علی ناظر: چنانکه در چکیده 28، 19 تیر برجسته شد، تضادهای نظام اسلامی در حال حاد شدن است. پیش از اینهم نوشته شده بود که به علت بی آبرویی «حیدر» پس از ضربه از دشمن دیرین صهیونی، کارد علی خامنه ای آنقدر برّا نیست که بتواند همه را سرجایشان بنشاند، و غیبت کبرای «حیدر» باعث شده تا درگیری ها بدون هیچ ملاحظه و در نظر گرفتن «ضعف روزافزون» نظام در دید ملت و جهان از استعفای پزشکیان تا نفوذی خواندن خودی های خیلی نزدیک و فراخوان برای رفراندوم روی میز گذشاته می شود.
تعداد بازداشت ها از ده و بیست گذشته و به صدها بازداشت مربوط به «نفوذ» موساد در رده های نظامی گرفته تا ارز و رمزارز و سکه و طلا مرتبا از رسانه های عمومی اعلام می شود تا احساس رعب و وحشت در سطح جامعه ریشه بدواند و جامعه متوجه شود که هر «خیزش و اعتراضی» به موساد گره زده شده و دادگاه صحرایی و اعدام عاقبتش خواهد بود.

ایلنا: «فاطمه مقصودی، سخنگوی کمیسیون اقتصادی مجلس گفت: بسیاری از عاملان اسرائیل که  به بازار طلا و ارز می‌رفتند و با پول‌هایی که در اختیار داشتند، باعث می‌شدند تلاطم شدیدی در بازار به وجود بیاید، شناسایی و دستگیر شدند . فاطمه مقصودی در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا، درباره  زمان حمله رژیم صهیونیستی به کشورمان  و نگرانی از نوسانات قیمت‌ها در حوزه ارز و طلا ، گفت: کنترل بازار در شرایطی که همه شاهدش بودیم، حقیقتاً   برای همه ما نگران‌کننده بود…. همین جاسوس‌ها بودند که می‌آمدند در بازار دخالت می‌کردند که دست‌شان کوتاه‌ شد.»

بی بی سی: [به فراخوان میرحسین موسوی برای اجرای رفراندوم برای تأسیس مجلس موسسان قانون اساسی اشاره دارد] « در بیانیه آقای موسوی آمده است: «مردم پس از آنچه گذشت انتظاراتی از حکومت دارند که بی‌پاسخ ماندن‌شان دشمن را شاد می‌کند. در کوتاه‌مدت، اقداماتی سریع و نمادین چون آزادی زندانیان‌ سیاسی و تغییر واضح در رویکردهای رسانه ملی کمترین توقعات است.» «در حالی که فرزندان نظامی ملت شهید یا غافلگیر شده بودند، دوراندیشی ستودنی مردم نقشه‌های شوم متجاوزان را ناکام گذاشت. اینک پس از سپری شدن آن روزها، هولناک خواهد بود اگر کسانی با رویاپردازی واکنش جامعه را تاییدی بر شیوه حکمرانی ناکارآمدشان بپندارند یا جلوه دهند.» آخرین نخست‌وزیر جمهوری اسلامی ایران [تابستان 1367 و کشتار جمعی زندندانیان سیاسی] و از رهبران مخالف حاکمیت، خواستار برگزاری همه‌پرسی برای تاسیس مجلس موسسان قانون اساسی شد.»

صدای آمریکا: [گالانت در نامه سرگشاده خود به خامنه ای او را در برابر دو انتخاب قرار داده – ادامه به تلاش برای احیای برنامه هسته ای و نابودی، یا پایان به آن و صلح گالانت در نامه خود به خامنه ای رک می نویسد که « همه چیز را می‌بینیم و می‌شنویم؛ همه‌جا هستیم»] « ما هرگز با هم دیدار نداشته‌ایم، اما اطمینان دارم که اطلاعات بسیاری از یکدیگر داریم. من تقریباً سه دهه است که شما را می‌شناسم و هر نقطه عطف در دوران رهبری‌تان را بررسی کرده‌ام. تصمیم‌هایتان، دکترین‌تان، و ساختار نیابتی‌ای را که در منطقه ایجاد کردید دنبال کرده‌ام. شاهد بودم که جایگزین خمینی شدید، قدرت سیاسی انباشته کردید و کوشیدید سلطه منطقه‌ای [جمهوری اسلامی] ایران را بنا کنید. نه‌تنها هدف‌هایتان را دریافتم، بلکه روش‌هایی را که برای رسیدن به آن هدف‌ها برگزیدید نیز درک کردم. به‌عنوان وزیر دفاع، مسئول بودم که دهه‌ها اطلاعات امنیتی اسرائیل، توانمندی‌های نیروی هوایی و دکترین راهبردی را به یک طرح نظامی منسجم و هماهنگ تبدیل کنم—همان طرحی که حلقه «آتش» شما را مانند چاقویی داغ که در کره فرو می‌رود شکافت و سرانجام باعث فروپاشی آن شد. این همان طرحی بود که به جنگ دوازده‌روزه اسرائیل و ایالات متحده علیه برنامه هسته‌ای، پدافند هوایی، تأسیسات موشکی و فرماندهی عالی نظامی [جمهوری اسلامی] ایران انجامید.»

