مقدمه
جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران که از ۹ اسفند ماه با حملات گسترده و کشتار فرماندهان نظامی و در راس آنها علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی آغاز شد و اهدافی چون خلع سلاح هستهای و به تبع آن تغییر رژیم در ایران را دنبال میکرد، تنها به این سطح محدود نشد و تداوم آن به غیرنظامیان نیز خسارتهای جبرانناپذیری وارد کرد. بنابر برآوردهای انجام شده صنایع نفت وگاز، فولاد، پل ها، داروسازیها، صنعت هوایی و انرژی به طور مستقیم از تبعات جنگ متاثر شدهاند به نحوی که بر اساس اعلام سخنگوی دولت در روزهای اخیر، تا اینجای کار خسارت ناشی از جنگ ۴۰ روزه ۲۷۰ میلیارد دلار تخمین زده شده است. خسارتهایی که البته جبران آنها با توجه به بحران اقتصادی گسترده در ایران به سختی ممکن خواهد بود اما باید توجه داشت که این برآوردها تنها به خسارتهای مادی جنگ محدود میشود و خسارتهای زیستی آن هرگز قابل جبران نیست. گزارشهای منتشر شده نشان میدهد که در روزهای جنگ مراکز صنعتی، واحدهای تولیدی و کارگاههای کوچک در استانهای مختلف از جمله اصفهان، مرکزی، خوزستان، تهران، گیلان، آذربایجان شرقی، یزد، قم، هرمزگان، بوشهر، فارس و برخی دیگر از مناطق کشور در معرض حملات و خسارت قرار گرفتهاند. این حملات علاوه بر خسارتهای مادی گسترده، موجب کشته و مجروح شدن شماری از کارگران و کارکنان این مراکز شده است. کارگرانی که در سایه عدم رعایت استانداردهای ایمنی و امنیتی به فعالیت در کارگاههای خود مشغول بودند قربانیان خاموش جنگی شدند که در شکلگیری آن کوچکترین نقشی نداشتند.
بیش از هفته هفته از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران گذشته و حالا در حاشیه خبرهای مرتبط با آتشبس شکننده و مذاکرات طرفهای درگیر در جنگ، ابعاد خسارتهای ناشی از موشکپرانی آمریکاییها و اسرائیلیها به ایران روشنتر میشود. در حالیکه طبق اعلام سازمان پزشکی قانونی کشور بیش از ۳ هزار و سیصد نفر در جریان این جنگ کشته شدهاند، بررسی برخی گزارشها نشان میدهد که در میان کشتهشدگان مشخصات کارگران برخی صنایع بزرگ و کوچک نیز به چشم میخورد. خبرهای منتشر شده در جریان ۴۰ روز جنگ تحمیلی، روایتهایی از کشتهشدن و زخمیشدن کارگران تاسیسات مهم صنعتی در جریان است که حاکی از تبعات گسترده جنگ بر زیست طبقه کارگر است.
بر اساس تحلیلهای منتشر شده تا آوریل ۲۰۲۶-فروردین ۱۴۰۵، ایران پس از یک جنگ ۴۰ روزه(که با آتشبس موقت همراه شده) در وضعیتی موسوم به «نه جنگ، نه صلح» یا «دوره سکوت صحنه نبرد» قرار گرفته است که ترکیبی از تهدیدات امنیتی، فرسایش اقتصادی و نااطمینانی اجتماعی است.
چهل شبانهروز جنگ مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران، در بامداد چهارشنبه ۱۹ فروردین به آتشبسی موقت به مدت دو هفته انجامید. آتشبسی که جیدیونس، معاون رییسجمهوری آمریکا آن را «شکننده» خوانده و شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان هم با تاکید، از طرفین نزاع خواسته است از نقض آن خودداری کنند. اکنون این دو هفته تمام شده و هنوز مذاکرات دور دوم انجام نشده است.
ایران در طول این جنگ بیش از ۱۹۰۰ موشک و نزدیک به پنج هزار پهپاد به کشورهای مختلف شلیک کرد. در سوی مقابل، آمریکا و اسرائیل نیز شمار بسیاری از کشتیها و هواپیماها و تاسیسات آفندی و پدافندی ایران را هدف قرار دادند و دهها مقام ارشد سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی از جمله علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، را کشتند.
در لبنان، مقامهای رسمی از ۱۵۳۰ کشته در حملات اسرائیل از دوم مارس تاکنون سخن گفتهاند که دستکم ۱۲۹ کودک در میان آنان هستند. در عراق دستکم ۱۱۷ نفر، در اسرائیل ۲۳ نفر در اثر حملات موشکی ایران و لبنان، و ۱۱ سرباز اسرائیلی نیز در جنوب لبنان کشته شدهاند. در امارات متحده عربی ۱۳ نفر، در قطر ۷ نفر، در کویت ۷ نفر، در بحرین ۲ نفر، در عمان ۲ نفر، در عربستان سعودی ۲ نفر، در سوریه ۴ نفر، در کرانه باختری ۴ زن فلسطینی و در یک سرباز فرانسوی فرانسوی نیز جان باخت.
در ادامه این مطلب، خسارات جانی و مالی دروه چهل روزه جنگ را پی میگیریم.
برآورد رسمی: ۲۷۰ میلیارد دلار خسارت جنگ / 4 میلیون نفر بیکار شده
حمایت همه جانبه مالی، بیمهای، مالیاتی و گمرکی از بنگاههای بحرانزده بخش خصوصی یک وظیفه محرز برای دولت است و اکتفا به آنچه تاکنون برای کمک به اقتصاد آسیب دیده از جنگ تصویبشده، هرگز لطمات واحدهای مبتلا به تعدیل نیروی انسانی را جبران نمیکند.
پیامدهای جنگ اخیر بههمراه عوارض رکود تورمی حاکم بر فضای کسب و کار کشور، بهقدری وخیم و ناگوار است که به هیچ رو، حکومت نمیتواند آن را کتمان کرد.
اخبار تعدیل نیروی انسانی از بنگاههای بزرگ و کوچک تولیدی و خدماتی آن قدر رواج یافته که نگرانی شدیدی در جامعه ایجاد کرده است. فعالیت بسیاری از صنایع مهم کشور به دلیل آسیبهای دریافتی از بمباران دشمن تقریبا متوقف شده و قطع ارتباط واحدهای پاییندستی با هستههای تأمین و پشتیبانی چرخه تولید کالا و خدمات را لنگان کرده است.
یک برآورد غیررسمی که پریروز در فضای مجازی منتشر شده بود، نشان میدهد طی یک ماه سپری شده از سال ۱۴۰۵ نه تنها هیچ فرصت جدید شغلی ایجاد نشده، بلکه به دلیل مشکلات ناشی از جنگ اخیر و قطع شبکه اینترنت برای فعالان اقتصادی، حداقل ۴ میلیون فرصت شغلی از بینرفته یا در بنگاههای تولیدی و خدماتی مشمول تعدیل نیروی انسانی شده است.
با ادامه این روند، بحران بیکاری و تورم سرسام آور ناشی از آن، نظام اقتصادی کشور را با یک چالش بسیار بزرگ روبرو خواهد کرد که برون رفت از آن به مراتب سختتر از تصمیمگیری در مورد آینده جنگ فعلی است.
از سوی دیگر، برآوردهای رسمی نشان میدهد طی حملات هوایی و موشکی آمریکا و اسرائیل به شهرهای مختلف کشور، بالغ بر ۲۷۰ میلیارد دلار به زیرساختهای اقتصادی، واحدهای صنعتی و مناطق مسکونی کشور آسیب وارد شده که جبران این ضایعات برای اقتصاد فاقد بستر سرمایهگذاری ایران، بیشاز یک دهه زمان نیاز دارد.
این درحالی است که فضای کسب و کار ایران پیش از جنگ اخیر با کمبود شدید سرمایه روبهرو بود و منابع اصلی تامینکننده مالی(اعم از سیستم بانکی و بازار سرمایه) هم به انتهای توان پشتیبانی خود رسیده بودند.
بنابراین، دلبستن به بنیه تحلیل رفته مالی در این دو منبع، برای بازسازی مناطق آسیب دیده و حمایت از بنگاههای در حال تعدیل کاملا بیهوده است. برخی مقامات دولتی در بیانات خود از ضرورت سرمایهگذاری بخش خصوصی برای بازسازی ویرانههای جنگ و کمک به اقتصاد آسیب دیده سخن میگویند، غافل از اینکه بخش خصوصی کشور اگر توان مالی مناسبی داشت، نیازمند سیستم بانکی و بازار سرمایه نبود.
فضای کسب و کاری که با بحران تعدیل نیروی انسانی روبهرو شده، قادر به ایفای نقش مؤثر نیست و باید درمان فوری مشکلات آن در راس تصمیمگیریهای راهبردی کشور قرار گیرد.
در این میان حمایت همهجانبه مالی، بیمهای، مالیاتی و گمرکی از بنگاههای بحرانزده وظیفه محرز دولت است و اکتفا به آنچه تاکنون برای کمک به اقتصاد آسیبدیده از جنگ تصویبشده، هرگز لطمات واحدهای مبتلا به تعدیل نیروی انسانی را جبران نمیکند.
دهها کارگر ایرانی در جریان جنگ ۴۰ روزه کشته شدند!
«داوطلب» تلاش کرده با ارائه فهرستی از مهمترین خبرهای منتشر شده به آماری نسبتا قابل استناد از تعداد کارگران کشته و مجروح شده در جریان جنگ اخیر دست یابد که عمدتا توسط ادارات کار استانها، نمایندگان کارگری و خبرگزاریهای رسمی مورد تایید قرار گرفته است:
بر اساس این گزارشها و در پی اعلام اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان زنجان ۳۴ کارگر تنها در این استان کشور در پی حملات جنگندههای آمریکایی و اسرائیلی کشته شدهاند.
– در جریان حمله هوایی جنگندهها به یک لنج صیادی در اسکلهای در بندر جاسک، دو کارگر صیادکشته شدند. همزمان با این اتفاق، با حمله به اسکله دوحه قشم نیز دو کارگر مصدوم شدند.
– در پی حملات به تاسیسات صنعتی، چند مجتمع پتروشیمی از جمله شرکتهای پتروشیمی فجر ۱، فجر ۲، بندر امام خمینی، رازی و کارون هدف اصابت قرار گرفتند که در پی آن، تعدادی از کارگران این واحدها دچار حادثه شدند. بر اثر این حملات، در شرکت پتروشیمی فجر ۱، سه نفر از کارگران و در شرکت پتروشیمی فجر ۲ نیز سه نفر دیگر از کارگران کشته شدند. بر اساس گزارشهای دریافتی، در شرکت پتروشیمی بندر امام خمینی نیز ۶ نفر از کارگران مجروح شدند. همچنین در شرکت پتروشیمی فجر ۱ سه نفر و در شرکت پتروشیمی فجر ۲ نیز سه نفر از کارگران آسیب دیدهاند. در پتروشیمی رازی ۵ نفر و در پتروشیمی کارون ۲ نفر دچار جراحت شدند.
– در پیشوای ورامین و در جریان حمله به یک سوله صنعتی و غیر نظامی در شهرک صنعتی در پیشوا، یک کارگر نگهبان کشته شد.
– در جریان حمله هوایی به پایانه تجاری شلمچه در خرمشهر یک کارگر راننده عراقی کشته و دو کارگر ایرانی تخلیه بار مجروح شدند.
حمله به مراکز صنعتی و تولیدی در شهرک جی استان اصفهان به کشتهشدن دستکم ۱۵ نفر از کارگران انجامید.
«حسن خیران» و«کامران پسندک» دو پاکبان و باغبان فضای سبز شهرداری تهران در جریان حملات به ایستهای بازرسی کشته شدند.
– در پی حمله هوایی جنگندههای آمریکایی به تاسیسات ذخیره سازی نفتی و یک مرکز نقل و انتقال فرآورده های نفتی در تهران و البرز در شب دوشنبه ۲۰ اسفند، چهار کارگر مرتبط با این مجموعه کشته شدند.
– در جریان حمله هوایی آمریکا و اسرائیل به کارخانه نشاستهسازی و آرد «پایارد» در شهرستان نقده، ۲۱ کارگر آسیب دیدند و از این تعداد ۱۱ کارگر به نامهای مجیدیولچی، عزیز عباسزاده، وحید طالبی، توحید بایرامزاده، امیرحسین حسنزاده، اصغر خدایاری، حسین محمدی، علیاکبر اروجزاده، مهدی قلیزاده، محمد علیزاده وعلی نجفی کشته شدند.
– در جریان حمله آمریکا و اسرائیل به کارگاه امانی متعلق به شهرداری در تبریز، یک کارگر خدماتی شهرداری به نام(خلیل باستانی) کشته شد و تعدادی دیگر از کارگران و اهالی منطقه زخمی شدند.
– در پی حملات اخیر، دو تن از کارکنان مرکز آموزش فنی و حرفهای برادران شماره ۶ «سید جمالالدین اسدآبادی» همدان کشته و چهار نفر دیگر از همکاران این مرکز نیز مجروح شدند.
نقض مقررات بینالمللی با حمله به غیرنظامیان
در شرایطی که تنشهای نظامی میان ایران، آمریکا و اسرائیل به اوج خود رسیده، کشته شدن دهها کارگر در جریان حملات اخیر، نقض صریح اصول بنیادین حقوق بشردوستانه و انسانی است. در این میان بهنظر میرسد، جان و امنیت کارگران که شاهرگ حیاتی تولید و اقتصاد هر جامعهای را تشکیل میدهند، مورد بیتوجهی جدی قرار گرفته است. به نحوی که از یکسو، شاهد ادامه فعالیت واحدهای صنعتی و تولیدی در مناطق پرخطر، بدون فراهم آوردن حداقل حفاظتهای امنیتی لازم برای کارگران هستیم؛ آن هم در شرایطی که دولت و کارفرمایان نیز در جهت رفع این خلاء و تامین حفاظت شغلی آنان، تدابیر کافی اتخاذ نکردهاند و از سوی دیگر، کشورهای متخاصم با نادیده گرفتن تمامی مقررات و موازین بینالمللی، مراکز غیرنظامی و اقتصادی را هدف حملات خود قرار دادهاند.
بررسی اسناد بینالمللی نشان میدهد که در جریان هرگونه درگیری نظامی، دولتهای درگیر بر پایه اصول شناختهشده حقوق بینالملل بشردوستانه، موظفاند از حمله به اهداف غیرنظامی از جمله مراکز تولیدی، کارخانجات، کارگاهها و زیرساختهای اقتصادی بهطور کامل خودداری کنند. بر اساس کنوانسیونهای چهارگانه ژنو سال ۱۹۴۹ و پروتکلهای الحاقی آن در سال ۱۹۷۷، تأکید شده است که طرفهای مخاصمه باید میان اهداف نظامی و غیرنظامی تمایز قائل شوند و هر اقدامی که مستقیماً یا غیرمستقیم زندگی غیرنظامیان را به خطر اندازد، تخلف آشکار از قوانین بینالمللی محسوب میشود. مطابق ماده ۵۱ و ۵۲ پروتکل الحاقی نخست، کارگران و کارکنان مراکز صنعتی جزو جمعیت غیرنظامی به حساب میآیند و حمله به مکانهایی که صرفا برای فعالیت و تولید اقتصادی مورد استفاده قرار میگیرند، ممنوع است. همچنین ماده ۵۷ همین پروتکل دولتها را موظف میکند که تمام تدابیر ممکن را برای جلوگیری از آسیب به غیرنظامیان اتخاذ کنند و از هدف قرار دادن زیرساختهایی که برای معیشت مردم ضروریاند، اجتناب ورزند. در همین چارچوب، هرگونه حمله به مراکزی که تأمینکننده معاش و اشتغال جامعه کارگری هستند، نهتنها نقض آشکار اصول انسانی و بینالمللی است، بلکه میتواند در چارچوب حقوق بینالملل کیفری مصداق «جنایت جنگی» تلقی شود. حفظ جان کارگران و صیانت از زیرساختهای اقتصادی، مسئولیتی است که تمامی دولتها در شرایط جنگی در برابر آن پاسخگو هستند و هیچ توجیه نظامی نمیتواند موجب نادیده گرفتن این تعهدات شود.
تخلیه ۸ بیمارستان در تهران در پی حملات دشمن
روزنامه اعتماد، 18 فرودین 1405
وزارت بهداشت: در پی حملات دشمن آمریکا و اسرائیل به ایران، ۵۴ پایگاه اورژانس، ۴۶ واحد مرکز درمانی و ۲۱۶ مرکز بهداشت آسیب دیدهاند. همچنین ۸ بیمارستان تخلیه شده و ۴۱ دستگاه آمبولانس نیز دچار خسارت شدهاند.
استانهای تهران و هرمزگان بیشترین آمار جانباختگان را به خود اختصاص دادهاند. از تعداد مصدومان ۴ هزار و ۷۲۱ نفر خانم، ۱۹۱۷ کودک زیر ۱۸ سال و ۶۸ کودک زیر ۲ سال بودهاند.
در حوزه درمان، ۳۲ هزار و ۵۳۳ نفر درمان و ترخیص شدند و ۴۸۰ بیمار بستری شده که روند درمان و ترخیص آنها در حال انجام است و تاکنون یک هزار و ۲۰۰ مورد عمل جراحی بر روی مصدومان انجام شده است. تیم سلامت نیز متشکل از کادر درمان و اورژانس، ۱۱۷ مصدوم داشته و ۲۴ نفر از مدافعان سلامت در خط مقدم مقابله با بحران به جان باختهاند. همچنین ۲۵۱ زن، ۲۱۶ کودک زیر ۱۸ سال و ۱۷ کودک زیر ۵ سال به جان باختند.
در این مدت، دهها مرکز غیرنظامی از جمله مناطق مسکونی، بیمارستانها، مدارس، مراکز امدادی و اماکن تاریخی مورد حمله قرار گرفتهاند.
برخی از این اهداف عبارتند از:
- مناطق مسکونی در میدان نیلوفر تهران(بیش از ۲۰ غیرنظامی جان باختند)
- یک مجتمع مسکونی پرجمعیت در سنندج
- ارگ تاریخی رادیو و کاخ گلستان در جنوب تهران
- بیمارستان گاندیتهران
- بازار بزرگ تهران
- بیمارستان ابوذراهواز
- اطراف ساختمان جمعیت هلالاحمر ایران، تهران
- بیمارستان خاتمالانبیاءتهران
- سازمان بهزیستی کشور، تهران
- بیمارستان مطهریتهران
- بیمارستان ولیعصرتهران
- بیمارستان تروما و سوختگیتهران
- مرکز مراقبت از نوزادان آمنهتهران
- بیمارستان قلب شهید رجاییتهران
- خانههای مسکونی اطراف میدان سپاهتهران
- مناطق مسکونی در مراغه (بیش از ۲۷ غیرنظامی کشته شدند)
- بیمارستان بقاییاهواز
- پایگاه اورژانس چابهار
- پایگاه اورژانس سراب
- پایگاه اورژانس همدان
- بیمارستان حضرت ابوالفضلمیناب
- دبستان شهید محلاتیتهران
- مدرسه هدایتنارمک تهران
- یک سالن ورزشی در لامرد، استان فارس(۱۸ کودک و نوجوان جان باختند)
- کشته شدن ۳۵ غیرنظامی در استان فارس
- بازار میدان بهارستانتهران
- یک پارک کودکان در تهران
- مرکز اورژانس پزشکیتهران
- یک مهدکودک در نارمک
- خانههای مسکونی در نارمک، خیابان عراقی و بلوار مرزدارانتهران
- میدان ارگ و محدوده تاریخی کاخ گلستان
- حمله به بلوار میرداماد که به ساختمانهای مسکونی و مراکز درمانی آسیب رساند
- حمله به دو مقر پلیس دیپلماتیک
بمباران بناهای تاریخی
۱۳۱ بنای تاریخی در سطوح جهانی، ملی و واجد ارزش، هفت بافت تاریخی در شهرهای مختلف و بالغ بر ۴۸ موزه در سراسر کشور در جریان جنگ آسیب دیدهاند. اینها آمار رسمی وزارت میراث فرهنگی از آسیبهای جنگ است.
پیرحسین کولیوند(با توجه به دادههای ساعت ۸ صبح جمعه ۱۴ فروردین تا ۸ صبح شنبه ۱۵ فروردین) اعلام کرد: حملات هوایی در استانهای بوشهر، تهران، زنجان، فارس، لرستان و هرمزگان خسارات جدی بههمراه داشته است. در استان تهران مناطقی از جمله ملارد، ولنجک(دانشگاه شهید بهشتی)، شهریار، فشم، قرچک و امامزاده داوود مورد اصابت قرار گرفتهاند و در سایر استانها نیز خسارات قابل توجهی به بندرعباس، بندر خمیر، نورآباد و جهرم وارد شده است.
به گزارش فرارو، وی افزود: تاکنون ۲۲ هزار و ۸۱۰ واحد تجاری آسیبدیده و ۳۲۲ مرکز درمانی و بهداشتی، ۷۶۳ مدرسه، ۱۸ مرکز علمی و دانشگاهی و ۲۰ مرکز هلالاحمر در این حملات خسارت دیدهاند. همچنین تجهیزات امدادی شامل ۳ فروند بالگرد، ۴۶ دستگاه آمبولانس و ۴۸ خودروی عملیاتی آسیب دیده است.
نابودی زیرساختهای جامعه ایران
به گزارش گروه اجتماعی خبرگزاری دانشجو، علی جعفریان مشاور عالی و جانشین وزیر بهداشت و استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران، در حاشیه تجمع اعتراضی دانشگاهیان و کادر سلامت در مجتمع بیمارستانی امام خمینی در جمع خبرنگاران اظهار کرد: در حدود ۳۵ تا ۳۶ روزی که از آغاز جنگ میگذرد، بیش از ۲۰۰ مرکز سلامت در حوزه بهداشت و درمان در کشور آسیب دیده و حدود ۳۷ تا ۳۸ بیمارستان نیز دچار خسارت شدهاند.
وی افزود: همچنین در این مدت ۳۰ دانشگاه کشور مورد حمله قرار گرفتهاند و برخی مراکز علمی و پژوهشی از جمله بخشهایی از دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی نیز بهطور مستقیم آسیب دیدهاند.
مشاور عالی وزیر بهداشت با اشاره به آسیب دیدن زیرساختهای خدمات اورژانسی گفت: در این حملات، امکانات خدمات بهداشتی اولیه از جمله آمبولانسهای زمینی، آمبولانس دریایی و بالگردهای امدادی نیز هدف قرار گرفتهاند.
جعفریان ادامه داد: متأسفانه در جریان این حملات بیش از ۲۴ نفر از همکاران حوزه سلامت به شهادت رسیدهاند و این موضوع نشاندهنده شدت و گستردگی آسیبهایی است که به بخش سلامت کشور وارد شده است.
