسانی به همهِ آزادیخواهان است.
پرچم ساواک، نماد یکی از مخوف‌ترین نهادهای سرکوب و شکنجه در دوران سلطنت پهلوی دوم، در هر جامعه‌ای که خود را پایبند به آزادی و حقوق بشر بداند، اقدامی شرم‌آور و محکوم است. دموکراسی نمی‌تواند هم‌زمان مدافع آزادی باشد و چشم بر تطهیر ابزارهای شکنجه و سرکوب ببندد. حافظهٔ تاریخی مردم ایران و برای نمونه نویسنده این متن کوتاه، هنوز زخم زندانها، شکنجه‌ها و خفقان ساواک را فراموش نکرده است.
عادی‌سازی چنین نمادی، توهین به قربانیان شکنجه و سرکوب است و هیچ نسبتی با ارزشهای انسانی و آزادی‌خواهانه ندارد.
در شهر رگنزبورگِ آلمان، عده‌ای مسخ‌شده با نماد ساواک راهپیمایی کردند. گرچه آزادی‌خواهی با چنین نمایشهایی جمع نمی‌شود، اما این‌گونه اقدامات، اهانت به آزادی، حقوق بشر و تلاشی برای تحریف و به‌فراموشی‌سپردنِ تاریخ است؛ پروژه‌ای که باید در برابر آن ایستاد.
تطهیر ساواک، جنایتکارترین نهاد سرکوب در دوران سلطنت پهلوی دوم و نمایش آرم آن، نه «آزادی‌خواهی» بلکه دفاع از تاریخ سرکوب و شکنجه است. کسانی که امروز پرچم ساواک را در دست دارند، در حقیقت در برابر دادخواهی زندانیان سیاسی، شکنجه‌شدگان و خانواده های جان ‌باختگانِ استبداد ایستاده‌اند. جامعه‌ای که اجازه دهد جنایتکاران دیروز با پرچم و شعار بازگردند، راه را برای تکرار همان سرکوب هموار می‌کند. در برابر این تحریف آشکار تاریخ و عادی‌سازی جنایت، سکوت جایز نیست.