علی ناظر: سیدرضا صالحی امیری در گفتگویی با خبرآنلاین اذعان می کند «ما در این دوازده روز نکته مهمی را فهم کردیم که نیاز به یک تحلیل جامعه‌شناختی جدید دارد و آن این است که همه ایرانیان منهای رنگ، پوست، نژاد، مذهب، جنسیت و قومیت در دایره‌ای به‌نام ایران بزرگ جمع شده‌اند و نقطه اتصال و حلقه وصل همه آنان مفهوم مقدسی به‌نام «ایران» است؛ مفهومی که هم دلبستگی می‌آورد و هم وابستگی. … نه‌فقط ایرانیان در جغرافیای ایران بلکه ایرانیان سراسر دنیا این دلبستگی را بیان کردند. همه آن‌هایی که از حاکمیت گله‌مندند، نقد دارند، ناراضی‌اند و از فشار مهاجرت کرده‌اند، همچنان دلبسته به ایران‌اند و دغدغه ایران دارند. این انسجام بزرگ‌ترین سرمایه‌ای‌ست که الان در اختیار ما قرار دارد و باید قدر آن را بدانیم.»
در نوشتاری جداگانه که در دست تهیه است («بازنویسی تحلیل های اپوزیسیون») به این مبحث مهم اشاراتی خواهم داشت.

بی بی سی: [پس از شیوع شایعات که آذربایجان در روند بکباران ایران توسط اسرائیل و آمریکا نقش داشته، گفتگوی تلفنی پزشکیان و الهام علی اف، جهت گیری برخی از روزنامه ها در باکو، حال بی بی سی به تنش میان دو کشور شمالی ایران می پردازد.] « شکافی جدی در روابط میان جمهوری آذربایجان و روسیه به وجود آمده که پیش از این سابقه نداشته است. دولت جمهوری آذربایجان مدت‌هاست از رفتارهای مسکو ناراضی است. روسیه نیز در واکنش، به نظر می‌رسد با هدف فشار بر جمهوری آذربایجان، حساس‌ترین نقطه آن را نشانه گرفته است: شهروندان آذربایجانی که به دلایل اقتصادی به روسیه مهاجرت کرده‌اند. این وضعیت برای صدها هزار آذربایجانی ساکن روسیه نگرانی‌های جدی ایجاد کرده و به عنوان نشانه‌ آغاز مرحله‌ای تازه از تنش در روابط دوجانبه تلقی شده است. اما اگر روسیه به فشار بر آذربایجانی‌های ساکن خاک خود ادامه دهد، چه اتفاقی ممکن است بیفتد؟ در ادامه شش سناریوی احتمالی را بررسی می‌کنیم.»

رادیو فرانسه: [پس از اینکه مجلس اسلامی و شورای نگهبان و عاقبتا دولت پزشکیان بر تعلیق همکاری با آژانس مهر تأیید زدند، کشور های اروپایی و آمریکا که راهبرد ابهام را خلاف منافع خود می دانند، و خواهان برچیده شدن تأسیسات هسته ای و فشار به ج.ا. برای ورود نکردن به غنی سازی هستند، به فشار خود ادامه می دهند] « با وجود اظهار نگرانی کشورها و سازمان‌های مختلف بین‌المللی نسبت به تعلیق همکاری ایران با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و علیرغم هشدار کشورهای اروپایی مبنی بر فعال کردن مکانیسم ماشه علیه تهران، وزیر خارجه ایران می‌گوید در شرایط درخواست برای توقف غنی‌سازی اورانیوم در ایران، مکانیسم ماشه هم «بی‌اساس و فاقد وجاهت» است….. تامی بروس، سخنگوی وزارت خارجه ایالات متحده هم ساعاتی پس از ابلاغ رسمی این تعلیق، در یک نشست خبری، تصمیم ایران را «غیرقابل قبول» خواند و بر لزوم از سرگرفتن همکاری این کشور با آژانس ‌بین‌المللی انرژی اتمی تاکید کرد. به گفته او جمهوری اسلامی در شرایطی چنین تصمیمی گرفته که اکنون برای آن فرصت «تغییر مسیر وانتخاب راه رفاه و صلح» فراهم شده است. گیدئون ساعر، وزیر امور خارجه اسرائیل هم بلافاصله پس از انتشار خبر این دستور خطاب به سه کشور فرانسه، آلمان و بریتانیا تاکید کرد که زمان به‌کارگیری مکانیسم ماشه، «همین الان» است.»

