از آنجائیکه به عزیزان در شورای ملی مقاومت علاقه شخصی دارم، دائما موقع نوشتن زبانم را به دندان می گیرم که نکند خون ارزشمند جانباختگان خلق ستمدیده را با جملاتی بی ارزش نادیده بگیرم. به زبانی ساده، هربار که قلم به دست گرفته و از این «مرگ آگاهان» انتقاد می کنم، شرم می کنم. بارها به خودم تشر زده ام که «به توچه بذار هر چه می خواهند بکنند بکنند، هر چه می خواهند بگویند بگویند، خلق راه خودش را پیدا می کند» اما سکوت در این دوران وانفسا برای من یعنی خیانت. اهل هرچیزی هستم بجز خیانت به «اصول».

امروز در سایت محترم سازمان مجاهدین خلق ایران پیام خانم مریم رجوی – رئیس جمهوری منتخب شورای ملی مقاومت ایران برای دوران انتقال، منتشر شد، که آنرا در سایت های دیدگاه و بحران بازتکثیر کرده ام.

ایشان در آغازین جملات، خطاب به خلق ایران که قربانی ستمشاهی و شیخ گزیدگی است، چنین پیام داده اند «عید امسال، با سالروز شهادت حضرت علی علیه‌السلام مصادف شده و به‌همین خاطر ما نوروز را با چهارشنبه‌سوری درآمیخته و پیشاپیش به استقبال آن می‌رویم.
از هم‌اکنون حلول سال نو را به شما هموطنان آزاده و شریف تبریک می‌گویم.»

خانم مریم رجوی، یک مسلمان معتقد هستند. ایشان پیش از اینکه نام «رجوی» را بر خود بگذارند، مسلمان بودند. و پس از آنهم به عنوان همردیف «رهبر عقیدتی مجاهدین» یک مسلمان بودند. حتی پس از اینکه شورای ملی مقاومت ایران ایشان را به عنوان «رئیس جمهور دوران انتقال» انتخاب کردند، از دین خود روی برنگرداندند، با وجود اینکه شورا بر اصل «جدائی دین از دولت» تأکید داشت.

ایراد به نگرش و باور خداپرستانه ایشان نیست.

بارها، مسعود رجوی و دیگر مجاهدین خلق ایران تکرار کرده اند که انتخاب دین، مساله شخصی است. در ایران آزاد، نه اجبار دینی وجود خواهد داشت و نه دین اجباری. با این وجود مرز پررنگ و قابل تفکیکی بین منصب ایشان به عنوان رئیس دولتی که به جدائی دین از دولت متعهد است، با یک «فرد» که به یک ایدئولوژی باور دارد، وجود دارد.

در پیامی که داده شده، ایشان بر دو نکته تأکید داشته اند. نخست اینکه روز فوت علی بن ابی طالب اولین امام شیعیان با روز باستانی نوروز مصادف شده، و دوم اینکه نتیجه گرفته اند که برای اینکه در آن روز (عید نوروز) به خلق ستمدیده منفور از اسلام اجباری، تبریک نگویند، امروز به پیشباز رفته و تبریک می گویند.

مشاوران سیاسی-اجتماعی ایشان، گوئی متوجه این واقعیت نیستند که تمام 46 سال مبارزه دقیقا بر سر همین «سانسور» ایرانی بودن ها است. حجاب اجباری بخاطر «اسلام اجباری». روزه اجباری بخاطر «اسلام اجباری»، نماز جماعت اجباری بخاطر «اسلام اجباری». مشاوران ایشان گوئی متوجه نیستند که خلق مبارزه نمی کند که شیخی برود و مسلمانی دیگر جایش را بگیرد، وگرنه مطهری و بهشتی و مصباح یزدی و سبز سیدی که بودند! خلق مبارز ایران برای آزادی از زنجیر «دین اجباری» فرزندان خود را فدا کرده اند. پیش از آنکه اسلام بر تاریخ ایران سلطه پیدا کند، نوروز بود، و اگر آمریکا همچون هیروشیما بر خاک ایران بمب هسته ای بریزد، باز هم نوروز باقی خواهد ماند.

نوروز یک سنّت تاریخی است. مردم ترک و فارس و کرد و بلوچ، در ایران و اروپا و آمریکا و استرالیا، رأس یک ساعت و دقیقه و ثانیه مشخص، هر چند دلشان از دنیا و حاکمان بر دنیا چرکین است، به یکدیگر لبخند زده و پیروزی کاوه بر ضحاک زمان را تبریک می گویند. این ساعت و دقیقه و ثانیه، بخاطر هیچ موضوعی تغییر نمی کند، مخصوصا اگر دلیل آن «دین» باشد.

سخت در درونم با خودم درگیرم که چگونه می شود به مشاوران این مجاهد خلق، که این پیام را نوشته اند، فهماند که ملت ایران «دین زده» شده اند. آیا فراموش کرده اند پیام خمینی را که می گفت در ایام نوروز «عشرت» نکنند چرا که برخی «داغدیده» هستند؟ آیا فراموش کرده اند واژه تازه تأسیس نظام جنایتکار اسلامی را که به ایران می گوید «ایران اسلامی» و به مردم می گوید «امت»؟

من با تمام وجودم به فداکاری و جانفشانی سازمان پرافتخار مجاهدین خلاق ایران باور دارم، و یاد تمام آن عزیزانی که می شناختم و در عملیات فروغ جاویدان جان فدا کردند را همیشه گرامی می دارم، اما این قبیل جمله بندی ها که هیچ نیست بجز بروز آنچه در درون است را شدیدا ناپسند می دانم و متاسفم که مشاوران ایشان بدون توجه به واقعیت های میدانی، پیام را بگونه ای نوشته اند گوئی که برای شورای ملی مقاومت ایران «دین» و «دیانت» بر «جدائی دین از دولت» ارجح است، و وقتی می گویند «جدائی دین از دولت» فریبی بیش نیست.

سال نو در سالروز وفات علی بن ابی طالب خجسته باد.