مطهرنیا مطرح کرد
یک استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل بینالملل درباره آینده مذاکرات ایران و آمریکا میگوید: افکار عمومی از این جهت احساس میکنند که شروع مذاکرات میتواند زمینه ساز گذار از وضع موجودی باشد که تکرار مکررات را در برهههای گوناگون تاریخی به وجود آورده است اما اینکه ما بخواهیم از این مذاکرات مانند مذاکرات قبلی انتظارات بالایی داشته باشیم و سطح توقعات مردم را بالا ببریم این میتواند مخاطره انگیز باشد.
دکتر مهدی مطهرنیا در گفت وگو با شفقنا در پاسخ به این سوال که روند مذاکرات ایران و آمریکا را چطور ارزیابی میکنید اظهار داشت: این دور از مذاکرات چندمین دوره مذاکرات بین ایران و آمریکا در پروندههای هستهای و دیگر موارد برای واشنگتن است که اوج آن در پرونده هستهای است.
وی افزود: در این چارچوب ما شاهد دور جدیدی از مذاکرات هستیم که دارای یک نوع بافت ویژه است که برگرفته از یک نوع ادبیات رئیس جمهور ترامپ در دور دوم ریاست جمهوری خود است که با قدرت وارگی تهاجمی برگزیده است و نه تنها برای تهران که برای پایتختهای کشورهایی مثل اوکراین و روسیه و حتی اسرائیل آن را دیکته میکند و لذا این اتوریته تهاجمی یا قدرت وارگی در پی تثبیت نظم نوین جهانی با قرائت آمریکایی و با بازخوانی آن توسط پست نئوکانهایی که در اطراف ترامپ هستند شکل میگیرد. این اولین بار است که آمریکا در مذاکرات کاملا اعلام موضع میکند اگرچه میگویند که هویدا نیست که آمریکا از ایران چه میخواهد، اما در عمل به طور وضوح و آشکارا حتی در زمان پمپئو در دور اول ریاست جمهوری ترامپ شرایط خود را بیان کردهاند. بعضی از این شروط در حال عملیاتی شدن و حتی عملیاتی شده است.
مساله ایران و آمریکا اتمیزه شده است
وی تصریح کرد: آمریکا در این دور مذاکرات تلاش کرده است گفتمان انقلابی در تهران که همواره با محور مقاومت بیان میکرده محدود سازی کند و زمینههای دیکته اراده خود را در میز مذاکرات فعال کند لذا میبینیم نماینده ترامپ نه یک شخصیت حقوقی تعریف شده در ساختار سیاسی دولت فدرال آمریکا در مذاکرات شرکت میکند، وزیرخارجه آمریکا با وزیرخارجه ایران هم دیدار نکرده است این در آیین قدرت و در عرصه دیپلماسی معنادار است. اینکه به مذاکره خوش بین نبودهام دلیل آن باز میگردد به ۳ دهه مذاکراتی که ایران و آمریکا در پروندههای گوناگون حتی قبل از پرونده هستهای داشتهاند و ماجرای سفارت آمریکا در تهران، گفت وگوهای الجزایر و مربوط به آن همه آنها در این سابقه وجود دارد و براساس این سابقه همواره یک اوج رسانهای در آغاز هر دور مذاکرات دیده میشود و بعد از انجام مذاکره گره کارها در پایان بیشتر دیده میشود به گونهای که من سالها پیش عرض کردم اینکه مساله ایران و آمریکا اتمیزه شده است به گونهای که در لایه درونی خود دچار بحران مفاهیم است.
مطهرنیا ادامه داد: ما از مذاکره سخن میگوییم آمریکاییها هم از مذاکره سخن میگویند ما اعلام مواضع میکنیم آمریکاییها هم اعلام مواضع، اما محتوایی که از مذاکره و مواضع و سیاست و استراتژی برداشت میشود با یکدیگر از مرزهای تمایز میگذرد و تفاوت پیدا میکند. اتفاقا اکنون از جهتی نزدیک شده است ایران از مذاکره از سازمانهای بینالمللی از تریبونهای گوناگون به عنوان تریبونی برای اعلام مواضع خود سود برده است و به روشنی اعلام میکرده است به طرف مقابل اعتماد ندارد و اکنون ترامپ هم با همین ادبیات سخن میگوید، ددلاین مشخص میکند، درخواستهای خود را میگوید و در عین حال میگوید میتوانیم در چارچوب این معنا امتیازاتی هم به تهران بدهیم این نیز به دلیل آن است که ترامپ و گهواره قدرتی که در آمریکا تکان میخورد به دنبال آن است که بتواند ایران را در قرن آتی به یک شریک استراتژیک تبدیل کند و لذا آنچه در مذاکرات عمان دیده میشود از آن جهت خوشبینانه است که در حال ایجاد یک نظام ادبیاتی و زبان گفت وگوی همراه و همدل در جهت مشخص کردن تکلیف مساله ایران و آمریکاست. وی تصریح کرد: تا هر دو طرف به یک نتیجهای در جهت بستن این پرونده و رفتن روبه جلو باشد این امر تا حدود زیادی امیدوارکننده است چرا که یا آمریکا در چند سال آینده باید با ایران به یک تفاهم معنادار و تعریف شده برای استقرار نظم نوین جهانی نائل آید یا اینکه شکست را پذیرا خواهد بود و نخواهد توانست آنچه را به عنوان سناریو شاسیته در این زمینه میبینید دنبال کند یا اینکه ایران باید بپذیرد نه تنها در مورد پرونده هستهای در نظام بینالملل بلکه بسیاری از پروندههای موجود در نظم منطقه ای و حتی در حوزه برخوردهای داخلی با مخالفان را از منظر قوانین بیناللملی پذیرا باشد؛ این منطق اکنون از این جهت پیش روی افکار عمومی است و افکار عمومی از این جهت احساس میکند که شروع مذاکرات میتواند زمینه ساز گذار از وضع موجودی باشد که تکرار مکررات را در برهههای گوناگون تاریخی به وجود آورده است اما اینکه ما بخواهیم از این مذاکرات مانند مذاکرات قبلی انتظارات بالایی داشته باشیم و سطح توقعات مردم را بالا ببریم این میتواند مخاطره انگیز باشد.