یورونیوز: [پس از آتش بس متزلزل بین اسرائیل و آمریکا، که به ایران تهاجم نظامی کردند، با ج.ا.، شایعات روزانه قویتر می شود که اسرائیل خود را برای موج دوم تهاجم به ایران آماده می کند.] «زنگ خطر جدیدی برای تهران؛ احتمال تجهیز اسرائیل به مرگبارترین بمب‌های آمریکا… دو نماینده از احزاب دموکرات و جمهوری‌خواه آمریکا طرحی را ارائه دادند که در صورت اثبات ادامه تلاش ایران برای ساخت سلاح هسته‌ای، به دونالد ترامپ اجازه می‌دهد جنگنده‌های رادارگریز B-2 و بمب‌های سنگرشکن بسیار قدرتمند را در اختیار اسرائیل بگذارد. این طرح که با عنوان «قانون بمب سنگرشکن» (Bunker Buster Act) معرفی شده، توسط جاش گاتهیمر (نماینده دموکرات از نیوجرسی) و مایک لاولر (نماینده جمهوری‌خواه از نیویورک) پیشنهاد شده و به رئیس‌جمهور اجازه می‌دهد «اقدامات لازم را برای آمادگی کامل اسرائیل در برابر هرگونه سناریوی احتمالی در صورت ادامه فعالیت‌های هسته‌ای ایران» انجام دهد.»

دویچه وله: [که از کشتار کودکان و شهروندان بی دفاع در غزه حمایت می کند، و سپس در طول تهاجم اسرائیل به ایران، موضعی مساعد داشت، به تحلیل رضا طالبی، روزنامه‌نگار ایرانی مقیم آلمان از وضعیت اخیر ایران، و تبعات بازسازی آسیب های برآمده از جنگ می پردازد. ] « با اعلام آتش‌بس میان ایران و اسرائیل، تهران برای نخستین بار در هفته‌های اخیر نفسی از آرامش کشید. اما در حالی که تنش‌های نظامی فروکش کرده، پیامدهای اقتصادی جنگ همچنان بر دوش شهروندان باقی مانده است. کارشناسان اقتصادی معتقدند اثرات این بحران نه‌تنها در کوتاه‌مدت، بلکه در ماه‌ها و حتی سال‌های آینده نیز سایه سنگینی بر اقتصاد منطقه خواهد انداخت. در جریان حملات اسرائیل، مناطقی در غرب ایران، از جمله چندین پایگاه نظامی و بخش‌هایی از زیرساخت‌های عمومی شبکه‌های برق آسیب دیدند. به‌گفته برخی تحلیلگران، هزینه بازسازی زیرساخت‌های هدف قرار گرفته، می‌تواند به چندین میلیارد دلار برسد؛ عددی که با توجه به محدودیت‌های ارزی و فشار بودجه، دولت را در تنگنای جدی قرار خواهد داد»…. دویچه وله از رضا طالبی نقل می کند «فارغ از خسارت‌های جانی و مالی که تجاوز اسرائیل به خاک کشور به‌دنبال داشت، در بخش‌های مختلف، این بحران خسارت‌هایی به بار آورد که تنها با ترمیم مدیریتی قابل حل نیست و نیازمند بازسازی اقتصادی نیز هست.»  او در ادامه افزود: «اگر از منظر اقتصادی نگاه کنیم، سال‌ها هزینه کردن روی مسئله هسته‌ای و در نتیجه، محدود شدن این فعالیت‌ها، ممکن است ایران را به سمت یک ابهام یا انزوای استراتژیک سوق دهد. این وضعیت می‌تواند باعث شود که ایران، با محدود کردن رسمی فعالیت‌های هسته‌ای و در عین حال پنهان‌سازی آن، مستقیما به‌سوی ساخت بمب اتم حرکت کند. البته این تنها یک سناریوی دور است که مشکلات خاص خود را دارد؛ از جمله کنار گذاشتن سایر شاخه‌های برنامه هسته‌ای.» در همین رابطه احمد علوی معتقد است که دولت باید با فازبندی پروژه‌های بازسازی، از برنامه‌هایی آغاز کند که بیشترین بازده اقتصادی را دارند و نیاز فوری مردم را پاسخ می‌دهند. همچنین شفاف‌سازی مالی و کاهش نقش نهادهای غیرمولد می‌تواند مسیر ترمیم اقتصادی را هموارتر کند.

