دو هفته پس از حمله تجاوزکارانه اسرائیل و سپس حمله ویرانگر هواپیماهای بی2 به تأسیسات فردو، نظنز و اصفهان، شایعات پیرامون 400 و خرده ای کیلو مواد غنی سازی شده که ترامپ ادعا می کند زیر آوار دفن شده، و ج.ا. بدون نشان دادن عکس العمل به آن، جهان را در ابهام نگهداشته، زمزمه های آغاز جنگ دوم شنیده می شود. هرچند که تحلیلگران اقتصادی و سیاسی بر این باور هستند که اسرائیل به لحاظ اقتصادی در جایگاهی نیست که به جنگی دوم ورود کند، اما ورود 17 محموله مهمات و مملو کردن انبار های تسلیحات، و حمایت ناتو از تجاوز اسرائیل، احتمال وقوع جنگی دوم نمی تواند پایین باشد.

بنا به اظهارات محمدجواد ظریف، «گروسی که با گزارش ساختگی خود از آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، در کشتار بی‌گناهان مشارکت داشته، در حال توطئه برای مشارکت در جنایات جنگی بیشتر است.» ظریف با اعتراض به گفته های اخیر گروسی و «با این تفکر بی‌پروای خود که ایران اورانیوم را در سایت‌های میراث جهانی در اصفهان پنهان می‌کند، در حال توطئه برای مشارکت در جنایات جنگی بیشتر است.» و از آژانس می خواهد « خود را از این ننگ خلاص کند».

وزیر امور خارجه دولت فخیمه طی گفتگویی تلفنی با عراقچی پیرامون آغاز و پایان جنگ 12 روزه، تبعات آن برای ایران، و سیاستگزاری آینده  پیرامون برنامه هسته ای ایران تبادل نظر کردند. بدون شک موضع دولت فخیمه برخورداری آژانس بین اللملی اتمی از بازرسی تأسیسات تخریب شده، و بدون شک بررسی منتقل کردن احتمالی مواد غنی سازی شده از فردو به خارج از ایران می تواند باشد.

ترکی الفیصل که معرف حضور همه است، و در نشست مجاهدین با گفتن «مرحوم مسعود رجوی» آب به خانه مورچه ها ریخت و هنوز که هنوز است بسیاری از وابستگان به ج.ا. روی این گفته حساب بازکرده اند، امروز با عصبانیت از آمریکا می گوید « وقتی که دونالد ترامپ رئیس‌جمهور ایالات متحده در شامگاه شنبه به ارتش آمریکا چراغ سبز داد تا سه سایت هسته‌ای در ایران را بمباران کند، مشخص شد که او به فریب‌های نتانیاهو و بزرگ‌نمایی موفقیت‌های او در حمله غیرقانونی به ایران باور داشته است.» وی به موردی تاریخی اشاره کرده و یادآور می شود « هنگامی که بیش از دو دهه پیش ایالات متحده، به رهبری رئیس‌جمهور وقت، به عراق و افغانستان حمله کرد، ترامپ با آن حملات مخالفت کرد. به یاد داشته باشید که حملات آمریکا به آن دو کشور، عواقب ناخواسته‌ای به دنبال داشت و قطعاً حمله به ایران نیز عواقب ناخواسته‌ای به دنبال خواهد داشت.» وی با قهر کردن با آمریکا به تصمیم جالبی می رسد « وعده ترامپ برای آوردن صلح به خاورمیانه در حالی که علیه ایران جنگ می‌کند و تبریک او به ایران برای امضای آتش‌بس یا ستایش‌های افراطی او از نتانیاهو کاری انجام دهم آنچه که من انجام خواهم داد، این است که از تصمیم پدر مرحومم (شاه فیصل) پیروی کنم. پدرم زمانی که رئیس‌جمهور وقت ایالات متحده، هری ترومن، به وعده‌های فرانکلین دی. روزولت که قبل از او رئیس جمهور آمریکا بود، خیانت و به تولد اسرائیل کمک کرد، تا پایان دوره ترومن از سفر به ایالات متحده خودداری کرد و من نیز تا زمانی که ترامپ در کاخ سفید باشد، از سفر به آمریکا خودداری خواهم کرد.»

