مقدمه:
در پی حملهی رسمی ایالات متحده آمریکا به مراکز هستهای و نظامی ایران، کشور وارد فاز جدیدی از تحولات ساختاری، سیاسی و امنیتی شده است.
این حمله که در ظاهر با هدف «جلوگیری از دستیابی به سلاح اتمی» انجام شده، در واقع آغازگر بازآرایی قدرت در منطقه و درون ایران است.
این سند تحلیلی میکوشد در میانهی هیاهوی جنگی و تبلیغات رسانهای، صدایی مستقل، ریشهدار و متکی بر تجربهی تاریخی مردم ایران باشد؛
صدایی که نه به جنگ، نه به استبداد، و نه به دیکتاتوریهای بازگشته از تبعید «آری» میگوید.
۱. جمهوری اسلامی: فروپاشی تدریجی، نه سقوط فوری
- رژیم جمهوری اسلامی در مرحلهی نخست، واکنشی بر پایهی تبلیغات ملیگرایانه، اعلام وضعیت اضطراری، و سرکوب خیابانی نشان خواهد داد.
- با تخریب مراکز فرماندهی و زیرساختهای حیاتی، شکافهای ساختاری در سطوح فرماندهی سیاسی-نظامی نمایانتر میشوند.
- تضادهای درونی میان بیت رهبری، سپاه، دولت و دستگاههای اطلاعاتی میتوانند توازن داخلی نظام را دگرگون کنند، گرچه احتمال سقوط فوری هنوز پایین است.
۲. ارتش و سپاه: پراکندگی و گسست فرماندهی
- ارتش ممکن است در آیندهای نزدیک، در برخی بخشها، بهسوی بیطرفی یا جدایی از حاکمیت گرایش یابد.
- سپاه پاسداران، در حالی که همچنان ابزار سرکوب اصلیست، با تلفات و آشفتگی در سامانه فرماندهی روبهروست و در صورت تشدید بحران، انسجام پیشین خود را از دست خواهد داد.
۳. تهدید در سایه: نیروهای لمپن، سلطنتطلب و نیابتی
- سلطنتطلبان سازمانیافته در خارج کشور، با حمایت لجستیکی برخی دولتها و مدیای وابسته چون «ایران اینترنشنال» و «منوتو»، در خیال ورود به ایران در قامت «آزادیخواهان» هستند.
- این نیروها با رویکردی انتقامجویانه و ضدمردمی، در صدد تصفیهی فیزیکی و سیاسی نیروهای مترقی، کارگری و کمونیستی خواهند بود.
- اجرای این پروژه با حمایت پنهان یا آشکار برخی قدرتها میتواند به شکلگیری دیکتاتوری نیابتی مدرن بینجامد—نوعی «فاشیسم نوین» در لباس نجاتبخش.
۴. مجاهدین خلق: نیرویی با سابقهی سازمانی، اما چالشبرانگیز در حافظهی جمعی
سازمان مجاهدین خلق، با پیشینهای طولانی در مبارزه علیه هر دو نظام شاه و جمهوری اسلامی، و برخورداری از ساختار تشکیلاتی منسجم، در برخی سناریوهای انتقالی نقش خواهد داشت.
با این حال، جایگاه این سازمان در حافظهی تاریخی جامعه ایران همواره آمیخته به تضاد و حساسیت بوده است.
تجربهی جنگ ایران و عراق، همکاریهای خارجی، و سیاستهای انحصارطلبانه گذشته، موجب تردید در میان بخشهایی از مردم شده است.
در این شرایط، ضروریست هر نیرویی که مدعی ایفای نقش در آینده ایران است، مشروعیت خود را از مردم بگیرد، نه از قدرتهای خارجی.
شفافیت، گفتوگو با نیروهای مستقل، و پرهیز از نظامیگری و حذفگرایی، تنها راه بازسازی اعتماد عمومیست.
۵. نیروهای چپ، مترقی و مردمی: یا حاشیه، یا رستاخیز
- اگر نیروهای چپ، کارگری، دانشجویی، زنان، و اقلیتها نتوانند امروز دست به سازمانیابی مستقل، ایجاد شوراهای مقاومت محلی، و رسانههای رادیکال بزنند، فردا تنها نظارهگر تقسیم قدرت خواهند بود.
- اتحاد همهی نیروهای مترقی، با شعار «نان، صلح، مسکن، آزادی، دموکراسی شورایی و استقلال»، تنها آلترناتیو پایدار در برابر دو قطب ویرانگر است: استبداد مذهبی و فاشیسم نیابتی.
۶. چشمانداز محتمل: یا لیبی و سوریه، یا کومونای ایرانی
اگر نیروهای مستقل مردمی از صحنه حذف شوند، ایران میتواند به میدان تجزیه، جنگ داخلی، و دولتهای نیابتی بدل شود—نسخهای از لیبی، عراق یا سوریه.اما اگر مردم از پایین، با شوراهای خودگردان، شبکههای محلی و مقاومت پیگیر، وارد عمل شوند،میتوان رؤیای حکومت مردمی بر اساس دموکراسی شورایی و رادیکال را زنده کرد.
نتیجهگیری:
⛔ نه به جنگ امپریالیستی
⛔ نه به جمهوری اسلامی
⛔ نه به سلطنتطلبی فاشیستی و نیابتی
✅ آری به:
✔ مقاومت مردمی
✔ اتحاد نیروهای چپ، کارگری، و جنبشهای اتنیکی
✔ شکلگیری شوراهای مستقل
✔ بازسازی رسانههای رادیکال
✔ مقاومت فرهنگی، طبقاتی و سیاسی
پیوست: جدول تحلیلی وضعیت نیروها
نیرو / موقعیت
وضعیت کنونی
آینده در صورت غیاب نیروی سوم مردمی
- جمهوری اسلامی
در شوک، در حال سرکوب، با ابزارهای تبلیغاتی
فروپاشی تدریجی، همراه با خلا قدرت و خشونت ساختاری
- ارتش
متزلزل، برخی بخشها منفعل یا بیطرف
همکاری با نیروهای خارجی یا فروپاشی سلسلهمراتبی
- سپاه
بازوی ضربت رژیم، اما دچار تلفات و سردرگمی
تجزیه یا تبدیل به نیروی محلی خودمختار
- سلطنتطلبان لمپن
در خیال ورود، مجهز به رسانه و حامیان خارجی
اجرای پروژه دیکتاتوری نیابتی، سرکوب جنبشهای مردمی
- مجاهدین خلق
سازمانیافته، دارای سابقهی بحثبرانگیز
- نیروهای چپ و مترقی
پراکنده، اما با ریشههای اجتماعی و تاریخی
در صورت عدم سازماندهی، حذف یا انزوا
- مردم
خشمگین، در شوک، مستعد کنش و امید به رهایی
یا قربانی جنگ داخلی، یا آفرینندهی آیندهای نو
ناصر کمالی
۲۲ زوئن ۲۰۲۵ لندن