جعفریان با اشاره به آمار مجروحان و جانباختگان حملات اخیر نیز گفت: تعداد مجروحان این حملات از ۳۰ هزار نفر گذشته است که حدود ۵ هزار نفر از آنان زنان و نزدیک به ۱۸۰۰ نفر زیر ۱۸ سال هستند. همچنین تاکنون بیش از ۲۲۰ زن و حدود ۲۲۰ کودک و نوجوان در این حملات به شهادت رسیدهاند.
حمله به تاسیسات پتروشیمی
در هفتههای گذشته، گزارشهایی از حمله به تاسیسات پتروشیمی در نقاط مختلف کشور منتشر شده است؛ از ماهشهر در جنوب تا مجتمعهای صنعتی در تبریز. در تهران نیز حمله به پالایشگاه، ساعاتی طولانی آسمان پایتخت را زیر لایهای سنگین از دود سیاه فرو برد؛ دودی که نه فقط آسمان، بلکه خیابانها، خانهها و ریههای شهر را نیز پوشاند.
کارشناسان سلامت محیط میگویند آتشسوزی در پالایشگاهها و مجتمعهای پتروشیمی تنها یک حادثه صنعتی نیست. سوختن فرآوردههای نفتی، ترکیبات آروماتیک، گوگرد، فلزات سنگین و ذرات معلق بسیار ریز را وارد هوا میکند. این ذرات میتوانند تا روزها و حتی هفتهها در جو باقی بمانند و با هر نفس وارد بدن انسان شوند.
نتیجه چنین مواجههای، طیفی از بیماریهاست، تشدید آسم و بیماریهای مزمن تنفسی، افزایش حملات قلبی، تحریکات شدید چشمی و پوستی، و در بلندمدت افزایش خطر سرطان. کودکان، سالمندان، زنان باردار و بیماران مزمن بیش از دیگران در معرض این آسیبها قرار دارند.
ساختار تامین غذا در ایران بهشدت به واردات دریایی وابسته است. بر اساس گزارشها سالانه حدود ۲۵ میلیون تن کالای اساسی مانند گندم، ذرت، جو، سویا، روغن و شکر وارد کشور میشود که بیش از ۹۰ درصد آن از طریق بنادر جنوبی، از جمله امام خمینی، شهید رجایی، بوشهر و چابهار انجام میگیرد.
این تمرکز باعث شده است تا این بنادر نقش گلوگاههای حیاتی را داشته باشند. اکنون با آسیب به زیرساختها، افزایش هزینههای بیمه و محدود شدن پوشش بیمهای، کارآیی این مسیرها کاهش یافته است.
در این شرایط، بنادر شمالی مانند انزلی و امیرآباد تلاش کردهاند بخشی از کمبود را جبران کنند اما به دلیل حمله نظامی به بندر انزلی و محدودیت ظرفیت و دسترسی، نمیتوانند جایگزین کامل مسیر جنوب باشند. بنابراین، استفاده از مسیرهای زمینی بیش از گذشته مطرح شده است.
حمله به شرکتهای فولاد؛ فروریختن یکی از ستونهای اقتصادی و نظامی ایران
با تشدید درگیریها میان آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی ایران، دامنه حملات به زیرساختهای کلیدی صنعتی کشیده شده است. در این میان، هدف قرار گرفتن مجتمعهای فولادی، بهویژه فولاد مبارکه اصفهان و فولاد خوزستان، نقطه عطفی در این روند است.
این دو شرکت از مهمترین ارکان صنعت فولاد و اقتصاد صنعتی ایران هستند وعلاوه بر تامین مواد اولیه برای طیف گستردهای از صنایع راهبردی، سهم قابلتوجهی در صادرات غیرنفتی و ارزآوری کشور دارند.
فولاد مبارکه؛ تعارض میان توسعه صنعتی و حفظ محیط زیست
بر اساس برآوردها، شرکت فولاد مبارکه اصفهان بهعنوان بزرگترین تولیدکننده فولاد در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، سهمی در حدود یک درصد از تولید ناخالص داخلی ایران دارد که نشاندهنده اهمیت راهبردی این مجموعه در اقتصاد ملی است.
مطابق صورتهای مالی منتهی به اسفند ۱۴۰۳، فولاد مبارکه مستقیم و غیر مستقیم بین حدود ۱۲ هزار تا ۲۳ هزار نفر را به کار گرفته است.
در گزارشهای صنعتی، فولاد مبارکه بهعنوان شرکت مادر یک هلدینگ بزرگ با بیش از ۱۲۰ شرکت زیرمجموعه معرفی میشود.
این شرکت تامینکننده مواد اولیه برای بیش از ۳۰۰۰ کارخانه و کارگاه در کشور است و نقشی کلیدی در زنجیره تولید صنایع پاییندستی دارد. بهطور مشخص، حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد ورقهای فولادی مورد نیاز خودروسازان بزرگ داخلی، از جمله ایرانخودرو و سایپا را این شرکت تامین میکند.
بر اساس دادههای عملیاتی، فولاد مبارکه پارسال حدود ۸/۷ میلیون تن محصول فروخت که ۷/۳ میلیون تن در بازار داخلی عرضه شد و ۱/۴ میلیون تن نیز صادر شد.
از منظر مالی، فولاد مبارکه در سال ۱۴۰۳ حدود ۲۷۶ هزار میلیارد تومان فروش داشت و سود ناخالص آن به حدود ۹۶ هزار میلیارد تومان رسیده است.
سعید زرندی، مدیرعامل گروه فولاد مبارکه، گفته است که مجموع صادرات فولاد مبارکه از ابتدای فعالیت تاکنون به بیش از ۲۷ میلیون تن، معادل حدود ۱۲ میلیارد دلار درآمد رسیده و فروش داخلی نیز از ۱۵۶ میلیون تن فراتر رفته است.
از منظر ساختار مالکیتی، دولت اصلیترین سهامدار فولاد مبارکه است. سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران (ایمیدرو) بهعنوان زیرمجموعه وزارت صنعت، معدن و تجارت، در کنار بانک تجارت و دیگر نهادهای وابسته به دولت، بخش قابلتوجهی از سهام این شرکت را در اختیار دارند.
دومین تولید کننده فولاد ایران و نفوذ نهادهای وابسته به سپاه
شرکت فولاد خوزستان، بهعنوان دومین قطب تولید فولاد در ایران و یکی از مهمترین صادرکنندگان محصولات فولادی، جایگاهی راهبردی در صنعت و اقتصاد ایران دارد. این شرکت مستقیم و غیرمستقیم برای حدود ۱۵ هزار نفر اشتغال ایجاد کرده و نقش مهمی در زنجیره تولید و صادرات فولاد ایفا میکند.
فولاد خوزستان در نیمه نخست سال ۱۴۰۴، با وجود محدودیتهای شدید در تامین برق و چالشهای گسترده انرژی، نزدیک به ۵ میلیون تن تولید داشت که بخشی از آن در بازار داخلی عرضه و بخش دیگری صادر شد.
میزان صادرات این شرکت در سال ۱۴۰۴ نسبت به مدت مشابه سال قبل، رشد چشمگیر ۶۷/۲ درصدی داشته و درآمد فروش آن نیز در نیمه نخست سال، حدود ۴۱ درصد افزایش یافته است.
از نظر ظرفیت تولید، شرکت فولاد خوزستان بهتنهایی حدود ۳/۸ میلیون تن شمش فولادی در سال تولید میکرد که با راهاندازی خط تولید یک میلیون تنی فولادسازی شادگان در سال ۱۴۰۴، ظرفیت تولیدش به حدود ۵ میلیون تن شمش فولادی افزایش یافته است؛ اقدامی که جایگاه این مجموعه را در بازار داخلی و صادراتی بیش از پیش تقویت کرده است.
حمله به فولاد مبارکه اصفهان و خوزستان
نخستین حمله به شرکتهای فولادی در هفتم فروردین و دومین حمله در یازدهم فروردین رخ داد. در بعد ازظهر هفتم فروردین، بخشهایی از تاسیسات برق و کارگاه ناحیه فولادسازی فولاد مبارکه مورد اصابت قرار گرفت. این حمله، یک کشته و ۱۶ مجروح به دنبال داشت. بخشهای حیاتی این مجموعه، از جمله نیروگاههای ۹۱۴ و ۲۵۰ مگاواتی، آسیبهای جدی دیدند که تاثیر مستقیمی بر روند تولید داشت.
در ادامه این حملات، مدیریت ارتباطات گروه فولاد مبارکه در اطلاعیهای در ۱۳ فروردین گفت که این مجتمع برای دومین بار در تاریخ ۱۱ فروردین هدف حمله قرار گرفته است.
بر اساس این اطلاعیه، شدت حملات و حجم خسارات وارده بهگونهای بوده که خطوط تولید آلیاژی و نیروگاههای کارخانه خسارات سنگینی دیدهاند و تمامی خطوط تولید بهطور
کامل متوقف شدهاند.
خسارت جنگ ۴۰ روزه به اقتصاد تهران/ تخریب ۸۰۰ واحد تجاری، ۴۴۰ واحد صنعتی و دهها مرکز آموزشی و درمانی
رکنا- 31-01/1405
در پایان جنگ ۴۰ روزهای که از نهم اسفند ۱۴۰۴ تا نوزدهم فروردین ۱۴۰۵ پایتخت را در معرض حملات گسترده قرار داد، تهران هنوز در وضعیت محتاط در حرکت به سر میبرد. بیش از ۸۰۰ واحد تجاری، ۴۴۰ واحد تولیدی و دهها مرکز آموزشی و درمانی آسیب دیدهاند و آتشبس شکننده تنها فرصتی کوتاه برای نفس کشیدن اقتصاد شهری فراهم کرده است؛ اقتصادی که با زخمهای عمیق و نگرانی از فروپاشی دوباره نظم حرکتی، مسیر بازیابی خود را آغاز کرده است.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، تهران در حالی به روز سیویکم فروردین ۱۴۰۵ رسیده که هنوز نفس آتشبسی را میکشد که هر لحظه ممکن است فروبریزد. جنگی که از نهم اسفندماه ۱۴۰۴ آغاز شد و چهل روز فضای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی پایتخت را در هم کوبید، امروز تنها با یک توقف موقت از حرکت بازایستاده است. در این فاصله کوتاه، ضربههایی بر زیرساخت و فعالیت اقتصادی تهران وارد شد که ابعاد آن همچنان برای کارشناسان و فعالان اقتصادی در حال بررسی است.
استاندار تهران اعلام کرده است که بیش از ۸۰۰ واحد تجاری، ۴۴۰ واحد تولیدی و صنعتی و همچنین دهها مرکز آموزشی و درمانی در جریان حملات نظامی آسیب دیدهاند؛ آماری که تصویری روشن از میزان درهمریختگی ساختار اقتصادی پایتخت ارائه میدهد. پایتختی که ستون فقرات گردش مالی کشور است، حالا در وضعیتی ایستاده که بازسازی آن تنها یک پروژه عمرانی نیست؛ بازسازی اعتماد عمومی، نظم اقتصادی و جریان زندگی است.
سقوط نبض تجارت در پایتخت
آسیب دیدن ۸۰۰ واحد تجاری تنها یک عدد خشک در گزارشها نیست؛ این رقم در خیابانهای تهران، به معنای تعطیلی صدها مغازه، توقف هزاران شغل روزانه، و قطع گردش مالیای است که مستقیم و غیرمستقیم بر زندگی میلیونها نفر اثر میگذارد. بازارهای تهران ، از مراکز خرید مدرن تا راستههای قدیمی ،در روزهای جنگی با کرکرههایی بسته، خیابانهایی نیمهساکت و مشتریانی هراسان مواجه بودند.
کاهش فعالیت این واحدها ضربهای آشکار به مالیات و درآمدهای شهری وارد کرد. از سوی دیگر، توقف چرخه خرید و فروش بهسرعت به زنجیره توزیع، قیمتگذاری و عرضه کالا در پایتخت سرریز شد.حتی اکنون و در روزهای آتشبس، بازار همچنان در حالت نیمهفعال و محتاط به سر میبرد.
صنعت تهران و زخم ۴۴۰ واحد خاموش
اقتصاد تهران تنها بر دوش تجارت نیست؛ هزاران واحد تولیدی کوچک و متوسط در بافت صنعتی شهر و پیرامون آن قرار دارند. آسیبدیدن ۴۴۰ واحد تولیدی و صنعتی نه فقط توقف خط تولید، بلکه شکنندگی کل زنجیره تأمین کشور را نمایان کرد.
این تعطیلیها باعث، کاهش تولید مواد اولیه، اختلال در فرآیند صادرات و واردات، افزایش هزینههای لجستیکی و کاهش اشتغال روزانه هزاران کارگر است.
بسیاری از کارخانهها در روزهای جنگ حتی اگر آسیب مستقیم ندیدند، به دلیل خطر حمله، نبود نیروی کار، یا قطع برق و سوخت، مجبور به توقف فعالیت شدند. امروز، چالش اصلی این واحدها تأمین سرمایه برای بازگشت به چرخه تولید است؛ سرمایهای که در فضای بیثبات آتشبس موقت، دریافت آن از سیستم بانکی یا بخش خصوصی دشوارتر از همیشه شده است.
آسیب به آموزش؛ نسلی که کلاسهایش بیسقف شد
دهها مرکز آموزشی که در گزارش استاندار تهران به آن اشاره شده، تنها ساختمانهایی تخریبشده نیستند؛ هر کلاس تعطیلشده، آیندهای است که با تاخیر ورق میخورد. مدارس و دانشگاههای تهران در چهل روز گذشته بارها مجبور به تعطیلی یا انتقال به فضای مجازی شدند، وضعیتی که نابرابری آموزشی را تشدید کرد و دانشآموزان مناطق کمبرخوردار را بیش از همه تحت فشار قرار داد.
درمانگاههای نیمهویران و فشار مضاعف بر بیمارستانهای تهران
آسیب به دهها مرکز درمانی، ظرفیت درمانی پایتخت را به شکل محسوسی کاهش داد. در روزهای اوج جنگ، بیماران عادی با تأخیر و سرگردانی برای دریافت خدمات درمانی مواجه بودند و بیمارستانهای سالمتر مجبور بودند بار چندبرابری بپذیرند. این ازدحام، کیفیت خدمات را کاهش داد و بسیاری از درمانهای غیرفوری به تعویق افتاد.
امروز، حتی با برقراری آتشبس، ترمیم این مراکز درمانی به دلیل نبود منابع مالی و تجهیزات با سرعتی بسیار کم آغاز شده است. این وضعیت، تهران را در برابر هر بحران بهداشتی آینده، از جمله بیماریهای فصلی، آسیبپذیرتر میکند.
اقتصاد پایتخت؛ ایستاده بر خط باریک آتشبس
تهران پس از ۴۰ روز جنگ، روی خط باریک آتشبسی قدم میزند که به گفته مسئولان «هر لحظه امکان دارد شکسته شود». این بیثباتی، سرمایهگذاران داخلی و خارجی را در وضعیتی بلاتکلیف نگه داشته و مانع اصلی بازگشت اقتصاد شهر به مسیر طبیعی است.
بازار مسکن، بورس، بازار ارز و حتی کسبوکارهای کوچک تاکنون واکنشی محتاطانه نشان دادهاند. عدم اطمینان نسبت به آینده سیاسی و امنیتی، ضربهای است که تأثیر آن به مراتب عمیقتر از خسارتهای فیزیکی جنگ بوده است.
تهران ۱۴۰۵؛ پایتختی که هنوز آماده شنیدن صدای بعدی است
در ۳۱ فروردین ۱۴۰۵، تهران شهری است که در وضعیت نیمهتعلیق قرار دارد. خطوط مواصلاتی ترمیم شدهاند، اما جریان زندگی هنوز با حرکتی محتاط ادامه مییابد. اقتصاد پایتخت که همیشه موتور محرک کشور بوده، اکنون با توان نصفهونیمه حرکت میکند و چشم همه فعالان اقتصادی به یک پرسش بیپاسخ دوخته شده: آیا این آتشبس دوام میآورد؟
در چنین وضعیتی، تهران بیش از هر زمان دیگری نیازمند برنامهریزی برای بازسازی هدفمند، حمایت از کسبوکارهای کوچک و متوسط، و ایجاد سپری برای ارتقای تابآوری اقتصادی و اجتماعی است. زیرا اگرچه جنگ پایان یافته، اما پیامدهای آن هنوز نفسهای شهر را کوتاه کرده است.
آخرین آمار و جزییات پزشکی قانونی «از ۳۳۷۵ شهید جنگ اخیر/ حدود ۴۰ درصد از پیکرها به دلیل نوع بمبها و موشکهای به کار گرفته شده»، قابل شناسایی نبودند
رییس سازمان پزشکی قانونی کشور از «شهادت ۳ هزار و ۳۷۵ نفر در جنگ تحمیلی اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی» خبر داد و گفت: «در این میان با پیکرهای مطهری مواجه شدیم که حدود ۴۰ درصد آنها به دلیل نوع بمبها و موشکهای به کار گرفته شده، قابل شناسایی نبودند…»
به گزارش مرکز رسانههای قوه قضاییه، عباس مسجدی ضمن تشریح اقدامات این سازمان در جریان جنگ تحمیلی علیه ایران، اظهار کرد: «این جنگ از پایان سال ۱۴۰۴ تا آغاز ۱۴۰۵، سرشار از سختیها و زیباییها بود، شهادت رهبر انقلاب و جمعی از فرماندهان، از جمله تلخترین رویدادهایی بود که دل مردم را آزرد.»
مسجدی افزود: «در این دوره، شاهد به شهادت رسیدن شهروندان بیگناه، کودکان، سالمندان و افرادی بودیم که در مراکز اداری مشغول خدمت بودند.»
وی بمباران مدرسه «شجره طیبه» در میناب را حادثهای دلخراش خواند و گفت: «در این حادثه بیش از ۱۶۰ کودک به دست آمریکا و رژیم صهیونیستی شهید شدند.»
رییس سازمان پزشکی قانونی تصریح کرد: «به دلیل نوع بمبها و موشکهای به کار گرفته شده توسط آمریکای جنایتکار و رژیم صهیونیستی، حدود ۴۰ درصد پیکرهای شهدا در ابتدا قابل شناسایی نبودند، اما همکاران ما در سراسر کشور بهویژه در تهران، اصفهان و هرمزگان با تلاش خود موفق شدند این پیکرها را شناسایی و به خانوادهها تحویل دهند.»
مسجدی با اشاره به حمایت مسئولان قضایی بهویژه رییس قوه قضاییه از سازمان پزشکی قانونی تاکید کرد: «با وجود موشکباران دشمن، همکاران ما هرگز خدمت به مردم را ترک نکردند؛ برخی از آنها به منزل نرفتند و شبانهروز به مردم و خانواده شهدا خدمت میکردند.»
رییس سازمان پزشکی قانونی، با تاکید بر اینکه در طول ۵۰ روز جنگ هیچ خدمتی به مردم مختل نشد، افزود: «این سازمان بدون هیچ تعطیلی به فعالیت ادامه داد. پیش از آغاز جنگ، ستاد بحران سازمان تمهیدات لازم را اندیشیده بود و دستورالعملهایی برای ارائه خدمات یکپارچه به استانها ابلاغ شد، هر چند برخی دستورالعملهای شناسایی پیکر شهدا سختگیرانه بود، اما در ۵۰ روز گذشته هیچ مشکلی در این زمینه در کشور نداشتیم.»
وی همچنین گفت: «با وجود مشکلات ارتباطی، جلسات مجازی متعددی با استانها برگزار کردیم تا ضمن کسب اخبار، دستورات لازم برای خدمترسانی را با همکاران به اشتراک بگذاریم.»
رییس سازمان پزشکی قانونی در تشریح آمار نهایی شهدا، گفت: «از آغاز جنگ رمضان تا آخرین ساعت روز ۲۱ فروردین ۱۴۰۵، مجموعا ۳ هزار و ۳۷۵ نفر شهید شدند که از این تعداد ۲ هزار و ۸۷۵ نفر مرد و ۴۹۶ نفر زن بودند. در حال حاضر نیز ۴ پیکر به دلیل شدت و نوع آسیبها تعیین تکلیف نشدهاند.»
مسجدی اضافه کرد: «به ترتیب استانهای تهران، هرمزگان و اصفهان بیشترین آمار شهدا را به خود اختصاص دادهاند.»
وی درباره پشتیبانی از استانهای کمتجربه در بحران، گفت: «سازمان پزشکی قانونی پیشتر نیز با بحرانهای مختلفی مواجه بوده است. در جنگ ۱۲ روزه خردادماه، با وجود آمادگی تیمهای پشتیبان از استانهای غیردرگیر، حتی به یک نفر هم برای انتقال به استانهایی مانند تهران، اصفهان یا هرمزگان نیاز پیدا نکردیم و همان نیروهای متخصص مستقر در استانها، خدمات مورد نیاز را ارائه دادند که نشاندهنده همت مجاهدانه همکاران است.»
مسجدی خاطرنشان کرد: «خوشبختانه با توجه به پیشبینیهای انجام شده و احتمال وقوع جنگ، ذخایر استراتژیک سازمان در حد استاندارد بود و از نظر تجهیزات، مواد آزمایشگاهی و نیروی انسانی هیچ کمبودی احساس نشد.» وی تاکید کرد: «در صورت ادامه جنگ در آینده نیز خدماترسانی ادامه خواهد یافت و اجازه نمیدهیم مردم در این حوزه دچار مشکل شوند.»
تشدید بیکاری، فقر و بحران اقتصادی
تاثیرات اقتصادی جنگ بر ایران، بر کسی پوشیده نیست. اختلال در زنجیره تامین، کاهش دسترسی به منابع خارجی و کمبود کالاهای اساسی، بهسرعت زمینهساز افزایش قیمتها شده است. این روند در شرایطی رخ میدهد که محاصره دریایی ایران نیز فشار مضاعفی بر واردات وارد کرده و هزینه تامین کالا را بهشدت افزایش داده است. با توجه به وابستگی بالای اقتصاد ایران به واردات، این وضعیت به شکل مستقیم به تشدید بحران اقتصادی انجامیده است.
حتی پیش از آغاز جنگ، نشانههای بحران در اقتصاد ایران آشکار بود. بر اساس گزارش مرکز آمار ایران، نرخ تورم مواد غذایی به حدود ۱۰۰ درصد رسیده بود و خانوارها با افزایش بیسابقه قیمت کالاهای مصرفی روزمره مواجه بودند. با آغاز جنگ، بهدلیل کاهش تقاضای مصرفی و افت قدرت خرید، بازار تا حدی در وضعیت رکودی و به ظاهر باثبات قرار گرفت. اما پس از آتشبس ۱۴ روزه و با بازگشت نسبی تقاضا، موج جدیدی از تورم نمایان شد؛ تورمی که اینبار با شتاب بیشتری خود را نشان میدهد و چشمانداز مهار آن تیرهتر به نظر میرسد.