وی افزود: در این چارچوب ما شاهد دور جدیدی از مذاکرات هستیم که دارای یک نوع بافت ویژه است که برگرفته از یک نوع ادبیات رئیس جمهور ترامپ در دور دوم ریاست جمهوری خود است که با قدرت وارگی تهاجمی برگزیده است و نه تنها برای تهران که برای پایتختهای کشورهایی مثل اوکراین و روسیه و حتی اسرائیل آن را دیکته میکند و لذا این اتوریته تهاجمی یا قدرت وارگی در پی تثبیت نظم نوین جهانی با قرائت آمریکایی و با بازخوانی آن توسط پست نئوکانهایی که در اطراف ترامپ هستند شکل میگیرد. این اولین بار است که آمریکا در مذاکرات کاملا اعلام موضع میکند اگرچه میگویند که هویدا نیست که آمریکا از ایران چه میخواهد، اما در عمل به طور وضوح و آشکارا حتی در زمان پمپئو در دور اول ریاست جمهوری ترامپ شرایط خود را بیان کردهاند. بعضی از این شروط در حال عملیاتی شدن و حتی عملیاتی شده است.
مساله ایران و آمریکا اتمیزه شده است
وی تصریح کرد: آمریکا در این دور مذاکرات تلاش کرده است گفتمان انقلابی در تهران که همواره با محور مقاومت بیان میکرده محدود سازی کند و زمینههای دیکته اراده خود را در میز مذاکرات فعال کند لذا میبینیم نماینده ترامپ نه یک شخصیت حقوقی تعریف شده در ساختار سیاسی دولت فدرال آمریکا در مذاکرات شرکت میکند، وزیرخارجه آمریکا با وزیرخارجه ایران هم دیدار نکرده است این در آیین قدرت و در عرصه دیپلماسی معنادار است. اینکه به مذاکره خوش بین نبودهام دلیل آن باز میگردد به ۳ دهه مذاکراتی که ایران و آمریکا در پروندههای گوناگون حتی قبل از پرونده هستهای داشتهاند و ماجرای سفارت آمریکا در تهران، گفت وگوهای الجزایر و مربوط به آن همه آنها در این سابقه وجود دارد و براساس این سابقه همواره یک اوج رسانهای در آغاز هر دور مذاکرات دیده میشود و بعد از انجام مذاکره گره کارها در پایان بیشتر دیده میشود به گونهای که من سالها پیش عرض کردم اینکه مساله ایران و آمریکا اتمیزه شده است به گونهای که در لایه درونی خود دچار بحران مفاهیم است.
مطهرنیا ادامه داد: ما از مذاکره سخن میگوییم آمریکاییها هم از مذاکره سخن میگویند ما اعلام مواضع میکنیم آمریکاییها هم اعلام مواضع، اما محتوایی که از مذاکره و مواضع و سیاست و استراتژی برداشت میشود با یکدیگر از مرزهای تمایز میگذرد و تفاوت پیدا میکند. اتفاقا اکنون از جهتی نزدیک شده است ایران از مذاکره از سازمانهای بینالمللی از تریبونهای گوناگون به عنوان تریبونی برای اعلام مواضع خود سود برده است و به روشنی اعلام میکرده است به طرف مقابل اعتماد ندارد و اکنون ترامپ هم با همین ادبیات سخن میگوید، ددلاین مشخص میکند، درخواستهای خود را میگوید و در عین حال میگوید میتوانیم در چارچوب این معنا امتیازاتی هم به تهران بدهیم این نیز به دلیل آن است که ترامپ و گهواره قدرتی که در آمریکا تکان میخورد به دنبال آن است که بتواند ایران را در قرن آتی به یک شریک استراتژیک تبدیل کند و لذا آنچه در مذاکرات عمان دیده میشود از آن جهت خوشبینانه است که در حال ایجاد یک نظام ادبیاتی و زبان گفت وگوی همراه و همدل در جهت مشخص کردن تکلیف مساله ایران و آمریکاست. وی تصریح کرد: تا هر دو طرف به یک نتیجهای در جهت بستن این پرونده و رفتن روبه جلو باشد این امر تا حدود زیادی امیدوارکننده است چرا که یا آمریکا در چند سال آینده باید با ایران به یک تفاهم معنادار و تعریف شده برای استقرار نظم نوین جهانی نائل آید یا اینکه شکست را پذیرا خواهد بود و نخواهد توانست آنچه را به عنوان سناریو شاسیته در این زمینه میبینید دنبال کند یا اینکه ایران باید بپذیرد نه تنها در مورد پرونده هستهای در نظام بینالملل بلکه بسیاری از پروندههای موجود در نظم منطقه ای و حتی در حوزه برخوردهای داخلی با مخالفان را از منظر قوانین بیناللملی پذیرا باشد؛ این منطق اکنون از این جهت پیش روی افکار عمومی است و افکار عمومی از این جهت احساس میکند که شروع مذاکرات میتواند زمینه ساز گذار از وضع موجودی باشد که تکرار مکررات را در برهههای گوناگون تاریخی به وجود آورده است اما اینکه ما بخواهیم از این مذاکرات مانند مذاکرات قبلی انتظارات بالایی داشته باشیم و سطح توقعات مردم را بالا ببریم این میتواند مخاطره انگیز باشد.
