پرسیده شد «پس از جنگ و آتش بس چه پیش خواهد آمد؟»
همه «ما» در محاصره خبری هستیم.
آنچه می دانیم، آنچیزیست که قرار است و می بایست بدانیم (یعنی قرار است که ندانیم).
دانسته های امروز «ما» از کجا می آید؟ شبکه های اجتماعی که تحت کنترل اجنّه ها هستند. سایت های خبری تحت کنترل اجنّه ها، و البته سایت ها و منابع وابسته به ج.ا. که ماهیتش مشخص است. سایت های خودی هم یا کمبود داده دارند و یا اینکه بر مبنای منافع سازمانی خبر چیدمان می کنند، که در برخی از اوقات تأسفبار است.
بجز این چه می دانیم. اشتباه متوجه نشویم. در اینجا صحبت از «دانستن» است، و نه از «تصور» به دانستن.
گفته می شود که رضاپهلوی چند نفر را مأمور کرده است که این بکنند و آن بکنند. اما نمی دانیم چرا؟ نمی دانیم چرا این شخصیت ها برگزیده شده اند، نمی دانیم این انتخاب بخاطر اصلح بودن این شخصیتهاست و یا اینکه شاهنشاه همایونی از سر «قحط الرجالی» دست به چنین اقدامی زده اند، و در نتیجه عمر این منتخبین در دم ودستگاه شاهنشاه تنها چند روز و هفته و ماه خواهد بود.
گفته می شود که ترامپ چنین گفته و چنین می خواهد بکند، اما نمی دانیم چرا؟ وقتی هم که دلیلش گفته شود ، «ما» چاره ای نداریم بجز اینکه دلیل بیان شده را به عنوان یک «واقعیت»، یک «فاکت» بپذیریم چرا که منبع دیگری، منبع مستقل و معتبر دیگری در اختیار نداریم که بشود داده هایی که به «ما» خورانده می شود را راستی آزمایی کنیم.
به «ما» گفته می شود، و یا اینکه به «تحلیلگران ما» گفته می شود که قرار است پس از پایان این جنگ، «ما» – مردم به ستوه آمده، بپاخاسته و این نظام منحوس را به زیر بکشیم. اما به «ما» گفته نمی شود که طبق چه داده هایی به چنین تحلیل هایی رسیده ایم. و اگر پرسیده شود که از کجا به این نتیجه رسیده ای؟ با نگاه فقیه اندر سفیه می گوید «تاریخچه 47 سال مبارزه مردم»؛ «آیا همین یک دلیل کفایت نمی کند؟».
پاسخ صادقانه به این «واقعت میدانی» اینست که «نه! کفایت نمی کند». آری، مردم از این نظام متنفرند، از این نظام شدیدا زخم خورده اند، و اگر روزی امکانش وجود داشته باشد، بدون شک این نظام را به زیر می کشند، اما نه بعد از «آتش بس».
خیلی چیزها نمی دانیم، اما می دانیم که «آتش بس»ی در کار نخواهد بود، مگر اینکه نظام جهل و جنایت، و «اربابان بی مروت» به توافقاتی رسیده باشند، که البته یکی از توافقات، «ماندگاری نظام» است. اگر این «فرض» درست باشد، خیزش های اجتماعی در نطفه خفه خواهند شد، و همین رسانه ها که امروز ما را در محاصره خبری قرار داده اند، آنروز هم در محاصره خبری قرار خواهند داد.
از سوی دیگر، اگر این «آتش بس» بخشی از پروژه ویرانی ایران، و ایجاد تشنج و آنارشیسم در کشور، برای دهه ها باشد، داعشی های منتقل شده، و موسادی های نفوذی در وطن جا خوش کرده، نظم و روند کشورداری را در لحظات مشخص بهم خواهند ریخت و آنقدر ادامه خواهند داد تا بالاخره آنارشیسم همه گیر، و غیرقابل بازگشت شود.
البته و باید تأکید کرد که «ما» حتی همین «احتمال» را هم نمی دانیم.
وقتیکه، «خروش و خیزش» تحت کنترل شبکه های اجتماعی قرار بگیرد، و نه یک روند رادیکال و مترقی از پیش سازمانیافته شده، وقتیکه عده ای به خیابان بریزند و شعار در حمایت این شخصیت و آن شخصت بدهند، چرا که از طریق شبکه های اجتماعی «فیک» بجای «فکت» جاسازی و آنگراندیسمان و بزرگنمایی شده است، وقتی رضاپهلوی که تا دو سال پیش تنها یک شخصیت شناخته شده ولی غیرفعال بود، به ناگاه صاحب آنچنان رسم و موقعیتی می شود که ترامپ هم اسمش را صدا می کند (تا رضا پهلوی بتواند بگوید نام مرا صدا می زنند)، در چنین بلبشوی غیرقابل کنترل که دائما داده ها «فیک» بمثابه «فکت» به ما خورانده می شود تا به آنجایی که خودمان هم باورمان می شود «علی آباد» شهریست، وقتیکه رضا پهلوی همچون خمینی تو دهن همه می زند و «دولت تعیین می کند»؛ در چنین آشفته بازاری، برای بعد از آتش بس، سخن گفتن خودگول زدن است و در موقعیتی قرار گرفته ایم که شرایط عینی و ذهنی باهم همخوانی ندارند.
در چنین شرایطی، «ما»، خود یکی از قربانیان «جنگ” هستیم.
«ما» هنوز در اول راهی هستیم که برایمان آسفالت شده تا «ما» با سرعت و بدون امکان توقف و فکر کردن، در آن مسیر حرکت کنیم.
بنابراین، صحبت در باره پس از آتش بس، بخصوص در شرایطی که لحظه به لحظه بغرنجتر و پیچیده تر می شود؛ پس از حمله اخیر اجانب به زیرساخت های نفتی ایران – پارس جنوبی، و تهدید ج.ا. که به تأسیسات نفتی در عربستان، قظر و امارات و … حمله خواهد برد، و صحبت تلفنی جدی عراقچی با وزیرخارجه آذربایجان، ذهنیگرایی است.
اما، دو محتمل به نظر این قلم می تواند در دستور کار اجانب باشد. یا ج.ا. مارک2 با کمک اروپا که در نقش «پلیس خوبه» فعال است، در حال ساماندهی شدن است، و یا اینکه «کودتا»یی از جنس 28 مرداد رقم می خورد، دقیقا با همان بزک سازی «حمایت مردمی» 1332، و رضاخان با سلام و صلوات وارد کشور ویران شده می شود.
هر چه باشد، انقلاب مردمی رخ نخواهد داد، چرا که در این «تغییر محتمل»، نیروهای رادیکال، مترقی و چپ نقش آفرینی نخواهند داشت.
در کوتاه مدت، ساواما می رود، تا ساواک بجایش بنشیند.
علی ناظر
27 اسفند 1404
18 مارس 2026
