علی ناظر: در زمانیکه نتانیاهو با اقتدا به رهبرش، ترامپ، به ج.ا. 60 روز مهلت می دهد که با سر عقل آمده و با آمریکا به مصالحه قابل قبول ارباب بی مروت برسدو یا اینکه «میزنیم ها!» ، سرلشگر ایزدی، گویی نگویی، «توسعه توان موشکی را یک ضرورت اجتنابناپذیر» اعلام می کند. از آنطرف، پس از اعلان 60 روز مهلت، اولمرت گویی نگویی که «کشورش» در جنگ است، پای میز گفتگوی تلویزیونی رفته و به زبان عبری که «همه فهم» باشد اذعان می کند که ساکنین اسرائیل شبه نظامی هستند، و آنچه ارتش و دولت و پلیس اسرائیلی در این مدت انجام داده «جنایت جنگی» بوده است. وقتی خانم مجری با تعجب می پرسد «جنایت جنگی؟»، اولمرت کف به دهان آورده و می گوید «بله جنایت جنگی». البته این شامورتی بازی ها، پس از اینکه «تشنه به خون»ها به اندازه کافی بچه و زن و جوان و پیر را قلع و قمع کردند، قرار است به عشایر و قبایل ساکن در «کرانه باختری» (فقط آنجاهایی که دلشان می خواهد) اجازه بدهند تا حکومت «امیرنشین» تشکیل بدهند. ساده اینکه، با این عمل، هم دل مجامع بین المللی که دل پرخونی از اسرائیل دارند را به دست آورده و طرح «دو دولت» سرانجام پیدا می کند، و هم «امیرنشین»هایی تشکیل بشود که تحت الفرمان باشند (یک چیزی مثل امارت متحده عربی، قطر، و در قد و قامتی بزرگتر، عربستان و عمان و بحرین و اینروزها سوریه). و اگر قرار است کسی کسی را قلع و قمع بکند بهتر است جنگی بین این امیرنشینها رخ دهد و «امیرنشین پررو» را سرجایش بنشانند، بی آنکه دستان پاک اسرائیل به خون فلسطینیان ستمدیده آغشته شود). بنا به نظر کارشناس ایلنا این اقدام توافق اسلو را نادیده می گیرد که «بند پنجم این توافقنامه تصریح دارد که تا سال ۲۰۱۵ باید دولت مستقل فلسطینی با پایتختی قدس شرقی تشکیل شود.»
سنخگوی قوه قضائیه که اینروزها کنترل مسائل از دستش دررفته و هرچه بیشتر حکم اعدام صادر می کند، مجبور می شود به واقعیات بیشتری اذعان کند، بالاخره اعتراف می کند که در جریان بمباران اوین توسط اسرائیل، چند زندانی فرصت را غنیمت شمره و فرار کرده اند. البته این سخنگو به ریز اطلاعات نمی پردازد که این فراری ها چه کسانی بوده اند، سیاسی یا متهم به قاچاق مواد مخدره، و یا جاسوس هایی که در 12 روز بازداشت شده بودند، یا اینکه اصولا کسی فرار نکرده، بلکه «فرارشان» داده اند، تا در آینده به صف «جاسوسان نفوذی» بپیوندند.
جناحین جمهوری اسلامی که پس از تهاجم اسرائیل به ایران هنوز از شوک بیرون نیامده، این روزها تا می توانند به آتش بحران سرنگونی هیزم اضافه می کنند و گاهی از اوقات به فحش و ناسزای سیاسی ساختارشکن هم رسیده است، و کفایت پزشکیان را زیر سوال می برند و می خواهند از منصب پایینش بکشند. علی مطهری که خودش دل پُری از پزشکیان و نحوه چیدمان جملاتش دارد در دفاع از جراح نظام می گوید « اینها تندروی است. ممکن است انتقاداتی به آن مصاحبه ایشان با مجری آمریکایی وجود داشته باشد و انتظار داشته باشند که قاطع تر و تندتر صحبت کنند. ولی خود این موضوع هم با آقای رئیس جمهور قابل گفتگو است.» مطهری، ماله به دست، به کمک پزشکیان شتافته و روشن می کند که اگر «بخواهند موضوع را به سمت عدم کفایت سیاسی ببرند، کار درستی نیست. رئیس جمهور به عنوان مقام رسمی کشور، مواضعی را اتخاذ میکند که راه دیپلماسی بسته نشود. یک رئیس جمهور نمیتواند مانند یک فرمانده نظامی در مصاحبهها صحبت کند.» شاید ج.ا. یواش یواش بفهمد که چرا رئیسی که اهل اعدام و قتل و کشتار بود از سر راه برداشته شد، و حمله به ایران از همان دوران طراحی شده بود که قتل هنیه کلید خورد.