گروهی از گزارشگران ویژه حقوق بشری سازمان ملل هم با استناد به بند ۴ ماده ۲ منشور ملل متحد در بیانیه ای تصریح می کنند «استفاده از زور یا تهدید علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی هر کشوری، حتی در صورت ادعای دفاع پیش‌دستانه در برابر تهدیدات احتمالی، ممنوع است.» گزارشگران با استناد به این واقعیت که ایران به آمریکا و اسرائیل که دارای سلاح اتمی هستند، حمله نکرده بود، هشدار می دهند که «پذیرش مفهوم دفاع پیش‌دستانه، زمینه‌ساز دوران خطرناکی از «حق با قدرت است» خواهد شد» بیانیه ادامه می دهد « چنین حملاتی می‌تواند موجب انتشار مواد رادیواکتیو با پیامدهای فاجعه‌بار برای محیط‌زیست و حقوق بشر شود. حقوق بشردوستانه بین‌المللی نیز به‌طور کلی حمله به این نوع تأسیسات را ممنوع می‌داند. در شرایط بحرانی کنونی برای چندجانبه‌گرایی، همه کشورها باید با چنین بی‌قانونی مخالفت کرده و ایالات متحده و اسرائیل را تحت فشار قرار دهند تا به قوانین جهانی بشریت احترام بگذارند.»

با توجه به این واقعیات، و در زمانتیکه کنشگران حقوق بشر و ترکی الفیصل که می دانیم چشم دیدن جمهوری اسلامی را ندارد، حملات اسرائیل و آمریکا را محکوم می کنند، شوربختانه برخی از نهادهای کنشگر در اپوزیسیون از محکوم کردن این حملات خودداری کردند، و شخصیتهایی دیگر همچون رضا پهلوی که خود را رهبر دوران گذار و پل ارتباطی بین مردم از همه آحاد و سلائق و اندیشه های مختلف معرفی می کند، پس از شروع جنگ شادمانه هواداران خود در ایران را تشویق می کرد که از این «فرصت» نمی بایست به آسانی گذشت.

در زمانیکه ترامپ و دولتش، دول اروپایی و دولت فخیمه، به دنبال فیصله دادن این جنگ ویرانگر و بی نتیجه هستند، خطای محاسباتی این بخش از اپوزیسیون و تبعات منفی آن در میان جامعه به مرور زمان بروز خواهد داد.

این بخش از اپوزیسیون لازم است به سخنان رایت، وزیر انرژی دولت ترامپ در گفتگو با شبکه تلویزیونی بلومبرگ توجه داشته باشند. از وی پرسیده شد که آیا سیاست «فشار حداکثری» همچنان در دستور کار دولت است؟ رایت در پاسخ گفت: «هدف در حال حاضر رسیدن به توافق صلح است.» رایت ادامه می دهد «نه، این سیاست (فشار حداکثری) فعلا فعالانه در حال بررسی نیست اما اوضاع همچنان در حال تغییر است… دولت ترامپ به دنبال گسترش «تجارت» است و نه «درگیری».

اما اگر بپذیریم که طرفین متخاصم تصمیم به پایان دادن به جنگ گرفته اند (که با سیلی زدن های سخت خامنه ای و دروغگو خواندن او توسط ترامپ این احتمال هر لحظه می تواند به صفر برسد)، مشکلات ایران از جوانب مختلف لازم به ارزیابی است.

بنا به گزارش ایلنا « در تهران ٣٣٢ ساختمان و حدودا ٣۵٠٠ واحد آسیب دیده‌اند که بسته مالی و بازسازی برای این ساختمان‌ها تنظیم شده و به دولت تحویل » داده خواهد شد اما واقعیت اینست که شاید تأسیسات هسته ای ایران آسیب سخت دیده باشد، اما مافیا در ایران نه تنها آسیب ندیده بلکه رزق روزی پس از این ویرانی صد چندان خواهد شد. ج.ا. بجای اعدام جوانان، پس از دادگاه های صحرایی، بهتر است به این مقوله که ایران را آزار می دهد توجه داشته باشد. ایران نمی تواند گامی به سوی رفاه جمعی بردارد مگر اینکه مافیا، که پدرخوانده های آن در دولت و نظام پست و مقام و دارند، را ریشه کن کند. ناگفته روشن است که اگر چنین شود، ج.ا. با دست خود ریشه خود را هم می خشکاند.

