به عمد نمی خواهم به جنایت و سبوعیتی که در دیماه 1404  در ایران رقم خورد بپردازم، چرا که دیگران گفته و می گویند و خواهند گفت. اما این خیزش، با تمام کم و کاستی هایش، چند نکته غیرقابل انکار را روشن کرد.

  • سالها به مجاهدین و مخصوصا مسعود رجوی خرده گرفته می شد، بخصوص از سوی ج.ا. و حامیان سلطنت، که رهبران مجاهدین باعث کشته شدن جوانان شدند. بقولی «برای تصاحب قدرت، طفل های معصوم را جلو انداختند، ولی خودشان به خارج فرار کردند». ج.ا. یک گام جلوتر برداشت و برای رهبران مجاهدین دادگاه تشکیل داد، سلطنت طلبان که همیشه دادستان و هیئت منصفه و قاضی هستند، از پیش حکم صادر کردند و شعار «مرگ بر سه مفسد، ملا، چپی، مجاهد» را بر تارک مبارزات سرنگونی طلبانه خود حک کردند.
    در سه هفته گذشته، رهبر خیزش، رضا پهلوی، که تجربه رهبری مبارزه خونین و یا حتی مدیریت ندارد، از محل اقامتش آمریکا، جوانان را تشویق می کرد که به خیابان بریزند، خیابان ها را تسخیر کنند، و بالاخره مراکز شهر را تسخیر کنند. شوربختانه نمی دانست، وقتی همه در یک خیابان و مرکز شهر جمع شوند، جمهوری اسلامی با آتشبار جنگی بسیاری را درو کرده و بسیاری را به اسارت می گیرد. رضا پهلوی، که فرمان از ترامپ و نتانیاهو می گیرد، متوجه نشد که اولین گام برای مبارزه چریک شهری، تسخیر خیابانها، و یا مراکز شهر، از هم پراکنده کردن نیروی دشمن است. ترامپ که جوانان میهن به خون غلطیده را بمثابه پیاده نظام خود فرض گرفته بود، فرمان می داد که ادامه دهند «قوای کمکی در راه است» و سپس به دروغ و در حمایت از ج.ا. اعلام کرد «بیشتر کشته ها بخاطر ازدحام زیر دست پا جان سپرده اند» و بالاخره پس از خیزش کردستان 1358 و سپس خیزش سراسری مجاهدین در 30 خرداد 1360، و با دانش به کشتار بی سابقه ج..ا. در سطح خیابان ها، و تهدید به اینکه علیه ج.ا. اقدام خواهد کرد، با یک چرخش قهرمانانه اعلام کرد که «به او گفته اند کشتار به پایان رسیده و ج.ا. اعدام نخواهد کرد». شرمتان باد!
    نمی دانم اگر رهبری این خیزش را مجاهدین به عهده داشتند، و رضا پهلوی همچون گذشته نقشی در خیزش نداشت، امروز سلطنت طلبان چه الفاظی علیه مجاهدین بکار می بردند، اما میدانم که هرآنچه در گذشته به رهبران مجاهدین برچسب زده می شد، اینبار درخور رضا پهلوی است.
  • از شروع جنایت نتانیاهو در غزه، کلیه دوربین ها و توجهات بر این واقعیت متمرکز شده بود که اسرائیل و دولت نتانیاهو دست به جنایت جنگی و علیه بشریت زده، بخصوص وقتی سربازان صهیونی به بیمارستان یورش برده و مجروحین را به گلوله می بستند. در میهن به خون غلطیده، ایران، دشمن فاشیست-مذهبی همان روشی را بکار گرفت که دولت فاشیست-مذهبی نتانیاهو در غزه بکار گرفت. قوای سرکوبگر ج.ا. به بیمارستان ها ورود کرد و تیرخلاص زد.
    توجهات طی این سه هفته از غزه به طرف ایران چرخید. ج.ا. آنقدر جنایت کرد که رسانه ها، دیپلماتها، و حامیان حقوق بشر را می تواند برای سالها بخود مشغول داشته، و جنایات نتانیاهو و اسرائیل، که هنوز ادامه دارد، به فراموشی سپرده شود. ورق آنگونه برگشته که آفریقای جنوبی، همپیمان ج.ا. در بریکس، که روزی نتانیاهو را به دادگاه کشاند، امروز از ج.ا. می خواهد که به معترضین امکان اعتراض داده و خشونت بکار نگیرد.
  • سالیان سال است که مشوق هماهنگی و اتحاد بین نیروهای سرنگونی طلب هستم. تاکنون فرض بر این بود که علت عدم اتحاد بخاطر اینست که رهبران اپوزیسیون در خارج از کشور، خودمحور هستند و اگر دیگی که می جوشد برای آنها نجوشد، بهتر همانکه اصلا نجوشد. واقعیت اینست که تفرقه در میان نهادهای سرنگونی طلب هر روز بارزتر و عمیقتر می شود.