ولی این حرفها تو کت این حضرات نمی رود.
بنا به گزارش هم میهن، ابوالفضل ظهرهوند،نماینده تهران که زیر بلیط علی اکبر رائفی پور، چاقو می کشد، و خیلی با سعید جلیلی چایی خورده است، کف به دهان آورده و خط و نشان می کشد که «باید علیه کودتای دولت کودتا کرد» ولی در همینجا کوتاه نیامده و صلوات نمی فرستد «اصل موضوع جنگ ایجاد شده، براندازی ایران از درون بر اساس پروژه نشان دادن ایران ضعیف است. مصاحبه آقای پزشکیان یک فاجعه بود و نشان داد که ایشان فاقد صلاحیت این پست هستند. ایشان خون حسینی که هیچ، ژن هخامنشی را هم برای سفیدشویی آمریکا فدا کردند. کارویژه این دولت و الیگارشی، بستن پرونده جمهوری اسلامی است. شروع جنگ در ایران بر پایه ترور فرماندهان و ایجاد یک کودتا طرحریزی شده بود که اصل این طرح را الیگارشی برعهده داشت. الیگارشی با ضعیف نشان دادن ایران در حال طرحریزی و ایجاد فضایی مانند لبنان و عراق است. وقتی ریاستجمهوری مناسبات اصلی را در نظر نمیگیرد، ایران را به سمت تجزیه شدن میبرد. دولت مردم را نامحرم دانسته و پشتپرده در حال مذاکره است، وقتی شما برای مذاکره پیشقدم میشوید یعنی مقصر هستید، پس الیگارشی و دولت طبعاً برانداز هستند. باید یک بار علیه کودتای داخلی، کودتا کنیم؛ چون بیکفایتی را به حد رساندهاند.»
فاسم روانبخش، که استادی را از مصباح آموخته، با تأسف سرش را تکان داده و می گوید «آقای پزشکیان! در این مصاحبه اخیر از خود بیرون آمدی و در قالب ظریف سخن گفتی! ای کاش یا سکوت میکردید یا در همان قالب خودتان میماندید. با این مصاحبه دل دشمنان را شاد کردید و انسجام ملی را شکستید! امیدوارم جبران کنید. واقعاً آدم از دیپلماسی پزشکیان خجالتزده میشود. اگر یک آدم عادی مصاحبت میکرد، از این مصاحبه به مراتب بهتر بود. »
ایکاش داستان به همینجا ختم می شد. 24 نماینده مجلس، پس از شور و بررسی، در نامه ای خطاب به دولت و پزشکیان، رک و پوست کنده وی را متهم می کنند که او زیر پای نظام را خالی کرده است «موضع شما در مصاحبه با خبرنگار آمریکایی خلاف وحدت ملی بود. » یکی نیست به این حضرات بگوید که خدای نکرده، پزشکیان رئیس دولت «وفاق ملی» است، چطور می تواند علیه وحدت ملی اقدام کرده باشد؟ پاسخ 24 نماینده به این اتهام فورا از آستین سعید جلیلی (رئیس دولت سایه) بیرون می زند « آنچه موجب نگارش این نامه شد، مواضع سؤالبرانگیز شما در مصاحبه اخیر با خبرنگار آمریکایی بود. پس از جنگ ۱۲روزه اخیر، ملت ایران به این «وحدت کلمه» رسید که آمریکا جز زبان زور نمیفهمد و باید در برابر شیطان بزرگ و رژیم صهیونیستی مقاومت کرد. انتظار میرفت شما نیز از موضع قدرت سخن بگویید، اما متأسفانه ابراز امیدواری به مذاکره با آمریکا و همکاری با آژانس، خلاف این وحدت بود. این مواضع نهتنها در داخل بازتاب منفی داشت، بلکه در خارج نیز سوءبرداشت ایجاد کرد و این تصور را تقویت نمود که ایران پس از حمله آمریکا، ضعف نشان میدهد. این موضوع ممکن است دشمن را به حمله نظامی مجدد تشویق کند. » رضا سپهوند از در دفاع از پزشکیان و زیرکی وی در میاید «رئیسجمهور معنی مرگ بر آمریکا را انکار نکرد. گفتند این شعار یعنی مرگ بر سیاستهای جنایتکارانه و حمایت آمریکا از رژیم صهیونیستی که موجب جنایتهای هولناکی در غزه، لبنان، سوریه و یمن شده است. گفتند وقتی ما میگوییم مرگ بر آمریکا، به معنی مقابله با سیاستهایی است که این جنایتها را رقم میزند نه مردم و حتی مسئولین آمریکایی. فکر نمیکنم این موضع مخالفتی با مواضع و بیانات حضرت امام و مقام معظم رهبری داشته باشد. آقای پزشکیان میخواستند پیام صلحطلب بودن مردم، دولت و حاکمیت ایران را به دنیا مخابره کنند. توجه شما را به این موضوع جلب میکنم که این فعال رسانهای آمریکایی سوال خطرناکی از آقای پزشکیان پرسید مبنی بر اینکه آیا اتباع ایرانی و آمریکاییهای ایرانیتبار قرار است هستههای ترور در آمریکا تشکیل دهند؟ در صورتی که رئیسجمهور عنوان کردند بههیچوجه ایران دنبال ترور در هیچ جای دنیا نبوده و نیست. چراکه نه مصلحت این است و نه ایران به دنبال چنین اقداماتی میرود.»