هم میهن: [این روزنامه با نقل قول از وال استریت ژورنال، به این نکته اشاره دارد که اگر مذاکره ای بین ج.ا. و آمریکا صورت بگیرد دستور کار مشخص است. پایان غنی سازی، و صنعت موشکی] در ازای کمک به ج.ا. « “ما در عوض یک درخواست بسیار بزرگ داریم”. این درخواست با حذف هرگونه مواد هسته‌ای و زیرساخت‌های غنی‌سازی باقی‌مانده شروع می‌شود و با محدودیت‌های شدید بر برنامه موشکی ایران و پایان دادن به حمایت آن از تروریسم منطقه‌ای ادامه می‌یابد. بازگشت بازرسان و بازرسی‌های درخواستی ضروری است»

ایرنا: [نشانه های هراس از چکاندن مکانیزم ماشه، عراقچی را به غلو و زیاده گویی انداخته است] «… لازم است این اطمینان ایجاد شود که در نوبتی دیگر و در میانۀ مذاکرات آمریکا اقدام به تهاجم نظامی نخواهد کرد… سطح غنی‌سازی را نیازهای ایران تعیین می‌کند، ما زمانی یک عدد تک رقمی را معیار قرار دادیم. بعد چون دیدیم که برای راکتور تحقیقاتی تهران که مصارف دارویی و درمانی برای رادیو داروها دارد و کشور فروشنده (آرژانتین) به تعهد خود عمل نکرد، سطح ۲۰% را نیز صرفاً برای همان کاربرد تولید کردیم. پس از آن به ۶۰% رسیدیم تا نشان دهیم تهدید و فشار راه حل نیست. اصل غنی‌سازی هم حق و هم نیاز ایران است ولی جزئیات آن در قالب یک توافق متوازن، متقابل و تضمین‌شده قابل گفتگو است….. تهدید به تحریم، کمکی به دیپلماسی نمی‌کند. اروپا اگر واقعاً به دنبال نقش محوری است، باید استقلال عمل و بی‌طرفی خود را نشان دهد. نشانه این امر محکوم کردن تجاوز اسرائیل و حملۀ آمریکا به تاسیسات تحت نظارت آژانس بود. آیا فرانسه به عنوان یک کشور مستقل این اقدام را نمود؟! در چنین شرایطی چگونه می‌توان از ایران خواست قواعد بازی بین‌المللی رعایت کند؟!…. ما از نقش سازنده سه کشور اروپایی در بازسازی برجام حمایت می‌کنیم، به شرطی که از اقدامات تحریک‌آمیز و غیرسازنده مانند تهدید به «مکانیسم ماشه» پرهیز کنند. استفاده از مکانیسم ماشه اثری مشابه حمله نظامی را دارد. چنین اقدامی از نگاه ما بمنزلۀ خاتمه ایفای نقش فرانسه و اروپا در موضوع برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز ایران است…»

هم میهن: [بحران داخلی دائما رو به فزونیست. از متهم کردن یکدیگر به درخواست از اسرائیل برای ترور پزشکیان تا ستون پنجم اسرائیل و تندروهای ترمزبریده و فرمان‌کنده میدان سیاست نقل صحبتها شده است] « این فرد که به‌عنوان عضو شورای شهر یکی از مراکز استان‌ها معرفی شده، در پست ارسالی‌اش رسماً از اسرائیل خواسته تا مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور را ترور کند؛ لابد به این جهت که با تاکر کارلسون، خبرنگار پرمخاطب آمریکایی که در بدنه حامیان ترامپ موثر است، گفت‌وگو کرده و خواسته است میان ترامپ و نتانیاهو مرزبندی قائل شود…. »

کیهان: [به نقل از نیویورک تایمز که حرف دل شریعتمداری را می زند، هرچه عراقچی و پزشکیان در دو مصاحبه خود ریسته بودند پنبه می کند ] «… مسیری که در پیش داریم، ورود به مرحله‌ای جدید از گسترش برنامه هسته‌ای ایران است، که در آن تلاش‌ها در سطح کشور پراکنده شده و در تعداد زیادی کارگاه کوچک انجام می‌گیرد. چیزی که ایرانی‌ها آموخته‌اند این است که حتی تأسیساتی را که داخل کوه می‌سازید، می‌شود بمباران کرد. ایران با چه سرعتی می‌تواند تأسیسات از دست‌رفته را بازسازی کند و آیا می‌تواند این کار را به‌صورت مخفیانه انجام دهد تا از حمله‌ای دیگر جلوگیری کند…. در سال‌های منتهی به این حملات، ایران در حال حفر دو تأسیسات هسته‌ای عمیق ‌زیرزمینی بود؛ یکی در نزدیکی آزمایشگاه‌های اصفهان و دیگری در نطنز. هیچ‌کدام از این دو هدف حملات اسرائیل و آمریکا قرار نگرفتند. مشخص نیست که ایران چند سانتریفیوژ جدید در کارگاه‌های مختلف کشور در حال ساخت داشته، یا اینکه چه زمانی آماده نصب خواهند بود. »