    طی سه هفته خیزش، یک واقعیت دیگر هم خود نمایی کرد، و اینکه این تفرقه در داخل کشور هم ریشه دوانده است. چند روزی از خیزش نگذشته بود که بیانیه ای از سوی دانشجویان چند دانشگاه مطرح در تهران صادر شد. در این بیانیه دو پاراگراف توجه اکثر فعالین سیاسی را بخود جلب کرد. «…. دانشگاه امروز بار دیگر با تاکید بر همان «نه»ی تاریخی در خیزش زن، زندگی آزادی، علیه دوگانه‌های کاذب در کنار مردم می‌ایستد و همراه با آنان گام برمی‌دارد. آنچه اکنون ضرورت دارد همبستگی آحاد ملت در مقابل جمهوری‌اسلامی، سلطنت پهلوی و مجاهدین خلق است. صدای ملت بودن از همین جا معنا پیدا می کند، اما این همبستگی نباید دانشگاه را از بیان صدای خود محروم کند. ما تلاش می‌کنیم در گفت و گویی درونی به وجوه ایجابی و تخیل جمعی برای فردای ایران برسیم؛ فردایی که آزادی و برابری همراه هستند و رهایی زنان و پایان ستم جنسیتی، پیشران تغییر است. تغییراتی که به میانجی نهادهای دموکراتیک همگام با تضعیف ساختارهای سلطه و استثمار رخ خواهند داد. فردایی که بدون اصول و گفتمان‌های ولایت فقیه، حجاب و اعدام فراخواهد رسید و ما عینیت‌یافتگی آزادی و برابری را تجربه خواهیم کرد. جنبش دانشجویی با تخیلی تحول‌خواهانه به دنبال آینده‌ای رها از استبداد است و به هیچ شکلی از اقتدارطلبی تن نخواهد داد. امروز پیشروی ما نیازمند در دست داشتن طرحی نو است. بحران‌های جامعه و عدم‌شایستگیِ تمام طرف‌های مخالف جمهوری اسلامی، ما را به نقطه‌ای رسانده که ادعا می‌کنیم جنبش دانشجویی نیازمند کنشگری ایجابی است. یعنی به اقتضائات زمانه پاسخ دهد، با مطالبه‌گری مردم و اقشار مختلف همراهی کند و فرآیندهای برآورده شدن مطالبات را صورتبندی‌ کند.  …..».
    به راستی دانشجویان صادر کننده این بیانیه طبق چه داده هایی این سه نیروی متضاد را در یک کاسه قرار داده و هر سه را به یک نحو و یک اندازه تقبیح و محکوم می کنند؟
    بدون شک، مجاهدین خلق طی عمر سیاسی-نظامی خود در بسیاری از موارد خطا کرده و عملا نتوانسته رهبری جامعه مستاصل از ج.ا. را به سوی یک استراتژی مبارزاتی مشخص رهبری کند، و بدون شک مجاهدین و پهلوی در استفاده از اهرم بیگانه هم نظر هستند، اما مقایسه این دو با یک دیگر نه تنها نشان از تحلیل غلط دارد بلکه بیان آن در آغاز بحبوحه درگیری های خونین سه هفته گذشته، به سردرگمی آنها که در کف خیابان هستند می انجامد. فراتر اینکه خصلت و سنخیت این دو را با ج.ا. یکی دانستند حاکی از تحلیل سطحی دارد. محتوای تحلیلی این بیانیه منبعث از یک واقعیت است. از یک سو، دانشجویان تحت تبلیغات ج.ا. قرار داشته اند، و از سوی دیگر، طی 47 سال گذشته، اپوزیسیون سرنگونی طلب نتوانسته دانشجویان را از تنیده تار ج.ا. رها سازد.
  • واقعیت دیگری که در این سه هفته خودنمایی کرد این بود که نمی توان روی عنصر خارجی حساب باز کرد. در خیزش قبلی فریاد زده می شد، اوباما با ما یا با اونا، اینبار آمریکا توانست این شعار را از دست خیزشگران برباید. از همان روز نخست از خیزش تا به روز آخر حمایت کرد، اما فقط به حرف. سفارتخانه ها بسته نشد. ترامپ تهدید کرد که هرکس با ج.ا. مراوده بازرگانی داشته باشد، 25 در صد تعرفه به آمریکا خواهد پرداخت – منفعت خیزش را به نفع خود چرخاند. به راستی ترامپ که خود را به عنوان جاهل و قلدر محل جا زده، به همه نگفت اگر سفارتخانه های ج.ا. را تعطیل نشود 25 در صد تعرفه می پردازید، که حداقل یک منفعتی هم به خیزشگران برسد؟
    پاسخ به این پرسش ساده است. کشورهای حاشیه خلیج فارس، بریتانیا و آمریکا بودن ج.ا. را به نبودنش ترجیح می دهند. چنانکه مایک پمپئو در زمانیکه هنوز اعتراضات به خشونت کشیده نشده بود در شبکه ایکس نوشت که عوامل موساد در خیابانهای تهران فعال هستند. ج.ا. این جملات مشکوک را به نفع خود مصادره کرد و همه خیزشگران را عوامل موساد نامید که ریختن خونشان حلال است.
    به راستی چرا پمپئو چنین حرفی زد؟ نمی دانست که خشونت دوچندان خواهد شد؟ یا که می دانست و می خواست که خشونت صدچندان شود؟
    امروز کمکی که در راه بود بالاخره سر رسید «استیو ویتکاف، فرستاده ویژه دونالد ترامپ، گفته است که امیدوار است مسائل میان ایران و آمریکا از طریق دیپلماتیک حل و فصل شود.»
  • پس از این خیزش یک امر به همه خیزشگران و رهبران متوسل به اجنبی، ثابت می شود که «کس نخارد پشت من!»، و بی شک، دور نخواهد بود روزی که شعار «رهبران ما را مسلح کنید» و «تنها ره رهایی، جنگ مسلحانه است» در کف خیابان ها طنین انداز شود.
    در آنروز موعود، معترضین در مرکز شهر جمع نمی شوند تا ج.ا. تواند با آتشبار خیزشگران را درو کند، در گوشه گوشه شهرها در کمین دشمنم خواهند نشست. اگر در خیزش گنبد و کردستان و 30 خرداد 1360 اکثریت مردم آمادگی ذهنی نداشتند، اینبار تمامیت حکومت در برابر خلقی به ستوه آمده که تمام راه ها را پیموده و به بن بست رسیده، قرار خواهد گرفت.

علی ناظر
26 دیماه 1404 – 16 ژانویه 2026