به نظر این قلم همه این بگیر و ببندها برای رد گم کردن و انحراف اذهان عمومی از گزارش فارس است که به ریز بمباران و موشک باران محل اجلاس سران سه قوه و شورای عالی امنیت ملی اشاره دارد. «پیش از ظهر روز دوشنبه ۲۶ خرداد، در حالی که جلسه شورای عالی امنیت ملی با حضور روسای سه قوه و دیگر مقامات ارشد در طبقات زیرین یک ساختمان در غرب تهران در حال برگزاری بود، حمله آغاز شد. مدل این حمله مشابه عملیات ترور شهید سید حسن نصرالله طراحی شده بود. مهاجمان با شلیک شش بمب یا موشک، ورودیها و خروجیهای ساختمان را هدف قرار دادند تا مسیرهای فرار را مسدود و جریان هوا را قطع کنند. پس از انفجارها، برق طبقه قطع میشود، اما مسئولان با استفاده از یک دریچه اضطراری که از قبل پیشبینی شده بود، خود را به بیرون از ساختمان رساندند. برخی از مسئولان از جمله رئیسجمهور در حین خروج دچار جراحات مختصری در ناحیه پا شدند. با توجه به دقت اطلاعاتی که دشمن برای این حمله داشته، احتمال وجود عامل نفوذی در حال بررسی است.»
البته فارس به نکته اصلی نمی پردازد که «نفوذی» ها حتی به سطح «شورای عالی امنیت ملی» رخنه کرده است. بیهوده نیست که گالانت در نامه خود به خامنه ای می گوید از جیک و پیک شما باخبریم. این فقط یک نمونه از این ادعاست.
محمد جواد ظریف در «به وقت ایران» ایرنا، تلاش می کند از اضافه گویی ها پیشگیری کرده و حد و حدود را مشخص کند « واقعاً باید بفهمیم و بپذیریم که قدرت فقط از یک مسیر حاصل نمیشود؛ باید تمام مسیرهای قدرت را در اختیار داشت و خودمان هم برداشت تاریخی و واقعبینانهای داشته باشیم که در این عناصر مختلف، کدام قدرت ثابت بوده و کدام پایدار مانده و در شرایط مختلف به کمک مردم آمده است. در طول تاریخ بسیار مورد هجمه قرار گرفتهایم، اما این مردم بودند که هویت خود را از دست ندادند…. لذا در کنار مردم و قدرت مردم، قدرت هویت مطرح است و این هویت نیازی ندارد که یکسویه باشد، بلکه میتواند ابعاد مختلف قدرت را در خود جای دهد و نیازی نیست یکی از این ابعاد را حذف کنیم. همانطور که منطقی نیست در ابعاد مختلف قدرت، مردم یا اقتصاد را کنار بگذاریم و فقط یک وجه قدرت مثلاً نظامی را در نظر بگیریم، از طرف دیگر هم معنا ندارد که قدرت نظامی را از دست دهیم و تنها به سایر وجوه بپردازیم. واقعا اینها مانعالجمع نیستند. یعنی شما میتوانید همة این ابعاد قدرت را داشته باشید.» به زبانی ساده، از آنجائیکه ج.ا. پایگاه اجتماعی و سرمایه ملی ندارد، هرگونه «قدرت» نمی تواند بازدارنده باشد. متن کامل این مصاحبه در سایت آمده است.