ایلنا: [با توجه به موقعیت اقتصادی/مالی ج.ا. ایلنا به انتقاد از عدم پرداخت معوقات فروردین بازنشستگان کارگری اشاره دارد] «محمدحسن موسیوند» دبیر اجرایی خانه کارگر لرستان: در این برهه حساس، همه دستگاه‌ها و نهادها کمر همت بسته‌اند که از مردم حمایت کنند؛ برای مثال، صندوق بازنشستگی کشوری چند روز زودتر از موعد مقرر، حقوق خرداد بازنشستگان را پرداخت اما تامین اجتماعی اهتمامی برای حمایت از بازنشستگان و مستمری بگیران خود ندارد…. در شرایط فعلی باید معوقات بازنشستگان زودتر از اینها پرداخت می‌شد… پیش از این، زمان پرداخت حقوق ماهانه بازنشستگان را ده روز به تاخیر انداختند؛ قبلاً پرداخت‌ها از بیستم هر ماه شروع می‌شد اما حالا به روزهای پایانی ماه موکول شده است؛ علاوه بر این، پرداخت معوقات فروردین مدتهاست که به تاخیر افتاده و هنوز زمانی برای پرداخت اعلام نکرده اند.»

جوان: [روزنامه جوان به نقد از «ضرورت نوع متفاوتی از دیپلماسی» در شرق پرداخته، و با تعجب از شرق نقل می کند «ترامپ قطعاً در پی تغییر نظام یا تجزیه ایران نیست»] «نویسنده که روزگاری در مقام دیپلمات، از کارگزاران سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بوده، نوشته است: “آنچه درباره دیپلماسی مهم است، توجه به تفاوت‌ها در نگرش و اولویت‌های ترامپ با نتانیاهو است. ترامپ در پنج، شش ماه گذشته تردیدی در نمایش اختلاف نظر‌های خود با نتانیاهو نداشته است. سفر منطقه‌ای ترامپ این اختلافات را به نمایش گذاشت. درحالی که اولویت اول و تنها اولویت نتانیاهو منطقه است، منطقه برای ترامپ اهمیت ثانویه دارد و او در قالب رقابت قدرت‌های جهانی می‌اندیشد. هدف ترامپ در سیاست خارجی عبور از منطقه و عمدتاً پرداختن به چین و روسیه و اروپاست. به همین دلیل ترامپ مترصد نگه داشتن تغییرات در منطقه در حداقل لازم برای منافع شخصی و سیاسی خود است؛ درحالی که راست افراطی اسرائیل در پی تحمیل هژمونی خود بر کل منطقه و تضعیف و مرعوب کردن همه قدرت‌های منطقه‌ای است. تصور واهی این طیف این است که این هدف شیطانی از راه برخورد با ایران می‌گذرد.”» و بالاخره می پرسد « اتحاد و همبستگی ملی مردم با هر عقیده و مرام و مسلکی علیه متجاوزان، کجای مناسبات این مغز‌های زنگ زده و غرب زده است که ندیدند یا به حساب نیاوردند، که اکنون توقف جنگ را به عنوان بزرگواری ترامپ به ایران می‌فروشند؟ قدرت ویرانگر موشکی و پهپادی نیرو‌های مسلح را چطور ارزیابی می‌کنند؟ آیا اگر این توان بازدارنده بومی نبود، بازهم ادعا می‌کردید، ترامپ رئیس‌جمهور جنتلمنی است که به هیچ کشوری کمتر از گل نمی‌گوید؟»