کارشناسان اقتصادی این آتشبس را «موقت و شکننده» توصیف میکنند و بر این باورند که اقتصاد ایران همچنان درگیر پیامدهای سنگین جنگ ۴۰ روزه است. در واقع، آسیبهای مستقیم و غیرمستقیم این جنگ، بخشهای حیاتی اقتصاد کشور را هدف قرار داده است.
در همین زمینه، فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، اعلام کرده است که برآوردهای اولیه نشان میدهد جنگ ۴۰ روزه حدود ۲۷۰ میلیارد دلار خسارت مستقیم و غیرمستقیم به ایران وارد کرده است. این خسارتها شامل تخریب هزاران واحد مسکونی، اداری، آموزشی، بهداشتی و درمانی، همچنین آسیب به تاسیسات نظامی، تجاری و صنعتی است.
گزارشها حاکی از آن است که کارخانههای بزرگ فولاد از جمله فولاد مبارکه و فولاد خوزستان، مجتمعهای پتروشیمی، نیروگاهها، زیرساختهای حملونقل مانند راهآهن، فرودگاهها و پلها، از جمله اهداف اصلی این حملات بودهاند.
در چنین شرایطی، بانک مرکزی ایران در گزارشی داخلی به رییسجمهور اعلام کرده است که بازسازی کامل اقتصاد و زیرساختهای آسیبدیده ممکن است تا ۱۲ سال به طول بینجامد؛ برآوردی که نشاندهنده عمق و گستردگی بحران پیشروی اقتصاد ایران است.
ابرتورمی که دور از دسترس نیست
اما بحران اقتصادی ایران تنها به پیامدهای جنگ محدود نمیشود. اقتصاد کشور پیش از این نیز با چالشهای ساختاری عمیق دستوپنجه نرم میکرد؛ چالشهایی که در سال ۱۴۰۴ به بروز اعتراضات گسترده اجتماعی انجامید و در نهایت با سرکوبی خونین مواجه شد؛ رخدادهایی که بنا بر برخی گزارشها، به کشته شدن دهها هزار نفر انجامید.
ترکیب این نارضایتیهای انباشته با تبعات جنگ ۴۰ روزه اخیر، چشمانداز اقتصاد ایران را بیش از هر زمان دیگری مبهم و نگرانکننده کرده است.
پیش از جنگ نیز اقتصاد ایران از مشکلات مزمن رنج میبرد. به گفته محمدمهدی بهکیش در گفتوگو با روزنامه دنیای اقتصاد، سه «گره کور» شامل ناترازی مالی دولت و کسری بودجه، انزوای اقتصادی در سطح بینالمللی، و فضای ناپایدار و پرریسک کسبوکار، زمینهساز بحرانیتر شدن شرایط در سال ۱۴۰۵ بودهاند.
اکنون و پس از تحمل خسارتهای سنگین جنگ، شاخصهای اقتصادی ابعاد نگرانکنندهتری به خود گرفتهاند. بر اساس دادههای رسمی، نرخ تورم مواد غذایی در اسفند ۱۴۰۵ از ۱۰۵ درصد فراتر رفته است. جزئیات این افزایش قیمت نیز تصویر روشنی از فشار معیشتی بر خانوارها ارائه میدهد: قیمت نان و غلات ۱۴۰ درصد، گوشت قرمز و مرغ ۱۳۵ درصد، روغن و چربیها ۲۱۹ درصد و لبنیات ۱۱۶ درصد افزایش یافتهاند. این در حالی است که تورم نقطهبهنقطه پیشتر در اسفند ۱۴۰۴ به ۷۱.۸ درصد رسیده بود و پس از آتشبس نیز همچنان در سطوح بالا تثبیت شده است.
به گفته یکی از فعالان بازار تهران، گرانی کالا بیشتر به دلیل نبود کالا و نگرانی از آینده است.
او به اپکتایمز گفت: «در حال حاضر شاهد کمبود کالا نیستیم، چراکه تقاضا هنوز به وضعیت عادی برنگشته تا کمبودی رخ دهد. اما به دلیل نبود واردات کالا اعم از کالای اساسی تا مواد اولیه صنعتی و کالاهای تولید خارج، وضعیت آینده مبهم بوده و شاهد افزایش قیمت هستیم.»
در چنین شرایطی، بسیاری از اقتصاددانان نسبت به ورود اقتصاد ایران به فاز تورمهای بسیار بالا هشدار میدهند. فرشاد فاطمی در گفتوگو با اقتصادنیوز تاکید میکند: «در سال ۱۴۰۵ با تورم سنگینی مواجه خواهیم شد؛ چراکه در شرایط جنگی، درآمدهای مالیاتی دولت کاهش مییابد، بخشی از درآمدهای نفتی افت میکند و در عین حال هزینههای نظامی افزایش پیدا میکند. مجموعه این عوامل، فشار تورمی قابلتوجهی ایجاد خواهد کرد.»
در همین راستا، روزنامه دنیای اقتصاد نیز در تحلیلی اخیر، از احتمال جهش تورم به سطوحی بسیار بالا سخن گفته و حتی سناریوی تورم بالای ۱۲۳ درصد را دور از ذهن ندانسته است؛ سناریویی که در صورت تداوم تنشهای خارجی و بیثباتی سیاسی، میتواند محقق شود.
این روزنامه سه مسیر متفاوت برای آینده اقتصاد ایران ترسیم میکند: دستیابی به توافقی پایدار، تداوم آتشبس شکننده در وضعیت «نه جنگ، نه صلح»، یا بازگشت به درگیری نظامی. بر اساس این تحلیل، هر یک از این سناریوها پیامدهای کاملا متفاوتی برای تورم خواهند داشت؛ بهگونهای که برآوردها نشان میدهد نرخ تورم نقطهبهنقطه تا شهریورماه میتواند در بهترین حالت به حدود ۴۹ درصد محدود شود، اما در بدترین سناریو، به ۱۲۳ درصد افزایش یابد.
بیکاری؛ زخم عمیق بر پیکر جامعه کارگری ایران
رکود اقتصادی ناشی از جنگ، بهسرعت خود را در بازار کار نشان داده است. تعطیلی گسترده واحدهای تولیدی یا کاهش شدید ظرفیت فعالیت آنها، موجی از بیکاری و تعدیل نیرو را در بخشهای مختلف صنعتی به راه انداخته است. بسیاری از کارخانهها یا بهطور کامل از چرخه تولید خارج شدهاند یا با حداقل توان فعالیت میکنند؛ وضعیتی که مستقیماً معیشت میلیونها خانوار را تحت تأثیر قرار داده است.
در همین زمینه، غلامحسین محمدی، معاون وزیر کار و رئیس سازمان آموزش فنیوحرفهای کشور، اعلام کرده است: «برآوردهای اولیه نشان میدهد جنگ منجر به از دست رفتن بیش از یک میلیون شغل شده و حدود دو میلیون نفر بهطور مستقیم و غیرمستقیم با بیکاری مواجه شدهاند.»
همزمان با این تحولات، سقوط شدید ارزش ریال، قدرت خرید خانوارها را بهشدت کاهش داده و سطح رفاه عمومی را به پایینترین سطوح در سالهای اخیر رسانده است. در چنین شرایطی، برخی تحلیلگران از وضعیت کنونی با عنوان «اقتصاد در حالت بقا» یاد میکنند؛ اقتصادی که نه در مسیر رشد، بلکه صرفا در تلاش برای جلوگیری از فروپاشی کامل است.
گزارش اخیر صندوق بینالمللی پول نیز تصویری نگرانکننده از آینده اقتصاد ایران ترسیم میکند. بر اساس این گزارش، تولید ناخالص داخلی ایران در سال ۲۰۲۶ به قیمتهای جاری به حدود ۳۰۰.۳ میلیارد دلار کاهش خواهد یافت؛ رقمی که در مقایسه با حدود ۴۱۶ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۴، افتی قابلتوجه را نشان میدهد. این کاهش ناشی از ترکیب عواملی چون رشد اقتصادی منفی(۶.۱- درصد) و افت شدید ارزش پول ملی ارزیابی شده است.
با وجود برقراری آتشبس، چشمانداز بهبود اقتصادی، همچنان دور از دسترس به نظر میرسد. حتی در صورت تداوم آتشبس، رفع تحریمها و بازگشت سرمایهگذاری خارجی نیز نمیتوان انتظار بهبود سریع داشت. کارشناسان هشدار میدهند که در غیاب یک توافق جامع و لغو مؤثر تحریمها، اقتصاد ایران در سال ۱۴۰۵ با رکود تورمی عمیقتری مواجه خواهد شد.
شواهد میدانی نیز این تصویر را تایید میکند. یکی از فعالان کارگری، به شرط ناشناس ماندن، به اپکتایمز گفته است: «بیکاری گسترده در صنایع سنگین از جمله پتروشیمی، فولاد و خودروسازی رخ داده است. به گفته او، حملات مستقیم به زیرساختهای صنعتی، بسیاری از کارخانهها را ناگزیر به تعدیل نیرو یا تعطیلی کرده و زنجیرهای از تعطیلی در صنایع وابسته را نیز بهدنبال داشته است. بسیاری از کارخانهها مستقیم مورد حمله قرار نگرفتند اما به دلیل ناتوانی از تهیه مواد اولیه از کارخانههای آسیب دیده مجبور به تعطیلی شدند.»
او همچنین به گسترش بیکاری در بخش خدمات و اقتصاد دیجیتال اشاره میکند: «در حوزه فروش آنلاین نیز وضعیت بحرانی است. قطع اینترنت برای بیش از ۴۰ روز، عملا کسبوکارهای اینترنتی را فلج کرده و بسیاری از فعالان این حوزه شغل خود را از دست دادهاند.»
بحران؛ عمیقتر از همیشه
آتشبس فروردین ۱۴۰۵ برای جامعه ایران، فرصتی کوتاه برای تنفس فراهم کرد، اما واقعیت آن است که این وقفه، بیش از آنکه نشانهای از ثبات باشد، بازتابدهنده یک وضعیت «تعلیق» است؛ تعلیقی میان بازگشت به درگیری یا حرکت بهسوی یک توافق پایدار. در این میان، اقتصاد ایران در شرایطی بسیار بحرانی و آسیبپذیر باقی مانده است.
برآورد خسارت صدها میلیارد دلاری، از بین رفتن میلیونها شغل، و جهش بیسابقه قیمت کالاهای اساسی، نشان میدهد که بحران فعلی صرفا یک شوک موقت نیست، بلکه میتواند به یک بحران ساختاری بلندمدت تبدیل شود. حتی خوشبینانهترین سناریوها نیز حاکی از آن است که بازسازی زیرساختهای تخریبشده و بازگرداندن اقتصاد به مسیر رشد، سالها زمان و منابع گستردهای نیاز خواهد داشت.
در چنین شرایطی، دولت با سه چالش همزمان روبهروست: مهار تورم و جلوگیری از ورود به فاز ابرتورم، تأمین حداقل معیشت برای جمعیت رو به افزایش بیکاران، و بازسازی زیرساختهای حیاتی که ستون فقرات اقتصاد کشور محسوب میشوند. این در حالی است که محدودیت منابع مالی، کاهش درآمدهای نفتی و تداوم انزوای اقتصادی، توان سیاستگذاری مؤثر را بهشدت تضعیف کرده است.
از سوی دیگر، ادامه نااطمینانی سیاسی و شکنندگی آتشبس، چشمانداز سرمایهگذاری چه داخلی و چه خارجی را تیره نگه داشته است. در غیاب یک توافق جامع سیاسی و اقتصادی و رفع مؤثر تحریمها، انتظار بازگشت سرمایه و احیای رشد اقتصادی چندان واقعبینانه بهنظر نمیرسد.
در مجموع، اقتصاد ایران در نقطهای ایستاده است که میتوان آن را «مرز بحران مزمن» توصیف کرد؛ جایی که ادامه روندهای کنونی میتواند به تعمیق فقر، گسترش نابرابری و حتی بروز بحرانهای اجتماعی گستردهتر منجر شود.
بهنظر میرسد مسیر پیشرو بیش از هر زمان دیگری به تحولات سیاسی از پایین گره خورده است؛ تصمیماتی که میتوانند یا زمینهساز خروج تدریجی از بحران باشند، یا اقتصاد ایران را وارد مرحلهای پیچیدهتر و پرهزینهتر از فروپاشی تدریجی کنند.
اعتراض رسمی شورای مرکزی کارمندان دانشگاههای کشور
در چهارمین روز اردیبهشت ۱۴۰۵، بخش زیادی از کارمندان و کارکنان بخشهای غیردولتی و همچنین بازنشستگان از پرداخت نشدن حقوق فروردین گزارش میدهند.
آثار مشکلات مزمن ساختاری در اقتصاد ایران و کسری شدید بودجه دولت در شرایط جنگ از ابتدای سال جدید نمایان شده است و پرداخت حقوق و مزایای شغلی در سازمانها و ادارههای دولتی عقب افتاده است.
در همین رابطه، شورای مرکزی کارمندان دانشگاههای کشور در نامهای رسمی و سرگشاده به پرداخت نشدن حقوق و مزایای این صنف در فروردین ۱۴۰۵ اعتراض کرده است.
در این نامه آمده: «در شرایطی که کارکنان دانشگاهها ماههاست از تبعیضها و ناعدالتیهای شکلگرفته در نظام پرداخت رنج میبرند اکنون مسلهای تازه بر مشکلات معیشتی آنان افزوده شده است آنهم بهتعویق افتادن پرداخت حقوق فروردینماه کارکنان است.»
در این نامه با اشاره به اینکه «کارکنان دانشگاهها امروز با نگرانی جدی به این موضوع مینگرند» تاکید شده «در شرایط اقتصادی دشوار کنونی حتی تاخیر کوتاه در پرداخت حقوق نیز میتواند زندگی بسیاری از خانوادهها را با مشکل مواجه کند.»
در پایان این نامه اعتراضی، ابراز امیدواری شده که مسئولان «با درک شرایط موجود و توجه به آثار روحی و اقتصادی این وضعیت، در کوتاهترین زمان ممکن اقدام لازم را برای رفع این مشکل و جلوگیری از تکرار چنین اتفاقاتی انجام دهند.»
همچنین حقوق کارکنان وزارت بهداشت از جمله پرستاران نیز پرداخت نشده است. پرستاران سالهاست نسبت به حقوق و مزایای ناچیز خود اعتراض دارند و دهها تجمع و اعتصاب نیز برگزار کردهاند اما در از اسفند گذشته تا کنون همان حقوق ناچیز را هم دریافت نکردند.
اسماعیل شریعتی، فعال صنفی حوزه پرستاری در گفتوگو با خبرگزاری «رکنا» گفته دستمزد کادر درمان در فروردینماه هنوز واریز نشده اما حقوق پزشکان عضو هیات علمی دانشگاههای علوم پزشکی پرداخت شده که موجب نارضایتی کادر درمان از جمله پرستاران شده است.
این فعال صنفی توضیح داده که «در پایان سال ۱۴۰۴، افزایش یکباره و غیرعادی حقوق اعضای هیئت علمی دانشگاههای علوم پزشکی، که به صورت بیسر و صدا و در شرایط حساس جنگی کشور رخ داد، موجی از نارضایتی را در میان کارکنان نظام سلامت برانگیخت. اعضای هیات علمی وزارت بهداشت در پایان سال مذکور، رشدی حدود ۷۰ درصدی در احکام حقوقی خود تجربه کردند و در هفته اول فروردین ۱۴۰۵ نیز احکام جدید با افزایش بیش از ۲۰ درصدی دیگر ابلاغ شد. این امر، نارضایتی گستردهای را در میان کارکنان سلامت کشور ایجاد کرد.»
در حالیکه فعالان صنفی پرستاری نسبت به پرداخت نشدن حقوق فروردینماه پرستاران اعتراض دارند که عالیه زمانی عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی با اشاره به تاخیر در واریز حقوق فروردین پرستاران و سایر کادر درمان گفته «حقوق معوقه پرستاران و کادر درمان حداکثر طی یکی۲ روز آینده پرداخت شود تا دغدغههای معیشتی آنها کاهش یابد.»
بازنشستگان و مستمریبگیران سازمان تأمین اجتماعی هم گزارش دادهاند که حقوق ماه فروردین با تأخیر به حساب آنها واریز شده و افزایش حقوق سال جدید در پرداخت ماه فروردین اعمال نشده است. سازمان تأمین اجتماعی دولتی نیست اما از یکسو بدهی سنگین دولت به این سازمان، منابعاش را کاهش داده و از سوی دیگر موج گسترده بیکاری ناشی از جنگ و قطع اینترنت، فشار بر منابع این سازمان برای پرداخت حقوق بیکاری را افزایش داده است.
بخش زیادی از کارکنان بخش خصوصی نیز همچنان با حقوق معوقه روبرو هستند. برخی از کارمندان شرکتهای خصوصی گزارش دادهاند که از آغاز جنگ حقوق و مزایایی مانند عیدی را دریافت نکردهاند.
در همین رابطه، خبرگزاری «ایلنا» گزارش داده شماری از کارگران فولاد سیادن ابهر، آب معدنی داماش، شهرداری چابهار، معادن زغالسنگ البرز شرقی و کارگران کارخانه داروگر تهران از عدم پرداخت مطالبات مزدی و عیدی خود ابراز نارضایتی کرده و خواستار رسیدگی به مطالباتشان شدند.
بر اساس این گزارش بیش از ۸۰ درصد از کارگران شرکت «ریسندگی خاور» در استان گیلان در حالی توسط کارفرما از کار اخراج شدهاند که از دریافت دوماه حقوق و عیدی آخر سال خود محروم ماندهاند.
خبرگزاری «ایلنا»، در گزارش دیگری از پرداخت نشدن سه ماه حقوق و عیدی کارگران شاغل در شرکت «داروگر» تهران خبر داده و نوشته کارگران داروگر تهران، با حداقل سه ماه حقوق معوقه شرایط معیشتی نامناسبی دارند. کارگران این کارخانه خواستار رسیدگی مسئولان استانی به وضعیت پرداخت مطالبات عقب افتاده خود شدند.
یکی از کارگران این کارخانه، به خبرگزاری «ایلنا» گفته «طی یک ماه جاری برای دریافت حقوق فقط سه بار حساب و کارت بانکی تغییر دادهایم، اما از پرداخت حقوق و عیدی خبری نیست، در عین حال همه خطوط تولیدی کارخانه از دو ماه پیش به دلیل مشکلات مالی متوقف شده و کارگران دور از خانوادهها و با نگرانی زیاد، مشغول کار خدماتی و نگهبانی از اموال کارخانه هستند.»
این کارگر گفته «شرایط زندگی کارگران کارخانه داروگر تهران به دلیل عدم پرداخت حقوق خوب نیست و برخی حتی توان خرید نان برای خانوادهایشان را ندارند.»
در شرایطی که کارمندان، کارگران و بازنشستگان زیادی حقوق و مزایای مزدی هفتههای گذشته را دریافت نکردهاند که در آنسو دستکم دو میلیون نفر نیز از ابتدای اسفندماه ۱۴۰۴ تا آخر فروردین ۱۴۰۵ بیکار و اخراج شدهاند.
کارشناسان اقتصادی و فعالان صنفی نسبت به موج گسترده بیکاری نیروی کار در ایران و پیامدهایی چون گسترش فقر تا مهاجرت از کشور هشدار میدهند. قطع هشت هفتهای اینترنت جهانی و رکود تورمی ناشی از جنگ دو علت اصلی موج جدید اخراج نیروی کار در کشور است. بسیاری از واحدهای تولیدی، صنعتی و خدماتی تعطیل شده و شماری از کسبوکارها و کارخانهها نیز برای جلوگیری از ورشکستگی و زیان ناچاره به اخراج بخشی از کارکنان با هدف کاهش هزینههای جاری شدهاند.
هزینهها و خسارات حملات آمریکا به ایران
مقامهای پنتاگون به کنگره اعلام کردهاند که هفته نخست حملات به تنهایی حدود شش میلیارد دلار هزینه داشته است که شامل حدود چهار میلیارد دلار برای مهمات و رهگیرهای پیشرفته موشکی میشود.
بر اساس این دادهها، میانگین هزینه روزانه حدود ۸۵۷ میلیون دلار برآورد شده و مجموع هزینهها در ده روز به حدود هشت میلیارد و ۵۷۰ میلیون دلار میرسد.
با این حال، رقم اعلامشده توسط پنتاگون شامل خسارت تجهیزات نظامی نیست.
بر اساس برآورد مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، جایگزینی مهمات مصرفشده در صد ساعت نخست حملات حدود سه میلیارد و ۱۰۰ میلیون دلار هزینه خواهد داشت و هزینه جایگزینی مهمات با همان سطح مصرف، روزانه حدود ۷۵۸ میلیون دلار افزایش مییابد.
در همین حال، نیروهای دریایی آمریکا که در منطقه مستقر شدهاند، از جمله ناوهای هواپیمابر آبراهام لینکلن و جرالد آر. فورد به همراه ناوشکنها و شناورهای اسکورت، روزانه حدود ۱۵ میلیون دلار هزینه عملیاتی دارند.
گزارشها، همچنین حاکی از آن است که در صورت استقرار گروه رزمی ناو هواپیمابر جورج اچ. دبلیو. بوش در حوزه عملیاتی فرماندهی مرکزی آمریکا، این هزینهها میتواند افزایش یابد.
بر اساس این شاخصها، خبرگزاری آنادولو برآورد میکند هزینه مهمات و هزینههای مرتبط با حملات طی این مدت به حدود هفت میلیارد و ۸۰۰ میلیون دلار رسیده است.
با افزودن دو میلیارد و ۵۵۰ میلیون دلار خسارت تجهیزات نظامی به این رقم، مجموع هزینه آمریکا در ده روز نخست این درگیریها حدود ده میلیارد و ۳۵۰ میلیون دلار برآورد میشود؛ یعنی بهطور میانگین حدود یک میلیارد و ۳۰ میلیون دلار در روز اس
برآوردها نشان میدهد حملات ایران ۸۰۰ میلیون دلار به پایگاههای مورد استفاده آمریکا خسارت وارد کرده است
۳ فروردین ۱۴۰۵ – ۲۳ مارس ۲۰۲۶یک تحلیل جدید نشان میدهد حملات ایران به پایگاههای نظامی مورد استفاده آمریکا در خاورمیانه در دو هفته نخست جنگ حدود ۸۰۰ میلیون دلار خسارت وارد کرده است.
بر اساس گزارشی از «مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی» و تحلیل بیبیسی، بخش عمده این خسارتها در حملات تلافیجویانه اولیه ایران در هفته پس از آغاز جنگ از سوی آمریکا و اسرائیل وارد شده است.