بحران درونی نظام که ریشه در جانشین ولی فقیه دارد (چند سال پیش از این نوشته بودم که به نظر این قلم، ج.ا. به سوی شورای رهبری حرکت خواهد کرد) و حسن خمینی می تواند یکی از نامزدهای این پست باشد. وی به هنگام دیدار از ساختمان صدا و سیما که مورد حمله اسرائیل قرار گرفت می گوید « آن چیزی که خدای ناکرده جمهوری اسلامی را از بین می‌برد، چندپارگی ملت است. ارزش همدلی ایجادشده بین مردم، از صد ساختمان تخریب‌شده مانند همین ساختمان صداوسیما، بیشتر است؛ زیرا این اماکن دوباره ساخته می‌شود و تمامش فدای یک تار موی ملت ایران است.» این روز ها تمام همّ و غم ج.ا. و رسانه های وابسته خلاصه می شود در اقناع بینندگان که طی جنگ 12 روزه، ملت ایران (نه امت بلکه ملت) تمام قد علیه متجاوز ایستادند و برخی از شیوخ گامی فراتر برداشته و اذعان می کنند که اگر چنین نمی شد، نظام سرنگون شده بود. از متفکرین و تحلیلگران تا ژورنالیستها و برخی از مردم عادی روی این واقعیت تأکید می کنند که اگر چنین است، زمان آن رسیده که نظام اسلامی قدر این ملت را دانسته و به مشکلات واقعی آنها بپردازد. گزارشگر ویژه بی بی سی که به تهران سفر کرده بود، با مصاحبه با چند جوان می پرسد توقع شما پس از جنگ چیست؟ اکثرا روی «آزادی» و «رفاه» تأکید داشتند.

آیا جمهوری اسلامی به چنین بلوغی رسیده که آزادی را از اسارت رها سازد؟ به نظر من خیر!. ظلم و سرکوب بخشی از ساختار ژنتیک این نظام است.

این روزها که محرم حرف روز ج. اسلامی است و دور نخواهد بود که تاسوعا و عاشورا و راه حسین از زبانها نیفتد، طینت واقعی این نظام در حال عیان شدن است. امت ایران اسلامی (نه ملت) در این دو ماه محرم و صفر، اجازه شادی و شعف و ازدواج و جشن گرفتن و حتی کف زدن نخواهد داشت. حسین نزدیک به 1400 سال پیش مرده، و ملت ایران باید بهای آنرا پس از 1400 سال، سالی حداقل 2 ماه و اگر رمضان را هم به حساب بیاوریم 3 ماه، و اگر تاسوعا و عاشورا و یا روزهای قدر با عید نوروز مصادف شود که واویلا، باید بپردازند.

واقعیت ثابت کرد جامعه ای که تمام قد در مقابل اسرائیل و آمریکا ایستاد، نه بخاطر پرچمی با واژه الله روی آن، بلکه بخاطر «چو ایران نباشد تن من مباد» که نانوشته است اما در رگ و پی ملت شریف ایران حک شده، بود. ج.ا. و اصولا کسانیکه باورشان مذهبی است، نمی توانند به این واقعیت پی ببرند.

ملت شریف ایران فقط سه چیز می خواهد «آزادی»، «استقلال»، و البته «رفاه و عدالت اجتماعی برای همه». استفاده ابزاری ج.ا. از واژه «ایران» و «ملت» تنها برای مدتی کوتاه خواهد بود، تا به آنروز که متوجه شود خطر از سرش گذشته است. پس از آن ج.ا. به 12 روز پیش باز می گردد. سرکوب می کند و می کُشد و می دزد و می برد و ایران و ایرامنی را به اجنبی مجانی می فروشد.