کیهان: [در یادداشت روز خود به ترم جدیدی که کارشناسان ذوب شده از آن بهره می جویند «ابهام استراتژی» می پردازد و غیر مستقیم یقه پزشکیان و نحوه مصاحبه او با خبرنگار آمریکایی را می گیرد و پزشکیان را متهم به عقب نشنی می کند] « در میان واژه‌های سیاسی و ادبیات راهبردی دو واژه است که جایگاه مهمی در تعیین راهبردها و اجرای آن در مواجهه با تحولات سیاسی به ویژه در مواجهه با جبهه دشمن دارد.یکی از این دو واژه «اقدام استراتژیک Actio Stratagic » و دیگری « ابهام استراتژیک Ambiguity Stratagic» است.در کنار این دو واژه که سابقه‌ای طولانی در ادبیات راهبردی جهان داشته است‌، واژه جدیدی ابداع شد که توانست در حد فاصل این دو قرار گیرد و آن «صبر استراتژیک Strategic patience» بود. قبل از اجرای هر اقدام راهبردی‌، این صبر استراتژیک است که می‌تواند یک راهبرد را در رسیدن به اهداف خود نزدیک یا از آن دور کند.در واقع‌، می‌توان گفت که صبر راهبردی یا استراتژیک مقدمه‌ای برای اقدام راهبردی است.در ادبیات راهبردی جمهوری اسلامی در مواجهه با دشمن‌، نگاه صبر راهبردی را مرهون روشنگری‌های رهبر حکیم انقلاب اسلامی هستیم.ام … بنابراین برای توقف برنامه‌های هسته‌ای‌، موشکی و منطقه‌ای ایران، آنها را به این نتیجه رسانده که باید رهبری و سیستم حکومتی در ایران را به این جمع‌بندی برسانیم که برنامه‌های راهبردی ایران به‌جای اینکه موجودیت ایران را تقویت کند‌، تضعیف‌کننده موجودیت ایران خواهد بود…. منظور از ابهام استراتژیک این است که دولت از بیان روشن مقاصد و تعهدات خود پرهیز کند زیرا قصد دارد با پنهان کردن آن از اعمال نفوذ مخالفان جلوگیری نماید تا نظام بهتر بتواند به اهداف مدنظر خود دست یابد. در واقع، ابهام استراتژیک، حرکتی هدفمند است. آنچه بعضا شاهد برخی گفتارها و رفتارهای مسئولان در برخورد با رسانه‌های دشمن بوده‌ایم‌، از این جنس است که آشنایی اندکی با راهبرد ابهام دارند. دلیلی ندارد با هر سؤال یک رسانه خارجی که جهت‌دار سؤالات خود را تهیه و می‌پرسد‌، پاسخ صریح و شفاف داده شود. استراتژی ابهام را باید از امام راحل یاد گرفت که وقتی با سؤال خبرنگار لوموند در‌باره ورود اسلحه به کشور و مرجع آن مورد سؤال قرار می‌گیرد با دو کلمه مختصر«نمی‌دانم» و «اطلاعی ندارم»‌، خبرنگار را از پرسش‌های دیگر در این زمینه پرهیز می‌دارد. و اما نکته درخور توجه اینکه استفاده از راهبرد ابهام استراتژیک به هیچ‌وجه نباید به معنا و مفهوم عقب‌نشینی از شعارهای اصولی و مورد تأکید امامین انقلاب باشد و این برداشت را در ذهن مردم و حتی دشمن پدید آورد که گویا نظام از شعارها و مبانی اصولی خود عقب‌نشینی کرده است. به عنوان مثال، وقتی در‌باره شعار «مرگ با آمریکا» از مسئولی سؤال می‌شود آن مسئول نباید فراتر از پاسخ‌های معمول‌، نکاتی را بیان کند که برداشت عقب‌نشینی جمهوری اسلامی از شعارهای اصولی خود در ذهن مخاطبان شکل بگیرد، در حالی که معتقدیم شعار مرگ بر آمریکا از فرهنگ انقلاب جداشدنی نیست و ایضاً سؤالات مشابه‌ای که در مصاحبه اخیر رئیس‌جمهور با خبرنگار آمریکایی صورت گرفت. ».