ابعاد کامل خسارات ناشی از حملات ایران به داراییهای آمریکا در منطقه هنوز روشن نیست. با این حال، برآورد ۸۰۰ میلیون دلاری خسارت به زیرساختهای نظامی آمریکا که رقمی بالاتر از گزارشهای پیشین است، تصویری از هزینههای سنگینی را ترسیم میکند که با طولانی شدن این درگیری به آمریکا تحمیل میشود.
خسارات وارده جانی و مالی بر اسرائیل
وزارت بهداشت اسرائیل اعلام کرد که طی ۴۰ روز جنگ علیه ایران، شمار زخمیهای این رژیم به ۷ هزار ۶۴۵ نفر رسیده و وضعیت جسمانی ۱۵ نفر از آنان وخیم گزارش شده است. آمار منتشرشده از سوی این وزارتخانه شامل تعداد کشتهشدگان نیست.
به گزارش ایرنا؛ با وجود این، موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل (INSS)در اواسط ماه گذشته آماری منتشر کرده بود که نشان میداد ۱۶ اسرائیلی در جریان حملات موشکی ایران کشته شدهاند. همچنین اورژانس اسرائیل از کشتهشدن ۱۵ نفر دیگر، از جمله ۹ نفر در حمله موشکی ایران به «بیتشمش» خبر داده است.
منابع اسرائیلی نیز روز دوشنبه از کشتهشدن ۴ نفر در پی حمله موشکی ایران به «حیفا» در شمال فلسطین اشغالی گزارش دادهاند.
اذعان اسرائیل به این میزان تلفات در حالی صورت میگیرد که این دولت با اعمال سانسور شدید بر رسانههای داخلی تلاش دارد از انتشار آمار واقعی کشتهها و زخمیهای ناشی از حملات ایران و همچنین حملات حزبالله جلوگیری کند.
ادامه کشمکشهای آمریکا و ایران
در نهم اسفند 1405 برابر با بیستوهشتم فوریه ۲۰۲۶، ایالات متحده و دولت اسرائیل، گستردهترین حمله هوایی خود را علیه ایران آغاز کردند؛ عملیاتی که تنها به هدف قرار دادن بخشهایی از برنامه هستهای و تاسیسات مهم نظامی محدود نشد، بلکه با ترور آیتالله سیدعلی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران و شماری از مقامات بلندپایه سیاسی به اوج خود رسید و نهایتا مناطق مسکونی، مدارس، بیمارستانها، کارخانهها، پلها، زیرساختهای مهم اقتصادی، موزهها و غیره بمباران و موشکباران شدند.
اکنون برخی معتقدند این جنگ باعث شد نظامیها، مشخصا سپاه پاسداران، دست بالاتری را در معادلات سیاسی کشور پیدا کردند. ضمن اینکه همه شواهد نشان میدهند در همین زمان جنگ و اکنون در زمان آتشبس هم نه فقط در ردههای سیاسی، بلکه در ردههای فرماندهی نظامی نیز به شدت اختلاف وجود دارد. قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی که در دور نخست مذاکرات با هیات آمریکایی در اسلامآباد پاکستان، ریاست هیات ایرانی را بهعهده داشت اکنون به دلیل اختلافات و فشار از این سمت خود استعفا کرده است. به نظرم اختلافات و جناحبندیها و شکافهای دیگر هم که در جمهوری اسلامی وجود داشته و به دلیل وقوع این جنگ تا حدی بر آنها سرپوش گذاشته شد، بعد از اتمام جنگ آشکار شدهاند و چون ولی فقیه بعدی، یعنی مجتبی خامنهای آن جایگاه پدرش را در حاکمیت ندارد که حرف اول و آخر را بزند به خصوص او هنوز در انظار عمومی و تلویزیون ظاهرا نشده و تنها چند بیانیه کتبی به نام او در رسانهها منتشر شده است. به همین دلیل حرب و حدیث درباره او زیاد است و روشن نیست زنده است یا مرده؟ اما روشن است که او نمیتواند نقش علی خامنهای را بازی کند. اما بیتردید، این روند دوام زیادی نخواهد آورد و به همین دلیل، یا جنگ مجددا شروع خواهد شد و یا ما شاهد درگیریهای درون حکومت خواهیم شد.
آنچه امروز میان ایران و آمریکا شکل گرفته، نه «صلح» است و نه حتی یک آتشبس آرام و قابل اتکا. این یک برزخ راهبردی است. برزخی که در آن طرفین از هزینههای جنگ تمامعیار فاصله گرفتهاند، اما هنوز از منطق زور و فشار خارج نشدهاند. برای ایران نیز این وضع، یک تنفس تاکتیکی و زودگذر است.
نخستین مورد از تبعات وضعیت نه جنگ و نه صلح، اختلال در منطق عادی تصمیمگیری است. در جنگ، اولویت روشن است. بقا، دفاع و بسیج اراده. در صلح نیز اولویت روشن است: بازسازی، توسعه و تثبیت. اما در وضعیت نهجنگ نهصلح، این دو منطق متعارض همزمان بر دولت و جامعه تحمیل میشوند. کشور باید هم آماده بازگشت به درگیری باشد و هم نشانههایی از بازگشت به زندگی عادی نشان دهد. نتیجه نوعی تعلیق در سطح سیاستگذاری است که تصمیمهای کلان را محتاط، کند و گاه متناقض میکند.
دومین نتیجه، بازسازی اقتصادی است. اقتصاد پس از جنگ، بیش از هر چیز به ثبات و قابلیت پیشبینی نیاز دارد. بدون حداقلی از امنیت پایدار، نه سرمایهگذار جرئت ورود دارد، نه پروژههای بزرگ میتوانند افق روشن پیدا کنند. تجربههای بازسازی پس از منازعه نیز نشان میدهد که نااطمینانی امنیتی، حتی وقتی شدت نبرد پایین آمده باشد، بازسازی را کند، پرهزینه و شکننده میکند. وقتی کشور هنوز نمیداند چند روز یا چند هفته بعد دوباره در معرض حمله، توقیف یا تشدید فشار خواهد بود، منطق سرمایه از تولید به احتیاط عقبنشینی میکند.
سوم، این که جنگ متوقف نشده، فقط از آتش مستقیم به فشار ممتد غیرمستقیم منتقل شده است. در این الگو، طرف قویتر میکوشد بدون ورود به هزینههای جنگ، طرف مقابل را در موقعیت خستگی راهبردی نگه دارد. یعنی او را در حالتی قرار دهد که نه بتواند ضربه نهایی بزند، نه بتواند با آسودگی سراغ بازسازی داخلی برود.
چهارمین مورد، فرسایش روانی جامعه است. جنگ آشکار، با همه تلخیاش، تکلیف را روشن میکند؛ جامعه میداند در چه وضعی است و چه منطقی بر زندگی حاکم شده است. اما نهجنگ نهصلح، جامعه را در یک وضعیت انتظار فرساینده نگه میدارد: خطر کاملا رفع نشده، اما زندگی هم به مدار طبیعی برنگشته است. این وضعیت، بهمرور به اضطراب مزمن، تعویق تصمیمهای اقتصادی، احتیاط مصرفی، تشدید میل به خروج سرمایه و حتی مهاجرت نخبگان منجر میشود. برای نسل جوان نیز این برزخ، ترکیبی از غرور ناشی از مقاومت و ناامیدی ناشی از تعلیق آینده میسازد. ترکیبی که اگر بهدرستی مدیریت نشود، میتواند سرمایه اجتماعی را تحلیل ببرد.
این سرمایه اجتماعی، اگر وارد یک افق روشن سیاسی و اقتصادی نشود، بهتدریج یاس و ناامیدی حاکم میشود.
حاصل همه این روندها را میتوان در یک گزاره فشرده کرد. شرایط در وضعیتی قرار گرفته که نه میتواند از ظرفیتهای صلح برای ترمیم و توسعه استفاده کند، نه از منطق جنگ برای تحمیل اراده یا تثبیت قطعی بازدارندگی. این همان نقطهای است که مردم یک کشور، در آن، بخش بزرگی از هزینههای جنگ را میپردازد.
بنابراین مسئله اصلی فقط این نیست که آتشبس تمدید شده یا نه؛ مسئله این است که بسیاری از مسائل، هنوز حل نشده باقی مانده است. تا وقتی تهدید نظامی، محاصره، نااطمینانی اقتصادی و جنگ ادراکی همزمان پابرجا باشند، کشور در وضعیت صلح نیست؛ فقط از جنگ داغ به یک منازعه سردتر اما فرسایندهتر منتقل شده است. و همین منطقه خاکستری، اگر درست فهم نشود، میتواند خطرناکتر از خود جنگ کوتاهمدت باشد. در جنگ آشکار، دشمن بیشتر در میدان دیده میشود؛ اما در برزخ راهبردی «نه جنگ نه صلح»، اثر او از میدان خارج شده و در اقتصاد، ذهن جامعه، آیندهنگری و تصمیمسازی روزمره نفوذ میکند.
روانشناسان اجتماعی از شرایط فعلی این کشور به عنوان «برزخ اجتماعی» یاد میکنند؛ شرایطی که علی خامنهای، فرمانده کل قوا، برایش تعبیر«حالت نه جنگ نه صلح» را به کار برده است و معتقد است ادامه آن برای کشور «خطرناک» خواهد بود.
در این که خطر جنگی جدید قریبالوقوع است و هر آن ممکن است آتشبس شکسته شود، هیچ شکی وجود ندارد. به همین دلیل شورای دفاع هم تشکیل شده است. هدف دقیقا ایجاد آمادگی در برابر هر نوع جنگ احتمالی و آمادگی حداکثری است.
در چنین وضعیتی، برخی جامعهشناسان میگویند وقتی جامعه نه در صلح کامل است و نه درگیر جنگ تمامعیار، وضعیتی مبهم و پرتنش شکل میگیرد که از آن بهعنوان «برزخ اجتماعی» یاد میشود. به باور آنها، در چنین شرایط بلاتکلیفی همراه با اخبار ضدونقیض و انتظار دائمی برای جنگی قریبالوقوع، آرامش روانی مردم از بین میرود و امید به آینده کمرنگتر میشود. تجربههای مشابه نشان داده است که انسجام خانوادگی و همبستگی اجتماعی میتواند نقش مهمی در کاهش اضطراب و عبور از بحران داشته باشد. افراد آسیبپذیرتر و کسانی که روحیه شکنندهتری دارند بیشتر دچار تنشهای روانی میشوند، در حالی که افراد با تابآوری بالاتر راحتتر با فشارها کنار میآیند.
آنچه روشن است اینکه جامعه ایران پس از جنگ 40 روزه نه تنها با بحرانهای اقتصادی و روانی عمیق روبهروست، بلکه در عرصه روابط بینالملل نیز بر سر برنامه هستهای و بازگشت تحریمها، تنشها بیش از پیش افزایش یافته است. در چنین فضایی، اظهارات مقامهای جمهوری اسلامی ایران هم نهتنها کمکی به فرو نشاندن نگرانیها نکرده، بلکه بر احساس بلاتکلیفی افزوده است؛ وضعیتی که همچنان بر زندگی روزمره مردم سایه انداخته و چشمانداز آینده را مبهمتر کرده است.
پس از بیش از یک ماه جنگ و در میان آتشبس شکننده، ایران اعلام کرد که تنگه هرمز را برای کشتیهایی که از مسیر از پیش تعیینشده عبور میکنند، بازخواهد گشود، در حالی که دونالد ترامپ، رییسجمهور آمریکا، تداوم محاصره دریایی کشتیهای ایرانی را تعهد کرد. دو طرف همچنان در حال مذاکره بر سر توافقی برای پایان دادن به این درگیری هستند.
بخش عمده بحثها پیرامون این درگیری به درستی بر این موضوع متمرکز شده است که چگونه خاورمیانه را بازتعریف خواهد کرد؟
اکنون این سوال مطرح است که آیا اختلال در مسیر کشتیرانی تنگه هرمز مهارشده و کوتاهمدت باقی میماند، یا اینکه به گونهای گسترش مییابد که بازارهای جهانی انرژی و اقتصاد جهانی را به طور ساختاری تغییر میدهد.
حمایت چین و روسیه از جمهوری اسلامی ایران، منفعلانه بهنظر میرسد؛ احتمالا کمک مادی، اشتراک اطلاعات، پشتیبانی لجستیکی، و پوشش دیپلماتیک آنها در مجامع چندجانبه، تا حدودی جمهوری اسلامی را سرپا نگه دارد و از انزوای بیشتر آن محافظت کند. اما ادامه این روند نیز چندان شفاف نیست. چرا که چین و روسیه هرگز منافع خود را فدای ایران نخواهند کرد. اکنون اتحاد چین-روسیه-ایران نیز آسیب دیده است.
از سوییی، دولت اسرائیل دست بردار نیست و با جدیدت خواهان نابودی سیستماتیک شبکههای توزیعشده پهپادی و موشکی ایران، تعقیب و ضبط تهاجمی مواد هستهای، نابودی و یا تضعیف نیروهای نیابتی آن، احتمالا در تدارک یک حمله نظامی تمامعیار است و فعلا آمریکا هم مشغول پاکسازی خط ساحلی مجاور تنگه، و فشار کافی برای ایجاد فروپاشی اقتصادی ایران یا تسلیم جمهوری اسلامی است. در این راه، کشورهای عربی منطقه نیز با واشنگتن همسو میشوند. علاوه بر این، احتمال دارد یک اختلال طولانی مدت در هرمز، هزینههایی را بر ایالات متحده تحمیل میکند.
شوکهای طولانی مدت انرژی باعث رکود جهانی میشود و اصطکاک بیشتر آمریکا و چین را در مسابقه مستمر برای هوش مصنوعی پیشرفته ایجاد میکند. همسویی چین و روسیه تقویت میشود. همکاری رسمی بین مسکو، تهران، پکن و پیونگیانگ در یک ائتلاف با وزن سیستمی واقعی هماهنگ میشود.
تاریخ نشان میدهد که پایانهای نامشخص برای درگیریهای این اندازه به ندرت نامشخص باقی میمانند. اگر مذاکرات شکست بخورد و واشنگتن با فشار داخلی برای نشان دادن اینکه چهل روز حملات چیزی پایدار ایجاد کرده است، روبهرو شود.
در چنین روندی، گرانی و تورم در ایران غوغا میکند و قیمت دلار امروز شنبه ٥ اردیبهشت 1405، به ۱۵۵ هزار و ۸۰۰ تومان رسید. با هر نوسان دلار قمیت کالاهای ضروری مردم در بازار گرانتر میشود.
رعب و وحشت و سانسور و قطع اینترنت در ایران با شدت بیشتری ادامه دارد. برخی چهرههای نظامی، سیاسی و حزبالهی شبها در تجمعات میادین، حاضر شده تلاش میکنند با شعارها یا تحریک احساسات مردم و برجسته کردن موضوعات سیاسی مدنظر حکومت، بهویژه درباره مذاکره درگیری معرکهگیری میکنند.
در این میان، روزنامه جمهوری اسلامی، در یادداشتی با انتقاد از اظهارنظرهای حسابنشده برخی تریبونداران داخلی که به گفته آن زمینه سوءاستفاده دونالد ترامپ را فراهم کرده است، نوشت: «این تفکر غلط و انحرافی را باید کنار گذاشت که اقتضای انقلابی بودن این است که هرکس تریبونی دارد نظر خود را با فریاد زدن در جامعه بپراکند…»
روزنامه اطلاعات نیز نوشت: «به اندازه کافی در دنیا دشمن داریم؛ اختلافافکنان داخلی به آنها اضافه نشوند / اگر حرفی میزنید، به رهبری نسبت ندهید «دشمنتراشی و تفرقهافکنی در داخل کشور» هشدار داد و تاکید کرد که دوران انتساب سخنان شخصی به رهبری و ایجاد دو دستگی باید پایان یابد.»
روزنامه اطلاعات، تاکید کرده است: «این جنگ ممکن است جنگ سرنوشت برای آینده ایران باشد. سهلانگاری و تفرقه بدترین کاری است که ممکن است کسی در این برهه از زمان بدان دست زند. رقابت جناحی برای کسب قدرت را بگذارید برای بعد از جنگ؛ دشمن پشت دروازههای کشور نشسته است.»
در این میان، ترامپ ادعا کرده است: «ایران پیشنهادی مطابق با خواستههای آمریکا ارائه خواهد داد.کاخ سفید؛ ویتکاف و کوشنر برای مذاکره با جمهوری اسلامی به پاکستان میروند.»
اما در پیامی که پرزیدنت ترامپ حوالی ساعت ۱۲:۳۰ بعد از ظهر شنبه به وقت شرق آمریکا(۸ شب به وقت ایران) در شبکه احتماعی تروت سوشال منتشر کرد، آمده است: «من همین الان سفر نمایندگانم به اسلامآباد، پاکستان، برای ملاقات با ایرانیها را لغو کردم. زمان زیادی برای سفر کردن به هدر رفت و فعالیت زیادی شد!»
او افزود: «علاوه بر این، اختلافات و سردرگمی شدیدی میان رهبران آنها وجود دارد. هیچ کس -از جمله خودشان- نمیدانند چه کسی مسئول است.» ترامپ اضافه کرد: «ما همه کارتها را داریم، آنها هیچ کارتی ندارند! اگر میخواهند صحبت کنند، تنها کاری که باید انجام دهند این است که تماس بگیرند!!!»
طبق گزارشها، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، پس از مذاکرات روز شنبه با نخست وزیر پاکستان، اسلامآباد را ترک کرده است.
جمعبندی
طبق برآوردهای اولیه، میزان خسارت معادل ۸۰۰ میلیارد دلار است. برای خسارت غیرمستقیم باید میزان از دست رفتن رشد اقتصادی را با میزان تخریب زیرساختها و نابودی سرمایهها و هزینه تخمینی بازسازی جمع کرد که در این صورت، شاید عدد فوق هم، همه آن نباشد.
براساس برآوردها و تخمین کارشناسان اقتصادی، شاید تا ۸ سال -با در نظر گرفتن میزان سرمایهگذاری و رشد تولید ناخالص داخلی- زمان ببرد تا خسارت ۲۷۰ میلیارد دلاری ناشی از جنگ جبران شود.
به گفته کارشناسان، با توجه به شدت آسیبها و بررسیهای غیررسمی این میزان در واقع خسارت مستقیم بوده است اگر این میزان خسارت مستقیم باشد، طبق برآوردها، میزان خسارت غیرمستقیم تقریبا سهبرابر رقم فوق میشود؛ یعنی معادل ۸۰۰ میلیارد دلار. چرا به چنین عددی میرسد؛ زیرا برای خسارت غیرمستقیم باید میزان از دست رفتن رشد اقتصادی را با میزان تخریب زیرساختها و نابودی سرمایهها و هزینه تخمینی بازسازی جمع کرد که در این صورت شاید عدد فوق هم، همه آن نباشد. در طول جنگ ۸ ساله خسارت مستقیم بنا بر برآورد سازمان برنامه و بودجه وقت معادل ۱۰۰ میلیارد دلار و خسارت غیرمستقیم ۱۰۰۰ میلیارد دلار بود. یعنی ۱۰ برابر؛ زیرا با افزایش زمان جنگ میزان خسارت غیرمستقیم هم افزایش مییابد. ۱۰۰ میلیارد دلار زمان جنگ با دلار فعلی معادل ۲۴۰ میلیارد دلار میشود. اما بازسازی تقریبا ۱۰ سال زمان برد تا خسارتهای ناشی از جنگ جبران شود.
اما نکته آخر در واقع جنگ، فقط نابودکننده جان مردم و اقتصاد نیست، بلکه جنگ میتواند آینده یک کشور را با از بین بردن فرصتهای اقتصادی نابود کند. صندوق بینالمللی پول در آخرین گزارش خود، جنگ ۴۰ روزه آمریکا و اسرائیل علیه ایران را دستمایه قرار داد و در دورنمای ۲۰۲۶ خود اثرات کلان آن را بر اقتصاد جهان برشمرده است.
بنا بر این گزارش، رشد اقتصادی جهان در سال۲۰۲۶ به 1/3 درصد میرسد که نسبت به ۲۰۲۵ حدود 3/0 درصد کاهش دارد. همچنین افزایش نرخ تورم در جهان و کشورهای اروپایی و ایران از دیگر موارد و اثرات جنگ است. همچنین گزارش آنکتاد در خصوص هزینههای جهانی این جنگ و تداوم بسته بودن تنگه هرمز حاکی از آن است که نه فقط قیمت انرژی بلکه قیمت محصولات کلیدی مانند کود اوره که برای کشاورزی جهان بسیار مهم است، افزایش یابد؛ بهطوریکه بر اساس گزارش تریدینگ اکونومیکس این افزایش بالغ بر ۸۰ درصد است و از هر تن ۴۲۰ دلار به بیش از ۷۰۰ دلار میرسد که همین امر بنا بر گزارش «فائو» باعث تشدید گرسنگی در جهان بهویژه کشورهای فقیر و آسیبپذیر خواهد شد. و اما نکته مهم در تجربه بازسازی کشورهای جنگی. هیچکدام از این کشورها بدون کمک دیگر کشورها نتوانستهاند خود را احیا کنند. جذب سرمایهگذاری خارجی و استفاده از ابزارهای مالی و پولی از مهمترین عوامل احیا و رونق کشورهای جنگزده بوده است.
در جریان نه به صح نه به جنگ ایران و آمریکا و اسرائیل، همزمان با افزایش فشارهای امنیتی و نظامی در داخل کشور، موجی از اعدامهای سیاسی به راه افتاده است. قوه قضاییه جمهوری اسلامی در روزهای اخیر چندین حکم اعدام را اجرا کرده که بخش قابلتوجهی از آنها به اعضای سازمان مجاهدین خلق و اتهامات مرتبط با «جاسوسی برای اسرائیل» مربوط میشود. این اعدامها در شرایطی انجام شده که حکومت تلاش دارد فضای داخلی را کاملا کنترل کند و هرگونه صدای مخالف را به سرعت سرکوب نماید.
مقامات امنیتی علت این بازداشتها را «ارتباط با رسانههای معاند»، «ارسال اطلاعات به شبکههای خارجی» و «وابستگی به رژیم صهیونیستی و آمریکا» اعلام کردهاند.
این نمایش قدرت شبانهروزی جمهوری اسلامی در خیابانها و سرکوب هرگونه صدای اعتراضی در جامعه و افزایش شکنجه و اعدام در زندانها، قبل از هر چیز، نشانه ترس و وحشت مقامات حکومتی از خیزش مردمی به مردمی اعتراضها و اعتصابهای کارگری و سایر مزدبگیران است که اکنون بیش از پیش ناتوانتر از تامین نیازهای اولیه زیست و زندگی خود و خانوادههایشان شدهاند. به خصوص اول ماه مه، روز جهانی کارگر را در پیش رو داریم!
شنبه پنجم اردیبهشت 1405-بیست و پنجم آوریل 2026
حالت «نه جنگ نه صلح» ایران را به کجا خواهد برد؟!
