…. انسان به یک ارزشی نیاز دارد، تا بتواند زندگی نامعین خودش را در جهت نیل به آن ارزش تعیین بکند. بداند که چکار باید بکند، کجا باید برود، تا از ابهام بیرون بیرون بیاید. با این سمت گیری بسوی آن ارزش ( ارزش همانطوریکه گفتم، یعنی چیزی که انسان تلاش برای رسیدن به آن را بی فایده نمیداند، چیزیکه از طریق وصول به آن زندگیش معنی و مفهوم پیدا میکند. این ارزش می تواند، موقعیت، مقام، پول، نفی استثمار، لقاءالله و…. باشد.) زندگی انسان معنی پیدا می کند، مفهوم پیدا می کند……
…. باید انسان را در آن پروسه عینی تحول و تکامل تاریخی اش مورد بررسی قرار دهیم. یعنی چه؟ یعنی ببینیم انسان در گذرگاه تاریخ، یعنی از آن روز که حیاتش را آغاز کرد تا حالا چکار کرده؟ کی بوده؟ به کجا رسیده، و بالاخره در صحنه اجتماع حاضر چه وضعی دارد؟ و از اینطریق خودمان را در جریان عینی حرکتمان، یعنی بطور واقعی و صحیح مورد بررسی قرار دهیم. ببینیم ما چکار می کنیم، بقیه انسانها چکار می کنند و در جامعه چه خبر است؟ در تاریخ چه خبر است؟….
… می خواهی بدانی دین چیست؟ میخواهی بدانی دیندار کیست؟ مکذب دین کیست؟ میدانید که هرچیزی را با ضد خودش می شناسند: «اریت الذی یکذب بالدین…» آیا تکذیب کننده دین را دیده ای؟ آیا او را می شناسی؟ «فذلک الذی یدع الیتیم و….» معانی این آیات بسیار عمیق و جالب است و از آن نبایستی تعابیر ظاهربینانه بعمل آورد. تفسیر بسیار عالی و عمیقی دارد. که واقعا مفاهیم انقلابی اسلام توی آن نهفته است.
«ولایحض علی… بر نمی انگیزد، بر نمی انگیزاند برای طعام مساکین، محرومها» محرومها گرسنه اند، ولی (مکذب دین) حرکت نمیکند و بحرکت در نمی آورد مردم را، جامعه را، اما نماز میخواند، حسابی و مرتب و مفصل نماز میخواند: «فویل للمصلین – وای بر نمازگزاران (این قبیل نمازگزاران) «الذین هم عن صلاتهم ساهون – آنها که از نمازشان غافلند از محتوای نماز غافلند.» نمی شود نماز گزارد و سکوت کرد در مقابل محرومیت توده محروم، در مقابل گرسنگی توده محروم. از محتوای نماز غافلند و شکل را چسبیده اند: «الذین هم یراءون»، ظاهرسازی است، فقط شکل را چسبیده اند: «و یمنعون الماعون» – تولید و ابزار تولید را انحصاری کرده اند…..