(آمارهای تکاندهنده از کشتار و ویرانیهای جنگ چهل روزه آمریکا و اسرائیل و ایران)
بهرام رحمانی
مقدمه
جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران که از ۹ اسفند ماه با حملات گسترده و کشتار فرماندهان نظامی و در راس آنها علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی آغاز شد و اهدافی چون خلع سلاح هستهای و به تبع آن تغییر رژیم در ایران را دنبال میکرد، تنها به این سطح محدود نشد و تداوم آن به غیرنظامیان نیز خسارتهای جبرانناپذیری وارد کرد. بنابر برآوردهای انجام شده صنایع نفت وگاز، فولاد، پل ها، داروسازیها، صنعت هوایی و انرژی به طور مستقیم از تبعات جنگ متاثر شدهاند به نحوی که بر اساس اعلام سخنگوی دولت در روزهای اخیر، تا اینجای کار خسارت ناشی از جنگ ۴۰ روزه ۲۷۰ میلیارد دلار تخمین زده شده است. خسارتهایی که البته جبران آنها با توجه به بحران اقتصادی گسترده در ایران به سختی ممکن خواهد بود اما باید توجه داشت که این برآوردها تنها به خسارتهای مادی جنگ محدود میشود و خسارتهای زیستی آن هرگز قابل جبران نیست. گزارشهای منتشر شده نشان میدهد که در روزهای جنگ مراکز صنعتی، واحدهای تولیدی و کارگاههای کوچک در استانهای مختلف از جمله اصفهان، مرکزی، خوزستان، تهران، گیلان، آذربایجان شرقی، یزد، قم، هرمزگان، بوشهر، فارس و برخی دیگر از مناطق کشور در معرض حملات و خسارت قرار گرفتهاند. این حملات علاوه بر خسارتهای مادی گسترده، موجب کشته و مجروح شدن شماری از کارگران و کارکنان این مراکز شده است. کارگرانی که در سایه عدم رعایت استانداردهای ایمنی و امنیتی به فعالیت در کارگاههای خود مشغول بودند قربانیان خاموش جنگی شدند که در شکلگیری آن کوچکترین نقشی نداشتند.
بیش از هفته هفته از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران گذشته و حالا در حاشیه خبرهای مرتبط با آتشبس شکننده و مذاکرات طرفهای درگیر در جنگ، ابعاد خسارتهای ناشی از موشکپرانی آمریکاییها و اسرائیلیها به ایران روشنتر میشود. در حالیکه طبق اعلام سازمان پزشکی قانونی کشور بیش از ۳ هزار و سیصد نفر در جریان این جنگ کشته شدهاند، بررسی برخی گزارشها نشان میدهد که در میان کشتهشدگان مشخصات کارگران برخی صنایع بزرگ و کوچک نیز به چشم میخورد. خبرهای منتشر شده در جریان ۴۰ روز جنگ تحمیلی، روایتهایی از کشتهشدن و زخمیشدن کارگران تاسیسات مهم صنعتی در جریان است که حاکی از تبعات گسترده جنگ بر زیست طبقه کارگر است.
بر اساس تحلیلهای منتشر شده تا آوریل ۲۰۲۶-فروردین ۱۴۰۵، ایران پس از یک جنگ ۴۰ روزه(که با آتشبس موقت همراه شده) در وضعیتی موسوم به «نه جنگ، نه صلح» یا «دوره سکوت صحنه نبرد» قرار گرفته است که ترکیبی از تهدیدات امنیتی، فرسایش اقتصادی و نااطمینانی اجتماعی است.
چهل شبانهروز جنگ مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران، در بامداد چهارشنبه ۱۹ فروردین به آتشبسی موقت به مدت دو هفته انجامید. آتشبسی که جیدیونس، معاون رییسجمهوری آمریکا آن را «شکننده» خوانده و شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان هم با تاکید، از طرفین نزاع خواسته است از نقض آن خودداری کنند. اکنون این دو هفته تمام شده و هنوز مذاکرات دور دوم انجام نشده است.
ایران در طول این جنگ بیش از ۱۹۰۰ موشک و نزدیک به پنج هزار پهپاد به کشورهای مختلف شلیک کرد. در سوی مقابل، آمریکا و اسرائیل نیز شمار بسیاری از کشتیها و هواپیماها و تاسیسات آفندی و پدافندی ایران را هدف قرار دادند و دهها مقام ارشد سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی از جمله علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، را کشتند.
در لبنان، مقامهای رسمی از ۱۵۳۰ کشته در حملات اسرائیل از دوم مارس تاکنون سخن گفتهاند که دستکم ۱۲۹ کودک در میان آنان هستند. در عراق دستکم ۱۱۷ نفر، در اسرائیل ۲۳ نفر در اثر حملات موشکی ایران و لبنان، و ۱۱ سرباز اسرائیلی نیز در جنوب لبنان کشته شدهاند. در امارات متحده عربی ۱۳ نفر، در قطر ۷ نفر، در کویت ۷ نفر، در بحرین ۲ نفر، در عمان ۲ نفر، در عربستان سعودی ۲ نفر، در سوریه ۴ نفر، در کرانه باختری ۴ زن فلسطینی و در یک سرباز فرانسوی فرانسوی نیز جان باخت.
در ادامه این مطلب، خسارات جانی و مالی دروه چهل روزه جنگ را پی میگیریم.
برآورد رسمی: ۲۷۰ میلیارد دلار خسارت جنگ / 4 میلیون نفر بیکار شده
حمایت همه جانبه مالی، بیمهای، مالیاتی و گمرکی از بنگاههای بحرانزده بخش خصوصی یک وظیفه محرز برای دولت است و اکتفا به آنچه تاکنون برای کمک به اقتصاد آسیب دیده از جنگ تصویبشده، هرگز لطمات واحدهای مبتلا به تعدیل نیروی انسانی را جبران نمیکند.
پیامدهای جنگ اخیر بههمراه عوارض رکود تورمی حاکم بر فضای کسب و کار کشور، بهقدری وخیم و ناگوار است که به هیچ رو، حکومت نمیتواند آن را کتمان کرد.
اخبار تعدیل نیروی انسانی از بنگاههای بزرگ و کوچک تولیدی و خدماتی آن قدر رواج یافته که نگرانی شدیدی در جامعه ایجاد کرده است. فعالیت بسیاری از صنایع مهم کشور به دلیل آسیبهای دریافتی از بمباران دشمن تقریبا متوقف شده و قطع ارتباط واحدهای پاییندستی با هستههای تأمین و پشتیبانی چرخه تولید کالا و خدمات را لنگان کرده است.
یک برآورد غیررسمی که پریروز در فضای مجازی منتشر شده بود، نشان میدهد طی یک ماه سپری شده از سال ۱۴۰۵ نه تنها هیچ فرصت جدید شغلی ایجاد نشده، بلکه به دلیل مشکلات ناشی از جنگ اخیر و قطع شبکه اینترنت برای فعالان اقتصادی، حداقل ۴ میلیون فرصت شغلی از بینرفته یا در بنگاههای تولیدی و خدماتی مشمول تعدیل نیروی انسانی شده است.
با ادامه این روند، بحران بیکاری و تورم سرسام آور ناشی از آن، نظام اقتصادی کشور را با یک چالش بسیار بزرگ روبرو خواهد کرد که برون رفت از آن به مراتب سختتر از تصمیمگیری در مورد آینده جنگ فعلی است.
از سوی دیگر، برآوردهای رسمی نشان میدهد طی حملات هوایی و موشکی آمریکا و اسرائیل به شهرهای مختلف کشور، بالغ بر ۲۷۰ میلیارد دلار به زیرساختهای اقتصادی، واحدهای صنعتی و مناطق مسکونی کشور آسیب وارد شده که جبران این ضایعات برای اقتصاد فاقد بستر سرمایهگذاری ایران، بیشاز یک دهه زمان نیاز دارد.
این درحالی است که فضای کسب و کار ایران پیش از جنگ اخیر با کمبود شدید سرمایه روبهرو بود و منابع اصلی تامینکننده مالی(اعم از سیستم بانکی و بازار سرمایه) هم به انتهای توان پشتیبانی خود رسیده بودند.
بنابراین، دلبستن به بنیه تحلیل رفته مالی در این دو منبع، برای بازسازی مناطق آسیب دیده و حمایت از بنگاههای در حال تعدیل کاملا بیهوده است. برخی مقامات دولتی در بیانات خود از ضرورت سرمایهگذاری بخش خصوصی برای بازسازی ویرانههای جنگ و کمک به اقتصاد آسیب دیده سخن میگویند، غافل از اینکه بخش خصوصی کشور اگر توان مالی مناسبی داشت، نیازمند سیستم بانکی و بازار سرمایه نبود.
فضای کسب و کاری که با بحران تعدیل نیروی انسانی روبهرو شده، قادر به ایفای نقش مؤثر نیست و باید درمان فوری مشکلات آن در راس تصمیمگیریهای راهبردی کشور قرار گیرد.
در این میان حمایت همهجانبه مالی، بیمهای، مالیاتی و گمرکی از بنگاههای بحرانزده وظیفه محرز دولت است و اکتفا به آنچه تاکنون برای کمک به اقتصاد آسیبدیده از جنگ تصویبشده، هرگز لطمات واحدهای مبتلا به تعدیل نیروی انسانی را جبران نمیکند.
دهها کارگر ایرانی در جریان جنگ ۴۰ روزه کشته شدند!
«داوطلب» تلاش کرده با ارائه فهرستی از مهمترین خبرهای منتشر شده به آماری نسبتا قابل استناد از تعداد کارگران کشته و مجروح شده در جریان جنگ اخیر دست یابد که عمدتا توسط ادارات کار استانها، نمایندگان کارگری و خبرگزاریهای رسمی مورد تایید قرار گرفته است:
بر اساس این گزارشها و در پی اعلام اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان زنجان ۳۴ کارگر تنها در این استان کشور در پی حملات جنگندههای آمریکایی و اسرائیلی کشته شدهاند.
– در جریان حمله هوایی جنگندهها به یک لنج صیادی در اسکلهای در بندر جاسک، دو کارگر صیادکشته شدند. همزمان با این اتفاق، با حمله به اسکله دوحه قشم نیز دو کارگر مصدوم شدند.
– در پی حملات به تاسیسات صنعتی، چند مجتمع پتروشیمی از جمله شرکتهای پتروشیمی فجر ۱، فجر ۲، بندر امام خمینی، رازی و کارون هدف اصابت قرار گرفتند که در پی آن، تعدادی از کارگران این واحدها دچار حادثه شدند. بر اثر این حملات، در شرکت پتروشیمی فجر ۱، سه نفر از کارگران و در شرکت پتروشیمی فجر ۲ نیز سه نفر دیگر از کارگران کشته شدند. بر اساس گزارشهای دریافتی، در شرکت پتروشیمی بندر امام خمینی نیز ۶ نفر از کارگران مجروح شدند. همچنین در شرکت پتروشیمی فجر ۱ سه نفر و در شرکت پتروشیمی فجر ۲ نیز سه نفر از کارگران آسیب دیدهاند. در پتروشیمی رازی ۵ نفر و در پتروشیمی کارون ۲ نفر دچار جراحت شدند.
– در پیشوای ورامین و در جریان حمله به یک سوله صنعتی و غیر نظامی در شهرک صنعتی در پیشوا، یک کارگر نگهبان کشته شد.
– در جریان حمله هوایی به پایانه تجاری شلمچه در خرمشهر یک کارگر راننده عراقی کشته و دو کارگر ایرانی تخلیه بار مجروح شدند.
حمله به مراکز صنعتی و تولیدی در شهرک جی استان اصفهان به کشتهشدن دستکم ۱۵ نفر از کارگران انجامید.
«حسن خیران» و«کامران پسندک» دو پاکبان و باغبان فضای سبز شهرداری تهران در جریان حملات به ایستهای بازرسی کشته شدند.
– در پی حمله هوایی جنگندههای آمریکایی به تاسیسات ذخیره سازی نفتی و یک مرکز نقل و انتقال فرآورده های نفتی در تهران و البرز در شب دوشنبه ۲۰ اسفند، چهار کارگر مرتبط با این مجموعه کشته شدند.
– در جریان حمله هوایی آمریکا و اسرائیل به کارخانه نشاستهسازی و آرد «پایارد» در شهرستان نقده، ۲۱ کارگر آسیب دیدند و از این تعداد ۱۱ کارگر به نامهای مجیدیولچی، عزیز عباسزاده، وحید طالبی، توحید بایرامزاده، امیرحسین حسنزاده، اصغر خدایاری، حسین محمدی، علیاکبر اروجزاده، مهدی قلیزاده، محمد علیزاده وعلی نجفی کشته شدند.
– در جریان حمله آمریکا و اسرائیل به کارگاه امانی متعلق به شهرداری در تبریز، یک کارگر خدماتی شهرداری به نام(خلیل باستانی) کشته شد و تعدادی دیگر از کارگران و اهالی منطقه زخمی شدند.
– در پی حملات اخیر، دو تن از کارکنان مرکز آموزش فنی و حرفهای برادران شماره ۶ «سید جمالالدین اسدآبادی» همدان کشته و چهار نفر دیگر از همکاران این مرکز نیز مجروح شدند.
نقض مقررات بینالمللی با حمله به غیرنظامیان
در شرایطی که تنشهای نظامی میان ایران، آمریکا و اسرائیل به اوج خود رسیده، کشته شدن دهها کارگر در جریان حملات اخیر، نقض صریح اصول بنیادین حقوق بشردوستانه و انسانی است. در این میان بهنظر میرسد، جان و امنیت کارگران که شاهرگ حیاتی تولید و اقتصاد هر جامعهای را تشکیل میدهند، مورد بیتوجهی جدی قرار گرفته است. به نحوی که از یکسو، شاهد ادامه فعالیت واحدهای صنعتی و تولیدی در مناطق پرخطر، بدون فراهم آوردن حداقل حفاظتهای امنیتی لازم برای کارگران هستیم؛ آن هم در شرایطی که دولت و کارفرمایان نیز در جهت رفع این خلاء و تامین حفاظت شغلی آنان، تدابیر کافی اتخاذ نکردهاند و از سوی دیگر، کشورهای متخاصم با نادیده گرفتن تمامی مقررات و موازین بینالمللی، مراکز غیرنظامی و اقتصادی را هدف حملات خود قرار دادهاند.
بررسی اسناد بینالمللی نشان میدهد که در جریان هرگونه درگیری نظامی، دولتهای درگیر بر پایه اصول شناختهشده حقوق بینالملل بشردوستانه، موظفاند از حمله به اهداف غیرنظامی از جمله مراکز تولیدی، کارخانجات، کارگاهها و زیرساختهای اقتصادی بهطور کامل خودداری کنند. بر اساس کنوانسیونهای چهارگانه ژنو سال ۱۹۴۹ و پروتکلهای الحاقی آن در سال ۱۹۷۷، تأکید شده است که طرفهای مخاصمه باید میان اهداف نظامی و غیرنظامی تمایز قائل شوند و هر اقدامی که مستقیماً یا غیرمستقیم زندگی غیرنظامیان را به خطر اندازد، تخلف آشکار از قوانین بینالمللی محسوب میشود. مطابق ماده ۵۱ و ۵۲ پروتکل الحاقی نخست، کارگران و کارکنان مراکز صنعتی جزو جمعیت غیرنظامی به حساب میآیند و حمله به مکانهایی که صرفا برای فعالیت و تولید اقتصادی مورد استفاده قرار میگیرند، ممنوع است. همچنین ماده ۵۷ همین پروتکل دولتها را موظف میکند که تمام تدابیر ممکن را برای جلوگیری از آسیب به غیرنظامیان اتخاذ کنند و از هدف قرار دادن زیرساختهایی که برای معیشت مردم ضروریاند، اجتناب ورزند. در همین چارچوب، هرگونه حمله به مراکزی که تأمینکننده معاش و اشتغال جامعه کارگری هستند، نهتنها نقض آشکار اصول انسانی و بینالمللی است، بلکه میتواند در چارچوب حقوق بینالملل کیفری مصداق «جنایت جنگی» تلقی شود. حفظ جان کارگران و صیانت از زیرساختهای اقتصادی، مسئولیتی است که تمامی دولتها در شرایط جنگی در برابر آن پاسخگو هستند و هیچ توجیه نظامی نمیتواند موجب نادیده گرفتن این تعهدات شود.
تخلیه ۸ بیمارستان در تهران در پی حملات دشمن
روزنامه اعتماد، 18 فرودین 1405
وزارت بهداشت: در پی حملات دشمن آمریکا و اسرائیل به ایران، ۵۴ پایگاه اورژانس، ۴۶ واحد مرکز درمانی و ۲۱۶ مرکز بهداشت آسیب دیدهاند. همچنین ۸ بیمارستان تخلیه شده و ۴۱ دستگاه آمبولانس نیز دچار خسارت شدهاند.
استانهای تهران و هرمزگان بیشترین آمار جانباختگان را به خود اختصاص دادهاند. از تعداد مصدومان ۴ هزار و ۷۲۱ نفر خانم، ۱۹۱۷ کودک زیر ۱۸ سال و ۶۸ کودک زیر ۲ سال بودهاند.
در حوزه درمان، ۳۲ هزار و ۵۳۳ نفر درمان و ترخیص شدند و ۴۸۰ بیمار بستری شده که روند درمان و ترخیص آنها در حال انجام است و تاکنون یک هزار و ۲۰۰ مورد عمل جراحی بر روی مصدومان انجام شده است. تیم سلامت نیز متشکل از کادر درمان و اورژانس، ۱۱۷ مصدوم داشته و ۲۴ نفر از مدافعان سلامت در خط مقدم مقابله با بحران به جان باختهاند. همچنین ۲۵۱ زن، ۲۱۶ کودک زیر ۱۸ سال و ۱۷ کودک زیر ۵ سال به جان باختند.
در این مدت، دهها مرکز غیرنظامی از جمله مناطق مسکونی، بیمارستانها، مدارس، مراکز امدادی و اماکن تاریخی مورد حمله قرار گرفتهاند.
برخی از این اهداف عبارتند از:
- مناطق مسکونی در میدان نیلوفر تهران(بیش از ۲۰ غیرنظامی جان باختند)
- یک مجتمع مسکونی پرجمعیت در سنندج
- ارگ تاریخی رادیو و کاخ گلستان در جنوب تهران
- بیمارستان گاندیتهران
- بازار بزرگ تهران
- بیمارستان ابوذراهواز
- اطراف ساختمان جمعیت هلالاحمر ایران، تهران
- بیمارستان خاتمالانبیاءتهران
- سازمان بهزیستی کشور، تهران
- بیمارستان مطهریتهران
- بیمارستان ولیعصرتهران
- بیمارستان تروما و سوختگیتهران
- مرکز مراقبت از نوزادان آمنهتهران
- بیمارستان قلب شهید رجاییتهران
- خانههای مسکونی اطراف میدان سپاهتهران
- مناطق مسکونی در مراغه (بیش از ۲۷ غیرنظامی کشته شدند)
- بیمارستان بقاییاهواز
- پایگاه اورژانس چابهار
- پایگاه اورژانس سراب
- پایگاه اورژانس همدان
- بیمارستان حضرت ابوالفضلمیناب
- دبستان شهید محلاتیتهران
- مدرسه هدایتنارمک تهران
- یک سالن ورزشی در لامرد، استان فارس(۱۸ کودک و نوجوان جان باختند)
- کشته شدن ۳۵ غیرنظامی در استان فارس
- بازار میدان بهارستانتهران
- یک پارک کودکان در تهران
- مرکز اورژانس پزشکیتهران
- یک مهدکودک در نارمک
- خانههای مسکونی در نارمک، خیابان عراقی و بلوار مرزدارانتهران
- میدان ارگ و محدوده تاریخی کاخ گلستان
- حمله به بلوار میرداماد که به ساختمانهای مسکونی و مراکز درمانی آسیب رساند
- حمله به دو مقر پلیس دیپلماتیک
بمباران بناهای تاریخی
۱۳۱ بنای تاریخی در سطوح جهانی، ملی و واجد ارزش، هفت بافت تاریخی در شهرهای مختلف و بالغ بر ۴۸ موزه در سراسر کشور در جریان جنگ آسیب دیدهاند. اینها آمار رسمی وزارت میراث فرهنگی از آسیبهای جنگ است.
پیرحسین کولیوند(با توجه به دادههای ساعت ۸ صبح جمعه ۱۴ فروردین تا ۸ صبح شنبه ۱۵ فروردین) اعلام کرد: حملات هوایی در استانهای بوشهر، تهران، زنجان، فارس، لرستان و هرمزگان خسارات جدی بههمراه داشته است. در استان تهران مناطقی از جمله ملارد، ولنجک(دانشگاه شهید بهشتی)، شهریار، فشم، قرچک و امامزاده داوود مورد اصابت قرار گرفتهاند و در سایر استانها نیز خسارات قابل توجهی به بندرعباس، بندر خمیر، نورآباد و جهرم وارد شده است.
به گزارش فرارو، وی افزود: تاکنون ۲۲ هزار و ۸۱۰ واحد تجاری آسیبدیده و ۳۲۲ مرکز درمانی و بهداشتی، ۷۶۳ مدرسه، ۱۸ مرکز علمی و دانشگاهی و ۲۰ مرکز هلالاحمر در این حملات خسارت دیدهاند. همچنین تجهیزات امدادی شامل ۳ فروند بالگرد، ۴۶ دستگاه آمبولانس و ۴۸ خودروی عملیاتی آسیب دیده است.
نابودی زیرساختهای جامعه ایران
به گزارش گروه اجتماعی خبرگزاری دانشجو، علی جعفریان مشاور عالی و جانشین وزیر بهداشت و استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران، در حاشیه تجمع اعتراضی دانشگاهیان و کادر سلامت در مجتمع بیمارستانی امام خمینی در جمع خبرنگاران اظهار کرد: در حدود ۳۵ تا ۳۶ روزی که از آغاز جنگ میگذرد، بیش از ۲۰۰ مرکز سلامت در حوزه بهداشت و درمان در کشور آسیب دیده و حدود ۳۷ تا ۳۸ بیمارستان نیز دچار خسارت شدهاند.
وی افزود: همچنین در این مدت ۳۰ دانشگاه کشور مورد حمله قرار گرفتهاند و برخی مراکز علمی و پژوهشی از جمله بخشهایی از دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی نیز بهطور مستقیم آسیب دیدهاند.
مشاور عالی وزیر بهداشت با اشاره به آسیب دیدن زیرساختهای خدمات اورژانسی گفت: در این حملات، امکانات خدمات بهداشتی اولیه از جمله آمبولانسهای زمینی، آمبولانس دریایی و بالگردهای امدادی نیز هدف قرار گرفتهاند.
جعفریان ادامه داد: متأسفانه در جریان این حملات بیش از ۲۴ نفر از همکاران حوزه سلامت به شهادت رسیدهاند و این موضوع نشاندهنده شدت و گستردگی آسیبهایی است که به بخش سلامت کشور وارد شده است.
جعفریان با اشاره به آمار مجروحان و جانباختگان حملات اخیر نیز گفت: تعداد مجروحان این حملات از ۳۰ هزار نفر گذشته است که حدود ۵ هزار نفر از آنان زنان و نزدیک به ۱۸۰۰ نفر زیر ۱۸ سال هستند. همچنین تاکنون بیش از ۲۲۰ زن و حدود ۲۲۰ کودک و نوجوان در این حملات به شهادت رسیدهاند.
حمله به تاسیسات پتروشیمی
در هفتههای گذشته، گزارشهایی از حمله به تاسیسات پتروشیمی در نقاط مختلف کشور منتشر شده است؛ از ماهشهر در جنوب تا مجتمعهای صنعتی در تبریز. در تهران نیز حمله به پالایشگاه، ساعاتی طولانی آسمان پایتخت را زیر لایهای سنگین از دود سیاه فرو برد؛ دودی که نه فقط آسمان، بلکه خیابانها، خانهها و ریههای شهر را نیز پوشاند.
کارشناسان سلامت محیط میگویند آتشسوزی در پالایشگاهها و مجتمعهای پتروشیمی تنها یک حادثه صنعتی نیست. سوختن فرآوردههای نفتی، ترکیبات آروماتیک، گوگرد، فلزات سنگین و ذرات معلق بسیار ریز را وارد هوا میکند. این ذرات میتوانند تا روزها و حتی هفتهها در جو باقی بمانند و با هر نفس وارد بدن انسان شوند.
نتیجه چنین مواجههای، طیفی از بیماریهاست، تشدید آسم و بیماریهای مزمن تنفسی، افزایش حملات قلبی، تحریکات شدید چشمی و پوستی، و در بلندمدت افزایش خطر سرطان. کودکان، سالمندان، زنان باردار و بیماران مزمن بیش از دیگران در معرض این آسیبها قرار دارند.
ساختار تامین غذا در ایران بهشدت به واردات دریایی وابسته است. بر اساس گزارشها سالانه حدود ۲۵ میلیون تن کالای اساسی مانند گندم، ذرت، جو، سویا، روغن و شکر وارد کشور میشود که بیش از ۹۰ درصد آن از طریق بنادر جنوبی، از جمله امام خمینی، شهید رجایی، بوشهر و چابهار انجام میگیرد.
این تمرکز باعث شده است تا این بنادر نقش گلوگاههای حیاتی را داشته باشند. اکنون با آسیب به زیرساختها، افزایش هزینههای بیمه و محدود شدن پوشش بیمهای، کارآیی این مسیرها کاهش یافته است.
در این شرایط، بنادر شمالی مانند انزلی و امیرآباد تلاش کردهاند بخشی از کمبود را جبران کنند اما به دلیل حمله نظامی به بندر انزلی و محدودیت ظرفیت و دسترسی، نمیتوانند جایگزین کامل مسیر جنوب باشند. بنابراین، استفاده از مسیرهای زمینی بیش از گذشته مطرح شده است.
حمله به شرکتهای فولاد؛ فروریختن یکی از ستونهای اقتصادی و نظامی ایران
با تشدید درگیریها میان آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی ایران، دامنه حملات به زیرساختهای کلیدی صنعتی کشیده شده است. در این میان، هدف قرار گرفتن مجتمعهای فولادی، بهویژه فولاد مبارکه اصفهان و فولاد خوزستان، نقطه عطفی در این روند است.
این دو شرکت از مهمترین ارکان صنعت فولاد و اقتصاد صنعتی ایران هستند وعلاوه بر تامین مواد اولیه برای طیف گستردهای از صنایع راهبردی، سهم قابلتوجهی در صادرات غیرنفتی و ارزآوری کشور دارند.
فولاد مبارکه؛ تعارض میان توسعه صنعتی و حفظ محیط زیست
بر اساس برآوردها، شرکت فولاد مبارکه اصفهان بهعنوان بزرگترین تولیدکننده فولاد در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، سهمی در حدود یک درصد از تولید ناخالص داخلی ایران دارد که نشاندهنده اهمیت راهبردی این مجموعه در اقتصاد ملی است.
مطابق صورتهای مالی منتهی به اسفند ۱۴۰۳، فولاد مبارکه مستقیم و غیر مستقیم بین حدود ۱۲ هزار تا ۲۳ هزار نفر را به کار گرفته است.
در گزارشهای صنعتی، فولاد مبارکه بهعنوان شرکت مادر یک هلدینگ بزرگ با بیش از ۱۲۰ شرکت زیرمجموعه معرفی میشود.
این شرکت تامینکننده مواد اولیه برای بیش از ۳۰۰۰ کارخانه و کارگاه در کشور است و نقشی کلیدی در زنجیره تولید صنایع پاییندستی دارد. بهطور مشخص، حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد ورقهای فولادی مورد نیاز خودروسازان بزرگ داخلی، از جمله ایرانخودرو و سایپا را این شرکت تامین میکند.
بر اساس دادههای عملیاتی، فولاد مبارکه پارسال حدود ۸/۷ میلیون تن محصول فروخت که ۷/۳ میلیون تن در بازار داخلی عرضه شد و ۱/۴ میلیون تن نیز صادر شد.
از منظر مالی، فولاد مبارکه در سال ۱۴۰۳ حدود ۲۷۶ هزار میلیارد تومان فروش داشت و سود ناخالص آن به حدود ۹۶ هزار میلیارد تومان رسیده است.
سعید زرندی، مدیرعامل گروه فولاد مبارکه، گفته است که مجموع صادرات فولاد مبارکه از ابتدای فعالیت تاکنون به بیش از ۲۷ میلیون تن، معادل حدود ۱۲ میلیارد دلار درآمد رسیده و فروش داخلی نیز از ۱۵۶ میلیون تن فراتر رفته است.
از منظر ساختار مالکیتی، دولت اصلیترین سهامدار فولاد مبارکه است. سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران (ایمیدرو) بهعنوان زیرمجموعه وزارت صنعت، معدن و تجارت، در کنار بانک تجارت و دیگر نهادهای وابسته به دولت، بخش قابلتوجهی از سهام این شرکت را در اختیار دارند.
دومین تولید کننده فولاد ایران و نفوذ نهادهای وابسته به سپاه
شرکت فولاد خوزستان، بهعنوان دومین قطب تولید فولاد در ایران و یکی از مهمترین صادرکنندگان محصولات فولادی، جایگاهی راهبردی در صنعت و اقتصاد ایران دارد. این شرکت مستقیم و غیرمستقیم برای حدود ۱۵ هزار نفر اشتغال ایجاد کرده و نقش مهمی در زنجیره تولید و صادرات فولاد ایفا میکند.
فولاد خوزستان در نیمه نخست سال ۱۴۰۴، با وجود محدودیتهای شدید در تامین برق و چالشهای گسترده انرژی، نزدیک به ۵ میلیون تن تولید داشت که بخشی از آن در بازار داخلی عرضه و بخش دیگری صادر شد.
میزان صادرات این شرکت در سال ۱۴۰۴ نسبت به مدت مشابه سال قبل، رشد چشمگیر ۶۷/۲ درصدی داشته و درآمد فروش آن نیز در نیمه نخست سال، حدود ۴۱ درصد افزایش یافته است.
از نظر ظرفیت تولید، شرکت فولاد خوزستان بهتنهایی حدود ۳/۸ میلیون تن شمش فولادی در سال تولید میکرد که با راهاندازی خط تولید یک میلیون تنی فولادسازی شادگان در سال ۱۴۰۴، ظرفیت تولیدش به حدود ۵ میلیون تن شمش فولادی افزایش یافته است؛ اقدامی که جایگاه این مجموعه را در بازار داخلی و صادراتی بیش از پیش تقویت کرده است.
حمله به فولاد مبارکه اصفهان و خوزستان
نخستین حمله به شرکتهای فولادی در هفتم فروردین و دومین حمله در یازدهم فروردین رخ داد. در بعد ازظهر هفتم فروردین، بخشهایی از تاسیسات برق و کارگاه ناحیه فولادسازی فولاد مبارکه مورد اصابت قرار گرفت. این حمله، یک کشته و ۱۶ مجروح به دنبال داشت. بخشهای حیاتی این مجموعه، از جمله نیروگاههای ۹۱۴ و ۲۵۰ مگاواتی، آسیبهای جدی دیدند که تاثیر مستقیمی بر روند تولید داشت.
در ادامه این حملات، مدیریت ارتباطات گروه فولاد مبارکه در اطلاعیهای در ۱۳ فروردین گفت که این مجتمع برای دومین بار در تاریخ ۱۱ فروردین هدف حمله قرار گرفته است.
بر اساس این اطلاعیه، شدت حملات و حجم خسارات وارده بهگونهای بوده که خطوط تولید آلیاژی و نیروگاههای کارخانه خسارات سنگینی دیدهاند و تمامی خطوط تولید بهطور
کامل متوقف شدهاند.
خسارت جنگ ۴۰ روزه به اقتصاد تهران/ تخریب ۸۰۰ واحد تجاری، ۴۴۰ واحد صنعتی و دهها مرکز آموزشی و درمانی
رکنا- 31-01/1405
در پایان جنگ ۴۰ روزهای که از نهم اسفند ۱۴۰۴ تا نوزدهم فروردین ۱۴۰۵ پایتخت را در معرض حملات گسترده قرار داد، تهران هنوز در وضعیت محتاط در حرکت به سر میبرد. بیش از ۸۰۰ واحد تجاری، ۴۴۰ واحد تولیدی و دهها مرکز آموزشی و درمانی آسیب دیدهاند و آتشبس شکننده تنها فرصتی کوتاه برای نفس کشیدن اقتصاد شهری فراهم کرده است؛ اقتصادی که با زخمهای عمیق و نگرانی از فروپاشی دوباره نظم حرکتی، مسیر بازیابی خود را آغاز کرده است.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، تهران در حالی به روز سیویکم فروردین ۱۴۰۵ رسیده که هنوز نفس آتشبسی را میکشد که هر لحظه ممکن است فروبریزد. جنگی که از نهم اسفندماه ۱۴۰۴ آغاز شد و چهل روز فضای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی پایتخت را در هم کوبید، امروز تنها با یک توقف موقت از حرکت بازایستاده است. در این فاصله کوتاه، ضربههایی بر زیرساخت و فعالیت اقتصادی تهران وارد شد که ابعاد آن همچنان برای کارشناسان و فعالان اقتصادی در حال بررسی است.
استاندار تهران اعلام کرده است که بیش از ۸۰۰ واحد تجاری، ۴۴۰ واحد تولیدی و صنعتی و همچنین دهها مرکز آموزشی و درمانی در جریان حملات نظامی آسیب دیدهاند؛ آماری که تصویری روشن از میزان درهمریختگی ساختار اقتصادی پایتخت ارائه میدهد. پایتختی که ستون فقرات گردش مالی کشور است، حالا در وضعیتی ایستاده که بازسازی آن تنها یک پروژه عمرانی نیست؛ بازسازی اعتماد عمومی، نظم اقتصادی و جریان زندگی است.
سقوط نبض تجارت در پایتخت
آسیب دیدن ۸۰۰ واحد تجاری تنها یک عدد خشک در گزارشها نیست؛ این رقم در خیابانهای تهران، به معنای تعطیلی صدها مغازه، توقف هزاران شغل روزانه، و قطع گردش مالیای است که مستقیم و غیرمستقیم بر زندگی میلیونها نفر اثر میگذارد. بازارهای تهران ، از مراکز خرید مدرن تا راستههای قدیمی ،در روزهای جنگی با کرکرههایی بسته، خیابانهایی نیمهساکت و مشتریانی هراسان مواجه بودند.
کاهش فعالیت این واحدها ضربهای آشکار به مالیات و درآمدهای شهری وارد کرد. از سوی دیگر، توقف چرخه خرید و فروش بهسرعت به زنجیره توزیع، قیمتگذاری و عرضه کالا در پایتخت سرریز شد.حتی اکنون و در روزهای آتشبس، بازار همچنان در حالت نیمهفعال و محتاط به سر میبرد.
صنعت تهران و زخم ۴۴۰ واحد خاموش
اقتصاد تهران تنها بر دوش تجارت نیست؛ هزاران واحد تولیدی کوچک و متوسط در بافت صنعتی شهر و پیرامون آن قرار دارند. آسیبدیدن ۴۴۰ واحد تولیدی و صنعتی نه فقط توقف خط تولید، بلکه شکنندگی کل زنجیره تأمین کشور را نمایان کرد.
این تعطیلیها باعث، کاهش تولید مواد اولیه، اختلال در فرآیند صادرات و واردات، افزایش هزینههای لجستیکی و کاهش اشتغال روزانه هزاران کارگر است.
بسیاری از کارخانهها در روزهای جنگ حتی اگر آسیب مستقیم ندیدند، به دلیل خطر حمله، نبود نیروی کار، یا قطع برق و سوخت، مجبور به توقف فعالیت شدند. امروز، چالش اصلی این واحدها تأمین سرمایه برای بازگشت به چرخه تولید است؛ سرمایهای که در فضای بیثبات آتشبس موقت، دریافت آن از سیستم بانکی یا بخش خصوصی دشوارتر از همیشه شده است.
آسیب به آموزش؛ نسلی که کلاسهایش بیسقف شد
دهها مرکز آموزشی که در گزارش استاندار تهران به آن اشاره شده، تنها ساختمانهایی تخریبشده نیستند؛ هر کلاس تعطیلشده، آیندهای است که با تاخیر ورق میخورد. مدارس و دانشگاههای تهران در چهل روز گذشته بارها مجبور به تعطیلی یا انتقال به فضای مجازی شدند، وضعیتی که نابرابری آموزشی را تشدید کرد و دانشآموزان مناطق کمبرخوردار را بیش از همه تحت فشار قرار داد.
درمانگاههای نیمهویران و فشار مضاعف بر بیمارستانهای تهران
آسیب به دهها مرکز درمانی، ظرفیت درمانی پایتخت را به شکل محسوسی کاهش داد. در روزهای اوج جنگ، بیماران عادی با تأخیر و سرگردانی برای دریافت خدمات درمانی مواجه بودند و بیمارستانهای سالمتر مجبور بودند بار چندبرابری بپذیرند. این ازدحام، کیفیت خدمات را کاهش داد و بسیاری از درمانهای غیرفوری به تعویق افتاد.
امروز، حتی با برقراری آتشبس، ترمیم این مراکز درمانی به دلیل نبود منابع مالی و تجهیزات با سرعتی بسیار کم آغاز شده است. این وضعیت، تهران را در برابر هر بحران بهداشتی آینده، از جمله بیماریهای فصلی، آسیبپذیرتر میکند.
اقتصاد پایتخت؛ ایستاده بر خط باریک آتشبس
تهران پس از ۴۰ روز جنگ، روی خط باریک آتشبسی قدم میزند که به گفته مسئولان «هر لحظه امکان دارد شکسته شود». این بیثباتی، سرمایهگذاران داخلی و خارجی را در وضعیتی بلاتکلیف نگه داشته و مانع اصلی بازگشت اقتصاد شهر به مسیر طبیعی است.
بازار مسکن، بورس، بازار ارز و حتی کسبوکارهای کوچک تاکنون واکنشی محتاطانه نشان دادهاند. عدم اطمینان نسبت به آینده سیاسی و امنیتی، ضربهای است که تأثیر آن به مراتب عمیقتر از خسارتهای فیزیکی جنگ بوده است.
تهران ۱۴۰۵؛ پایتختی که هنوز آماده شنیدن صدای بعدی است
در ۳۱ فروردین ۱۴۰۵، تهران شهری است که در وضعیت نیمهتعلیق قرار دارد. خطوط مواصلاتی ترمیم شدهاند، اما جریان زندگی هنوز با حرکتی محتاط ادامه مییابد. اقتصاد پایتخت که همیشه موتور محرک کشور بوده، اکنون با توان نصفهونیمه حرکت میکند و چشم همه فعالان اقتصادی به یک پرسش بیپاسخ دوخته شده: آیا این آتشبس دوام میآورد؟
در چنین وضعیتی، تهران بیش از هر زمان دیگری نیازمند برنامهریزی برای بازسازی هدفمند، حمایت از کسبوکارهای کوچک و متوسط، و ایجاد سپری برای ارتقای تابآوری اقتصادی و اجتماعی است. زیرا اگرچه جنگ پایان یافته، اما پیامدهای آن هنوز نفسهای شهر را کوتاه کرده است.
آخرین آمار و جزییات پزشکی قانونی «از ۳۳۷۵ شهید جنگ اخیر/ حدود ۴۰ درصد از پیکرها به دلیل نوع بمبها و موشکهای به کار گرفته شده»، قابل شناسایی نبودند
رییس سازمان پزشکی قانونی کشور از «شهادت ۳ هزار و ۳۷۵ نفر در جنگ تحمیلی اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی» خبر داد و گفت: «در این میان با پیکرهای مطهری مواجه شدیم که حدود ۴۰ درصد آنها به دلیل نوع بمبها و موشکهای به کار گرفته شده، قابل شناسایی نبودند…»
به گزارش مرکز رسانههای قوه قضاییه، عباس مسجدی ضمن تشریح اقدامات این سازمان در جریان جنگ تحمیلی علیه ایران، اظهار کرد: «این جنگ از پایان سال ۱۴۰۴ تا آغاز ۱۴۰۵، سرشار از سختیها و زیباییها بود، شهادت رهبر انقلاب و جمعی از فرماندهان، از جمله تلخترین رویدادهایی بود که دل مردم را آزرد.»
مسجدی افزود: «در این دوره، شاهد به شهادت رسیدن شهروندان بیگناه، کودکان، سالمندان و افرادی بودیم که در مراکز اداری مشغول خدمت بودند.»
وی بمباران مدرسه «شجره طیبه» در میناب را حادثهای دلخراش خواند و گفت: «در این حادثه بیش از ۱۶۰ کودک به دست آمریکا و رژیم صهیونیستی شهید شدند.»
رییس سازمان پزشکی قانونی تصریح کرد: «به دلیل نوع بمبها و موشکهای به کار گرفته شده توسط آمریکای جنایتکار و رژیم صهیونیستی، حدود ۴۰ درصد پیکرهای شهدا در ابتدا قابل شناسایی نبودند، اما همکاران ما در سراسر کشور بهویژه در تهران، اصفهان و هرمزگان با تلاش خود موفق شدند این پیکرها را شناسایی و به خانوادهها تحویل دهند.»
مسجدی با اشاره به حمایت مسئولان قضایی بهویژه رییس قوه قضاییه از سازمان پزشکی قانونی تاکید کرد: «با وجود موشکباران دشمن، همکاران ما هرگز خدمت به مردم را ترک نکردند؛ برخی از آنها به منزل نرفتند و شبانهروز به مردم و خانواده شهدا خدمت میکردند.»
رییس سازمان پزشکی قانونی، با تاکید بر اینکه در طول ۵۰ روز جنگ هیچ خدمتی به مردم مختل نشد، افزود: «این سازمان بدون هیچ تعطیلی به فعالیت ادامه داد. پیش از آغاز جنگ، ستاد بحران سازمان تمهیدات لازم را اندیشیده بود و دستورالعملهایی برای ارائه خدمات یکپارچه به استانها ابلاغ شد، هر چند برخی دستورالعملهای شناسایی پیکر شهدا سختگیرانه بود، اما در ۵۰ روز گذشته هیچ مشکلی در این زمینه در کشور نداشتیم.»
وی همچنین گفت: «با وجود مشکلات ارتباطی، جلسات مجازی متعددی با استانها برگزار کردیم تا ضمن کسب اخبار، دستورات لازم برای خدمترسانی را با همکاران به اشتراک بگذاریم.»
رییس سازمان پزشکی قانونی در تشریح آمار نهایی شهدا، گفت: «از آغاز جنگ رمضان تا آخرین ساعت روز ۲۱ فروردین ۱۴۰۵، مجموعا ۳ هزار و ۳۷۵ نفر شهید شدند که از این تعداد ۲ هزار و ۸۷۵ نفر مرد و ۴۹۶ نفر زن بودند. در حال حاضر نیز ۴ پیکر به دلیل شدت و نوع آسیبها تعیین تکلیف نشدهاند.»
مسجدی اضافه کرد: «به ترتیب استانهای تهران، هرمزگان و اصفهان بیشترین آمار شهدا را به خود اختصاص دادهاند.»
وی درباره پشتیبانی از استانهای کمتجربه در بحران، گفت: «سازمان پزشکی قانونی پیشتر نیز با بحرانهای مختلفی مواجه بوده است. در جنگ ۱۲ روزه خردادماه، با وجود آمادگی تیمهای پشتیبان از استانهای غیردرگیر، حتی به یک نفر هم برای انتقال به استانهایی مانند تهران، اصفهان یا هرمزگان نیاز پیدا نکردیم و همان نیروهای متخصص مستقر در استانها، خدمات مورد نیاز را ارائه دادند که نشاندهنده همت مجاهدانه همکاران است.»
مسجدی خاطرنشان کرد: «خوشبختانه با توجه به پیشبینیهای انجام شده و احتمال وقوع جنگ، ذخایر استراتژیک سازمان در حد استاندارد بود و از نظر تجهیزات، مواد آزمایشگاهی و نیروی انسانی هیچ کمبودی احساس نشد.» وی تاکید کرد: «در صورت ادامه جنگ در آینده نیز خدماترسانی ادامه خواهد یافت و اجازه نمیدهیم مردم در این حوزه دچار مشکل شوند.»
تشدید بیکاری، فقر و بحران اقتصادی
تاثیرات اقتصادی جنگ بر ایران، بر کسی پوشیده نیست. اختلال در زنجیره تامین، کاهش دسترسی به منابع خارجی و کمبود کالاهای اساسی، بهسرعت زمینهساز افزایش قیمتها شده است. این روند در شرایطی رخ میدهد که محاصره دریایی ایران نیز فشار مضاعفی بر واردات وارد کرده و هزینه تامین کالا را بهشدت افزایش داده است. با توجه به وابستگی بالای اقتصاد ایران به واردات، این وضعیت به شکل مستقیم به تشدید بحران اقتصادی انجامیده است.
حتی پیش از آغاز جنگ، نشانههای بحران در اقتصاد ایران آشکار بود. بر اساس گزارش مرکز آمار ایران، نرخ تورم مواد غذایی به حدود ۱۰۰ درصد رسیده بود و خانوارها با افزایش بیسابقه قیمت کالاهای مصرفی روزمره مواجه بودند. با آغاز جنگ، بهدلیل کاهش تقاضای مصرفی و افت قدرت خرید، بازار تا حدی در وضعیت رکودی و به ظاهر باثبات قرار گرفت. اما پس از آتشبس ۱۴ روزه و با بازگشت نسبی تقاضا، موج جدیدی از تورم نمایان شد؛ تورمی که اینبار با شتاب بیشتری خود را نشان میدهد و چشمانداز مهار آن تیرهتر به نظر میرسد.
کارشناسان اقتصادی این آتشبس را «موقت و شکننده» توصیف میکنند و بر این باورند که اقتصاد ایران همچنان درگیر پیامدهای سنگین جنگ ۴۰ روزه است. در واقع، آسیبهای مستقیم و غیرمستقیم این جنگ، بخشهای حیاتی اقتصاد کشور را هدف قرار داده است.
در همین زمینه، فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، اعلام کرده است که برآوردهای اولیه نشان میدهد جنگ ۴۰ روزه حدود ۲۷۰ میلیارد دلار خسارت مستقیم و غیرمستقیم به ایران وارد کرده است. این خسارتها شامل تخریب هزاران واحد مسکونی، اداری، آموزشی، بهداشتی و درمانی، همچنین آسیب به تاسیسات نظامی، تجاری و صنعتی است.
گزارشها حاکی از آن است که کارخانههای بزرگ فولاد از جمله فولاد مبارکه و فولاد خوزستان، مجتمعهای پتروشیمی، نیروگاهها، زیرساختهای حملونقل مانند راهآهن، فرودگاهها و پلها، از جمله اهداف اصلی این حملات بودهاند.
در چنین شرایطی، بانک مرکزی ایران در گزارشی داخلی به رییسجمهور اعلام کرده است که بازسازی کامل اقتصاد و زیرساختهای آسیبدیده ممکن است تا ۱۲ سال به طول بینجامد؛ برآوردی که نشاندهنده عمق و گستردگی بحران پیشروی اقتصاد ایران است.
ابرتورمی که دور از دسترس نیست
اما بحران اقتصادی ایران تنها به پیامدهای جنگ محدود نمیشود. اقتصاد کشور پیش از این نیز با چالشهای ساختاری عمیق دستوپنجه نرم میکرد؛ چالشهایی که در سال ۱۴۰۴ به بروز اعتراضات گسترده اجتماعی انجامید و در نهایت با سرکوبی خونین مواجه شد؛ رخدادهایی که بنا بر برخی گزارشها، به کشته شدن دهها هزار نفر انجامید.
ترکیب این نارضایتیهای انباشته با تبعات جنگ ۴۰ روزه اخیر، چشمانداز اقتصاد ایران را بیش از هر زمان دیگری مبهم و نگرانکننده کرده است.
پیش از جنگ نیز اقتصاد ایران از مشکلات مزمن رنج میبرد. به گفته محمدمهدی بهکیش در گفتوگو با روزنامه دنیای اقتصاد، سه «گره کور» شامل ناترازی مالی دولت و کسری بودجه، انزوای اقتصادی در سطح بینالمللی، و فضای ناپایدار و پرریسک کسبوکار، زمینهساز بحرانیتر شدن شرایط در سال ۱۴۰۵ بودهاند.
اکنون و پس از تحمل خسارتهای سنگین جنگ، شاخصهای اقتصادی ابعاد نگرانکنندهتری به خود گرفتهاند. بر اساس دادههای رسمی، نرخ تورم مواد غذایی در اسفند ۱۴۰۵ از ۱۰۵ درصد فراتر رفته است. جزئیات این افزایش قیمت نیز تصویر روشنی از فشار معیشتی بر خانوارها ارائه میدهد: قیمت نان و غلات ۱۴۰ درصد، گوشت قرمز و مرغ ۱۳۵ درصد، روغن و چربیها ۲۱۹ درصد و لبنیات ۱۱۶ درصد افزایش یافتهاند. این در حالی است که تورم نقطهبهنقطه پیشتر در اسفند ۱۴۰۴ به ۷۱.۸ درصد رسیده بود و پس از آتشبس نیز همچنان در سطوح بالا تثبیت شده است.
به گفته یکی از فعالان بازار تهران، گرانی کالا بیشتر به دلیل نبود کالا و نگرانی از آینده است.
او به اپکتایمز گفت: «در حال حاضر شاهد کمبود کالا نیستیم، چراکه تقاضا هنوز به وضعیت عادی برنگشته تا کمبودی رخ دهد. اما به دلیل نبود واردات کالا اعم از کالای اساسی تا مواد اولیه صنعتی و کالاهای تولید خارج، وضعیت آینده مبهم بوده و شاهد افزایش قیمت هستیم.»
در چنین شرایطی، بسیاری از اقتصاددانان نسبت به ورود اقتصاد ایران به فاز تورمهای بسیار بالا هشدار میدهند. فرشاد فاطمی در گفتوگو با اقتصادنیوز تاکید میکند: «در سال ۱۴۰۵ با تورم سنگینی مواجه خواهیم شد؛ چراکه در شرایط جنگی، درآمدهای مالیاتی دولت کاهش مییابد، بخشی از درآمدهای نفتی افت میکند و در عین حال هزینههای نظامی افزایش پیدا میکند. مجموعه این عوامل، فشار تورمی قابلتوجهی ایجاد خواهد کرد.»
در همین راستا، روزنامه دنیای اقتصاد نیز در تحلیلی اخیر، از احتمال جهش تورم به سطوحی بسیار بالا سخن گفته و حتی سناریوی تورم بالای ۱۲۳ درصد را دور از ذهن ندانسته است؛ سناریویی که در صورت تداوم تنشهای خارجی و بیثباتی سیاسی، میتواند محقق شود.
این روزنامه سه مسیر متفاوت برای آینده اقتصاد ایران ترسیم میکند: دستیابی به توافقی پایدار، تداوم آتشبس شکننده در وضعیت «نه جنگ، نه صلح»، یا بازگشت به درگیری نظامی. بر اساس این تحلیل، هر یک از این سناریوها پیامدهای کاملا متفاوتی برای تورم خواهند داشت؛ بهگونهای که برآوردها نشان میدهد نرخ تورم نقطهبهنقطه تا شهریورماه میتواند در بهترین حالت به حدود ۴۹ درصد محدود شود، اما در بدترین سناریو، به ۱۲۳ درصد افزایش یابد.
بیکاری؛ زخم عمیق بر پیکر جامعه کارگری ایران
رکود اقتصادی ناشی از جنگ، بهسرعت خود را در بازار کار نشان داده است. تعطیلی گسترده واحدهای تولیدی یا کاهش شدید ظرفیت فعالیت آنها، موجی از بیکاری و تعدیل نیرو را در بخشهای مختلف صنعتی به راه انداخته است. بسیاری از کارخانهها یا بهطور کامل از چرخه تولید خارج شدهاند یا با حداقل توان فعالیت میکنند؛ وضعیتی که مستقیماً معیشت میلیونها خانوار را تحت تأثیر قرار داده است.
در همین زمینه، غلامحسین محمدی، معاون وزیر کار و رئیس سازمان آموزش فنیوحرفهای کشور، اعلام کرده است: «برآوردهای اولیه نشان میدهد جنگ منجر به از دست رفتن بیش از یک میلیون شغل شده و حدود دو میلیون نفر بهطور مستقیم و غیرمستقیم با بیکاری مواجه شدهاند.»
همزمان با این تحولات، سقوط شدید ارزش ریال، قدرت خرید خانوارها را بهشدت کاهش داده و سطح رفاه عمومی را به پایینترین سطوح در سالهای اخیر رسانده است. در چنین شرایطی، برخی تحلیلگران از وضعیت کنونی با عنوان «اقتصاد در حالت بقا» یاد میکنند؛ اقتصادی که نه در مسیر رشد، بلکه صرفا در تلاش برای جلوگیری از فروپاشی کامل است.
گزارش اخیر صندوق بینالمللی پول نیز تصویری نگرانکننده از آینده اقتصاد ایران ترسیم میکند. بر اساس این گزارش، تولید ناخالص داخلی ایران در سال ۲۰۲۶ به قیمتهای جاری به حدود ۳۰۰.۳ میلیارد دلار کاهش خواهد یافت؛ رقمی که در مقایسه با حدود ۴۱۶ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۴، افتی قابلتوجه را نشان میدهد. این کاهش ناشی از ترکیب عواملی چون رشد اقتصادی منفی(۶.۱- درصد) و افت شدید ارزش پول ملی ارزیابی شده است.
با وجود برقراری آتشبس، چشمانداز بهبود اقتصادی، همچنان دور از دسترس به نظر میرسد. حتی در صورت تداوم آتشبس، رفع تحریمها و بازگشت سرمایهگذاری خارجی نیز نمیتوان انتظار بهبود سریع داشت. کارشناسان هشدار میدهند که در غیاب یک توافق جامع و لغو مؤثر تحریمها، اقتصاد ایران در سال ۱۴۰۵ با رکود تورمی عمیقتری مواجه خواهد شد.
شواهد میدانی نیز این تصویر را تایید میکند. یکی از فعالان کارگری، به شرط ناشناس ماندن، به اپکتایمز گفته است: «بیکاری گسترده در صنایع سنگین از جمله پتروشیمی، فولاد و خودروسازی رخ داده است. به گفته او، حملات مستقیم به زیرساختهای صنعتی، بسیاری از کارخانهها را ناگزیر به تعدیل نیرو یا تعطیلی کرده و زنجیرهای از تعطیلی در صنایع وابسته را نیز بهدنبال داشته است. بسیاری از کارخانهها مستقیم مورد حمله قرار نگرفتند اما به دلیل ناتوانی از تهیه مواد اولیه از کارخانههای آسیب دیده مجبور به تعطیلی شدند.»
او همچنین به گسترش بیکاری در بخش خدمات و اقتصاد دیجیتال اشاره میکند: «در حوزه فروش آنلاین نیز وضعیت بحرانی است. قطع اینترنت برای بیش از ۴۰ روز، عملا کسبوکارهای اینترنتی را فلج کرده و بسیاری از فعالان این حوزه شغل خود را از دست دادهاند.»
بحران؛ عمیقتر از همیشه
آتشبس فروردین ۱۴۰۵ برای جامعه ایران، فرصتی کوتاه برای تنفس فراهم کرد، اما واقعیت آن است که این وقفه، بیش از آنکه نشانهای از ثبات باشد، بازتابدهنده یک وضعیت «تعلیق» است؛ تعلیقی میان بازگشت به درگیری یا حرکت بهسوی یک توافق پایدار. در این میان، اقتصاد ایران در شرایطی بسیار بحرانی و آسیبپذیر باقی مانده است.
برآورد خسارت صدها میلیارد دلاری، از بین رفتن میلیونها شغل، و جهش بیسابقه قیمت کالاهای اساسی، نشان میدهد که بحران فعلی صرفا یک شوک موقت نیست، بلکه میتواند به یک بحران ساختاری بلندمدت تبدیل شود. حتی خوشبینانهترین سناریوها نیز حاکی از آن است که بازسازی زیرساختهای تخریبشده و بازگرداندن اقتصاد به مسیر رشد، سالها زمان و منابع گستردهای نیاز خواهد داشت.
در چنین شرایطی، دولت با سه چالش همزمان روبهروست: مهار تورم و جلوگیری از ورود به فاز ابرتورم، تأمین حداقل معیشت برای جمعیت رو به افزایش بیکاران، و بازسازی زیرساختهای حیاتی که ستون فقرات اقتصاد کشور محسوب میشوند. این در حالی است که محدودیت منابع مالی، کاهش درآمدهای نفتی و تداوم انزوای اقتصادی، توان سیاستگذاری مؤثر را بهشدت تضعیف کرده است.
از سوی دیگر، ادامه نااطمینانی سیاسی و شکنندگی آتشبس، چشمانداز سرمایهگذاری چه داخلی و چه خارجی را تیره نگه داشته است. در غیاب یک توافق جامع سیاسی و اقتصادی و رفع مؤثر تحریمها، انتظار بازگشت سرمایه و احیای رشد اقتصادی چندان واقعبینانه بهنظر نمیرسد.
در مجموع، اقتصاد ایران در نقطهای ایستاده است که میتوان آن را «مرز بحران مزمن» توصیف کرد؛ جایی که ادامه روندهای کنونی میتواند به تعمیق فقر، گسترش نابرابری و حتی بروز بحرانهای اجتماعی گستردهتر منجر شود.
بهنظر میرسد مسیر پیشرو بیش از هر زمان دیگری به تحولات سیاسی از پایین گره خورده است؛ تصمیماتی که میتوانند یا زمینهساز خروج تدریجی از بحران باشند، یا اقتصاد ایران را وارد مرحلهای پیچیدهتر و پرهزینهتر از فروپاشی تدریجی کنند.
اعتراض رسمی شورای مرکزی کارمندان دانشگاههای کشور
در چهارمین روز اردیبهشت ۱۴۰۵، بخش زیادی از کارمندان و کارکنان بخشهای غیردولتی و همچنین بازنشستگان از پرداخت نشدن حقوق فروردین گزارش میدهند.
آثار مشکلات مزمن ساختاری در اقتصاد ایران و کسری شدید بودجه دولت در شرایط جنگ از ابتدای سال جدید نمایان شده است و پرداخت حقوق و مزایای شغلی در سازمانها و ادارههای دولتی عقب افتاده است.
در همین رابطه، شورای مرکزی کارمندان دانشگاههای کشور در نامهای رسمی و سرگشاده به پرداخت نشدن حقوق و مزایای این صنف در فروردین ۱۴۰۵ اعتراض کرده است.
در این نامه آمده: «در شرایطی که کارکنان دانشگاهها ماههاست از تبعیضها و ناعدالتیهای شکلگرفته در نظام پرداخت رنج میبرند اکنون مسلهای تازه بر مشکلات معیشتی آنان افزوده شده است آنهم بهتعویق افتادن پرداخت حقوق فروردینماه کارکنان است.»
در این نامه با اشاره به اینکه «کارکنان دانشگاهها امروز با نگرانی جدی به این موضوع مینگرند» تاکید شده «در شرایط اقتصادی دشوار کنونی حتی تاخیر کوتاه در پرداخت حقوق نیز میتواند زندگی بسیاری از خانوادهها را با مشکل مواجه کند.»
در پایان این نامه اعتراضی، ابراز امیدواری شده که مسئولان «با درک شرایط موجود و توجه به آثار روحی و اقتصادی این وضعیت، در کوتاهترین زمان ممکن اقدام لازم را برای رفع این مشکل و جلوگیری از تکرار چنین اتفاقاتی انجام دهند.»
همچنین حقوق کارکنان وزارت بهداشت از جمله پرستاران نیز پرداخت نشده است. پرستاران سالهاست نسبت به حقوق و مزایای ناچیز خود اعتراض دارند و دهها تجمع و اعتصاب نیز برگزار کردهاند اما در از اسفند گذشته تا کنون همان حقوق ناچیز را هم دریافت نکردند.
اسماعیل شریعتی، فعال صنفی حوزه پرستاری در گفتوگو با خبرگزاری «رکنا» گفته دستمزد کادر درمان در فروردینماه هنوز واریز نشده اما حقوق پزشکان عضو هیات علمی دانشگاههای علوم پزشکی پرداخت شده که موجب نارضایتی کادر درمان از جمله پرستاران شده است.
این فعال صنفی توضیح داده که «در پایان سال ۱۴۰۴، افزایش یکباره و غیرعادی حقوق اعضای هیئت علمی دانشگاههای علوم پزشکی، که به صورت بیسر و صدا و در شرایط حساس جنگی کشور رخ داد، موجی از نارضایتی را در میان کارکنان نظام سلامت برانگیخت. اعضای هیات علمی وزارت بهداشت در پایان سال مذکور، رشدی حدود ۷۰ درصدی در احکام حقوقی خود تجربه کردند و در هفته اول فروردین ۱۴۰۵ نیز احکام جدید با افزایش بیش از ۲۰ درصدی دیگر ابلاغ شد. این امر، نارضایتی گستردهای را در میان کارکنان سلامت کشور ایجاد کرد.»
در حالیکه فعالان صنفی پرستاری نسبت به پرداخت نشدن حقوق فروردینماه پرستاران اعتراض دارند که عالیه زمانی عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی با اشاره به تاخیر در واریز حقوق فروردین پرستاران و سایر کادر درمان گفته «حقوق معوقه پرستاران و کادر درمان حداکثر طی یکی۲ روز آینده پرداخت شود تا دغدغههای معیشتی آنها کاهش یابد.»
بازنشستگان و مستمریبگیران سازمان تأمین اجتماعی هم گزارش دادهاند که حقوق ماه فروردین با تأخیر به حساب آنها واریز شده و افزایش حقوق سال جدید در پرداخت ماه فروردین اعمال نشده است. سازمان تأمین اجتماعی دولتی نیست اما از یکسو بدهی سنگین دولت به این سازمان، منابعاش را کاهش داده و از سوی دیگر موج گسترده بیکاری ناشی از جنگ و قطع اینترنت، فشار بر منابع این سازمان برای پرداخت حقوق بیکاری را افزایش داده است.
بخش زیادی از کارکنان بخش خصوصی نیز همچنان با حقوق معوقه روبرو هستند. برخی از کارمندان شرکتهای خصوصی گزارش دادهاند که از آغاز جنگ حقوق و مزایایی مانند عیدی را دریافت نکردهاند.
در همین رابطه، خبرگزاری «ایلنا» گزارش داده شماری از کارگران فولاد سیادن ابهر، آب معدنی داماش، شهرداری چابهار، معادن زغالسنگ البرز شرقی و کارگران کارخانه داروگر تهران از عدم پرداخت مطالبات مزدی و عیدی خود ابراز نارضایتی کرده و خواستار رسیدگی به مطالباتشان شدند.
بر اساس این گزارش بیش از ۸۰ درصد از کارگران شرکت «ریسندگی خاور» در استان گیلان در حالی توسط کارفرما از کار اخراج شدهاند که از دریافت دوماه حقوق و عیدی آخر سال خود محروم ماندهاند.
خبرگزاری «ایلنا»، در گزارش دیگری از پرداخت نشدن سه ماه حقوق و عیدی کارگران شاغل در شرکت «داروگر» تهران خبر داده و نوشته کارگران داروگر تهران، با حداقل سه ماه حقوق معوقه شرایط معیشتی نامناسبی دارند. کارگران این کارخانه خواستار رسیدگی مسئولان استانی به وضعیت پرداخت مطالبات عقب افتاده خود شدند.
یکی از کارگران این کارخانه، به خبرگزاری «ایلنا» گفته «طی یک ماه جاری برای دریافت حقوق فقط سه بار حساب و کارت بانکی تغییر دادهایم، اما از پرداخت حقوق و عیدی خبری نیست، در عین حال همه خطوط تولیدی کارخانه از دو ماه پیش به دلیل مشکلات مالی متوقف شده و کارگران دور از خانوادهها و با نگرانی زیاد، مشغول کار خدماتی و نگهبانی از اموال کارخانه هستند.»
این کارگر گفته «شرایط زندگی کارگران کارخانه داروگر تهران به دلیل عدم پرداخت حقوق خوب نیست و برخی حتی توان خرید نان برای خانوادهایشان را ندارند.»
در شرایطی که کارمندان، کارگران و بازنشستگان زیادی حقوق و مزایای مزدی هفتههای گذشته را دریافت نکردهاند که در آنسو دستکم دو میلیون نفر نیز از ابتدای اسفندماه ۱۴۰۴ تا آخر فروردین ۱۴۰۵ بیکار و اخراج شدهاند.
کارشناسان اقتصادی و فعالان صنفی نسبت به موج گسترده بیکاری نیروی کار در ایران و پیامدهایی چون گسترش فقر تا مهاجرت از کشور هشدار میدهند. قطع هشت هفتهای اینترنت جهانی و رکود تورمی ناشی از جنگ دو علت اصلی موج جدید اخراج نیروی کار در کشور است. بسیاری از واحدهای تولیدی، صنعتی و خدماتی تعطیل شده و شماری از کسبوکارها و کارخانهها نیز برای جلوگیری از ورشکستگی و زیان ناچاره به اخراج بخشی از کارکنان با هدف کاهش هزینههای جاری شدهاند.
هزینهها و خسارات حملات آمریکا به ایران
مقامهای پنتاگون به کنگره اعلام کردهاند که هفته نخست حملات به تنهایی حدود شش میلیارد دلار هزینه داشته است که شامل حدود چهار میلیارد دلار برای مهمات و رهگیرهای پیشرفته موشکی میشود.
بر اساس این دادهها، میانگین هزینه روزانه حدود ۸۵۷ میلیون دلار برآورد شده و مجموع هزینهها در ده روز به حدود هشت میلیارد و ۵۷۰ میلیون دلار میرسد.
با این حال، رقم اعلامشده توسط پنتاگون شامل خسارت تجهیزات نظامی نیست.
بر اساس برآورد مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، جایگزینی مهمات مصرفشده در صد ساعت نخست حملات حدود سه میلیارد و ۱۰۰ میلیون دلار هزینه خواهد داشت و هزینه جایگزینی مهمات با همان سطح مصرف، روزانه حدود ۷۵۸ میلیون دلار افزایش مییابد.
در همین حال، نیروهای دریایی آمریکا که در منطقه مستقر شدهاند، از جمله ناوهای هواپیمابر آبراهام لینکلن و جرالد آر. فورد به همراه ناوشکنها و شناورهای اسکورت، روزانه حدود ۱۵ میلیون دلار هزینه عملیاتی دارند.
گزارشها، همچنین حاکی از آن است که در صورت استقرار گروه رزمی ناو هواپیمابر جورج اچ. دبلیو. بوش در حوزه عملیاتی فرماندهی مرکزی آمریکا، این هزینهها میتواند افزایش یابد.
بر اساس این شاخصها، خبرگزاری آنادولو برآورد میکند هزینه مهمات و هزینههای مرتبط با حملات طی این مدت به حدود هفت میلیارد و ۸۰۰ میلیون دلار رسیده است.
با افزودن دو میلیارد و ۵۵۰ میلیون دلار خسارت تجهیزات نظامی به این رقم، مجموع هزینه آمریکا در ده روز نخست این درگیریها حدود ده میلیارد و ۳۵۰ میلیون دلار برآورد میشود؛ یعنی بهطور میانگین حدود یک میلیارد و ۳۰ میلیون دلار در روز اس
برآوردها نشان میدهد حملات ایران ۸۰۰ میلیون دلار به پایگاههای مورد استفاده آمریکا خسارت وارد کرده است
۳ فروردین ۱۴۰۵ – ۲۳ مارس ۲۰۲۶یک تحلیل جدید نشان میدهد حملات ایران به پایگاههای نظامی مورد استفاده آمریکا در خاورمیانه در دو هفته نخست جنگ حدود ۸۰۰ میلیون دلار خسارت وارد کرده است.
بر اساس گزارشی از «مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی» و تحلیل بیبیسی، بخش عمده این خسارتها در حملات تلافیجویانه اولیه ایران در هفته پس از آغاز جنگ از سوی آمریکا و اسرائیل وارد شده است.
ابعاد کامل خسارات ناشی از حملات ایران به داراییهای آمریکا در منطقه هنوز روشن نیست. با این حال، برآورد ۸۰۰ میلیون دلاری خسارت به زیرساختهای نظامی آمریکا که رقمی بالاتر از گزارشهای پیشین است، تصویری از هزینههای سنگینی را ترسیم میکند که با طولانی شدن این درگیری به آمریکا تحمیل میشود.
خسارات وارده جانی و مالی بر اسرائیل
وزارت بهداشت اسرائیل اعلام کرد که طی ۴۰ روز جنگ علیه ایران، شمار زخمیهای این رژیم به ۷ هزار ۶۴۵ نفر رسیده و وضعیت جسمانی ۱۵ نفر از آنان وخیم گزارش شده است. آمار منتشرشده از سوی این وزارتخانه شامل تعداد کشتهشدگان نیست.
به گزارش ایرنا؛ با وجود این، موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل (INSS)در اواسط ماه گذشته آماری منتشر کرده بود که نشان میداد ۱۶ اسرائیلی در جریان حملات موشکی ایران کشته شدهاند. همچنین اورژانس اسرائیل از کشتهشدن ۱۵ نفر دیگر، از جمله ۹ نفر در حمله موشکی ایران به «بیتشمش» خبر داده است.
منابع اسرائیلی نیز روز دوشنبه از کشتهشدن ۴ نفر در پی حمله موشکی ایران به «حیفا» در شمال فلسطین اشغالی گزارش دادهاند.
اذعان اسرائیل به این میزان تلفات در حالی صورت میگیرد که این دولت با اعمال سانسور شدید بر رسانههای داخلی تلاش دارد از انتشار آمار واقعی کشتهها و زخمیهای ناشی از حملات ایران و همچنین حملات حزبالله جلوگیری کند.
ادامه کشمکشهای آمریکا و ایران
در نهم اسفند 1405 برابر با بیستوهشتم فوریه ۲۰۲۶، ایالات متحده و دولت اسرائیل، گستردهترین حمله هوایی خود را علیه ایران آغاز کردند؛ عملیاتی که تنها به هدف قرار دادن بخشهایی از برنامه هستهای و تاسیسات مهم نظامی محدود نشد، بلکه با ترور آیتالله سیدعلی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران و شماری از مقامات بلندپایه سیاسی به اوج خود رسید و نهایتا مناطق مسکونی، مدارس، بیمارستانها، کارخانهها، پلها، زیرساختهای مهم اقتصادی، موزهها و غیره بمباران و موشکباران شدند.
اکنون برخی معتقدند این جنگ باعث شد نظامیها، مشخصا سپاه پاسداران، دست بالاتری را در معادلات سیاسی کشور پیدا کردند. ضمن اینکه همه شواهد نشان میدهند در همین زمان جنگ و اکنون در زمان آتشبس هم نه فقط در ردههای سیاسی، بلکه در ردههای فرماندهی نظامی نیز به شدت اختلاف وجود دارد. قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی که در دور نخست مذاکرات با هیات آمریکایی در اسلامآباد پاکستان، ریاست هیات ایرانی را بهعهده داشت اکنون به دلیل اختلافات و فشار از این سمت خود استعفا کرده است. به نظرم اختلافات و جناحبندیها و شکافهای دیگر هم که در جمهوری اسلامی وجود داشته و به دلیل وقوع این جنگ تا حدی بر آنها سرپوش گذاشته شد، بعد از اتمام جنگ آشکار شدهاند و چون ولی فقیه بعدی، یعنی مجتبی خامنهای آن جایگاه پدرش را در حاکمیت ندارد که حرف اول و آخر را بزند به خصوص او هنوز در انظار عمومی و تلویزیون ظاهرا نشده و تنها چند بیانیه کتبی به نام او در رسانهها منتشر شده است. به همین دلیل حرب و حدیث درباره او زیاد است و روشن نیست زنده است یا مرده؟ اما روشن است که او نمیتواند نقش علی خامنهای را بازی کند. اما بیتردید، این روند دوام زیادی نخواهد آورد و به همین دلیل، یا جنگ مجددا شروع خواهد شد و یا ما شاهد درگیریهای درون حکومت خواهیم شد.
آنچه امروز میان ایران و آمریکا شکل گرفته، نه «صلح» است و نه حتی یک آتشبس آرام و قابل اتکا. این یک برزخ راهبردی است. برزخی که در آن طرفین از هزینههای جنگ تمامعیار فاصله گرفتهاند، اما هنوز از منطق زور و فشار خارج نشدهاند. برای ایران نیز این وضع، یک تنفس تاکتیکی و زودگذر است.
نخستین مورد از تبعات وضعیت نه جنگ و نه صلح، اختلال در منطق عادی تصمیمگیری است. در جنگ، اولویت روشن است. بقا، دفاع و بسیج اراده. در صلح نیز اولویت روشن است: بازسازی، توسعه و تثبیت. اما در وضعیت نهجنگ نهصلح، این دو منطق متعارض همزمان بر دولت و جامعه تحمیل میشوند. کشور باید هم آماده بازگشت به درگیری باشد و هم نشانههایی از بازگشت به زندگی عادی نشان دهد. نتیجه نوعی تعلیق در سطح سیاستگذاری است که تصمیمهای کلان را محتاط، کند و گاه متناقض میکند.
دومین نتیجه، بازسازی اقتصادی است. اقتصاد پس از جنگ، بیش از هر چیز به ثبات و قابلیت پیشبینی نیاز دارد. بدون حداقلی از امنیت پایدار، نه سرمایهگذار جرئت ورود دارد، نه پروژههای بزرگ میتوانند افق روشن پیدا کنند. تجربههای بازسازی پس از منازعه نیز نشان میدهد که نااطمینانی امنیتی، حتی وقتی شدت نبرد پایین آمده باشد، بازسازی را کند، پرهزینه و شکننده میکند. وقتی کشور هنوز نمیداند چند روز یا چند هفته بعد دوباره در معرض حمله، توقیف یا تشدید فشار خواهد بود، منطق سرمایه از تولید به احتیاط عقبنشینی میکند.
سوم، این که جنگ متوقف نشده، فقط از آتش مستقیم به فشار ممتد غیرمستقیم منتقل شده است. در این الگو، طرف قویتر میکوشد بدون ورود به هزینههای جنگ، طرف مقابل را در موقعیت خستگی راهبردی نگه دارد. یعنی او را در حالتی قرار دهد که نه بتواند ضربه نهایی بزند، نه بتواند با آسودگی سراغ بازسازی داخلی برود.
چهارمین مورد، فرسایش روانی جامعه است. جنگ آشکار، با همه تلخیاش، تکلیف را روشن میکند؛ جامعه میداند در چه وضعی است و چه منطقی بر زندگی حاکم شده است. اما نهجنگ نهصلح، جامعه را در یک وضعیت انتظار فرساینده نگه میدارد: خطر کاملا رفع نشده، اما زندگی هم به مدار طبیعی برنگشته است. این وضعیت، بهمرور به اضطراب مزمن، تعویق تصمیمهای اقتصادی، احتیاط مصرفی، تشدید میل به خروج سرمایه و حتی مهاجرت نخبگان منجر میشود. برای نسل جوان نیز این برزخ، ترکیبی از غرور ناشی از مقاومت و ناامیدی ناشی از تعلیق آینده میسازد. ترکیبی که اگر بهدرستی مدیریت نشود، میتواند سرمایه اجتماعی را تحلیل ببرد.
این سرمایه اجتماعی، اگر وارد یک افق روشن سیاسی و اقتصادی نشود، بهتدریج یاس و ناامیدی حاکم میشود.
حاصل همه این روندها را میتوان در یک گزاره فشرده کرد. شرایط در وضعیتی قرار گرفته که نه میتواند از ظرفیتهای صلح برای ترمیم و توسعه استفاده کند، نه از منطق جنگ برای تحمیل اراده یا تثبیت قطعی بازدارندگی. این همان نقطهای است که مردم یک کشور، در آن، بخش بزرگی از هزینههای جنگ را میپردازد.
بنابراین مسئله اصلی فقط این نیست که آتشبس تمدید شده یا نه؛ مسئله این است که بسیاری از مسائل، هنوز حل نشده باقی مانده است. تا وقتی تهدید نظامی، محاصره، نااطمینانی اقتصادی و جنگ ادراکی همزمان پابرجا باشند، کشور در وضعیت صلح نیست؛ فقط از جنگ داغ به یک منازعه سردتر اما فرسایندهتر منتقل شده است. و همین منطقه خاکستری، اگر درست فهم نشود، میتواند خطرناکتر از خود جنگ کوتاهمدت باشد. در جنگ آشکار، دشمن بیشتر در میدان دیده میشود؛ اما در برزخ راهبردی «نه جنگ نه صلح»، اثر او از میدان خارج شده و در اقتصاد، ذهن جامعه، آیندهنگری و تصمیمسازی روزمره نفوذ میکند.
روانشناسان اجتماعی از شرایط فعلی این کشور به عنوان «برزخ اجتماعی» یاد میکنند؛ شرایطی که علی خامنهای، فرمانده کل قوا، برایش تعبیر«حالت نه جنگ نه صلح» را به کار برده است و معتقد است ادامه آن برای کشور «خطرناک» خواهد بود.
در این که خطر جنگی جدید قریبالوقوع است و هر آن ممکن است آتشبس شکسته شود، هیچ شکی وجود ندارد. به همین دلیل شورای دفاع هم تشکیل شده است. هدف دقیقا ایجاد آمادگی در برابر هر نوع جنگ احتمالی و آمادگی حداکثری است.
در چنین وضعیتی، برخی جامعهشناسان میگویند وقتی جامعه نه در صلح کامل است و نه درگیر جنگ تمامعیار، وضعیتی مبهم و پرتنش شکل میگیرد که از آن بهعنوان «برزخ اجتماعی» یاد میشود. به باور آنها، در چنین شرایط بلاتکلیفی همراه با اخبار ضدونقیض و انتظار دائمی برای جنگی قریبالوقوع، آرامش روانی مردم از بین میرود و امید به آینده کمرنگتر میشود. تجربههای مشابه نشان داده است که انسجام خانوادگی و همبستگی اجتماعی میتواند نقش مهمی در کاهش اضطراب و عبور از بحران داشته باشد. افراد آسیبپذیرتر و کسانی که روحیه شکنندهتری دارند بیشتر دچار تنشهای روانی میشوند، در حالی که افراد با تابآوری بالاتر راحتتر با فشارها کنار میآیند.
آنچه روشن است اینکه جامعه ایران پس از جنگ 40 روزه نه تنها با بحرانهای اقتصادی و روانی عمیق روبهروست، بلکه در عرصه روابط بینالملل نیز بر سر برنامه هستهای و بازگشت تحریمها، تنشها بیش از پیش افزایش یافته است. در چنین فضایی، اظهارات مقامهای جمهوری اسلامی ایران هم نهتنها کمکی به فرو نشاندن نگرانیها نکرده، بلکه بر احساس بلاتکلیفی افزوده است؛ وضعیتی که همچنان بر زندگی روزمره مردم سایه انداخته و چشمانداز آینده را مبهمتر کرده است.
پس از بیش از یک ماه جنگ و در میان آتشبس شکننده، ایران اعلام کرد که تنگه هرمز را برای کشتیهایی که از مسیر از پیش تعیینشده عبور میکنند، بازخواهد گشود، در حالی که دونالد ترامپ، رییسجمهور آمریکا، تداوم محاصره دریایی کشتیهای ایرانی را تعهد کرد. دو طرف همچنان در حال مذاکره بر سر توافقی برای پایان دادن به این درگیری هستند.
بخش عمده بحثها پیرامون این درگیری به درستی بر این موضوع متمرکز شده است که چگونه خاورمیانه را بازتعریف خواهد کرد؟
اکنون این سوال مطرح است که آیا اختلال در مسیر کشتیرانی تنگه هرمز مهارشده و کوتاهمدت باقی میماند، یا اینکه به گونهای گسترش مییابد که بازارهای جهانی انرژی و اقتصاد جهانی را به طور ساختاری تغییر میدهد.
حمایت چین و روسیه از جمهوری اسلامی ایران، منفعلانه بهنظر میرسد؛ احتمالا کمک مادی، اشتراک اطلاعات، پشتیبانی لجستیکی، و پوشش دیپلماتیک آنها در مجامع چندجانبه، تا حدودی جمهوری اسلامی را سرپا نگه دارد و از انزوای بیشتر آن محافظت کند. اما ادامه این روند نیز چندان شفاف نیست. چرا که چین و روسیه هرگز منافع خود را فدای ایران نخواهند کرد. اکنون اتحاد چین-روسیه-ایران نیز آسیب دیده است.
از سوییی، دولت اسرائیل دست بردار نیست و با جدیدت خواهان نابودی سیستماتیک شبکههای توزیعشده پهپادی و موشکی ایران، تعقیب و ضبط تهاجمی مواد هستهای، نابودی و یا تضعیف نیروهای نیابتی آن، احتمالا در تدارک یک حمله نظامی تمامعیار است و فعلا آمریکا هم مشغول پاکسازی خط ساحلی مجاور تنگه، و فشار کافی برای ایجاد فروپاشی اقتصادی ایران یا تسلیم جمهوری اسلامی است. در این راه، کشورهای عربی منطقه نیز با واشنگتن همسو میشوند. علاوه بر این، احتمال دارد یک اختلال طولانی مدت در هرمز، هزینههایی را بر ایالات متحده تحمیل میکند.
شوکهای طولانی مدت انرژی باعث رکود جهانی میشود و اصطکاک بیشتر آمریکا و چین را در مسابقه مستمر برای هوش مصنوعی پیشرفته ایجاد میکند. همسویی چین و روسیه تقویت میشود. همکاری رسمی بین مسکو، تهران، پکن و پیونگیانگ در یک ائتلاف با وزن سیستمی واقعی هماهنگ میشود.
تاریخ نشان میدهد که پایانهای نامشخص برای درگیریهای این اندازه به ندرت نامشخص باقی میمانند. اگر مذاکرات شکست بخورد و واشنگتن با فشار داخلی برای نشان دادن اینکه چهل روز حملات چیزی پایدار ایجاد کرده است، روبهرو شود.
در چنین روندی، گرانی و تورم در ایران غوغا میکند و قیمت دلار امروز شنبه ٥ اردیبهشت 1405، به ۱۵۵ هزار و ۸۰۰ تومان رسید. با هر نوسان دلار قمیت کالاهای ضروری مردم در بازار گرانتر میشود.
رعب و وحشت و سانسور و قطع اینترنت در ایران با شدت بیشتری ادامه دارد. برخی چهرههای نظامی، سیاسی و حزبالهی شبها در تجمعات میادین، حاضر شده تلاش میکنند با شعارها یا تحریک احساسات مردم و برجسته کردن موضوعات سیاسی مدنظر حکومت، بهویژه درباره مذاکره درگیری معرکهگیری میکنند.
در این میان، روزنامه جمهوری اسلامی، در یادداشتی با انتقاد از اظهارنظرهای حسابنشده برخی تریبونداران داخلی که به گفته آن زمینه سوءاستفاده دونالد ترامپ را فراهم کرده است، نوشت: «این تفکر غلط و انحرافی را باید کنار گذاشت که اقتضای انقلابی بودن این است که هرکس تریبونی دارد نظر خود را با فریاد زدن در جامعه بپراکند…»
روزنامه اطلاعات نیز نوشت: «به اندازه کافی در دنیا دشمن داریم؛ اختلافافکنان داخلی به آنها اضافه نشوند / اگر حرفی میزنید، به رهبری نسبت ندهید «دشمنتراشی و تفرقهافکنی در داخل کشور» هشدار داد و تاکید کرد که دوران انتساب سخنان شخصی به رهبری و ایجاد دو دستگی باید پایان یابد.»
روزنامه اطلاعات، تاکید کرده است: «این جنگ ممکن است جنگ سرنوشت برای آینده ایران باشد. سهلانگاری و تفرقه بدترین کاری است که ممکن است کسی در این برهه از زمان بدان دست زند. رقابت جناحی برای کسب قدرت را بگذارید برای بعد از جنگ؛ دشمن پشت دروازههای کشور نشسته است.»
در این میان، ترامپ ادعا کرده است: «ایران پیشنهادی مطابق با خواستههای آمریکا ارائه خواهد داد.کاخ سفید؛ ویتکاف و کوشنر برای مذاکره با جمهوری اسلامی به پاکستان میروند.»
اما در پیامی که پرزیدنت ترامپ حوالی ساعت ۱۲:۳۰ بعد از ظهر شنبه به وقت شرق آمریکا(۸ شب به وقت ایران) در شبکه احتماعی تروت سوشال منتشر کرد، آمده است: «من همین الان سفر نمایندگانم به اسلامآباد، پاکستان، برای ملاقات با ایرانیها را لغو کردم. زمان زیادی برای سفر کردن به هدر رفت و فعالیت زیادی شد!»
او افزود: «علاوه بر این، اختلافات و سردرگمی شدیدی میان رهبران آنها وجود دارد. هیچ کس -از جمله خودشان- نمیدانند چه کسی مسئول است.» ترامپ اضافه کرد: «ما همه کارتها را داریم، آنها هیچ کارتی ندارند! اگر میخواهند صحبت کنند، تنها کاری که باید انجام دهند این است که تماس بگیرند!!!»
طبق گزارشها، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، پس از مذاکرات روز شنبه با نخست وزیر پاکستان، اسلامآباد را ترک کرده است.
جمعبندی
طبق برآوردهای اولیه، میزان خسارت معادل ۸۰۰ میلیارد دلار است. برای خسارت غیرمستقیم باید میزان از دست رفتن رشد اقتصادی را با میزان تخریب زیرساختها و نابودی سرمایهها و هزینه تخمینی بازسازی جمع کرد که در این صورت، شاید عدد فوق هم، همه آن نباشد.
براساس برآوردها و تخمین کارشناسان اقتصادی، شاید تا ۸ سال -با در نظر گرفتن میزان سرمایهگذاری و رشد تولید ناخالص داخلی- زمان ببرد تا خسارت ۲۷۰ میلیارد دلاری ناشی از جنگ جبران شود.
به گفته کارشناسان، با توجه به شدت آسیبها و بررسیهای غیررسمی این میزان در واقع خسارت مستقیم بوده است اگر این میزان خسارت مستقیم باشد، طبق برآوردها، میزان خسارت غیرمستقیم تقریبا سهبرابر رقم فوق میشود؛ یعنی معادل ۸۰۰ میلیارد دلار. چرا به چنین عددی میرسد؛ زیرا برای خسارت غیرمستقیم باید میزان از دست رفتن رشد اقتصادی را با میزان تخریب زیرساختها و نابودی سرمایهها و هزینه تخمینی بازسازی جمع کرد که در این صورت شاید عدد فوق هم، همه آن نباشد. در طول جنگ ۸ ساله خسارت مستقیم بنا بر برآورد سازمان برنامه و بودجه وقت معادل ۱۰۰ میلیارد دلار و خسارت غیرمستقیم ۱۰۰۰ میلیارد دلار بود. یعنی ۱۰ برابر؛ زیرا با افزایش زمان جنگ میزان خسارت غیرمستقیم هم افزایش مییابد. ۱۰۰ میلیارد دلار زمان جنگ با دلار فعلی معادل ۲۴۰ میلیارد دلار میشود. اما بازسازی تقریبا ۱۰ سال زمان برد تا خسارتهای ناشی از جنگ جبران شود.
اما نکته آخر در واقع جنگ، فقط نابودکننده جان مردم و اقتصاد نیست، بلکه جنگ میتواند آینده یک کشور را با از بین بردن فرصتهای اقتصادی نابود کند. صندوق بینالمللی پول در آخرین گزارش خود، جنگ ۴۰ روزه آمریکا و اسرائیل علیه ایران را دستمایه قرار داد و در دورنمای ۲۰۲۶ خود اثرات کلان آن را بر اقتصاد جهان برشمرده است.
بنا بر این گزارش، رشد اقتصادی جهان در سال۲۰۲۶ به 1/3 درصد میرسد که نسبت به ۲۰۲۵ حدود 3/0 درصد کاهش دارد. همچنین افزایش نرخ تورم در جهان و کشورهای اروپایی و ایران از دیگر موارد و اثرات جنگ است. همچنین گزارش آنکتاد در خصوص هزینههای جهانی این جنگ و تداوم بسته بودن تنگه هرمز حاکی از آن است که نه فقط قیمت انرژی بلکه قیمت محصولات کلیدی مانند کود اوره که برای کشاورزی جهان بسیار مهم است، افزایش یابد؛ بهطوریکه بر اساس گزارش تریدینگ اکونومیکس این افزایش بالغ بر ۸۰ درصد است و از هر تن ۴۲۰ دلار به بیش از ۷۰۰ دلار میرسد که همین امر بنا بر گزارش «فائو» باعث تشدید گرسنگی در جهان بهویژه کشورهای فقیر و آسیبپذیر خواهد شد. و اما نکته مهم در تجربه بازسازی کشورهای جنگی. هیچکدام از این کشورها بدون کمک دیگر کشورها نتوانستهاند خود را احیا کنند. جذب سرمایهگذاری خارجی و استفاده از ابزارهای مالی و پولی از مهمترین عوامل احیا و رونق کشورهای جنگزده بوده است.
در جریان نه به صح نه به جنگ ایران و آمریکا و اسرائیل، همزمان با افزایش فشارهای امنیتی و نظامی در داخل کشور، موجی از اعدامهای سیاسی به راه افتاده است. قوه قضاییه جمهوری اسلامی در روزهای اخیر چندین حکم اعدام را اجرا کرده که بخش قابلتوجهی از آنها به اعضای سازمان مجاهدین خلق و اتهامات مرتبط با «جاسوسی برای اسرائیل» مربوط میشود. این اعدامها در شرایطی انجام شده که حکومت تلاش دارد فضای داخلی را کاملا کنترل کند و هرگونه صدای مخالف را به سرعت سرکوب نماید.
مقامات امنیتی علت این بازداشتها را «ارتباط با رسانههای معاند»، «ارسال اطلاعات به شبکههای خارجی» و «وابستگی به رژیم صهیونیستی و آمریکا» اعلام کردهاند.
این نمایش قدرت شبانهروزی جمهوری اسلامی در خیابانها و سرکوب هرگونه صدای اعتراضی در جامعه و افزایش شکنجه و اعدام در زندانها، قبل از هر چیز، نشانه ترس و وحشت مقامات حکومتی از خیزش مردمی به مردمی اعتراضها و اعتصابهای کارگری و سایر مزدبگیران است که اکنون بیش از پیش ناتوانتر از تامین نیازهای اولیه زیست و زندگی خود و خانوادههایشان شدهاند. به خصوص اول ماه مه، روز جهانی کارگر را در پیش رو داریم!
بهرام رحمانی
شنبه پنجم اردیبهشت 1405-بیست و پنجم آوریل 2026
